تبليغاتX
ابرشهر
:::: دانشنامه نیشابور ::::

 

گويش‌هاي محلي فارسي اعم از آن كه در جاي جاي ايران كنوني رواج داشته باشند يا بيرون از مرزهاي سياسي، در حكم ذخاير ارزنده‌اي است كه خيل عظيمي از واژه‌ها، اصطلاحات، امثال، افسانه‌ها، اشعار و تصنيف‌هاي فارسي در آن نگهداري مي‌شود و گردآوري، ضبط، تحقيق و نشر اهمّ آن‌ها، ضرورتي انكارناپذير است.

 

نيشابور با گذشته‌ي درخشان تاريخي و فرهنگي، از نواحي قابل مطالعه‌اي است كه يكي از ارزشمندترين گونه‌هاي گويش فارسي را تا امروز حفظ كرده و از اين حيث بسيار مستعد اعتناست. ارزندگي گويش نيشابوري وجوه متعددي دارد كه ذيلا به برخي از آن‌ها فهرست‌وار اشاره مي‌شود:

 

·     حفظ تلفّظ‌هاي صحيح و كهن: همچون مراعات دقيق واو و ياء معلوم و مجهول. مثال: شير [šir] (مايع نوشيدني) – شير ĕr] (حيوان درنده).

·         حفظ عناصر دستوري مرده: همچون «وك» (پسوند نسبت). مثال: گيلوك (= گل‌آلود)، چپوك (= چپ‌دست)، اخموك (اخمو).

·     حفظ واژه‌هايي كه امروزه رايج نيست اما در فرهنگ‌هاي فارسي ضبط شده است. مانند: سربَرغ (= بندي كه آب در آن جمع مي‌شود)، بترونجين (= گرفتگي عضلات)، بَختَه (= گوسفند نر).

·     حفظ واژه‌هايي كه امروزه رايج نيست اما در متون كهن پارسي به كار رفته است. مانند: اَندَر (= ناتني) و مادر اندر (= مادر ناتني) كه در متون به صورت «مايندر» به كار رفته است؛ ايكّه و ييكّه (= تنها) كه در متون به صورت «يكّه» آمده است.

·     حفظ واژه‌هايي كه امروزه رايج نيست اما محرض است كه در زبانهاي ايراني كهن –ويژه پهلوي- وجود داشته. مانند: زنگيچه   zang-i-ča(= آرنج دست) كه در پهلوي، جزء اول آن به صورت zang (= قوزك، مچ پا) آمده است.

·     حفظ واژه‌هايي كه امروز، از ميان رفته و پيشينه‌ي آن‌ها شناخته نيست، اما گويا در زبانهاي كهن ايراني ريشه داشته است. شناسايي اين گروه از واژه‌ها، كاري بسيار دشوار است و محتمل است كه واژه‌هاي اليفچ (= نوچ)، بيجه (= تمامي باقي‌مانده‌ي چيزي) و پَت (گره خورده و درهم‌پيچيده) از اين گروه باشند.

·     حفظ واژه‌هايي كه امروزه رايج نيست اما ساخت و معناي آن‌ها معلوم است. مانند: بخ‌تره (= جاليز) مركب از بيخ + تره، پرپري (= پروانه) مركب از پر+پر+ي، پيناو (= آبي كه در پايين‌تر از زمين قرار گرفته باشد) مركب از پايين + آب.

·         حفظ واژه‌هايي كه امروزه معناي كهن آن‌ها رايج نيست. مانند: اَموخته (= دست‌آموز)، بُن (= نشستن‌گاه)، بود (= كامل).

 

شناسايي واژه‌هاي ناشناخته‌ي متون كهن و بازيافت واژه‌هاي فنا شده‌ي فارسي از ميان گويش‌هاي موجود، از نيازهاي بنيادي زبان و ادب فارسي است كه گردآوري، ضبط و تحقيق در گويش نيشابوري، بخش چشمگيري از اين نياز را برآورده مي‌كند.

 

منبع:

·         ذاكرالحسيني، محسن، «گويش نيشابوري»، چكيده مقالات نخستين هم انديشي گويش شناسي ايران، 1380. ص. 20-21.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 18:29  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  |