در ژرفاي انديشه و عمق گفتههاي شیخ عارف نیشابور، مهر و هواخواهي اهل بيت پيامبر اكرم (ص) و آل علي (ع) كاملاً هويداست. این عارف بزرگ و نامآور، از امام حسين (ع)، به مثابهی نماد انسان كامل ياد میکند. واقعهی جانسوز عاشورا در تفكر عطار، واجد جايگاهي ويژه است. در حقيقت، فراز و رفعت مقامي كه حسين بن علي در انديشهی او دارد، بس خيالانگيز مينمايد. روايت عطار، از عاشورا، بسيار تراژيك و غمبار است، غمانگيز بودن ماجراي كربلا، مشخصهی اصلي باور عطار نيست، بلكه عمدهتوجه او معطوف به تفكر و روش امام حسين است. حسين از منظر عطار، كسي است كه به مقام يقين رسيده و خود را فدا و فنای حق ساخته. به ديگر سخن، در آموزههاي عرفاني عطار، شهادت امام حسين (ع)، بلندا و اوج عرفان عملي به شمار ميآيد و از اين روست كه به مريدان خويش سفارش ميكند چونان حسين، نفس خويش را فدا سازند و با فناي خود، به وصل خدا رسند.
«ما حسينيمذهبيم و پاكدين
با خوارج بستهايم اينجاي كين
ما شهيد كربلا را بندهايم
خويش را بر خاك او افكندهايم»
(عطار نیشابوری)
نینوا در نوای عطار نیشابوری
امیر نعمتی لیمائی
در تاريخ ديرين و پُر فراز و نشيب كهنديار ايران، كم نبودهاند بزرگاني كه در سير الي الله، شيفته و شيدا شده و آسيمهسر، گام در طريق عرفان نهاده تا با فناء في الله،نه تنها خود را از قيد و بند زندگي مادي برهانند، بلكه با روي برتافتن از آن، طعم و لذت وصل معشوق جاودانه را نيز دريابند. آنچه روشن است، ادبيات پرمايهی پارسي، بيش از همه، مديون و مرهون اين بزرگان است، زيرا همانگونه كه بسياري از انديشمندان نامآور و از جملهی آنان ذبيح الله صفا در مجموعهی عظيم و ارزشمند تاريخ ادبيات ايران آوردهاند، شعر پارسي در بُنمايه و پيكر خود، وامدار انديشههاي ديني و عرفاني است.
حضور تاريخي شاعران برجسته و عارفان نامآوري چون مولوي، عطار، ابوسعيد ابوالخير، حافظ، شاه نعمت الله ولي، ابوالحسن خرقاني، سنايي غزنوي و بسياري ديگر كه ذكر نام يكايك آنان، خود مثنوي هفتاد من كاغذي را ميطلبد، بر درستي گفتار فوق گواه است. در سياههی بلند بالاي اسامي عارفان پارسيسُرا، نام سه تن، دوچندان ميدرخشد و به تعبير محمدرضا شفيعي كدكني -شاعر و استاد برجستهی ادبيات-، در درياي پهناور ادب عرفاني، سه موج بزرگ، سه خيزاب بلند شگفتيزا وجود دارد؛ سنايي غزنوي، عطار نيشابوري و مولانا جلال الدين محمد بلخي. شعر اين سه نامدار اوج و قلهی شعر عرفاني پارسي است و ميراث انديشهی اينان، بالاترين ميراث معنوي تبار انسان در عرصهی جهانبيني عرفاني. مولانا خود نيز اشارتي بدين مضمون داشته است:
عطار، روح بود و سنايي، دو چشم او
ما از پي سنايي و عطار ميرويم
آنچه واكاوي و كنكاش در آثار اين سه عارف پرآوازه به دست ميدهد، آن است كه در ژرفاي انديشه و عمق گفتههايشان، مهر و هواخواهي امام حسين (ع) كاملا هويدا و نمايان است. در حقيقت؛ سنايي، عطار و مولوي، از امام حسين (ع) به مثابهی نماد انسان كامل ياد كردهاند. نگارنده پيش از اين ... طي دو مقالهی جداگانه با عناوين، نينوا در نواي مولوي و نينوا در نواي سنايي غزنوي ... به واكاوي ديدگاه مولانا و سنايي، دربارهی امام حسين (ع) پرداخته و در آن دو، وعده داده بود كه گر فرصتي مهيا شود به بازبيني افكار عطار نيشابوري نيز در ا ينباره خواهد پرداخت. خداي را سپاس كه مجال آن فراهم آمد.
فريدالدين ابوحامد محمد بن ابراهيم نيشابوري مشهور به عطار، اواخر سده ششم و اوايل قرن هفتم هجري ميزيست. جستجو و كاوش در رسائل و ديوانهاي منثور و منظوم او كه مورد تحسين و ستايش بزرگان نامآور قرار گرفته، پژوهشگر را بدين نكته رهنمون ميسازد كه در ژرفاي انديشه و عمق گفتههاي اين عارف و شيداي شهير، مهر و هواخواهي اهل بيت پيغمبر اكرم (ص) و آل علي (ع) كاملاً هويداست. دلايل و براهين زيادي براي اثبات اين مدعا وجود دارد و از آن جمله، ميتوان به ابيات ذيل اشاره كرد:
اولياء با انبياء هر دو يكند
هر دو نور ذات بيچون بيشكند
مصطفي ختم رسل شد در جهان
مرتضي ختم ولايت در عيان
جمله فرزندان حيدر ز اوليا
جمله يك نورند حق كرد اين ندا
پاك و معصوم و مطهر چون نبي
اين سخن را مينداند هر صبي
عطار در شعري ديگر كه در نعت اولاد علي مرتضي (ع) سروده نيز علاقهی وافر خود به خاندان پيامبر (ص) را هويدا كرده است. در اين شعر، او اسامي يكايك امامان دوازدهگانه (ع) را ذكر كرده و به مدح آنان، سخن گشوده است. در بخشي از اين شعر، عطار به صراحت اذعان داشته كه اهل بيت پيامبر (ص) پيشوايان خلق و شمعي فروزان براي رهپويان دين هستند:
سالكان كار حق ايشان بدند
مظهر انوار حق ايشان بدند
پيشواي خلقشان ميدان يقين
آنكه ايشانند شمع راه دين
از آنچه گفته آمد، مقام و منزلت والاي خاندان حضرت محمد (ص) نزد عطار پديدار گشت، اما بايسته و شايسته است ياد شود، سيماي امام حسين (ع) و واقعهی جانسوز عاشورا در تفكر او واجد جايگاهي خاص و ويژه است. در حقيقت، فراز و رفعت مقامي كه حسين بن علي (ع) در انديشهی عطار دارد، بس خيالانگيز مينمايد. اين مفهوم را اشعاری كه او سروده به وضوح مشخص و نمايان ميكند.
كاشكي اي من سگ هندوي او
كمترين سگ بودمي در كوي او
يا در آن تشوير آبي گشتمي
در جگر او را شرابي گشتمي
به ويژه در آن زمان كه بر دشمنان و قاتلان نوادهی پيامبر (ص) ميتازد و آنان را لعن و نفرين ميكند:
كفرم آيد هركه اين را دين شمرد
قطع بادا ز بن زفاني كين شمرد
هر كه در رويي چنين آورد تيغ
لعنتم از حق بدو آيد دريغ
برای خواندن دنباله این نوشتار، بر روی اینجا کلیک نمایید.
برچسبها:
عطار نیشابوری,
نینوا,
عاشورا,
واقعه کربلا,
امام حسین
+
نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن1391ساعت 19:59  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)
|