تبليغاتX
ابرشهر
تارنگار اطلاع رساني نيشابور

ماهنامه بين المللي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي «جاده ابريشم» در صفحه 115

 ضميمه شماره 57 خود، در مرداد 1382، از مسجد چوبي نيشابور، چنين نوشته است:

 

«كشور ايران از ديرباز مهد تمدن و فرهنگ بوده و ايرانيان در تمامي نقاط دنيا بعنوان مردمان متمدن و فرهيخته شهره عام و خاص بوده‌اند. آثار برجاي مانده از پيشينيان خود گواه اين مدعاست. چنانچه در ميان اين آثار، نمونه‌هاي زيبايي از بناهاي سنتي– اسلامي با پشتوانه فرهنگ سه هزار ساله اين مرز و بوم و بهره‌گيري از آموزه‌ها و اعتقادات مذهبي به چشم مي‌خورد كه قلب هر بيننده را مملو از عشق به وصال يار حقيقي و ذهنش را نزديك‌تر به عالم معنا مي‌نمايد. مساجدي كه در اين قياس مي‌گنجد و در اوج هنر واقعي قرار دارند، كم نيستند ولي برخي از آن‌ها به گونه‌اي منحصر به فرد جلب توجه و نظر مي‌كنند. مسجد چوبي كه نخستين و تنها مسجد چوبي دنياست، از همين ديدگاه به عنوان محور و مركز فعاليت‌هاي مجتمع فرهنگي، سياحتي، اقامتي دهكده چوبي نيشابور واقع شده است. اين مجموعه با وسعت حدود 10هكتار شامل بخش‌هاي مختلفي از جمله موزه، رستوران، فروشگاه، آلاچيق، سوئيت و ازهمه مهمتر مسجدي چوبي است كه هر صاحب سليقه‌اي را مجذوب خود مي نمايد.

 

مسجد چوبي نيشابور

 

مسجد چوبي براي اولين بار در سال 1325 با ديوارهاي كاه‌گلي و سقف چوبي، با وسعت فعلي و در همين مكان بنا شد و در سال 1378 پس از مخروبه شدن مسجد اوليه، مسجد فعلي با شكل و شمايل جديد و با شيوه‌اي نوين در همان مكان احداث گشت. اين مسجد اولين مسجد چوبي مقاوم در برابر زلزله در جهان و به وسعت دويست متر مربع و سقف آن به صورت شيرواني مي‌باشد و داراي دو مناره هر كدام به ارتفاع 13متر از سطح زمين و وزن تقريبي 4تن مي‌باشد و شكل ظاهري آن به صورت كشتي‌اي است كه گويي بطور وارونه روي زمين قرار گرفته است. در مجموع 40تن چوب در بناي آن بكار برده شده و ساخت آن حدود دو سال به طول انجاميده است. 3 درب ورود و خروج، و 5 پنجره در ساختمان بنا وجود دارد. اسكلت آن از نوع سازه‌هاي مقاوم در برابر زلزله و با ماندگاري طولاني و به شيوه Twobyfour يا Double ساخته شده است و آبدارخانه اين مسجد، داراي كابينت‌ها، ديوارها و حتي سيني‌هاي چوبي است، كف و بخشي از ديوار آن به دليل رعايت مسائل بهداشتي با كاشي و سراميك پوشيده شده است.

چوب‌هاي مختلفي از درختان مثمر و غيرمثمر هم در ساختمان و هم در تزئينات داخلي از قبيل كتيبه‌ها، محراب و ... به كار رفته است نظير انواع كاج‌ها، اشن، سپيدار، گيلاس، گلابي، زبان گنجشك، گردو و توت. نورپردازي آن هارموني ويژه‌اي از رنگ‌هاي شاد است كه به شب‌هاي آن محوطه، جلوه خاصي بخشيده است.

 

موزه و كتابخانه

ساختماني دوطبقه در محوطه جنب مسجد به موزه و كتابخانه مجتمع اختصاص يافته است. اين ساختمان نيز از چوب احداث شده و داراي ديواره‌هاي دو جداره است. زيربناي كل دوطبقه آن 120متر مربع مي‌باشد كه كاربري در نظر گرفته شده براي طبقه اول موزه، براي طبقه دوم كتابخانه مي‌باشد.‌

 رستوران

اسكلت به كار رفته تماماً از جنس چوب و شكل كلي آن به صورت هشت ضلعي و با ديواره‌هاي مشبك ساخته شده است زيربناي كلي رستوران بالغ بر 200مترمربع مي‌باشد و به راحتي مي‌تواند از 130 تا 140 نفر را در شرايط عادي درون خود جاي دهد.

 فروشگاه‌ها

درون محوطه دهكده چوبي تعداد پنج باب فروشگاه به صورت شش ضلعي و با استفاده از اسكلتي چوبي همسان با ساير بناهاي مجموعه، برخوردار است و تنها از طريق پوشش خارجي – كه با دو خاك مختلف (سقف با خاك رس و ديواره‌ها با خاك معمولي) به صورت كاهگل نماكاري شده و تركيب رنگي زيبايي به وجود آورده است متمايز گرديده‌اند.

آلاچيق‌ها

درون باغ ميوه محصوري جهت رفاه حال بازديد كنندگان تماماً از چوب و به صورت مشبك با سقفي شيبدار طراحي شده است.

 نانوايي

داراي دو عدد تنور چوب‌سوز و به طريق سنتي به تهيه نان اقدام مي‌نمايد و وجه تمايز آن با ساير فروشگاه‌ها وجود دودكشي است كه با پوشش كاه‌گلي و به شكل بانويي روستايي كه طبقي نان بر سردارد به چشم مي‌خورد.

سوئيت‌ها

مانند ساير اماكن مجتمع، از اسكلتي چوبين و جهت تأمين امكانات رفاهي بازديدكنندگان بنا گرديده است.

 

مسجد چوبي نيشابور: جاده اسحاق‌آباد، 5كيلومتر بعد از زيارتگاه فضل‌ابن شاذان، روستاي محمدآباد آقازاده

 

مجتمع فرهنگي، سياحتي و اقامتي دهكده چوبي نيشابور در

جاده اسحاق‌آباد، 5كيلومتر بعد از زيارتگاه فضل‌ابن شاذان، روستاي محمدآباد آقازاده

واقع گرديده است. دهكده چوبين عنواني است كه به دليل ويژگي بارز سازه‌هاي اين مجموعه در استفاده كامل از چوب و ساخت ابنيه با روشي نوين و برخاسته از پيشينه تاريخي – فرهنگي و متناسب با امكانات و قابليت‌هاي اقليمي و جغرافيايي منطقه به آن اطلاق گرديده است.»

 

منبع

«مسجد چوبي نيشابور، نخستين و تنها مسجد چوبي دنيا»، جاده ابريشم، مرداد 1382، ص115.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آبان1384ساعت 12:53  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

پروفسور حسين صادقي از سرزمين روستا زادگان دانشمند؛ نيشابور

پروفسور حسين صادقي پنجم بهمن 1308 در خانـــواده اي ادب دوست در يكي از روستاهاي نيشابور به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را در همان روستا و در مدرسه اي آغاز نمود كه توسط پدر ايشان تاسيس يافته بود، و بعدها نيز جهت ادامه تحصيل رهسپار شهرهاي قوچان و مشهد گرديد.

پروفسور حسين صادقي در سال 1329 در آزمون هاي مرسوم آن زمان جهت ورود به دانشگاه شركت كرد، و موفق گرديد در كنكور دانشكده هاي پزشكي، فيزيك و اعزام به خارج پذيرفته شود و پس از آن جهت ادامه تحصيل راهي سوئيس گرديد، تا اينكه در سال 1326 دكتر اي پزشكي خود را از دانشگاه پزشكي لوزان دريافت داشت. سپس جهت اخذ تخصص عازم آمريكا گرديد و توانست در سال 1342 بورد تخصصي جراحي عمومي و فوق تخصص جراحي قلب و ريه را از دانشگاه هاي معتبر آن ديار دريافت دارد.

ايشان در طي دوران تحصيل و همچنين پس از آن از بهترين شاگردان و همكاران كريستين بارنارد جراح مشهور قلب محسوب مي گرديد.

پروفسور صادقي پس از بازگشت به كشور مدتي در بيمارستان مسيحي مشهد به كار پرداخت و بعد از مدتي خدمت به هموطنان خويش، دوباره جهت مطالعات بيشتر عازم سوئيس گرديد و به سمت رياست بخش جراحي قلب و عروق دانشگاه لوزان منصوب شد. ايشان به مدت نزديك سي سال رياست بخش قلب و عروق و كرسي استادي اين رشته را در دانشگاه لوزان برعهده داشت تا اينكه در سال 1375 بازنشسته گرديد.

پروفسور صادقي در طي ساليان تدريس و تحقيق در دانشگاه لوزان، ابداعات جديدي در امر جراحي قلب و عروق بوجود آورد. خود ايشان در اين باره مي گويند: «در مدت قريب به سي سال، جراحي قلب و عروق را در دانشگاه توسعه دادم، به طوريكه تعداد عمل هاي جراحي قلب باز كه در سال اول مسئوليتم فقط 60 عمل بود به متجاوز از 900 عمل در سال آخر اشتغالم رسيد. در اين مدت نوآوري هايي در تكنيك جراحي عروق قلبي، تعويض دريچه هاي قلب، جراحي نارسايي هاي مادرزادي قلب و جراحي عروق بوجود آوردم.

پيشرفت هاي زيادي هم در مراقبت هاي بعد از عمل انجام داديم كه سبب بهبود نتايج عمل هاي جراحي قلب و عروق گرديد. نتايج خوب عمل ها هم با بهترين مراكز قلب دنيا رقابت مي كرد. مثلاٌ در جراحي پيوند قلبي كه تلفات بعد از عمل حتي در بهترين مراكز قلبي جهان بين 8 تا 10 درصد است در بخش ما فقط 7/3 درصد بود».

پروفسور صادقي در مدت اشتغال در حدود دو هزار نفر از هموطنان را عمل جراحي قلب نموده است. همچنين به دليل تبهر بسيار و نتايج درخشان، دو نفر از رؤساي جمهور كشور سوئيس را نيز عمل جراحي قلب نموده است.

پروفسور صادقي پس از بازنشستگي بيشتر به كارهاي ادبي پرداختند، و بواسطه موانست ديرين با ادب فارسي، تصميم به ترجمه رباعيات حكيم عمر خيام به زبان هاي انگليسي و فرانسه نموده كه با تلاش ايشان اثر ارزشمندي مشتمل بر 110 رباعي منسوب به حكيم نيشابوري و خط استاد اميرخاني و تابلوهاي زيباي استاد فرشچيان به طبع رسيد.

 

منبع:

سايت چهره هاي ماندگار، ديدار با مشاهير؛ پروفسور حسين صادقي

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 آبان1384ساعت 7:8  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

هانري رنه دالماني  و كلكسيونر (اشياء عتيقه) فرانسوي در سال 1907م از طرف وزارت فرهنگ فرانسه مأمور شد تا در مورد ابنيه و آثار باستاني ايران تحقيقاتي بعمل آورده و نتيجه عمليات خود را در موقع بازگشت به وزارت خانه گزارش دهد. كتاب « سفرنامه از خراسان تا بختياري» كه توسط فره وشي از فرانسه به فارسي برگردانده شده، دستاورد سفر سه ماهه دالماني فرانسوي به ايران است.دالماني در اوايل سپتامبر 1907 از نيشابور گذر كرده و در اين شهر اقامتي كوتاه داشته، در واقع قسمت اعظم فصل چهارم (از مشهد به نيشابور) و فصل پنجم (از نيشابور به سبزوار)  كتاب وي به نيشابور پرداخته است.

 

عنوان بخش هاي مختلف اين كتاب كه پي در پي آمده اند به ناحيه نيشابور مي پردازند، عبارتند از؛ مسافرين مسلح، شريف آباد، صراف محبوس، برخورد به يك شخص اعيان، آفتاب گردان، زواري كه از كربلا مراجعت مي كند، حسن آباد، استعمال حنا، بطرف قدمگاه، مسجد و بازار قدمگاه، كولي ها، ورود به نيشابور، نيشابور در قديم، تاريخ نيشابور، چاپارخانه، ملاقات با صراف، دفتر صراف و آزمايش پول ها، بازار نيشابور، نمد مالي، دكان هاي آشپزي، درويش،  قسخ معامله، يكي از تجملات عزاداري،علامت قهوه خانه ها، 13 سپتامبر، داستان صراف و شاه ايران، حوالي نيشابور، 14 سپتامبر، 

دهكده خراب و يخچال ها،  شوراب، معادن فيروزه، استخراج فيروزه،  اقسام مختلف فيروزه، 

امتياز معادن فيروزه،  ايل زعفرانلو.

بخش هاي كوتاهي از سفرنامه دالماني را با هم مي خوانيم:

 

ورود به نيشابور

اول شب، ما به نيشابور رسيديم. راننده براي راحتي خود از داخل شهر عبور نكرد و از بيرون حصار به طرف چاپارخانه راند. از قبرستان وسيعي عبور كرديم ... بعلاوه چاه هاي فنات هم در كنار راه ديده مي شد. (ص658و660)

 

نيشابور در قديم

شهر نيشابور كه اكنون ظاهر خرابي دارد، در زمانهاي پيشين يكي از شهرهاي مهم و زيباي ايران بوده و بطوريكه آن را گوهر درخشان و بهشت ايران مي ناميدند. اين جا شهر هورمزد بوده است و همان شهري است كه بنا بر افسانه يوناني ديونيسوس (Dionysus) در آن تولد يافته است .

مورخين قديمي هر يك به نوبه خود شرحي از آبادي و اهميت و زيبايي اين شهر به قلم آورده و آن را شهر نشاط انگيز و سحر آميز معرفي نموده اند و نوشته اند كه اساس اين شهر بر رقم 12 و مضرب هاي آن قرار دارد. زيرا كه:

  • اولا داراي 12 معدن است. ازقبيل فيروزه و مس و سرب و آنتيموان و آهن و نمك و مرمر و سنگ مخصوص كه براي شستشو بكار مي رود و غيره.
  • ثانياَ داراي 12 رشته قنات كه از تپه ها و كوههاي مجاور سرازير شده، و شهر و اراضي اطراف آن را مشروب مي نمايد .
  • ثالثاَ داراي 1200 دهكده است .
  • رابعاَ 12000 نهر در اين ناحيه جاري هستند كه از12000 چشمه بيرون مي آيند .

«نيشابور مركب از دو لغت است كه يكي ني يا نو و ديگري شاپور مي باشد و معروف است كه شاپور اين شهر را در جاي نيزاري بنا كرده است. بنا بر قول ديگر تهمورس پادشاه پيشدادي كه نسل چهارم اعقاب نوح بوده اين شهر را بنا كرده و اين نام مركب از دو لغت نيك و شاپور بوده است (نيك شاپور)» (ص660-661)

 

تاريخ نيشابور

بطوري كه معروف است، اسكندر مقدوني اين شهر را ويران نمود و بعدها شاپور اول يا شاپور ذوالاكتاف – اين دو پادشاه غالبا در روايات ايراني با هم مشتبه شده اند- آن را دوباره از نو بنا كرد و مجسمه خود را در ميدان عمومي نصب نمود كه تا حمله اعراب به ايران در اين ميدان بر جاي بود و اعراب آن را سرنگون كردند.

در هر حال نيشابور قديم در محل اين شهر جديد واقع نبوده، بلكه در جنوب شرقي اين شهر بوده و هنوز هم خرابه هاي آن در اطراف مقبره اي كه گنبد آبي رنگي دارد در طرف چپ جاده ديده مي شود. شهر نيشابور از تمام شهرهاي ايران از حملات بيگانگان بيشتر آسيب ديده، مكرر خراب شده و دوباره از نو آباد شده است. در زمان تسلط اعراب پس از خرابي دوباره بزودي سر بلند كرد و متناوبا پايتخت سلسله طاهري و محمود غزنوي – موقعي كه در خراسان بود- و سلسله تواناي سلجوقي گرديد. نخستين پادشاه سلسله اخير يعني طغرل بيك، اين شهر را مقر حكمراني خود قرار داد و در آبادي آن كوشيد. در اواخر سلطنت او نيشابور يكي از آبادترين و مهمترين شهرهاي ايران به شمار مي رفت.

عده زيادي از سياحان قديمي از شكوه و ترقي و شهرت اين شهر تعريف كرده اند:

  • از جمله استخري سياح معروف مي نويسد: حصار اين شهر به شكل مربعي است كه هر يك از اضلاع آن يك فرسنگ طول دارد و داراي چهار دروازه ي بزرگ است و دو محله پر جمعيت هم دارد كه در بيرون شهر واقع شده اند.
  • ناصرخسرو مي نويسد: نيشابور تنها شهريست كه از حيث زيبايي  و آبادي با شهر قاهره رقابت مي كند.
  • مورخ ديگري به نام ابوعلي العلوي مي نويسد: نيشابور از شهرهاي قديمي قاهره و بغداد بسي بزرگتر و آبادتر است و به مراتب زيباتر از شهرهاي بصره و قيروان است. اين شهر داراي 44 محله و 60 خيابان عمده ي عريض و طويل مي باشد. مسجد باشكوهي در آنجا ديدم كه نظير آن در جاي ديگر ديده نمي شود. كتابخانه بزرگي دارد كه از حيث تعداد كتب در دنيا منحصر به فرد است. اين شهر يكي از چهار شهر مهمي است كه به نوبت حكمرانان خراساني آن را مقر حكمراني خود قرار داده بودند.

از قرن دوازدهم به بعد نيشابور خسارات و صدمات زيادي ديد و تحولاتي در آن روي داد.

در سال 1153، تركان آن را غارت و خراب كردند و در سال 1220 در حمله مغول ها صدمات زيادي ديد.

در طي قرون دوازده تا پانزده بدبختي هاي زيادي را تحمل نمود  و مكرر گرفتار زلزله هاي بسيار شديدي شد و مجددا ويران گرديد. بعدها  هم متناوبا گرفتار حمله مغولان و تركان و تاتارها گرديد، بطوريكه در قرن هجدهم ويرانه اي بيش نبود. در سال  1747 به تصرف احمد خان ابدالي درآمد، خوشبختانه احمد به جاي اينكه مانند پيشينيان خود به خرابي آن بپردازد، به تعمير و آبادي آن همت گماشت و به قدري در ترقي آن كوشيد كه در سال 1796 به عظمت و شكوه ديدرين خود رسيد، بعد هم آقا محمد خان قاجار آن را تصرف نمود و از آن به بعد هميشه تيول درباريان ايرانيان بوده و هست.

اكنون شهرستان نيشابور داراي 20000 سكنه است و مركز زراعتي مهمي به شمار مي رود، در اراضي اطراف آن گندم و جو و پنبه و ارزن فرائان به عمل مي آيد. تاكستان هاي خوبي هم دارد كه انگور آن را تبديل به كشمش كرده  و بصورت مال التجاره به خارج صادر مي نمايند. اخيرا زارعين به كشت ترياك هم مشغول شده اند و اين عمل موجب كمبود  غله و حبوبات و ساير ارزاق اين ناحيه شده است. (ص661-663)

 

بهشت ايران و گوهر درخشان

 

كتاب مسافرت سه ماهه از خراسان تا بختياري

فره وشي مترجم كتاب سفرنامه از خراسان تا بختياري در باره ي هانري رنه دالماني پديد آور كتاب و چگونگي به نگارش درآمدن آن مي نويسد:

«مؤلف اين كتاب از اهالي فرانسه و هانري رنه دالماني (Henry-Rene D'Allemagne) نام داشته است. نامبرده عشق و علاقه خاصي به جمع آوري اشياء آنتيك ساخت خاورزمين مخصوصا صنايع دستي ايران داشته و علاوه بر اشيائي كه در اروپا خريده است در مسافرت هاي خود به كشورهاي تركستان و ايران نيز آنچه توانسته از كارهاي دستي و مصنوعات نفيس قديمي و قالي و قاليچه و منسوجات زربفت و اشياء فلزي بدست اورده و با خود به فرانسه برده است و ...».

سفر اول و دوم هانري رنه دالماني (اغلب نواحي شمال شرقي ايران) در سال هاي 1898 و 1899 اتفاق افتاده است. اما در سفر سوم كه در سال 1907 صورت مي گيرد «براي اينكه دست آويزي هم داشته باشد از وزارت فرهنگ فرانسه مأموريت مي گيرد كه راجع به ابنيه و آثار باستاني ايران تحقيقاتي بكند و نتيجه عمليات خود را در موقع بازگشت به آن وزارت خانه گزارش دهد».

هانري كه عاشق بدست آوردن اشياء عتيقه است در عشق آباد با رفيق قديمي خود مسيو سزاري ملاقات مي كند. مسيو سزاري به او خاطرنشان مي كند كه « من مي دانم كه شما عشق و علاقه خاصي به اشياء آنتيك داريد و براي بدست آوردن مطلوب خود به ايران آمده ايد ولي بايد بدانيد كه آنچه اشياء آنتيك، نفيس و گرانبها در ايران يافت مي شده همه را يهوديان و ارمنيان مدت مديدي است كه بتدريج به اروپا برده و در آنجا به فروش رسانيده اند و ديگر چيزي كه به زحمت بردنش بيارزد در ايران يافت نمي شود» و به وي مي گويد « اگر مي خواهيد كار عمده اي انجام دهيد و ارمغان خوبي با خود به اروپا ببريد بهتر آن است كه در اوضاع زندگاني ايرانيان و طرز حكومت استبدادي آنان و تجارت و فلاحت و آداب و رسوم و اخلاق و مذهب ايران تحقيقات كاملي بكنيد و نتيجه تحقيقات خود را بصورت كتابي طبع و در دسترس اروپائيان بگذاريد ... البته چنين كتابي براي اروپائيان، مخصوصا فرانسويان كنجكاو  بسي بهتر و سودمند تر از هر نوع اشياء صنعتي قديمي است». هانري «هم به نصايح عاقلانه ي رفيق خود عمل مي كند و به كمك رفيق سفر خود ژان ونشن (Jean Vinchon) كه مرد اديبي بوده، آنچه در طي مسافرت سه ماهه خود از خراسان تا بختياري مشاهده مي نمايد و يا از كساني مي شنود، همه را يادداشت مي كند و مخصوصا از اروپائياني كه سالها در ايران مأموريت داشته و با او ضاع اين كشور آشنا بوده اند يادداشت ها و عكس هايي مي گيرد و پس از مراجعت به پاريس اين مجموعه را بصورت چهار مجلد كتاب مصور تحت عنوان «مسافرت سه ماهه از خراسان تا بختياري» به طبع مي رساند».

هانري در جلد اول و دوم كتاب خود به تشريح طرز حكومت استبدادي سلسله قاجار، اوضاع اداري، نظام و تجارت و فلاحت، طرز زندگي ايرانيان و در جلد سوم و چهارم به شرح مسافرت خود پرداخته و در ضمن طرز زندگاني ايل بختياري را بطور مشروح به تحريردر آورده است.

 

منبع:

رنه دالماني، هانري. «سفرنامه از خراسان تا بختياري»، ترجمه فره وشي (مترجم همايون سابق)، تهران: مؤسسه مطبوعاتي اميركبير، 1335. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 آبان1384ساعت 12:38  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

نام شهرك : خيام(نيشابور)
تاريخ مصوب : 68/12/25
وضعيت : فعال

پلان شهرك صنعتي نيشابور

      شهرک صنعتی نيشابور در تاريخ 25/12/1368 به تصويب هيات وزيران رسيده و عمليات اجرايی آن در سال 1370 آغاز گرديد. اين شهرک با مساحت 246 هکتار و متراژ صنعتی 36/109 هکتار در کيلومتر 20 جاده نيشابور- مشهد قرار دارد.

 

      امتيازات شهرک

·          قرار گرفتن در مسير اتوبان مشهد- نيشابور

·          قرار گرفتن در مسير خط انتقال گاز مشهد- نيشابور

·          نزديک بودن به شهرستان نيشابور و امکان استفاده از امکانات شهرستان

·          دارای امکانات زير بنايی آب, برق, تلفن و فضای سبز

·          امکان پوشش تلفن همراه

·          واحدهای توليدی مستقر در اين شهرک از تاريخ شروع بهره برداری به ميزان 80% به مدت چهار سال از ماليات معاف می باشند.

 
ليست واحد هاي مستقر در شهرک صنعتی نيشابور
 

اطلاعات شهرك

- تاريخ شروع عمليات فيزيكي : 70

- مساحت كل : 246

- مساحت عملياتي : 246

- مساحت صنعتي : 167.8

- مساحت واگذاري : 91.87 

- تعداد كل قرارداد : 136

- طرحهاي راكد : 36

- در حال احداث : 29

- واحدهاي بهره برداري : 71

 

برآورد سرمايه گذاري

- برآورد سرمايه گذاري طرحهاي راكد : 358.61

- برآورد سرمايه گذاري طرحهاي در حال احداث : 3.89

- برآورد سرمايه گذاري طرحهاي واحدهاي بهره برداري : 136.7

- بر آورد سرمایه گذاری کل قرار داد ها : 499.2

 

برآورد اشتغال

- برآورد اشتغال طرحهاي راكد : 1143

- برآورد اشتغال طرحهاي در عمل احداث : 798

- برآورد اشتغال طرحهاي بهره برداري : 1496

 

امكانات شهرك

- آب تامين شده (ليتر بر ثانيه) : 22

- برق (مگاوات) : 12

- شهرك ارتباط تلفني : دارد

- متقاضيان ارتباط تلفني : دارد

- تحت پوشش تلفن همراه : دارد

- شبكه گازرساني : ندارد

- شبكه جمع آوري فاضلاب : دارد

- اتصال به شبكه گاز كشور : ندارد

- تصفيه خانه فاضلاب :

- اتصال به اينترنت با Dial-up : دارد

- اتصال به اينترنت با فيبر نوري :

 
 

پروژه هاي پيش بيني شده

  • تصفیه خانه فاضلاب (تاریخ قرارداد 10/3/83 - در حال اجرا)

  • آماده سازی توسعه (تاریخ قرارداد 29/5/84 - در حال اجرا)

برگرفته از سايت شركت شهرك هاي صنعتي استان خراسان رضوي

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آبان1384ساعت 12:45  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

«يعقوبي» در كتاب «البلدان»، قديمي ترين كتاب جغرافيايي عربي

كه بدست ما رسيده است و دستاورد سفرهاي وي در بلاد اسلامي مي باشد،

درباره نيشابور چنين نوشته است:

 

نيشابور

«و از قومس بر جاده ي بزرگ تا شهر نيشابور نه منزل راه است و نيشابور ولايتي است وسيع با نواحي بسيار كه از آن جمله است «طبسين»و «قوهستان»و «نسا»و «ابيورد» و «ابرشهر» و «جام» و «باخرز» و «طوس» و شهر بزرگ طوس بآن «نوقان» گفته مي شود، و «زُوْزَن» و «اسفراين» بر جاده ي راه گرگان است، نيشابور را عبدالله ابن عامربن كريز در خلافت عثمان در سال سي فتح كرد و اهالي آن مردمي بهم آميخته از عرب و عجم اند و آب آشاميدني آن از چشمه ها و رودخانه هاست و خراج آن به  چهر ميليون درهم مي رسد و داخل در خراج خراسان است و در همه چيز تابع آن است، عبدالله بن طاهر به شهر نيشابور فرود آمد و به ترتيبي كه واليان انجام مي دادند، از آنجا به طرف مرو پيش نرفت و در نيشابور بناي عجيب «شادياخ» را ساخت و سپس «منار» را بنا كرد. بعضي كسان طاهر مرا خبر داد كه از نيشابور مرو ده منزل است و از نيشابور تا هرات ده منزل و از نيشابور تا گرگان ده منزل و از نيشابور تا دامغان ده منزل و از نيشابور بر شاهراه و جاده اعظم تا سرخس شش منزل كه اول منازل «قصرالريح» است و آن را به فارسي «دزباد» گويند و سپس خاكسار و سپس «فرودان» و آن را كتلي گلي است و ...». (ص54)

 

البلدان يعقوبي (Al-Boldan)

 

درباره ي البلدان و يعقوبي

تاريخ تاليف البلدان را در سالهاي 891-892م (278-279هـ) دانسته اند، در سال 1860م قسمت مربوط به مغرب اين كتاب به همت دخويه [De Goeje] (1836-1909م) خاورشناس هلندي به چاپ رسيد. اين نخستين اثري بود كه در دنيا از يعقوبي انتشار يافته است. تمام كتاب در سال 1861م. به همت جوينبول [Juynboll] مستشرق هلندي، در سال 1891 نيز تمام كتاب به همت دخويه در لندن، براي چهارمين بار البلدان از روي يكي از دو چاپ اروپا با مقدمه مختصر و بدون فهرست در مطبعه حيدريه نجف و در سال 1927 ترجمه فرانسوي البلدان به همت خاورشناس ويت [Wiet] انتشار يافت.(ص15و16)

اما ابن واضح يعقوبي، احمد بن ابي يعقوب اسحاق بن جعفربن وهب بن واضح كاتب اخباري عباسي اصفهاني، از مورخان و جغرافي شناسان بزرگ اسلامي در عصر عباسي دوم بوده است، در جغرافيا همان بزرگي و تقدم را شايسته است كه در تاريخ، و بگفته ي بعضي مي توان او را معلم جغرافياي مسلمين شمرد. يعقوبي اصلا ايراني و از مردم اصفهان بوده است، از تاريخ ولادت و محل ولادت يعقوبي در مآخذ مربوط چيز بدست نيامد. (ص10و11)

 

منبع:

احمدبن ابي يعقوب.«البلدان»، ترجمه محمد ابراهيم آيتي، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1343.

 

لينك مرتبط:

جديد ترين چاپ كتاب البلدان

زبان: فارسي

مترجم: محمد ابراهيم آيتي

انتشارات علمی و فرهنگی

البلدان يكي از كهن ترين و بهترين كتب جغرافيايي است كه از دير باز مورد توجه جغرافيانويسان ايراني و عرب بوده ، پس از توصيف كامل بغداد و سرمن راي ، در سه بخش از سرزمنين هاي معروف زمان خويش سخن مي گويد و سپس ، در ملحقات كتاب به ذكر مطالب مختلف جغرافيايي مي پردازد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آبان1384ساعت 10:43  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

حسن پيرنيا (مشيرالدوله سابق) در جلد چهارم كتاب تاريخ ايران باستان

در باره مزدك چنين نوشته است:

 

«مَزْدَكْ پسر بامداد از اهل نيشابور بود و در زمان غباد ]ساسانيان، غباد اول يا گوات، دوره سلطنت 487 تا 531 ميلادي[ پيدا شد، بطوريكه مورخين اسلامي مثل الشهرستاني و ابن نديم الورّاق بيان كرده اند مذهب او به مذهب ماني خيلي نزديك است زيرا مزدك معتقد بود كه روشنايي از تاريكي بكلي جداست، اولي آزادانه و  عاقلانه عمل مي كند و دومي كوركورانه و جاهلانه، اختلاط آن دو با يكديگر اتفاقي است و جدائي نيز اتفاقي است و نيز مثل مانويها كشتن بهائم و خون ريزي را منع كرد.

 

مزدك و يارانش

 

 او عقيده داشت كه عالم از سه عنصر تركيب شده: آب، آتش، خاك. خوبي و بدي از تركيب آنهاست، خوبي از قسمت خوب و بدي از قسمت بد عالم ارواح.

به عقيده مزدگ مثل اين عالم تشكيل شده است؛ آقاي آسمانها روي تختي مثل پادشاهي نشسته و  چهار قوه در جلو او ايستاده اند: شعور، عقل، حافظه، شادي. اين چهار قوه بدستياري شش وزير ]با نام هاي: سالار، پيشكار، باروان، كاردان، دستور، كودك[ امور عالم را اداره مي كنند. اين شش وزير در ميان دوازده وجود روحي ]با نام هاي: خواننده، دهنده، ستاننده، بَرَنْده، خورنده، دَوَنده، خيزنده، كُشنده، زننده، كَننده، آينده، شنونده. و يابنده را شهرستاني علاوه كرده كه در ساير كتب نيست[ در حركتند. انساني كه چهار قوه و شش وزير و اختيارات دوازده گانه را در خود جمع كند به مرتبه خدايي مي رسد و ديگر مسؤليتي براي او نيست. براي اضمحلال تناقض و كينه و جنگ، كه همه ي اينها از تاريكي است بايد به منشاء آنها پي برد. منشاء آنها از عشق به زن و مال است و براي برانداختن بدي هاي مذكور بايد زن و مال در بين مردم مشترك باشند.

 

مزدك (Mazdak)

 

مزدك كتابي داشته كه از ميان رفته و ليكن مورخين اسلامي بودن آن را ذكر كرده و نوشته اند كه ابن مقفّع آن را به عربي ترجمه كرد. پيروان مزدك چهار فرقه شدند كه بعضي در خوزستان و فارس و كردستان و برخي در يزد و تركستان و جاهاي ديگر سكني داشتند. چنانكه در زمان خلفاي عباسي اسم اين چهار فرقه برده شده معلوم است كه چنين مذهبي در هر جامعه اي كه پديد آيد تا چه اندازه اي باعث اغتشاش و اختلال مي گردد. در ايران هم چنين شد و غباد كه همراهي با مذهب مذكور نمود به مجلس افتاد و مجبور شد به تركستان فرار كرده و با كمك خان هياطله به تخت سلطنت عودت كند، اگر چه غباد پس از آن به مقام ضديت با مزدك و پيروان او برآمده، عده ي زيادي از پيروان او را بدست خسرو (انوشيروان بعدي) كشت و ليكن به دفع كامل آنان موفق نشد و ايران در كنار پرتگاه هولناكي واقع شده بود كه ايران باني به خسرو اول انوشيروان رسيد  و او ... جامعه ايراني را از انقلاب بيرون آورده، امنيت را برقرار كرد.

مزدكيان با اسامي مختلف (خرمدينان و غيره) تا حدود سنه 300 هجري در ايران باقي بودند و با خلفاي عباسي جنگ ها كردند تا آنكه مغلوب و بكلي پراكنده و معدوم شدند ...».

 

منبع:

پيرنيا، حسن. «تاريخ ايران باستان»، تهران: دنياي كتاب، 1375، ج4، ص2900-2901.

 

لينك مرتبط:

The Pre-Islamic Mazdak Movement

+ نوشته شده در  شنبه 7 آبان1384ساعت 12:26  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

عبدالرفيع حقيقت (رفيع) حمله وحشيانه و كينه توزانه ي قوم بدوي مغول به نيشابور، كه در سال 617 هجري صورت گرفت، و دفاع جانانه مردم اين ديار را،

چنين به تصوير كشيده است؛

 

تولي خان پسر چنگيزخان مغول از ويرانه هاي سوخته و خالي از سكنه مرو به نيشابور تاخت. اهالي نيشابور در اين موقع آماده ي دفاع شده، سه هزار سنگر يا باليستا براي پرتاب كردن زوبين و غيره در دور شهر ساخته و پانصد منجنيق كار گذاشته بودند.

 

توضيح اين مطلب لازم به نظر مي رسد موقعي كه تولي خان مامور تصرف شهر هاي خراسان شده بود در مقدمه، سپاه طغاجار داماد چنگيز خان را همراه با ده هزار نفر  در اواسط ماه رمضان سال 617 هجري به نيشابور فرستاده بود. مردم نيشابور در مقابل اين گروه سخت به مقاومت برخاستند بطوري كه در ضمن جنگ تيري به طغاجار رسيد و او را از پاي درآورد. پس از كشته شدن او سپاهيانش به دو قسمت شدند. دسته اي به طرف سبزوار رفتند و بعد از سه شبانه روز جنگ اين شهر را تسخير كردند و كليه سكنه را كه هفتاد هزار نفر بودند به قتل رسانيدند. دسته ديگر عازم طوس ]توس[ گرديدند و همه مردم نوقان طوس را كه در مقابل مغولان پايداري كرده بودند بقتل رسانيدند.(جهانگشاي جويني، جلد اول، صفحه 138)

 

حمله سپاهيان چنگيز به نيشابور

تصاوير بيشتر

تولي خان براي تصرف شهر نيشابور كه در اثر مقاومت دليرانه مردم آنجا، طغاجار داماد چنگيزخان گشته شده و سپاهيانش نيز موفق به تسخير آن شهر نشده بودند احتياط هاي فراوان ديد. بطوري كه سه هزار چرخ انداز و صد منجنيق و عراده و هزار خرك و چهار هزار نردبان و هزار و هفتصد نفت انداز و دوهزار و پانصد خروار سنگ با سپاهي  فراوان همراه خود گسيل داشت. مردم نيشابور سه روز به شدت مقاومت كردند، ولي در روز  چهارم در مقابل هجوم و حشيانه مغولان  شكست خوردند و شهر بدست آنان افتاد. مغولان همه مردم شهر را گوسفند وار به صحرا راندند و به كينه گشته شدن طغاجار، كليه سكنه را بجز چهارصد نفر صنعتگر به قتل رسانيدند و شهر نيشابور را چنان خراب كردند كه براي زراعت آماده گرديد. پس از چندي زن طغاجار  با ده هزار تن سپاه از راه رسيد  او نيز هر كه را در نيشابور يافت به قتل رسانيد. طبق نوشته مؤلف تاريخ نامه هرات، حتي سگ ها و گربه ها را نيز كشتند. (تاريخ نامه هرات صفحه 63)

 

اين وحشيان آدم خوار براي اينكه از فتح نمايان خود در نيشابور يادگار مخوف و دهشتناكي باقي گذارده باشند مناره هايي از كله ها بنا كردند.

 

بنا به گفته ي سيفي هروي عدد گشته شدگان شهر نيشابور،

يك ميليون و هفتصد و چهل هزار نفر بوده است.

 

عطا ملك جويني نوشته است؛ در نيشابور، سر كشتگان را از تن جدا كردند

تا كسي خود را در بين كشته شدگان مخفي نسازد.

(جهانگشاي جويني، جلد اول، صفحه 139)

 

منبع:

حقيقت، عبدالرفيع. «تاريخ جنبش سربداران و ديگر جنبش هاي ايرانيان در قرن هشتم هجري»، تهران: كومش، 1374. ص22-24.

 

لينك مرتبط:

رقص: حمله سپاه چنگيزخان به نيشابور (آثار نگارگري شهاب موسوي زاده)

توضيح:

 

توصيفي درباره ي تابلوي حمله سپاه چنگيز خان به نيشابور

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1384ساعت 14:15  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

ماهي سياه كوچولو در وبلاگ نيشابور شهر آناهيتا

از ديد زمين شناسي جديد

هم به نيشابور نظري داشته و در يادداشت جمعه 11 دي 1383 چنين نوشته:

 

مورفوژنز آنتروپيک و نئوژئومورفولوژی

سطح زمين تحت تاثير تغييرات بسيار زياد و دگرگونی های عميقی در نتيجه فعاليت های انسان واقع شده است. پيش بينی می شود که اين سطح از تاثيرات انسان با تاثيرات ناشی از فرايند های اصلی کلاسيک ژئومورفيک، مانند حمل ونقل رسوبات رودخانه ای برابر و همسان باشد. انسان بسيار سريع به تغيير و دگرگونی چشم انداز های جغرافيايی منجر می گردد و نتايج ناشی  از اين تغييرات به طور مستقيم بر روی عموم مردم  موثر می باشد.

تغيير چشم انداز انسانی يا آنتروپيک سابقه زمين شناسی زيادی ندارد و ممکن است تحول بازگشت ناپذير ی را به يک چشم انداز جديد و نو، متفاوت از آنچه که تاکنون داشته اي تجربه کنيم. به همين دليل پيش بينی خط سير چشم انداز آينده اهميت فزاينده ای را در بر خواهد داشت.

چگونگی اين توصيفات قابل توجه است. به اين دليل که آغاز دوره زمين شناسی جديد يا دوره آنتروپوسن فرصت بی نظيری را برای جامعه ژئومورفولوژی فراهم می آورد. اين فرصت ها مشکلات چالش انگيز، عقلانی و جديدی را بوجود می آورد، اکتشافات مهيج آوری که ژئومورفولوژی می تواند به طور محوری در مباحث پيش بينی های احتمالی  آينده، مربوط به سطح زمين، شرکت جويد. شايد بتوان گفت که اين يک شانس بزرگ تلقی خواهد شد که بتوان دامنه علم ژئومورفولوژی را گسترش داد و فراتر از اين شرايط، موضوع مربوط به چشم انداز طبيعی وابسته در برخورد با رفتار انسانها است. ژئومورفولوژی جديد بايستی اشکالی را که تاثير گذار هستند پيش بينی کند، به همين دليل می توانيم از آن به عنوان نئو ژئومورفولوژی ياد کنيم. ژئومورفولوژی جديد، با مطالعه در ژئومورفولوژی کلاسيک و زمين شناسی، همچنين ترکيبی با عناصر اقتصادی ديگر علوم انسانی در بنياد اطلاعاتی نيروهای طبيعی که دگرگونی چشم انداز را پيش می برند، در تعيين مفاهيم بيشتری از اين شرايط که نقش نيروهای طبيعی را دارند کمک می کند. ترکيب نيروهای طبيعی و انسانی که تغييرات چشم انداز را به پيش می برند، نيروهای آنتروپيک را مشخص می سازد. نئو ژئومورفولوژی مطالعه نيروهای آنتروپيک و عرضه آنها و تاثيرات احتمالی آينده ی چشم انداز است.  ويژگی های بی نظير همراه با نيروهای آنتروپيک، آگاهی، هدف و آينده نگری را در بر می گيرد. اين ويژگی ها وقوع پديده های کاملا جديدی را پشتيبانی می کنند. مانند مهندسی و مديريت صحيح چشم انداز و نظاير آن. تاثيرات عمدی در تغيير شکل چهره ی زمين، پديده هايی را درمقياس زمانی کوتاه به وجود می آورد. تاثيرات مستقيم اين تغيير در جامعه، قابليت آينده نگری و تحت نفوذ قرار دادن عمدی آينده چشم انداز جهانی، اهميت پيش بينی نئو ژئومورفولوژی را برای ما روشن می سازد.

امروز سطح زمين تحت تاثير دگرگونی های عميق ناشی از فعاليت های انسانی است. تغييرات شديد جريانهای رودخانه، دگرگونی در وضع و ساختمان طبقات زمين، تغيير و تبديل توپوگرافی زمين، پسروی سواحل، دگرگ