در بازديد از سايت مركز فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در بلگراد
در صفحه آثار متعلق به ايران در موزه هاي يوگسلاوي (صربستان)، ظرف چيني (نيشابور) را ديدم.
نام:
ظرف چيني (نيشابور)
قدمت:
سده نهم
قطر:
5/22 سانتي متر
ارتفاع:
8 سانتي متر
در قسمت داخلي و كنار آن چهار فضاي نامساوي ديده مي شود. اين فضاها به شكل مارپيچ تزئين و با تكنيك گرافيكي تهيه شده اند. تكنيك ساخت اين اشكال بسيار قديمي است. و معمولاً در سرزمين پارسها در سده نوزدهم مورد استفاده قرار مي گرفته است. اين اشكال و فضاها بارنگهاي براق، سبز و قهوه اي كم رنگ پوشيده اند.

![]()
از سايت مركز فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در بلگراد بازديد نماييد.
آشنايي با
در سايت مشاهير
زندگينامه لطف الله نيشابوري يكي از شاعران قرن هشتم و آغاز قرن نهم هجري نيشابور آمده است، با هم مي خوانيم؛
مولانا لطف الله نيشابوري از شاعران قرن هشتم و آغاز قرن نهم هجريست که پايان عهد ايلخانان و دوران طغا تيموريان و آل کرت و سربداران و تيمور و فرزندانش اميرانشاه و شاهرخ را درک کرده و بسياري از شاهان و صدور, بويژه اين سه تن اخير را مدح گفته است. نامش لطف الله بوده و نظر به مقامات معنوي که داشته از وي همه جا به عنوان مولانا ياد مي کرده است. او از نام خويش براي تخلص شعريش استفاده مي کرده و لطف تخلص مي کرده است. در نيشابور بدنيا آمده و در اول عمر خود در همانجا به تحصيل علم و کسب هنر پرداخت و پس از آنکه شاعري کار آمد شد به خدمت خواجه علاءالدين محمد فريومدي صاحب ديوان خراسان روي آورد و در آنجا با ابن يمين فريومدي آشنايي يافت و اشعار خود را بر او عرضه کرد و مورد تشويق و تحسين آن استاد قرار گرفت. بخشي از آگاهي ما از احوال دوران شباب شاعر و بدايت حال او متخذ از قصيده ايست در ديوان شاعر با مطلع:
ياد شب و روزي که مرا يار قرين بود
با يار قرين کلبه من خلـــد برين بود
ونشان مي دهد که در خانداني مرفه و صاحب مکنت بدنيا آمد و از تحصيل علوم ادبي و مطالعه ديوانهاي شاعران تازي گوي برخوردار شد و پس از فراغت از دانش اندوزي و ادب آموزي به مديحه گويي و غزلسرايي پرداخت و در مجلس علاءالدين محمد فريومدي از دوستي و همنشيني ابن يمين و تحسين و تشويق او بهره مند شد و پايان عمر را در پريشانحالي گذراند. از ميان سربداران کساني که ممدوح لطف الله بودند عبارتند از: تاج الدين علي چشمي معروف به علي شمس الدين (مقتول به سال ۷۵۵) نظام الدين يحيي کرابي (مقتول بسال ۷۵۹) و خواجه نجم الدين علي مويد (۷۶۶-۷۸۸هجري) و از ميان تيموريان نخست خود تيمور گورکان سپس جلال الدين ميرانشاه و شاهرخ را ستود. بنابر اشارات تذکره نويسان وي از ولايت بهره يي داشت و بکار دنيا کم التفات بود و در آخر عمر و روزگار پيري از شهر نيشابور به ديه اسفريس که به قدمگاه امام رضا (ع﴾ مشهور است رفت و در باغي که داشت بسر برد و عاقبت در همانجا بسال ۸۱۶ هجري بدرود حيات گفت. تقي الدين کاشي نزديک به هشتصد بيت از اشعار لطف الله را در تذکره خلاصه الاشعار خود نقل کرده است و شادروان سعيد نفيسي نوشته است که ديوان وي نزديک چهار هزار بيت بدست است.
از سايت مشاهير دات نت
اولين سايت بيوگرافي ستارگان علم، ادب و هنر ايران و جهان به زبان فارسي
بازديد نماييد.
Problem Solving
... قسمت اول مقاله را در يادداشت قبلي بخوانيد.
سخن چهارم: مشگل گشايي (Problem Solving)
در واقع مي توان گفت پراكندگي اطلاعات، ابهام و پيچيدگي در بازيابي اطلاعات مربوط به حوزه واژه نيشابور لاتيننويسيشده از تفاوت و اختلاف در شيوه نگارش اين واژه ناشي مي شود. اما براي اين تفاوتها و اختلافها نيز مي توان دو علت اساسي قائل شد؛
1- اختلاف و تفاوت در تلفظ واژهي نيشابور در زبانها و گويشهاي مختلف
هر زبان و گويش نسبت به شرايط سيستم گفتاري خود در تلفظ و حتي نوشتار واژه وارد شده تغييراتي ايجاد مينمايد، مثلاً واژه نيشابور در دايرت المعارفهاي معتبر انگليسي زبان مثل بريتانيكا به شكل nishapur نيز آمده است. در گويش برخي شهرهاي استان خراسان آن را به شكل نْيشابور يعني به سكون «ن» به كار ميبرند. در گويش محلي نيشابوريها آن را به سكون «ن» و حذف « -ِ ي» يعني به شكل نْشابور يه كار ميبرند
اما از آنجا كه خواستگاه مفهوم و واژه نيشابور سرزمين پارسي زبانها ( ايران ) است، بايسته است ملاك تلفظ و گفتار اين واژه بر شيوه گفتار رايج، رسمي و غالب پارسي زبانها قرار گيرد.
2- استفاده از نمادهاي الفبايي غير متعارف در نوشتار واژه نيشابور به لاتين
برخي شيوههاي مختلف واژه نيشابور كه در جدول (1) آمد و نيز ساير شيوههاي نگارشي ديگر از قبيل nashabur، neshabur و ... ميتواند شاهد گويايي بر اين امر باشد.
اما ترديدي نيست كه با اعمال شيوهاي استاندارد، يكسان و يكدست در نوشتار لاتيني واژه نيشابور ميتوان به راهحلي اساسي دست يافت.
آوانويسي واژه نيشابور، شيوه اي استاندارد و مكتوب براي تلفظ صحيح اين واژه در اختيار ما قرار ميدهد. آوانويسي (phonetic transcription ) را « نوشتن تلفظ واژه با استفاده از حروف فونتيك بينالمللي» تعريف كردهاند. (فرهنگ جامع مرجع شناسي، ص330)
پس از آوانويسي واژهي نيشابور، نتيجه را به زبان نوشتاري نزديك كرده و با بهرهگيري از پيشداشتههاي موجود (در دايرتالمعارفها و مراجع ديگر) به شيوهاي استاندارد، متواتر و معتبر براي نوشتن واژه نيشابور به لاتين دست خواهيم يافت.
سخن پنجم: پيشنهاد شيوهاي استاندارد، متواتر و معتبر براي نوشتن واژه نيشابور به لاتين
· شيوهي استاندارد براي نگارش واژه نيشابور به لاتين
همانطور كه مي دانيم گفتار در جامعه ي انساني پديده اي مسبوق بر نوشتار است، يعني انسان قادر به سخن گفتن بود و سپس خط را به عنوان يك نظام نمادي براي ثبت و نگهداري انديشه هايش اختراع كرد و به كار گرفت. پس ما نيز بر همين رويه ابتدا به جنبه ي آوايي يا گفتاري واژه ي نيشابور مي پردازيم و سپس نتيجه را با نزديكترين معادل نوشتاري در پيشداشته هاي زبان نوشتاري تطبيق داده و آن را به عنوان شيوه ي استاندارد نگارش واژه ي نيشابور بر مي گزينيم. اما اكنون به شيوه اي براي نگارش آوايي واژه ي نيشابور نياز داريم؛
پاركر در «فرهنگ جامع واژه هاي علمي و فني» (ص2909)، استاندارد (Standard) را «معيار؛ متعارف، يك نمونه مرجع پذيرفته شده كه به عنوان واحد انداره گيري يك كميت فيزيكي به كار مي رود» تعريف كرده، و محمد رضا محمدي فر در «فرهنگ جامع مرجع شناسي» (ص330)، آواشناسي (Phonetics) را «مطالعه ي آواهاي زبان از نظر توليدي، فيزيكي و شنيداري» و آوانويسي(phonetic transcription) را «نوشتن تلفظ واژه با استفاده از حروف فونتيك بينالمللي» تعريف كرده است(ص330). الفباي آوانگار بين المللي (International Phonetic Alphabet) كه معمولا بصورت مختصر بشكل IPA مي آيد « مجموعه اي از نمادهاي آوايي است كه براي نگارش صداي گفتاري و يا تلفظي اغلب زبان هاي دنيا طراحي شده اند». (ص 248)
در آوانويسي واژه ي نيشابور، دستورالعمل آوانويسي نامهاي جغرافيايي ايران، كه توسط گروه كاري آوانويسي نامهاي جغرافيايي كميتة تخصّصي نامنگاري و يكسانسازي نامهاي جغرافيايي سازمان نقشهبرداري كشور ارايه شده است، را معيار كار قرار مي دهيم.
در جدول زير، علامت ها و نشانه هاي لازم براي آوانويسي واژه ي نيشابور مطابق استاندارد هاي مربوطه آمده است:
|
حروف در خط فارسي |
توصيف زبانشناختي علايم همخوان و واكه اي س.ن.ك |
علايم همخوان و واكه اي س.ن.ك |
معادل هاي IPA |
مثال ها | ||
|
تفصيلي IPA |
كلّي س.ن.ك |
املاي فارسي | ||||
|
ن |
همخوان خيشومي دنداني-لثوي واكدار |
/n/ |
[n] |
[nWur8] |
/nur/ |
نور |
|
-ِي |
واكة مركّب نيمهافراشتة پيشينِ بستهشونده |
/ey/ |
[ej] |
[mej*l8] |
/meyl/ |
مِيل |
|
ش |
همخوان سايشي لثوي-كامي بيواك |
/š/ |
[S] |
[Se)mS+Q @cH] |
/šemšak/ |
شِمشَك |
|
آ، ا |
واكة افتادة پسين گسترده |
/ā/ |
[A] |
[dAùRA @b8] |
/dārāb/ |
داراب |
|
ب |
همخوان انفجاري دولبي واكدار |
/b/ |
[b] |
[bAùbWo @l8] |
/bābol/ |
بابُل |
|
او، و |
واكة افراشتة پسين گرد |
/u/ |
[u] |
[nWur8] |
/nur/ |
نور |
|
ر |
همخوان لرزانِ لثوي واكدار |
/r/ |
[r] |
[rWuù+dQ @StH] |
/rudašt/ |
رودَشت |
(جدول 4): آوانويسي نيشابور؛ علائم، نشانه ها و استاندارد هاي مربوطه
بنابراين؛
بهترين شيوه و شيوه ي استاندارد آوانگاري واژه ي نيشابور بصورت /neyšābur/ مي باشد.
با نگاهي به جدول 2، نزديكترين گونه ي رايج نوشتاري به نمونه ي آوانويسي شده، گونه Neyshabur
است.
· شيوهي متواتر براي نگارش واژه نيشابور به لاتين
در فرهنگ فارسي دكتر محمد معين در زير مدخل متواتر مي خوانيم: «پياپي آينده،پس يكديگر آينده. پياپي، پشت سر هم. خبر متواتر:خبري كه بسياري از روات آن را نقل كرده باشند تا موجب يقين شده باشد». (ص3842)
دكتر محمد خوانساري در «فرهنگ اصطلاحات منطقي» در زير مدخل متواترات نوشته است: «قضايايي كه به سبب گواهي اشخاص، يقين به صحت آنها حاصل شود و ذهن احتمال تباني آنها را براي جعل و نشر حكمي كاذب محال بداند». (ص233)
در نمونه گيري كه بر روي 3 جستجوگر انتخابي Google، Yahoo! و alltheweb انجام گرفت (جدول 2)، گونه ي نوشتاري neyshabur، 75/76% كل يافته هاي هر سه جستجوگر وب را به خود اختصاص داد. پس بنا بر «اصل تواتر» مي توان نتيجه گرفت؛
در بيش از سه چهارم صفحات وب - كه توسط سه جستجوگر نمونه انتخابي، به عنوان صفحات حاوي كليدواژه ي نيشابور با نگارش لاتين، نمايه شده اند- اين واژه در نوشتار به شكل neyshabur آمده است. و شكل نوشتاري صحيح، متواتر و پركاربرد اين واژه،
Neyshabur
است.
· شيوهي معتبر براي نگارش واژه نيشابور به لاتين
در «فرهنگ جامع واژه هاي علمي و فني» پاركر، درستي و صحت بعنوان مترادف هايي براي validity (اعتبار يا اعتبار علمي) بكار رفته است. (ص3194)
علاوه بر استفاده از شيوه هاي استاندارد و متعارف براي رسيدن به نتيجه صحيح (بعنون مثال در آواشناسي استفاده از IPA)، پيشداشته هاي اطلاعاتي موجود در حوزه ي نگارش واژه ي مورد نظر نيز مي تواند بر ارزش كاربردي، اعتبار علمي و صحت گفتاري و نوشتاري آن تاثيرگزار باشد. به تعبيري بسيار ساده، كدام توليدكنندگان و ناشران اطلاعات از يك شيوه ي خاص حمايت كرده و آن را در آثار خود بكار برده اند؟
در جدول (5) به بررسي شيوه نگارش لاتين نيشابور از ديدگاه سايت هاي مرجع مطرح در اينترنت پرداخته ايم؛
|
شيوه نگارشي بكار برده شده |
حوزه ي كاربري |
نام سايت |
|
Neyshabur |
مرجع - دايرت المعارف |
|
|
Neyshabur |
مرجع - دايرت المعارف |
|
|
Neyshabur |
مرجع - دايرت المعارف |
|
|
Neyshabur |
مرجع - دايرت المعارف،واژه نامه، آلماناك، اطلس، تزاروس، زندگينامه ها و ... |
|
|
Neyshabur |
مرجع - دايرت المعارف،واژه نامه، كوته نوشتها، تزاروس |
|
|
Nishapur (or Neyshabur in Persian) |
مرجع - دايرت المعارف،واژه نامه |
|
|
Nishapur (or Neyshabur in Persian) |
مرجع - دايرت المعارف |
The Free Encyclopedia |
|
Neyshabur |
اطلاع رساني – با امكانات ميز مرجع (دايرت المعارف،واژه نامه، آلماناك، اطلس، تزاروس) |
|
|
Neyshabur |
مرجع - دايرت المعارف |
|
|
Neyshabur (also called Nishapur) |
اطلاع رساني، آموزش – داراي بخش هاي مرجع دايرت المعارف،واژه نامه، تزاروس و ... |
|
|
Neyshabur (also called Nishapur) |
مرجع - دايرت المعارف،واژه نامه، تزاروس و ... |
|
|
Neyshabur (also called Nishapur) |
مرجع - دايرت المعارف |
Sixth Edition |
|
Neyshabur |
مرجع، اطلاع رساني، آموزشي - دايرت المعارف،واژه نامه، اطلس، تزاروس، مراكز و درجات آموزش عالي |
|
|
Neyshabur (also called Nishapur) |
موتور جستجو، مرجع – داراي بخش دايرت المعارف |
|
|
Nishapur (or Neyshabur in Persian) |
مرجع – واژه نامه، تزاروس، دايرت المعارف |
(جدول 5): كاربرد غالب گونه ي نوشتاريneyshabur در سايت هاي مرجع اينترنتي
همانطور كه در جدول (5) مشاهده مي كنيد، اكثريت قريب به اتفاق سايت هاي مرجع بر روي اينترنت، گونه ي نگارشي neyshabur را به عنوان گونه ي نوشتاري صحيح بكار برده اند و حتي در مواردي كه نگارش كم كاربردتر آن يعني -nishapur كه در زبان انگليسي كاربرد دارد- را آورده اند بلافاصله به گونه ي نگارشي neyshabur ارجاع داده و يا اشاره كرده اند؛
"or Neyshabur in Persian"
اگر شما در سايت هاي مرجع (دايرت المعارف ها) هر يك از گونه هاي ديگر نگارش لاتيني نيشابور را جستجو كنيد، به احتمال بسيار زياد با پاسخ هاي زير روبرو خواهيد شد؛
در Encyclopedia.com:
We're sorry, but Encyclopedia.com found no results for neyshabour.
درTHE FREE DICTIONARY:
در Britanica:
nishabur
Sorry, we were unable to find results for your search.
در MSN Encarta:
|
Searched Encarta for 'neishabor' |
|
|
|
No results were found for your search in Encarta |
Did you spell your search words correctly?
Neyshābūr
بنابراين مي توان نتيجه گيري كرد؛
گونه ي نوشتاري صحيح و مورد تاييد سايت هاي مرجع در وب
-كه برخي مانند بريتانيكا داراي شهرت و اعتبار جهاني بوده و در اكثر كتابخانه ها و مراكزپژوهشي و دانشگاهي جهان مي توان نسخه ي چاپي (بصورت كتاب) آنها را يافت-
گونه ي نوشتاري
Neyshabur
است.
نتيجه:
بنا بر استناداتي كه در بندهاي قبل ارايه شد، شيوه استاندارد، متواتر و معتبر براي نوشتن نيشابور يه لاتين، گونه ي نگارشي " neyshabur " است.
دستاوردها:
بكار بردن گونه ي نگارش استاندارد نيشابور به لاتين (Neyshabur)، دستاوردهاي زير را به همراه خواهد داشت:
o براي صاحبان و دارندگان وب سايت ها
§ كسب اعتبار بيشتر (يك سايت كه اعتبارش در نزد كاربرانش اهميت دارد حتي در كوچكترين مسائل موشكافي مي كند و حساس است)
§ ثبت شدن در فهرست موتورهاي جستجو و ظاهر شدن در فهرست نتايج آنها، در جايگاهي درخور و شايسته(ن.ك به ج.2)
§ جذب بازديد كنندگان غير ايراني و غير فارسي زبان (اغلب در مورد سايت هاي 2 يا چند زبانه)
§ ثبت نام و دامنه صحيح (براي كساني كه مي خواهند سايت جديدي راه اندازي كنند.)
o براي كاربران وب (جويندگان اطلاعات و وبگردان)
§ صرفه جويي در وقت و هزينه
§ بدست آوردن اطلاعات بيشتر و مرتبط تر
§ لذت بردن از اين احساس (آنچه مي خواهم، مي يابم)
o براي نيشابور
§ خارج شدن از وضعيتي كه در جدول زير مشاهده مي نماييد.
|
تعداد يافته ها در Google |
كليدواژه |
معادل فارسي |
|
36,700 |
Bojnord |
بجنورد |
|
116,000 |
Birjand |
بيرجند |
|
105,000 |
Sabzevar |
سبزوار |
|
179,000 |
Kashmar |
كاشمر |
|
…? |
…? |
...؟ |
|
17,900 |
Neyshabur |
نيشابور |
§ كسب جايگاه ارزشي اطلاعاتي و اطلاع رساني واقعي و شايسته در اينترنت
|
تعداد يافته ها در Google |
كليدواژه |
معادل فارسي |
|
1,850,000 |
|
اصفهان |
|
1,170,000 |
|
تبريز |
|
2,770,000 |
|
شيراز |
|
475,000 |
Mashahd |
مشهد |
|
؟ |
12 عدد علامت سوال به نشان 12 شيوه ي نگارش امروز |
نيشابور در آينده |
فهرست منابع:
Information Retrieval's Scenario & Neyshabur
سخن اول: سناريوي بازيابي اطلاعات
اميد يك پژوهشگر در رشته تاريخ است، او براي گردآوري اطلاعات اوليه در موضوع پژوهش خود (بعنوان مثال؛ سير تاريخي نيشابور در نوشته ها و سفرنامه هاي سياحان اروپايي)، به كتابها و منابع موجود به زبان فارسي مراجعه مي كند، اما مطلب جالب توجهي نمي يابد. راه دوم و در واقع پركاربرد ترين و سريع ترين راه دستيابي به اطلاعات چه فارسي و چه لاتين، براي او، اينترنت است.
اميد، كليدواژه هاي مربوط به موضوع پژوهشي خود را در قسمت جستجوي يكي از موتورهاي جستجو (مثلا Google) وارد مي كند. يكي از اين كليدواژه ها «نيشابور» است. اما در جستجوي لاتين، «نيشابور» هم بايد با الفباي لاتين نوشته شود، او در قسمت جستجوي جستجوگر انتخابي خود، Google، كليدواژه neishaboor را تايپ و بر روي دكمه Search كليك مي كند.
چند ثانيه اي نمي گذرد تا نتايج يافته هاي درخواست جستجوي اميد در صفحه نتايج جستجو (Search Result) گوگل نمايش داده مي شود. اميد به قسمت مانع آماري (Statistics Bar) در بالاي صفحه نتايج جستجو نگاهي مي اندازد و با خود زمزمه مي كند؛ « تعداد يافته ها 243 مورد، ...»، چيزي اميد را به فكر فرو مي برد. دستش را به دور چانه اش گره مي زند، در حالي كه مسير نگاهش به سمت مانيتور است از خود مي پرسد؛
آيا اين همه ي اطلاعات موجود بر روي وب درباره نيشابور است؟
چگونه به اطلاعات بيشتري مي توان دست يافت؟
آيا نيشابور را، به لاتين به شكل ديگري هم مي توان نوشت؟
و ....
دوست عزيز! شايد مساله ي اميد، مساله ي شما هم باشد. من در اين مقاله برآنم كه پاسخي براي اين مساله ارايه نمايم.
سخن دوم: نگارش (نوشتن) نيشابور به لاتين و تاثير آن بر بازيابي اطلاعات
بازيابي اطلاعات(Information Retrieval) را «فرايند جستجو در مجموعه اي از منابع براي تشخيص مداركي كه به موضوع خاصي مي پردازند» تعريف كرده اند. (فرهنگ فشرده كتابداري و اطلاع رساني، ص56)
دركتاب «جستجوي اطلاعات در عصر اطلاعات» آمده است؛ «هدف اصلي بازيابي اطلاعات، مقايسه يك نياز اطلاعاتي با يك فايل يا پايگاه اطلاعاتي مناسب به منظور بازيابي اقلامي است كه با آن نياز اطلاعاتي مطابقت دارند.»(ص89) در حوزه بازيابي اطلاعات « درك اين مطلب كه رايانه ها رشته كاراكترها را پردازش مي كنند اساسي است. رايانه ها از فهم متن عاجزند، بجز در مواردي كه برنامه ريزي شده باشند به اين طريق عمل كنند، آنها نمي توانند اشتباهات املايي و يا شباهت بين اشكال مختلف (نگارش) را تشخيص دهند.» (ص89) «با در نظر گرفتن پيچيدگي زبان و اين حقيقت كه رايانه ها فقط كاراكتر ها را تطبيق مي دهند، فرايند بازيابي بسيار پيچيده تر از صرفا ورود چند كليدواژه و سپس انتظار براي پاسخ رايانه، با هر آنچه نگهداري كرده است و مورد نياز جستجو كننده است مي باشد.»(ص90)
«تنوع در شيوه هايي كه نام هاي خاص (از قبيل واژه ي نيشابور لاتيني شده) ممكن است بيان (نوشته) شوند، نيز مي تواند باعث بروز مشكلاتي در بازيابي گردد. با بخاطر آوردن اينكه بازيابي با مقايسه رشته هاي كاراكتري عمل مي كند، آسان است دريابيم در بازيابي نام ها ممكن است مشكلاتي و جود داشته باشد.» (ص120)
با اين پيشينه، واژه ي نيشابور لاتيني شده، با تغييري در آوانويسي و تبديل به زبان نوشتاري، در يك بايگاني يا پايگاه اطلاعات ( كه موتورهاي جستجو در وب از اين جمله اند) مي تواند دست كم به 12 شيوه رايج نگارش، نمايه و ظاهر شود؛
|
|
باسيلاب اول ni |
با سيلاب اول nei |
با سيلاب اول ney |
|
با سيلاب آخر bur |
Nishabur |
Neishabur |
Neyshabur |
|
با سيلاب آخر bour |
Nishabour |
Neishabour |
Neyshabour |
|
با سيلاب آخر boor |
Nishaboor |
Neishaboor |
Neyshaboor |
|
با سيلاب آخر bor |
Nishabor |
Neishabor |
Neyshabor |
(جدول 1): شيوه هاي مختلف نگارش رايج واژه ي نيشابور به لاتين
حتی ممکن است اين واژه به شكل هاي ديگري نيز ديده شود؛ Nishapur، Nashabur، Neshabur و ...
در واقع موتورهاي جستجوي وب نيز پردازشي رايانه اي بر روي رشته كاراكترهاي تشكيل دهنده كليدواژه (نيشابور لاتيني شده) انجام مي دهند، يعني آن را به اطلاعات نمايه شده بر روي پايگاه اطلاعات خود مقايسه مي كنند و در صورت تطابق كاراكترهاي تشكيل دهنده ي اطلاعات نمايه شده با كاراكترهاي كليدواژه ي مورد نظر، ركوردهاي منطبق را در فهرست يافته ها (Search Result ) به شما ارايه مي دهند.
بنابراين شما با وارد كردن يك شيوه ي نگارش، مثلاً neyshabur، صفحات و سايت هاي وب مرتبط با شيوه هاي ديگر نگارش را، به علت عدم انطباق رشته ي كاراكتري آنها با رشته كاراكتري آن شيوه ي نگارش –علي رغم اينكه امكان دارد صفحات و يا سايتهاي وبي كه با شيوه هاي ديگر نگارشي، به همين واژه و به همين مفهوم اما با نوشتار متفاتي اشاره مي كنند، و چه بسا داراي ارزش محتوايي بسيار بالايي باشند- را در فهرست يافته هاي موتور كاوش (جستجوگر) موردنظرتان نخواهيد داشت.
|
فراواني يافته هاي اين شيوه نگارش نسبت به مجموع يافته هاي شيوه هاي نگارشي ديگر |
ميانگين يافته ها در هر سه جسنجوگر |
تعداد يافته ها درalltheweb |
تعداد يافته ها درYahoo! |
تعداد يافته ها در Google |
شيوه هاي مختلف نگارش واژه ي نيشابور لاتيني شده |
|
75/76% |
32,433 |
19,700 |
59,400 |
18,200 |
Neyshabur |
|
01/99% |
853 |
821 |
1,200 |
538 |
Neyshabour |
|
02/46% |
1,056 |
227 |
411 |
2,530 |
Neyshaboor |
|
00/07% |
32 |
14 |
28 |
55 |
Neyshabor |
|
02/02% |
868 |
663 |
831 |
1,110 |
Neishabur |
|
14/82% |
6,346 |
947 |
2,090 |
16,000 |
Neishabour |
|
00/82% |
352 |
359 |
454 |
243 |
Neishaboor |
|
00/07% |
33 |
29 |
32 |
38 |
Neishabor |
|
00/98% |
420 |
417 |
565 |
247 |
Nishabur |
|
00/48% |
209 |
123 |
144 |
359 |
Nishabour |
|
00/32% |
140 |
59 |
86 |
277 |
Nishaboor |
|
00/15% |
67 |
30 |
48 |
124 |
Nishabor |
|
|
42,809 |
29,389 |
65,289 |
39,721 |
تعداد كل يافته ها بدون توجه به شيوه نگارش |
(جدول 2): نگاهي آماري بر تعداد يافته هاي مربوط به شيوه هلاي رايج نگارش واژه ي نيشابور به لاتين در سه جستجوگر انتخابي نمونه، Yahoo! ، Google ، alltheweb
توجه: نمونه گيري ارايه شده در جدول 2 در تاريخ 29/6/1384 انجام شده است.
سخن سوم: پيامدهاي تعدد شيوه هاي نگارش (نوشتن) واژه ي نيشابور به لاتين
· پديده ي پنهان شدن اطلاعات
در صورتي كه كاربر (جوينده ي اطلاعات) با هر يك از شيوه هاي گونه هاي مختلف نگارش نيشابور به لاتين آشنايي نداشته باشد، به همان نسبت از دستيابي به گنجينه ي اطلاعات موجود درباره ي نيشابور محروم خواهد بود. همانطور كه در «سناريوي بازيابي اطلاعات» مشاهده كرديد، اميد با دانستن فقط يك شيوه ي نگارش نيشابور به لاتين (neishaboor، 243 يافته)، از دستيابي به 39478 مورد يافته هاي همان موتور جستجو درباره نيشابور، محروم مي شود. اين رويداد را مي توان «پديده ي پنهان شدن اطلاعات» ناميد.
· اتلاف وقت و هزينه كاربران
زماني را كه كاربر صرف وارد كردن تك تك شيوه هاي مختلف لاتين نويسي شده ي نيشابور، در قسمت جستجوي موتور كاوش مي كند درنظر بگيريد، آيا اگر براي نگارش واژه ي نيشابور به لاتين، از شيوه ي استاندارد و يكساني استفاده مي شد، اين زمان به شدت تقليل نمي يافت؟
· ابهام در جايگاه ارزش واقعي محتوايي واژه نسبت به واژه ها و مفاهيم متناظر
با نظري به نتايج بدست امده از نمونه گيري انجام شده (جدول 2)، تعداد كل يافته هاي هر يك از موتورهاي جستجوي انتخابي بدون درنظر گرفتن شيوه ي نگارش واژه ي نيشابور لاتيني شده به شرح زير است؛
تعداد كل يافته ها در Google: 39721صفحه وب
تعداد كل يافته ها در Yahoo!: 65289صفحه وب
تعداد كل يافته ها در alltheweb: 23389صفحه وب
مي توان بين ارزش و اعتبار محتوايي و كاربردي يك واژه با ميزان اطلاعات توليد شده در باره ي آن واژه ( و يا مفهوم) ارتباط برقرار كرد. بدين معنا كه ميزان اطلاعات توليد شده درباره ي يك واژه (مثلا واژه ي نيشابور) نشانگر ميزان ارزش محتوايي و كاربردي آن نسبت به ساير واژه ها و مفاهيم هم نظير مي باشد.
جدول 3 ميزان اطلاعات توليد شده در باره ي واژه هاي Isfahan، Mashhad، Neyshabur، Tehranو Rasht با استفاده از موتور جستجوب آلتاويستا را نشان مي دهد.
|
تعداد يافته هاي AltaVista |
واژه ي لاتين |
معادل فارسي |
|
2,000,000 |
|
اصفهان |
|
13,500,000 |
|
تهران |
|
198,000 |
|
رشت |
|
638,000 |
Mashahd |
مشهد |
|
59,500 |
Neyshabur |
نيشابور |
(جدول 3): تعداد يافته هاي موتوركاوش AltaVista (در تاربخ 26/6/1384)در باره شهر هاي مختلف ايران
كليدواژه هايي كه در جدول 3 آمده اند از لحاظ قرار گرفتن در محدوده ي جغرافيايي ايران و نيز شهر بودن با مفهوم نيشابور متناظر هستند.
حال در نظر بگيريد اگر براي نگارش واژه ي نيشابور به لاتين فقط از يك شيوه ي يكسان و يكدست استفاده مي شد، تعداد يافته ها ي مربوط به اين واژه (با لحاظ 12 گونه رايج نگارش و بدون در نظر گرفتن ساير شيوه هاي نگارش) به حدود 65000 صفحه ي وب (بعنوان مثال در بازيابي با جستجوگر Yahoo!) ارتقاء مي يافت.
· ترديد در جامعيت و مانعيت ارزشگذاري (weighting) موتورهاي جستجو بر روي اطلاعات بازيابي شده
همانطور كه مي دانيد موتورهاي جستجوي صفحات وب را بر اساس عواملي از قبيل آنچه در ذيل مي آيد، در فهرست يافته هاي خود رتبه بندي (ranking criteria)، يا به عبارت ديگر ارزشگذاري محتوايي، مي كنند؛
- جايگاه قرار گرفتن كليدواژه در متن (در برخي موتورهاي كاوش هر چه كليدواژه به سطور بالاي صفحه نزديكتر باشد داراي ارزش بيشتري است)
- قرار گرفتن كليد واژه در عنوان صفحه
- برچسب هاي متا (meta tags افزودن اطلاعات عمومي درباره محتواي صفحات وب را امكان پذير مي كنند)
- بسامد كليدواژه (ميزان تكرار كليدواژه در صفحه)
- تعداد ارجاع هايي كه به صفحه داده شده است (لينك هاي وارده به صفحه)
- اهميت و كاربرد صفحه از ديد كاربران (فراواني تعداد بازديدهايي كه توسط كاربران از صفحه صورت گرفته است، از طريق سنجش تعداد كليك هايي كه بر روي لينك صفحه مورد نظر مي شود)
- و ...
-
در جدول (2)، دوازده گونه ي رايج براي نگارش لاتيني نيشابور آمده است كه براي نوشتن «مفهوم نيشابور» بكار مي روند. به عبارت ديگر، اگر شيوه هاي نگارش (نوشتار) را به عنوان سمبل الفبايي اين مفهوم در نظر بگيريم، مي توان 12 گونه ي نگارش را، 12 نماد يا سمبل براي نگارش مفهوم يگانه ي نيشابور، در زبان هاي لاتين دانست.
جالب اينجاست كه موتورهاي جستجو، بين شيوه هاي مختلف نگارش يك مفهوم تفاوت قائل مي شوند و هرگونه نگارشي را يك واژه مستقل محسوب مي كنند.
با اين توصيف آيا مي توان گفت، سايت يا صفحه ي وبي را كه فرضا موتور جستجوي گوگل در جستجوي كليد واژه ي Neishabour، در رتبه ي مثلا پنجم يافته هاي خود قرار داده است، واقعا از لحاظ ارزشگزاري محتوايي در بين كل يافته هاي گوگل با لحاظ تمامي شيوه هاي نگارش لاتيني ديگر اين واژه، باز هم رتبه پنجم را كسب مي كند.
پس تلويحا مي توان پذيرفت رتبه بندي كه يك موتور جستجو بر اساس ارزشگذاري يك شيوه ي نگارش يك مفهوم خاص بر روي صفحات و سايت هاي وبي به عمل مي آورد – در مورد مفاهيمي كه شيوه هاي نگارشي رايج متعددي دارند مانند واژه ي نيشابور- الزاما، حتي با در نظر گرفتن شرايط و ملاك هايي كه موتورهاي جستجو در ارزشگزاري صفحات و سايت هاي وبي دارند، نمي تواند بصورت قطعي معتبر باشد. چه بسا كه صفحات يا سايت هاي وب ديگري با شيوه هاي نگارشي متفاوت وجود داشته باشند كه از لحاظ محتوايي داراي ارزش بالاتري باشند و رتبه ي بالاتري را كسب نمايند.
... ادامه مقاله در يادداشت بعد

زندگی نامه
فريدالدين ابو حامد محمد بن ابو بكر ابراهيم بن اسحاق عطار نيشابوری يكی از شعرا و عارفان نام آور ايران در اواخر قرن ششم و اويل قرن هفتم هجری قمری است. بنابر آنچه كه تاريخ نويسان گفته اند بعضی از آنها سال ولادت او را ۵۱۳ و بعضی سال ولادتش را ۵۳۷ هجری.ق، می دانند. او در قري كدكن يا شادياخ كه در آن زمان از توابع شهر نيشابور بوده به دنيا آمد. از دوران كودكی او اطلاعی در دست نيست جز اينكه پدرش در شهر شادياخ به شغل عطاری كه همان دارو فروشی بود مشغول بوده كه بسيار هم در اين كار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فريدالدين كار پدر را ادامه می دهد و به شغل عطاری مشغول می شود .او در اين هنگام نيز طبابت می كرده و اطلاعی در دست نمی باشد كه نزد چه كسی طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی كه آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در اين مورد داستان های مختلفی بيان شده كه معروف ترين آنها، اين است كه روزی عطار در دكان خود مشغول به معامله بود كه درويشی به آنجا رسيد و چند بار با گفتن جمله چيزی برای خدا بدهيد از عطار كمك خواست ولی او به درويش چيزی نداد. درويش به او گفت: ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنيا بروی؟ عطار گفت: همانگونه كه تو از دنيا می روی. درويش گفت: تو مانند من می توانی بميری؟ عطار گفت: بله، درويش كاسه چوبی خود را زير سر نهاد و با گفتن كلمه الله از دنيا برفت. عطار چون اين را ديد شديدا" متغير شد و از دكان خارج شد و راه زندگی خود را برای هميشه تغيير داد. او بعد از مشاهده حال درويش دست از كسب و كار كشيد و به خدمت شيخ الشيوخ عارف ركن الدين اكاف رفت كه در آن زمان عارف معروفی بود و به دست او توبه كرد و به رياضت و مجاهدت با نفس مشغول شد و چند سال در خدمت اين عارف بود. عطار سپس قسمتی از عمر خود را به رسم سالكان طريقت در سفر گذراند و از مكه تا ماورالنهر به مسافرت پرداخت و در اين سفرها بسياری از مشايخ و بزرگان زمان خود را زيارت كرد و در همين سفرها بود كه به خدمت مجدالدين بغدادی رسيد. گفته شده در هنگامی كه شيخ به سن پيری رسيده بود بهاءالدين محمد پدر جلال الدين بلخی با پسر خود به عراق سفر می كرد كه در مسير خود به نيشابور رسيد و توانست به زيارت شيخ عطار برود، شيخ نسخه ای از اسرار نامه خود را به جلال الدين كه در آن زمان كودكی خردسال بود داد.
عطار مردی پر كار و فعال بوده چه در آن زمان كه به شغل عطاری و طبابت اشتغال داشته و چه در دوران پيری خود كه به گوشه گيری از خلق زمانه پرداخته و به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است. در مورد وفات او نيز گفته های مختلفی بيان شده و برخی از تاريخ نويسان سال وفات او را ۶۲۷ هجری.ق، دانسته اند و برخی ديگر سال وفات او را ۶۳۲ و ۶۱۶ دانسته اند ولی بنابر تحقيقاتی كه انجام گرفته بيشتر محققان سال وفات او را ۶۲۷ هجری.ق دانسته اند و در مورد چگونگی مرگ او نيز گفته شده كه او در هنگام يورش مغولان به شهر نيشابور توسط يك سرباز مغول به شهادت رسيده كه شيخ بهاءالدين در كتاب معروف خود كشكول اين واقعه را چنين تعريف می كند كه وقتی لشكر تاتار به نيشابور رسيد اهالی نيشابور را قتل عام كردند و ضربت شمشيری توسط يكی از مغولان بر دوش شيخ خورد كه شيخ با همان ضربت از دنيا رفت و نقل كرده اند كه چون خون از زخمش جاری شد شيخ بزرگ دانست كه مرگش نزديك است. با خون خود بر ديوار اين رباعی را نوشت:
در كوی تو رسم سرفـرازی اين است
مستان تو را كمينــه بــازی اين است
با اين همه رتبه هيچ نتــــــوانم گفت
شايد كه تو را بنــده نوازی اين است
مقبره شيخ عطار در نزديكی شهر نيشابور قرار دارد و چون در عهد تيموريان مقبره او خراب شده بود به فرمان امير عليشير نوايی وزير سلطان حسين بايقرا مرمت و تعمير شد .
ويژگی سخن
عطار يكی از شاعران بزرگ متصوفه و از مردان نام آور تاريخ ادبيات ايران است. سخن او ساده و گيراست. او برای بيان مقاصد عرفانی خود بهترين راه را كه همان آوردن كلام ساده و بی پيرايه و خالی از هرگونه آرايش است انتخاب كرده او اگر چه در ظاهر كلام و سخن خود آن وسعت اطلاع و استحكام سخن استادانی هم چون سنايی را ندارد ولی آن گفتار ساده كه از سوختگی دلی هم چون او باعث شده كه خواننده را مجذوب نمايد و همچنين كمك گرفتن او از تمثيلات و بيان داستان ها و حكايات مختلف يكی ديگر از جاذبه های آثار او می باشد و او سرمشق عرفای نامی بعد از خود همچون مولوی و جامی قرار گرفته و آن دو نيز به مدح و ثنای اين مرشد بزرگ پرداخته اند چنانكه مولوی گفته است:
عطار روح بود و سنايی دو چشم او
ما از پی سنــايی و عطــــــار آمديم

معرفی آثار
آثار شيخ به دو دسته منظوم و منثور تقسيم می شود.
آثار منظوم او عبارت است از:
۱- ديوان اشعار شامل غزليات و قصايد و رباعيات
۲- مثنويات او كه عبارتند از: الهی نامه، اسرار نامه، مصيبت نامه، وصلت نامه، بلبل نامه، بی سر نامه، منطق الطير، جواهر الذات، حيدر نامه، مختار نامه، خسرو نامه، اشتر نامه و مظهر العجايب. از ميان اين مثنوی های عرفانی بهترين و شيواترين آنها كه به نام تاج مثنوی های او به شمار می آيد منطق الطير است كه موضوع آن بحث پرندگان از يك پرنده داستانی به نام سيمرغ است كه منظور از پرندگان سالكان راه حق و مراد از سيمرغ وجود حق است كه عطار در اين منظومه با نيروی تخيل خود و به كار بردن رمزهای عرفانی به زيباترين وجه سخن می گويد كه اين منظومه يكی از شاهكارهای زبان فارسی است و منظومه مظهر العجايب و لسان الغيب است كه برخی از ادبا آنها را به عطار نسبت داده اند و برخی ديگرمعتقدند كه اين دو كتاب منسوب به عطار نيست.
آثار منثور: يكی از معروف ترين اثر منثور عطار تذكره الاولياء است كه در اين كتاب عطار به معرفی ۹۶ تن از اولياء و مشايخ و عرفای صوفيه پرداخته است .

بيشتر از عطار:
منابع:
نقل از پرتابل آفتاب

از آفتاب بازديد نماييد.
بينالود (Binalud)
بصورت لاتين Binalood نيز آمده است.

«گيتا شناسي ايران؛جلد اول؛ كوهه و كوهنامه ايران» نوشته عباس جعفري، موسسه جغرافيايي و كارتوگرافي گيتاشناسي، 1379، ص126.
بينالود را «بام خراسان» لقب داده اند.
سيماي عمومي شهرستان نيشابور
سرزمين نيشابور، فراتر از 8 هزار و 925 كيلومتر مربع پهناوري دارد. كه از شمال، به رشته كوه بينالود، شهرستان قوچان و چناران، از مغرب، به اسفراين و سبزوار، از جنوب، به كاشمر و تربت حيدريه و از مشرق، به شهر مشهد محدود ميشود كه تنها 20 كيلومتر مربع آن را شهر نيشابور فراگرفته است.
توابع نيشابور عبارت ميشود از پنج بخش، 15 دهستان و 609 روستاي داراي سكنه؛ اين بخشها عبارتند از: مركزي، تحت جلگه، زبرخان، سرولايت و ميان جلگه.
برابر نتايج آخرين سرشماري همگاني نفوس و مسكن، اين شهرستان داراي 808 هزار و 809 خانوار با جمعيتي بالغ بر 412 هزار و 904 نفر كه از اين عده بيش از 51 هزار خانوار روستايي با تركيب 120 هزار و 74 نفر مرد و123 هزار زن گزارش شده است.
ميانگين دماي 15 ساله نيشابور، 9/13 درجه با حداكثر 67 درصد و حداقل 25 درصد رطوبت ميباشد.
گفتني است؛ نيشابور داراي پيشينه تاريخي ديرينهاي است كه شرح و بسط آن در اين مقال نميگنجد؛ ضمن اين كه آرامگاه دانشمندان بزرگي همچون عطار و خيام نيشابوري كه آوازهاي جهاني دارند، در اين سامان ميباشد.
چهره كشاورزي (زراعت و باغباني)
كل سطح زيركشت اراضي زراعي ، باغي و آيش اين سرزمين ، در حدود 135 هزار هكتار است كه از اين مقدار 102 هزار هكتار آن به كشت محصولات زراعي عمدهاي مانند سيبزميني، پياز، گوجه فرنگي، انواع سبزي و گياهان علوفهاي نظير يونجه، شبدر، ذرت و محصولات ديگري همچون زيره، هندوانه، خاكشير و به طور كلي 42 محصول اختصاص يافته است. شهرستان نيشابور سالانه در حدود 445 هزار تن توليدات زراعي دارد.
محصولات باغي نيز از سطحي در حدود 12 هزار هكتار به صورت ديم و آبي با تنوع 32 نوع محصول به دست ميآيد؛ كه عمدهترين اين محصولات: انار، انجير، هلو، سيب، گلابي، گيلاس و ديگر ميوهها مانند عناب، توت، گل و گياه زينتي، زعفران، بادام، گردو و فندق ميباشد كه در مجموع در حدود 52 هزار تن در سال ميرسد. در مقايسه با كل محصولات توليدي استان كه 80 نوع ميباشد، در بيست محصول شهرستان نيشابور رتبههاي اول تا سوم توليد استان را دارا است.
دام و طيور
835 هزار رأس گوسفند و بره، 140 هزار بز و بزغاله، 145 نفر شتر، 16 هزار و 563 رأس تك سميان در كنار 81 هزار و 900 رأس گاو و گوساله و همچنين 165 هزار و 300 قطعه مرغ و خروس؛ 19 هزار و 90 قطعه ساير ماكيان، مجموعه دام و طيور شهرستان نيشابور را تشكيل ميدهند. البته نه هزار و 343 كندوي مدرن، 95 كندوي بومي، با 129 نفر زنبوردار و يك ايستگاه پرورش ملكه زنبور عسل با توليد بيش از يك هزار و 800 فروند در سال را نيز بايد بر اين مجموعه افزود. شايان يادآوريست كه از تعداد گاو و گوساله ياد شده ، 24 هزار و 783 رأس اصيل (نژاده) ، 51 هزار و 510 رأس دورگ و پنج هزار و 627 رأس بومي ميباشد. در اين شهرستان، 12 واحد گاوداري صنعتي پرواري با ظرفيت فعال دو هزار و 450 رأس، 110 واحد گاوداري نيمه صنعتي پرواري با ظرفيت فعال دو هزار و 765 رأس، 89 واحد گاوداري صنعتي شيري اصيل با ظرفيت 12 هزار و 815 رأس و 70 واحد گاوداري نيمه صنعتي شيري دو رگ با ظرفيت فعال يك هزار و 130 سر مشغول فعاليت هستند كه سالانه در حدود 134 هزار تن شير توليد ميگردد. افزون بر اين ، 11 واحد پرورابندي گوسفند صنعتي با ظرفيت هشت هزار و 900 رأس در اين بخش قرار ميگيرند. همچنين، 85 واحد پرواربندي صنعتي گوسفند و بز با ظرفيت 35 هزارو 700 رأس فعاليت دارد. در بخش پرورش مرغ گوشتي، 89 واحد با ظرفيت يك ميليون و 330 هزار و 700 قطعه، داراي پروانه بهرهبرداري و 261 واحد با ظرفيت يك ميليون و 270 هزار قطعه، داراي كارت شناسايي ميباشند. 11 واحد پرورش مرغ تخمگذار با ظرفيت 222 هزار قطعه، داراي پروانه بهرهبرداري و شش واحد با ظرفيت 79 هزار قطعه داراي كارت شناسايي هستند؛ ضمن اين كه 14 شركت تعاوني در زمينه دامپروري ، مرغداري صنعتي و زنبورداري در حوزه شهرستان نيشابور، اين واحدها را تحت پوشش خدمات خود دارند. علاوه بر اين تعداد 25 مركز پرورش ماهي گرمابي با ميزان توليد سالانه 42 تن گوشت ماهي و هشت مركز سردابي با ميزان توليد سالانه 37 تن مشغول فعاليت هستند. به طور كلي صنعت شيلات در شهرستان نيشابور با توجه به منابع آبي فراواني كه استعداد پرورش و توليد تا يك هزار تن ماهي در سال را دارد و هم اكنون به عنوان تنها مركز تكثير بچه ماهي فعاليت خود را با توليد پنج ميليون قطعه بچه ماهي ادامه ميدهد.
كارخانهها ، صنايع تبديلي و اولويت هاي سرمايهگذاري
اين شهرستان، داراي 50 واحد صنعتي وابسته به وزارت جهادكشاورزي ميباشد كه 20 واحد آن در زمينه توليد و بستهبندي موادغذايي هفت واحد نساجي و سلولزي، هشت واحد فراوردههاي شيميايي، 11 واحد كاني و چهار واحد صنايع فلزي ميباشد. همچنين دو واحد كشتارگاه طيور صنعتي مشغول فعاليتاند، با وجود كارخانهها و واحدهاي صنايع تبديلي ياد شده، باز هم ظرفيت سرمايهگذاري بيشتر در اين شهرستان احساس ميشود.
شايان ذكر است؛ تعداد پروانههاي تأسيس كه تا پايان سال 1380 صادر شده 116 مورد ميباشد.
اولويتهاي سرمايهگذاري
اولويتهاي سرمايهگذاري در اين منطقه در زمينه توليد مصنوعات چرمي ، توليد اوّليه دارو از گياهان دارويي، بستهبندي سبزي، سورت و بستهبندي ميوه، كشت و صنعت، دامپروري صنعتي و صنايع وابسته، تصفيه نمك و ادوات كشاورزي فراهم ميباشد. شايان ذكر است، تعداد پروانههاي تأسيس كه تا پايان سال 1380 صادر شده، به حدود 116 مورد ميباشد.
آب و هوا
از آنجا كه شهرستان نيشابور در ناحيه پرفشار و در جهت بادهاي شمالي - جنوبي واقع شده است؛ در فصل بهار و پاييز در مناطق جنوبي شهرستان مانند طلاعتكوه و عشق آباد كه در كناره شورهزار قرار گرفتهاند، بادهاي شديد ميوزد كه گاه شن (ماسه) و خاك به همراه دارد . وزش باد از سوي شمال غربي قوچان همراه با باران است كه در پاييز، سبب افت دما و سردي هوا در نيشابور ميشود و از سوي جنوب غربي باد بلوكه در زمستان باعث بارندگي و ريزش برف و در تابستان، موجبات خشكي هوا را فراهم ميسازد. بر اساس گزارش اداره كل هواشناسي استان خراسان ، ميزان بارندگي شهرستان در يك سال به طور ميانگين ، 285 ميليمتر و متوسط درجه دما 9/13 درجه سانتيگراد است. حداكثر بارش در يك روز، 7/21 ميليمتر و تعداد روزهاي يخبندان اين شهرستان به حدود 100 روز ميرسد.
ناگفته نماند؛ اين شهرستان با ارتفاع يك هزار و 520 متر از سطح دريا ، حداكثر و حداقل رطوبت نسبي به ترتيب 67 درصد و 25 درصدي را داراست.
منابع آبي
دشت نيشابور جزو حوضه آبريز كالشور نيشابور است كه در دامنه جنوبي بلنديهاي بينالود و در شمال شرق كوير مركزي واقع شده است. طبق آمار سال 1378 تعداد رودخانههايي كه دبي پايدار داشته عبارتند از: ديزباد، گرمنه، درود، خرو، پوران، فاروب، رومان، طاغون، بار، ماروسك، بقيع، قاسم آباد و گل چشمه كه در حدود 5/194 ميليون متر مكعب ميزان آبدهي دارند.
طبق آمار سال 1380 تعداد چاههاي عميق و نيمه عميق يك هزار و 624 حلقه ميباشد كه در حدود 475 هزار و 200 متر مكعب ميزان سالانه هر حلقه چاه ميباشد و بر اساس آمار سال 1375 تعداد قنات شهرستان 667 رشته ميباشد كه حدود 315 هزار و 360 متر مكعب آبدهي سالانه آن است. در ضمن تعداد چشمهسار 101 رشته ميباشد كه حدود 31 هزار و 450 متر مكعب در سال ميزان آبدهي چشمهها است. به طور كلي ميزان توليد آب شهرستان نيشابور بيش از يك ميليون و 179 هزار ميليون متر مكعب در سال ميباشد.
منابع طبيعي
از سطح 892 هزار و 500 هكتار مساحت كل شهرستان نيشابور 620 هزار هكتار به عنوان اراضي منابع ملي شهرستان (جنگلها و مراتع) محسوب ميگردد كه ظرفيت توليدي مراتع شهرستان به طور ميانگين 60 هزار تن علوفه قابل بهرهبرداري ميباشد و از طرفي دام موجود شهرستان يك ميليون و 200 هزار رأس است كه علوفه موجود جوابگوي دامها را نمينمايد. لذا با اجراي طرحها و پروژههايي نظير طرح اصلاح و احيا مراتع با مشاركت مردم ميتوان ظرفيت توليدي مراتع را افزايش داد كه نياز به سرمايهگذاري اعم از دولتي و مردمي ميباشد.
مساحت منابعطبيعي شهرستان به اين قرار است:
مساحت جنگلهاي طبيعي 20 هزار هكتار
مساحت جنگلهاي مصنوعي دست كاشت 18 هزار هكتار
مراتع خوب 35 هزار هكتار
مراتع متوسط 150 هزار هكتار
مراتع فقير 360 هكتار
اراضي بياباني و شنزار 55 هكتار
لينك ها مرتبط:
از سايت جهاد كشاورزي استان خراسان رضوي بازديد نماييد.
سخن اول: نقش و كاركرد مسجد

آموزش اسلامي با دعوت پيامبر نخستين معلم و مربي مسلمانان و از مسجد كه در واقع پايگاه تعليمات اسلامي بود، آغاز گرديد.
مسجد كه در عصر نبوت و دوره خلفاي راشدين بنايي بسيار ساده و ابتدايي داشت مجمع نو مسلماناني بود كه براي حل و فصل مسايل جديد درآن آمد و شد داشتند.
اقامه نماز، استماع سخنان پيامبر(ص) در باب آياتي كه وحي ميشد، تبليغ دين و ابلاغ احكام شرعي، اعلان جنگ و جهاد و عقد صلح، تقسيم غنايم جنگي ، ارسال نامهها، تشييع جنازه و مسايلي از اين قبيل كه بيشتر آنها در زندگي نو مسلمانان تازگي داشت از جمله فعاليتهاي آغاز حيات مسجد بود.
مسجدالنبي همزمان با هجرت رسول خدا به مدينه بنياد گرديد و درواقع كهن- ترين دانشگاه اسلامي و پايگاه اساسيترين تعليمات در تاريخ آموزش اسلامي بوده است.
آموزش اسلامي نخستين مرحله پيدايي فعاليت خود را از مسجد به عنوان يك پايگاه تعليماتي آغاز كرد و از اين مكان به اداي وظيفه و انجام رسالت خويش پرداخت و چندان نپائيد كه مسجد به منزله پايگاه اساسي تعليم در جامعه اسلامي درآمد و نخستين هسته دانشگاهاسلامي بر اين اساس شكل گرفت.
براي مسجد كاركردها و نقش هاي زيادي قائل شده اند، از آن جمله اند؛

سخن دوم: مسجد تبلور معماري ايراني
زماني ميگفتند، تبلور بهترين آثار معماري ايران را در مساجد ميتوان يافت، مساجدي با شبستانهاي زيبا، حوضي بزرگ براي وضو گرفتن و به آسمان نگاه كردن. آسماني كه از حوض آبي مسجد ديده ميشد. و چشمك ماه و خورشيد در وراي آن و آن وسوسه كودكانه براي به حركت در آوردن آب حوض، با تلنگر انگشتان، باشد كه ماه زيباي آسمان، در ميانش شكسته شود.
سردري زيبا، كاشيهايي با طراحي گل مرغ، گلهاي شاهعباسي و اسليميهاي توپر و توخالي، با يك رنگ لاجوردي زيبا كه مختص ايران زمين است و بس.
آجرهاي منظم كه در آن روح معمار دميده شده است. به ياد آن زمان كه معمار عارف با كارگران مشتاقش به هنگام آغاز كار روزانه، نخست، وضو گرفته پس از آن با هر "سبحانالله" و ذكر خدا، آجري روي آجر گذاشتند تا مسجدي بنا شود، پناهگاه پناهجويان پردرد.
ميگويند گاهي آن عارف معمار، مصيبت امام حسين را زمزمه ميكرد و با چيدن هر آجر، قطره اشكي بر گونههاي روحانياش نمايان ميشد كه تا ابد، هر رهگذري را براي لحظهاي هم كه شده بسوي مسجدش بخواند.
بيجهت نيست كه ميگويند تبلور معماري ايراني را در مساجد ميتوان يافت و آن عشق. آن عشقي كه درهيچ كاخي از كاخهاي به جا مانده از پادشاهان پيشين نميتوان يافت.
سخن سوم: مسجد جامع
سخن چهارم: مسجد جامع نيشابور

اين بنا در شهر نيشابور واقع گرديده و بر اساس كتيبه تاريخي آن كه بر روي يكي از جرزهاي ايوان جنوبي نصب شده ‚ در سال 889 ه . ق توسط پهلوان علي بن بايزيد - معاصر سلطان حسين بايقرا - ساخته و بر اساس كتيبه بالاي محراب ‚ در دوره صفوي بازسازي شده است . بازسازي هاي دوره صفوي به اندازه اي است كه مانع مي شود اطلاعات دقيقي از مسجد دوره تيموري به دست آيد . بناي كنوني مسجد با نقشه دو ايواني داراي چهار شبستان در جهات مختلف و سه در در اضلاع شمالي ‚ شرقي و غربي است . مساحت كل مسجد حدود 7083 و زير بناي آن 4377 متر مربع است ورودي اصلي مسجد از جانب شمال و پشت ايوان شمالي است . اين ورودي از بيرون داراي سردري با تزيينات مقرنس كاري است كه ساختمان آن مربوط به تعميرات دوره هاي بعدي است . بر دو طرف اين سر در ‚ دو سنگ نبشته از شاه عباس اول مورخ 1021 ه . ق و متضمن فراميني نصب شده است . بعد از اين ورودي ‚ هشتي واقع شده كه در سمت چپ آن ‚ قبر باني بنا درون زير زميني قرار دارد صحن مسجد به ابعاد 59*45 متر در وسط داراي حوض آب و در جانب شمال و جنوب ‚ ايوان و در جهات ديگر ‚ رواق و شبستان است . در بناي حاضر هيچ اثري از ايوان هاي شرقي و غربي ديده نمي شود . ايوان جنوبي به ارتفاع 19/5 متر ‚ بزرگترين و اصلي ترين بخش مسجد است كه از آن به عنوان مقصوره و شبستان تابستاني استفاده مي شود . اين ايوان در بالا داراي دو گلدسته بوده كه ظاهرا در تعميرات دوره اخير بر چيده شده است . در ديواره ايوان ‚ هم تراز با بام رواق هاي صحن ‚ يك راهروي غلام گردش مانند تعبيه گشته و هم سطح با آن ‚ سه طاقنما در ديواره جنوبي ايوان ساخته شده است . در وسط ديواره جنوبي ايوان ‚ محراب مسجد در يك طاقنماي عميق با قوس مقرنس كاري شده قرار دارد . طاقنماي محراب فعلي ‚ يك نيم هشت ضلعي با ازاره اي مركب از كاشي آبي و سفيد است كه احتمالا مربوط به دوره صفوي است بر بالاي محراب ‚ بر لوح سنگي ‚ قطعه شعري طولاني نوشته شده كه بر اساس محتواي آن ‚ اين مسجد در سال 1126 ه . ق توسط عباسقلي خان بيات - حاكم نيشابور - تعمير و بازسازي شده است . همچنين در همين محل ‚ قطعاتي از يك كتيبه قرآني به خط ثلث درشت محفوظ مانده كه احتمالا از دوره تيموري است نماي ايوان هاي از طرف صحن ‚ با طاقنماها و تزيينات آجري ساده تزيين و نماسازي شده است . مطالعه ساخت ديوارهاي ايوان جنوبي و ارتباط آنها با شبستان هاي مجاور ‚ حكايت از چند مرحله ساختماني دارد در چهار جهت مسجد ‚ شبستان هايي با ستون ها و سقف هاي ضربي آجري قرار دارد كه علي رغم تعميرات و بازسازي ها ‚ اصالت خود را حفظ كرده اند . شبستان هاي مجاور ديوار جنوبي ‚ در طرف راست ‚ شش دهانه در عرض و چهار دهانه به موازات ايوان دارند ‚ با اين تفاوت كه دهانه هاي شبستان سمت چپ بسيار بزرگتر از ديگري است . ابعاد پايه طاق ها در همه جاي مسجد يكسان نيست . بر روي اين پايه ها ‚ قوس هايي با آجرچيني جناغي و بر روي آنها طاق هاي گنبدي قرار گرفته است كه در ميان آنها حداقل يك نمونه از طاق بخش بخشي با باريكه هاي متقاطع ( كاربندي ) وجود دارد . ظاهرا بقيه طاق ها همگي مربوط به دوره پس از تيموري هستند. نماي شبستان ها از طرف صحن بازسازي شده و فاقد اصالت تاريخي و هنري است .
منابع
سخن اول:
نقش و كاركرد مساجد در گذر تاريخ، خبرگزاري جمهوري اسلامي (IRNA)
هفته جهاني مسجد و وظايف ما خانه اي آسماني، به وسعت همه زندگي، روزنامه كيهان
سخن دوم:
تبلور بهترين آثار معماري ايران را هنوز هم بايد در مساجد يافت، خبرگزاري جمهوري اسلامي (IRNA)
سخن سوم:
سخن چهارم:
مسجد جامع نيشابور، سازمان ميراث فرهنگي

از سايت سازمان ميراث فرهنگي ايران بازديد نماييد.
آلِ مُؤَیِد، سلسلهای از امیران که در نیمۀ دوم سدۀ 6 ق/12م (548-595ق/1153-1198م) بر مناطقی از خراسان فرمانروایی کردند و مرکز حکومتشان شهر نیشابور بود. پایهگذار این سلسله «آیْ اَبَه» یا «اَیْبَه» بود که در کتابهای تاریخی از وی با القاب المؤیّد، امیر مؤیّد و ملک مؤیّد یاد شده است. امیران مشهور این خاندان بدین شرحند:
1. المؤیّد آی ابه؛ یکی از غلامان سلطان سنجر سلجوقی (حک 511-552ق/1117-1157م) بود که در 548ق/1153م همراه امراس لشکر سنجر به دست غزان انجامید، جان سالم به در برد و تنی چند از امیران را به اطاعت خود درآورد و غزان را از نواحی نیشابور، طوس، نسا اَبیورْد، شهرستان (شارستان) و دامغان راند و بر این سرزمینها چیره گردید.
در 552ق/1157م ایناق یکی از امیران سنجر سلجوقی که بر امیر مؤیّد حسادت میورزید، با 000‘10 سوار از مازندران حرکت کرد و در نساء و ابیورد مستقر گردید، ولی نسبت به امیر مؤیّد اظهار دشمنی نکرد. امیر مؤیّد با یک حملۀ غافلگیرانه، لشکریان ایناق را پراکنده ساخت. ایناق به مازندران گریخت و پس از آن تا مدتها شهرهای خراسان صحنۀ تاخت و تاز وی گردید و اسفراین در همین تاخت و تازها ویران گشت.
در همین سال ترکان غز از بلخ به مرو حمله کردند و امیر مؤیّد با کمک خاقان محمود (خواهرزاده و جانشین سنجر در خراسان) 3 بار آنها را شکست داد، ولی بار چهارم غزان پیروز گشتند و امیر مؤیّد به طوس و سپس به گرگان گریخت. آنگاه از گرگان به زانک) زاذَک) یکی از روستاهای خَبوشان (قوچان) رفت. غزان پس از اطلاع از محل اقامتش او را محاصره کردند. امیر مؤیّد توانست از آنجا بگریزد و به نیشابور بازگردد و بار دیگر لشکریانی پیرامون خود گرد آورد (554ق/1159م).
خاقان محمود که همواره از غزان شکست می خورد و متصرفات مهمی در دست نداشت، از امیر مؤیّد خواست تا شهرهای زیر فرمان خود را به وی تسلیم کند و به خدمت وی درآید، ولی مؤیّد این پیشنهاد را نپذیرفت. سرانجام قرار شد که در برابر پرداخت مبلغی از سوی امیر مؤیّد به خاقان محمود، هر دو در آن شهرها مستقر شوند.
شهر نیشابور، مقر حکومت آل مؤیّد، در 554ق/1159م به دنبال اختلاف شافعیان و علویان، دچار آشوبی بزرگ گشت و بر اثر آن مدارس، مساجد و بازارها سوزانده شد و بسیاری از شافعیان کشته شدند.
امام مؤیّدبن حسین موفّقی، رهبر شافعیان، ناگزیر به قلعۀ فَرْخَک پناهنده شد و از آنجا به طوس رفت. امیر مؤیّد که از بیم حمله غزان، نیشابور را رها کرده بود، با لشکریانش همراه امام مؤیّد موفقی، به نیشابور بازگشت و شهر نیشابور را محاصره کرد. ذُخْرالدّین ابوالقاسم زیدبن حسن حسینی رهبر علویان در «شارستان» متحصن گردید. آتش فتنه بار دیگر زبانه کشید و شافعیان در انتقامجویی زیادهروی کردند. خونهای بسیاری ریخته شد و آنچه از نیشابور بازمانده بود، ویران گردید و امیر مؤیّد به بیهق رفت. سال بعد بار دیگر به نیشابور بازگشت و پس از تسلط بر شهر از مردم دلجویی کرد. در همین سال بار دیگر به بیهق رفت و قلعۀ خسرو گِرد را محاصره و تصرف کرد. سپس به هرات لشکر کشید، ولی نتیجهای نگرفت و به نیشابور بازگشت و احمد خربنده را که در شهر کُندُر دست به قتل و غارت گشوده بود، سرکوب کرد. در 556ق/1161م گروهی از اهل فساد، در نیشابور، به تاراج اموال و ویران ساختن خانهها پرداختند و آنچه خواستند کردند. امیر مؤیّد گروهی از این آشوبگران را کشت و جمعی از بزرگان نیشابور را به تهمت سکوت آنان در برابر تاراجگری های یاغیان بگرفت. ذخرالدبین ابوالقاسم زید حسینی نقیب علویان یکی از آنان بود.
در همین سال، خاقان محمود که برخلاف میل خود، پیشنهاد غزان را برای حکومت پذیرفته بود همراه آنان، امیر مؤیّد را در شادْیاخ نیشابور محاصره کرد، ولی به بهانۀ رفتن به گرمابه از دست غزان گریخت و به «شهرستان» رفت. غزان نیشابور را 4 ماه محاصره کردند و چون پیروزی روی ننمود، از آنجا بازگشتند و در سر راه خود شهرها و روستاها را تاراج کردند. از آن میان، شهر طوس را سخت چپاول کردند و به مشهد رفتند و دست به کشتار و تاراج گشودند، ولی به آرامگاه حضرت رضا(ع) آسیبی نرساندند.
خاقان محمود پس از فرار از دست غزان به نیشابور بازگشت. امیر مؤیّد بر محمود به سبب همکاریش با غزان در هنگام محاصرۀ نیشابور، تنگ گرفت و در ماه رمضان 557ق/اوت 1162م بر چشم او میل کشید و اموالش را تصرف کرد و در خطبه پس از المُسْتَنْجِد باللـه خلیفۀ عباسی نام خود را آورد. فرزند محمود، جلالالدین، را نیز کور ساخت و هر دو را در زندان نگه داشت تا درگذشتند. در 558ق/1163م امیر مؤیّد به قومِس تاخت و بر بسطام و دامغان چیره شد. ارسلان شاه بن طغرل سلجوقی که در همدان حکومت میکرد، خلعتهایی گرانبها برای امیر مؤیّد فرستاد و به وی فرمان داد تا شهرهای دیگر خراسان را نیز متصرف گردد. از این پس امیر مؤیّد به اطاعت ارسلان شاه درآمد و به نام وی خطبه خواند.
مؤیّد در 560ق/1164م هرات را از محاصرۀ غزان آزاد ساخت و اموال و احشامشان را غارت کرد. در 565ق/1169م لشکری به کرمان برای کمک به بهرام شاه، فرزند بزرگ ملک طغرل که در حال جنگ با برادر خود ارسلان شاه بود، گسیل داشت. بهرام شاه با کمک این لشکر برادر خود را شکست داد و بر کرمان دست یافت.
در 568ق/1172م ایل ارسلان بن آتْسِزبن محمد خوارزمشاه در گَرْگانْج (جُرجانیّه) مرد و فرزند کوچکش محمود سلطان شاه با نفوذ و حمایت مادر خویش به سلطنت رسید. علاءالدین تَکِش فرزند بزرگ ایل ارسلان که از این موضوع ناخشنود گردیده بود، از فرمانروای ختا کمک خواست و به سوی خوارزم راند. سلطان شاه و مادرش به محض آگاهی از حرکت تکش، خوارزم را ترک کردند و نزد امیر مؤیّد به نیشابور رفتند. مادر سلطان شاه هدیههای بسیار به امیر مؤیّد پیشکش کرد و او را بر دست یافتن به ذخایر و اموال خوارزم برانگیخت. امیر مؤیّد با لشکری به خوارزم نزدیک شد، ولی علاءالدین تکش که بر امیر مؤیّد پیشی گرفته بود، سپاهیان وی را درهم شکست و خود او را به اسارت گرفت. سپس امیر مؤید به فرمان تکش و در پیش روی وی در روز عرفه 569ق/11 ژوئن 1174م کشته شد.
2. طُغان شاه. پس از مرگ امیر مؤیّد، بازماندگان سپاه شکست خوردۀ وی که به نیشابور بازگشته بودند، ابوبکر طغانشاه فرزند او را در 569ق/1174م به فرمانروایی برداشتند. در 576ق/1180م طغان شاه برای رویارویی با سلطان شاه که به سرخس حمله کرده بود، به آنجا لشکر کشید، ولی تاب پایداری نیاورد و از میدان جنگ گریخت. ظغان شاه مردی نرمخوی و میگسار بود و در 581ق/1185م درگذشت.
3. سنجرشاه. پس از مرگ طغان شاه فرزند وی سنجر شاه به جانشینی پدر نشست، ولی اتابک او، مَنْگُلی تَگین (غلام جدش امیر مؤیّد) بر او تسلط داشت. در 583ق/1187م علاءالدین تکش نیشابور را محاصره کرد و مردم از وی امان خواستند و کار به مصالحه قرار گرفت. علاءالدین تکش وارد نیشابور شد و منگلی تگین را کشت و سنجرشاه را به خوارزم برد. سنجرشاه پنهانی کسی را برای دلجویی از مردم نیشابور به این شهر فرستاد تا بتواند بدانجا باز گردد. چون تکش از این توطئه آگاه شد بر چشمان وی میل کشید. سنجرشاه آخرین امیر آل مؤیّد، همچنان زیر نظر علاءالدین تکش زندگی میکرد تا در 595ق/1198م مرد و بدینسان خاندان مؤیّد برافتادند.
مآخذ:
عماری، حسین. «آل موید»، دایرت العارف بزرگ اسلامی
در سايت «تاپ ايران تراول»، بخشي مختصر، به «آداب و رسوم نيشابور» اختصاص يافته است.
ضمن سپاس و قدرداني از دست اندركاران اين سايت، بخاطر پرداختن به گوشه اي از فرهنگ شفاهي شهر ها و نواحي مختلف ايران زمين، از نيشابوريان و علاقمندان فرهنگ مردم ديار شعر و شعور، دعوت مي شود پيشنهادات و نظرات تكميلي يا اصلاحي خود را در اين حوزه و ساير حوزه هاي مرتبط، به آدرس پست الكترونيك ابرشهر ارسال نمايند.
اما ...
برخي آداب و رسوم سنتی (قدیمی) نيشابور؛
در اين روز هر كس به اتفاق خانواده ي خود با فاميل به دامنه ي كوه ها و دشتهاي سرسبز و نقاط زيبا و ييلاقي ميرود. جوانان در اين روز با هم كشتي مي گيرند و زنان دور هم جمع مي شوند و شادي مي كنند.
بين مراسم شهر و روستا تفاوت بسيار است كه در اين مجال به اختصار به آداب و رسوم نقاط روستايي اشاره مي گردد
در اين شب مردم معمولا به خانه ي بزرگترها مي روند و تا نيمه ي شب مي نشينند. ميزبان گوسفندي را ذبح نموده و از ميهمانان پذيرايي مي نمايد. مردم در حد امكان در شب يلدا هندوانه مي خورند و معتقدند كه هر كس در اين شب هندوانه بخورد تابستان، زياد تشنه نمي شود.
در روز عاشورا مردم در قالب هئيت هاي عزاداري ضمن انجام مراسم ويژه به تهيه و پخت غذا كه اغلب حليم است مبادرت مي ورزند. در اين روز علم ها را از مساجد بيرون مي آورند. در روستاهاي اسحاق آباد و كليدر، بار و بسياري از نقاط ديگر نيشابور، نمايش شبيه خواني برگزار مي شود. در اين نمايش مذهبي گروههاي شبيه خوان با حركات و خواندن ابيات مناسب، نوحه خواني مي كنند و ماجراي ظهر عاشورا را عينا بازسازي مي كنند. در روستاها، در بدو ورود هيئت هاي عزاداري به مدخل روستا، عده اي از عزاداران علم به دست در حالي كه علم ويژه ي عزاداري، پيشاپيش آنها برده مي شود به پيشواز آنان مي آيند و به اصطلاح به هم سلام مي گويند و آنها را به ميدان اصلي ده راهنمايي مي كنند. پس از گرد آمدن همه ي گروهها در ميدان اصلي نخل را بر مي دارند و دسته جمعي به سوي امامزاده ي روستا روانه مي شوند. پس از مراجعت از مزار، گروهها بر حسب روستا، دسته دسته به صرف ناهار فراخوانده مي شوند. مخارج تهيه ي حليم نيز توسط افراد خيّر تامين مي شود. در شهر نيشابور دسته هاي گوناگون عزادار در قالب هيئت هاي مختلف و گاهي با حركت دادن علمات از گوشه و كنار شهر به خيابان اصلي آمده و در طول آن به حركت و عزاداري مي پردازند. در اين مراسم كه معمولا در مسجد جامع به پايان مي يابد اشعاري درباره ي مظلوميت امام حسين(ع) و يارانش خوانده مي شود. در روز اربعين حسيني نيز مراسم عزاداري و روضه خواني در داخل مساجد و منازل برپا مي شود. عده اي از زنان صبح اربعين شله زرد را كه از شب قبل آماده كرده اند بين همسايه ها و آشنايان تقسيم مي كنند. مراسم عزاداري در مساجد، حسينيه ها ومنازل در روزهاي وفات حضرت پيامبر(ص) وفات حضرت فاطمه(س)، شهادت حضرت علي ضمن اجراي مراسم احياي نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ماه مبارك رمضان و ساير روزهاي وفات يا شهادت ساير امامان معصوم(ع) و بزرگان دين با احترام خاصي برگزار مي گردد.
تمناي باران و مراسم چوله قزك
با توجه به اين كه كشاورزي و دامداري در اغلب نقاط نيشابور اساس زندگي معيشتي مردم را تشكيل مي دهد و آب، به عنوان محور توليد در اين مناطق نقش حياتي دارد، در موارد كمبود آب و نزولات جوي جهت نزول باران در برخي نقاط شهرستان مردم دعا نوشته و به شاخه هاي درختان مي بندند و يا زنان آش بي بي فاطمه مي پزند و بين همسايه ها پخش مي كنند و در برخي مناطق نيز مردم سه روز متوالي روزه مي گيرند و در آخرين روز به صحرايي مي روند و از خدا دسته جمعي طلب باران مي كنند. در مراسم چوله قزك نيز گروهي از كودكان در روستا، مترسكي مي سازند و به آن پارچه هايي الوان و لباسهايي بلند مي پوشانند و در كوچه هاي ده راه مي افتند و مي خوانند؛
چوله قزك باران كن
بارون بي پايـان كن
گندم به زير خـــاكه
از تشنگي هــلاكه
بزغاله شير ميــــه
چپو پنير ميـــــــــه
سپس به درب منازل مي روند و اهل خانه مقداري شيريني و يا پول به آنها مي دهند و گاهي مقداري آب هم روي بچه ها مي پاشند.
نزديكان متوفي اغلب به وسيله ي گفتن اذان و لا اله الا الله، همسايگان را جهت تشييع جنازه دعوت مي نمايند. قبل از دفن ميت، او را رو به قبله مي خوابانند و به آرامي چشم هاي وي را مي بندند، دست ها را به پهلو مي خوابانند و دو شصت انگشت پا را به وسيله ي تكه اي پارچه به هم مي بندند. بهتر اين است هر چه سريع تر قرآن خوان شروع به تلاوت قرآن كند و در ميان آن از بقيه بخواهد صلوات بفرستنند و براي ميت فاتحه بخوانند. در اغلب نقاط شهري و روستايي، مرده ها را در غســـال خانه مي شويند چوب زير بغل نيز دعانويسي شده و آماده است تا پس از شست وشوي ميت آن را زير بغل وي قرار دهند، نيز بر هفت محل سجده گاه وي بر مبناي سنت ديني كافور مي مالند و با احترام وي را كفن مي پوشانند جنازه برروي يك نردبان يا تابوت روباز تشييع مي شود و حاضرين لا اله الا الله گويان وي را به سوي قبرستان مي برند. در جلو گروه تشييع كننده يك نفر ظرفي پر از خرما يا حلوا حمل مي كند و در قبرستان بر روي قبر مي گذارند. هر يك از حاضرين با بيل مقداري خاك در قبر مي ريزند و بيل را وارونه به زمين مي اندازند تا نفر بعدي الي آخر. همچنين ميت را تا حد امكان شب دفن نمي كنند و مي گويند: نور ستاره نبايد داخل قبر بتابد، باران نبايد داخل قبر بريزد. مراسم ختم و يادبود در روزهاي سوم و هفتم ، چهلم و سال برگزار مي شود. در روزهاي يادشده قرآن خواني صرف غذا و رفتن به سر مزار برنامه ي كلي است. در شهر نيشابور در روزهاي ختم، حليم مي پزند و از شركت كنندگان در مراسم پذيرايي مي شود. پس از مراسم چهلم عده اي از نزديكان با به همراه آوردن پيراهني براي مرد منزل و يك روسري و يا حتي يك پيراهن ]لزوما لباسهاي اهدايي بايد رنگي روشن داشته باشند[ براي زن منزل به نزد ايشان رفته و با دلداري دادن آنها، لباس هاي مشكي را از تن شان در مي آورند تا از عزا در آيند.
به روز عرفه، «روز علفه» نيز مي گويند. علفه دو روز مي باشد؛
1- علفه ي كهن، آخرين روز سال مي باشد كه مردم به قبرستان مي روند و براي آمرزش اموات خود فاتحه مي خوانند.
2- علفه ي نو، روز اول سال نو مي باشد كه مردم به مساجد مي روند قرآن مي خوانند بعد هم به خانه ي خود برگشته و به ديدن بزرگترها مي روند.
از مراسم معمول و متداول در اين شهرستان مراسم ختنه سوران پسران در سنين 4 يا 5 سالگي است كه دعوت كننده حمامي بوده و در اغلب روستاها روز ختنه سوران پسر را حمام مي برند. چشم هايش را سرمه مي كشند و لباس نو بر تنش مي پوشانند و در خانه اي كه همه جمع اند اسپند دود مي كنند و دهل وسرنا مي زنند و پسر را به تيغ سلماني مي سپارند. اين رسم در گذشته بسيار پرشور و آييني بوده كه البته در نقاط شهري به ندرت برگزار مي شود. از مراسم خاص اين منطقه آن است كه به ختنه شونده - براي اينكه برايش مشغوليت ذهني ايجاد نمايند - مي سپارند كه سيلي محكمي به گوش سلماني بزند و برحسب سنگيني دست وي و ثروت خانواده اش به سلماني انعام مي دهند و هنگام ختنه، دهان پسر را كه از درد داد مي كشد از شيريني و نقل و نبات پر مي كنند و پسر را هديه هاي زياد نثار مي كنند.
جشن ويژه ي آخرين چهارشنيه سال مي باشد كه در اين روز دخترها و پسرها، كوزه ي آبي را از پشت بام خانه ي خود به داخل كوچه پرتاب مي كنند و معتقدند كه هر كس در اين روز كوزه آبي بشكند روز قيامت يك كوزه ي آب به او خواهند داد و بدين صورت بلاها نيز از خانه دور مي شوند. مردان روستا در اين روز به تير اندازي مي پرداختند و اهالي روستا بيرون از ده آتشي روشن مي كردند و از روي آن مي پريدند، هنگام پريدن از آتش خطاب به آتش مي گفتند: «زردي من از تو، سرخي تو از من»
ماما يا دايه، وظيفه ي مراقبت از زائو و نوزاد، از بدو تولد تا چهل روز بعد را بر عهده دارد. به عنوان اولين اقدامات براي سلامتي زائو و نوزاد، زير سر زائو، خنجر، قرآن و سوزن و ... قرار مي دهند و حتي به گوشه يقه ي پيراهنش يك سنجاق آويزان مي كنند. اين اشيا از جهت دفع آل گذاشته مي شوند چرا كه معتقدند اگر آل بياييد جگر زائو را با خود مي برد و در خاكستر قرار مي دهد و يا جگر زائو را به آب مي زند. دايه پس از قطع ناف اضافي نوزاد، آن را زير خاك دفن مي كند و بر محل زخم، روغن گوسفند مي مالد. در نيشابور اعتقاد بر اين است كه اگر ناف اضافي را زير درخت سيب قرار دهند فرزند زيبا مي شود. مراسم نام گذاري معمولا در روز دهم انجام مي شود، نام نوزاد را معمولا به چند روش انتخاب مي كنند: يا انتخاب اسم از روي قرآن كريم يا انتخاب قبلي يا نام آبا و اجداد وي و يا اگر روزهاي تولد مصادف با مراسم يا دهه ي عاشورا، عيدقربان و ساير روزهاي خاص مذهبي و ... باشد نام نوزاد را به احترام بزرگان دين و نيز همراهي با مراسم مذهبي: حسين، زينب، قربان، حاجي و... مي گذارند. در روز دهم اذان و اقامه در گوش نوزاد مي گويند و هر كدام از بستگان هديه و پول بر بالين نوزاد قرار مي دهند.
اين جشن دل انگيز و كهن در شبهاي يازدهم و دوازدهم و سيزدهم بهمن ماه برگزار مي گردد. در غروب روز دهم بهمن ساكنان ده بر بلندترين بام خانه خود مي روند و بوته هاي صحرائي را به طرز خاصي برروي هم مي چينند. به محض اينكه آفتاب در پس افق پنهان شد و تاريكي همه جا را فرا گرفت بزرگ خانواده، آتش به بوته ها مي زند. همين كه شعله آتش به هوا برخاست، فرياد شادي از حلقوم اهل خانه به هوا بر مي خيزد، شعله آتش تا ارتفاع زيادي به هوا صعود مي كند، باد شعله ها را در هم مي پيچد و بوته ها با صداي مخصوص مي سوزند و صداي جرقه آنها، زن و مرد و كودك را كه به دور آتش حلقه زده اند به وجد و سرور مي آورد، ولوله و هياهو در ده مي پيچد، جوانان نيز از بيابان توده هاي هيزم فراهم آورده آتش مي زنند با اوج گرفتن شعله هاي آتش به دور آن مي چرخند و مي رقصند و همه با هم پيرامون آتش پاي كوبي و جست و خيز مي كنند و اين شعر را كه در حقيقت سرود سده است با آهنگ مخصوص مي خوانند:
آي سده، سده، سده
صد به غله، پنجه به نوروز
آي سده، سده، سده
صد به غله، پنجه به نوروز
زنون بي شو ، چله بدرشو