:::: دانشنامه نیشابور ::::

نیشابور در جغرافیای تاریخی جاده ابریشم

Neyshabur in the Historical Geography of the Silk Road

راه ابریشم، یکی از پرآوازه‌ترین جاده‌های تاریخ حیات انسان بر روی کره‌ی خاکی است. این راه، راه بازرگانی قدیمی است که از چین، در شرق دور، آغاز و تا دریای مدیترانه در غرب، امتداد می‌یافت. از این جاده، افزون بر کالاهای بازرگانی، اندیشه‌ها و فرهنگ‌های ملت‌ها و قوم‌های گوناگون، از آن راه، به دیگر ممالک و سرزمین‌ها منتقل می‌شد. در مسیر این جاده که باید آن را شاهراه تاریخی تبادل فرهنگی و تمدنی شرق و غرب دانست، شهرهای بزرگی پدید آمده و جای گرفته‌اند که بسیاری، نامی آشنا و نقشی پرمایه در فرهنگ و تمدن بشریت داشته‌اند. این نوشتار، با بهره‌گیری از بخشی از مقاله «جغرافیای تاریخی شهرهای راه ابریشم» نوشته آقای «علی غلامی دهقی»، به بازشناسی جغرافیای تاریخی نیشابور (از شهرهای جغرافیای جاده ابریشم) می‌پردازد.    

راه ابریشم، گذرگاه تجاری پرآوازه‌ای است که چگونگی داد و ستد فرهنگی شرق و غرب در این راه، قابل مشاهده است. این راه، راه بازرگانی قدیمی بود که از چین، واقع در شرق دور، آغاز و تا دریای مدیترانه در غرب امتداد می‌یافت. نکته‌ی قابل توجه این‌که افزون بر کالاهای بازرگانی، اندیشه‌ها و فرهنگ‌های ملت‌ها و قوم‌های گوناگون، از آن راه، به دیگر کشورها منتقل می‌شد. راه ابریشم در واقع، بیان‌گر تمدن قدیم مشرق‌زمین است. در توصیف راه ابریشم از شرق، به غرب می‌توان گفت: راه ابریشم، از دروازه یشم و دیوار چین، شروع می‌شد و از طریق «توزفان» (راه شمالی) و «ختن» (راه جنوبی) به کاشغر می‌رسید و از آن جا به فرغانه می‌رفت. در فرغانه، کالاها را می‌فروختند یا با کاروان دیگری، از راه سمرقند به بخارا و مرو یا به بلخ و هرات برده و از طریق نیشابور، دامغان، سمنان، ری، قزوین، مرزه ویل، سراب، بستان آباد، تبریز و مرند به آسیای صغیر می‌رساندند. یا این‌که از بلخ از طریق راه دره خُلم و سنگان و اندرآب به هندوستان می‌رفتند.

مقاله «جغرافیای تاریخی شهرهای راه ابریشم» پژوهشی است که به قلم آقای «علی غلامی دهقی» نگاشته شده. این پژوهش در چهار فصل تنظیم شده: فصل اول (عراق: مسیر بغداد تا حلوان)؛ فصل دوم (عراق عجم یا جبال: از حلوان تا ری)؛ فصل سوم (قومس: از دامغان تا نیشابور) و فصل چهارم (خراسان: از نیشابور تا بدخشان). تلاش نگارنده بر این بوده است که در توصیف هر شهری؛ به پیشینه تاریخی، چگونگی فتح آن به دست مسلمانان، بازرگانی و محصولات، مذهب، زبان و فرهنگ و ترکیب جمعیتی پرداخته و به هر یک از این مؤلفه ها به صورت گذرا اشاره کند. آنچه در زیر می‌آید بخشی از مقاله یاد شده است که به توصیف نیشابور، از شهرهای مهم جغرافیای جاده ابریشم، می‌پردازد. برای مطالعه تمام مقاله، به آدرسی که در پایان این نوشتار آمده است مراجعه نمایید.

ایالت خراسان (از نیشابور تا بدخشان): واژه‌ی خراسان، در زبان فارسی به معنی محل طلوع خورشید است و در زبان قدیم فارسی، به معنی خاورزمین است.(1) ایالت خراسان، در دوره اعراب به چهار قسمت (چهار ربع) تقسیم می‌گردید و هر ربعی به نام یکی از چهار شهر بزرگی که در زمان‌های مختلف کرسی آن ربع، یا کرسی تمام ایالت بودند، خوانده می‌شد.(2) اصطخری و ابن حوقل، از چهار شهر مهم و بزرگ خراسان یعنی نیشابور، مرو، بلخ و هرات نام برده‌اند.(3) هر یک از این شهرها در دوره‌ی اسلامی، برای مدتی، مرکز ایالت خراسان بوده‌اند. در فتوحات اول اسلامی، کرسی ایالت خراسان مرو و بلخ بود، ولی سلسله طاهریان، نیشابور را مرکز فرمانروایی خود قرار دادند.(4)

نیشابور: بنای نخستین این شهر را به طهمورث دیوبند منسوب می‌کنند.(5) در وجه نام‌گذاری آن به نیشابور، سه وجه ذکر شده است. نخست این که اردشیر بابکان پس از خرابی، آن را ساخت و شاپور پسر اردشیر از پدر آن را درخواست کرد، اما پدر مضایقه نمود. شاپور به غیرت آمد و آن را تجدید بنا کرد و «نه شاپور» نام نهاد. این اسم عَلَم شد و عرب نیشابور خواندند.(6) دو وجه دیگر هم یاقوت ذکر کرده است: یکی این که اطرافیان شاپور او را گم کردند و به خود گفتند «نیست شاپور» و دیگری این که شاپور از این منطقه عبور کرد و دید «نی» بسیار دارد؛ گفت خوب است این جا شهر شود. بنابراین به «نی شاپور» معروف گردید.(7) نیشابور را «ام البلاد خراسان»، «اَبَرشهر» و «دمشق کوچک» نیز نامیده‌اند.(8) اصطخری نوشته است: در خراسان هیچ شهری بزرگ‌تر از نشابور نیست.(9)

دارالاماره خراسان از عهد اکاسره، بلخ و مرو بود. بنابر نظر مستوفی تا آخر عهد طاهریان نیز همان دو شهر، دارالاماره بودند و این عمرو بن لیث صفاری بود که در نیشابور دارالاماره ساخت و آن جا دارالاماره خراسان شد.(10) اما یعقوبی، بنای دارالاماره در نیشابور را به عبدالله بن طاهر نسبت می‌دهد و اصطخری نیز می‌گوید: «سرای امارت به خراسان در مرو بودی و در بلخ بودی تا روزگار طاهریان کی آن جا مقام ساختند.»(11) بنابر نظر یعقوبی و اصطخری، طاهریان نیشابور را دارالملک قرار دادند. نیشابور در زمان خلافت عثمان در سال 30 ق توسط عبدالله بن عامر بن کریز فتح شد. این شهر، در همه چیز، تابع خراسان بود و خراج آن نیز به خراسان می‌رفت.(12) در «حدود العالم»، نیشابور، شهر بزرگی توصیف شده که جمعیت زیاد دارد و محل بازرگانان و محل استقرار سپاه است.(13) مقدسی، آن را خوره‌ای پهناور با روستاهای پرمایه و آبادی‌ها و قنات‌ها توصیف کرده است.(14) از رسم‌های نیکوی نیشابور، به داوری نشستن سپهسالار با وزیر اوست که با کمک قاضی و رئیس و چند تن از دانشمندان و بزرگان، روزهای یکشنبه و چهارشنبه، دادخواهی ستمدیدگان را می‌پذیرند و روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه در مسجد رجا حکم صادر می‌کنند و این در کشور اسلام، بی‌مانند است.(15)

ابن رسته، مسیر میان قومس تا نیشابور را به تفصیل بیان داشته و درباره‌ی خود نیشابور نوشته است: «شهری است هم صحرایی و هم کوهستانی، که در یک طرف آن کوه بلندی واقع شده و آب آشامیدنی این شهر، از قنات‌های زیرزمینی است و مقداری از آبشان را هم از رودخانه فراهم آورده‌اند.»(16) ابودلف، که از نزدیک نیشابور را دیده، نوشته است: «در نیشابور، آثاری از ایرانیان و اعراب وجود ندارد و فقط ساختمان‌هایی شبیه به بناهای قدیمی دیده می‌شود که یکی از سلاطین آل طاهر برپا کرده است ... در وسط شهر نیشابور، یک شهر قدیمی واقع است که اطراف آن را دیوار بلند و خندق بزرگی فراگرفته و برج‌های عظیمی دارد.»(17) درباره‌ی محصولات و معادن نیشابور، جغرافی‌نویسان مطالب فراوانی نوشته‌اند. اصطخری، کوه‌های نیشابور را معدن فیروزه دانسته است.(18) ابن رسته هم نیشابور را دارای معدن مس دانسته که از مسِ معادنِ دیگرِ روی زمین، مرغوب‌تر است.(19)

مقدسی، در بحث بازرگانی این منطقه، نوشته است: «از نیشابور؛ پارچه‌های سپید، حفیه، بیباف، عمامه‌های شهجانی حفیه، راختج، تاختج، مقنعه، زیرپیراهنی، ملحم ابریشمی، مصمت، عتابی، سعیدی، ظرائفی، مشطی، زینت، پارچه‌های موئین و نخ ریسیده خوب و آهن و جز آن‌ها صادر می‌شود.»(20) درباره‌ی شگفتی‌های نیشابور، مقدسی، از یک تپه با خاک سیاه همچون مداد نام برده که نامه‌ها را با آن می‌نویسند و کتاب‌ها را مهر می‌کنند.(21) ابن بطوطه، از پارچه‌های حریر که در نیشابور بافته می‌شوند یاد کرده و نوشته است آن‌ها را برای فروش به هندوستان می‌فرستند.(22) در سال 605 ق، نیشابور با زلزله خراب شد و در حوالی آن، شهر دیگر ساختند و «شادیاخ» نامیدند. در سال 618 ق مغول‌ها به این شهر حمله کرده و پس از کشتن بسیاری، شهر را خراب کردند.(23)

پی‌نوشت‌ها:

1.  «الرَّوْضُ المِعْطارِ فی خَبَرِ الاْقْطارِ»، محمد بن عبدالمنعم الحمیری، تحقیق احسان عباس، بیروت، مکتبة لبنان، الطبعة الثانیة، 1984 م، ص 214؛ «سرزمین‌های خلافت شرقی»، لسترنج، ترجمه محمود عرفان، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، 1373 ش، ص 408.

2. همان.

3.  «صورة الارض»، ابوالقاسم بن حوقل النصیبی، لیدن، الطبعة الثانیه، 1938 م، ص 430؛ «مسالک و ممالک»، ابواسحق ابراهیم اصطخری، به اهتمام ایرج افشار، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم، 1368 ش، ص 203.

4.  «سرزمین های خلافت شرقی»، ص 409.

5.  «نزهة القلوب»، حمدالله مستوفی قزوینی، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، کتابخانه طهوری، 1336 ش، ص 181.

6.  همان، ص 182.

7.  «معجم البلدان»، یاقوت بن عبدالله الحموی، بیروت، دار صادر، 1399 ق، ج 5، ص 331.

8.  «نزهة القلوب»، همان؛ «مسالک و ممالک»، ص 204؛ «سفرنامه ابن بطوطه»، ابن بطوطه، ترجمه محمدعلی موحد، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1337 ش، ص 396.

9.  «مسالک و ممالک»، ص 205.

10. «نزهة القلوب»، ص 182.

11. «البلدان»، احمد بن ابی یعقوب، معروف به ابن واضح یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ سوم، 1356 ش، ص 54؛ «مسالک و ممالک»، ص 205.

12. «البلدان»، همان.

13. «حدود العالم عن المشرق الی المغرب»، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، کتابخانه طهوری، 1362 ش، ص 89.

14. «احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم»، محمد بن احمد مقدسی، ترجمه علی‌نقی منزوی، تهران، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، چاپ اول، 1361، ج 2، ص 435.

15. همان، ص 480.

16. «الأعلاق النفیسة»، احمد بن عمر بن رُسته، ترجمه و تعلیق حسین قره‌چانلو، تهران، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ اول، 1365، ص 199-200.

17. «سفرنامه ابودلف در ایران»، ابودلف، با تعلیقات ولادیمیر مینورسکی، ترجمه سیدابوالفضل طباطبایی، تهران، انتشارات زوار، چاپ دوم، 1354 ش، ص 85-86.

18. «مسالک و ممالک»، همان، ص 205.

19. «الاعلاق النفیسة»، ص 85-86.

20. «احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم»، ص 474 -475.

21. همان، ص 487.

22. «سفرنامه ابن بطوطه»، ص 397.

23. «نزهة القلوب»، ص 182؛ «الروض المعطار ...»، همان، ص 588 – 589.

منبع: غلامی دهقی، علی، «جغرافیای تاریخی شهرهای راه ابریشم»، فصلنامه فرهنگ جهاد، زمستان 81 و بهار 82، ش 30 و 31. بازانتشار در وبگاه پایگاه حوزه. به کوشش ققنوس شرق، ابرشهر: دانشنامه نیشابور، آبان ماه 1393.


برچسب‌ها: جاده ابریشم, راه ابریشم, بازرگانی نیشابور, تجارت نیشابور, معادن نیشابور
+ نوشته شده در  شنبه 24 آبان1393ساعت 12:43  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  |