تبليغاتX
ابرشهر
تارنگار اطلاع رساني نيشابور

 

KHORASAN STEEL COMPLEX

3rd Pole Of Steel Production in Iran

 

Producer of

Bars, Rebars, Equal Angles, Channels,Flats, Squares, Hexagons

 

Km 15 SABZEVAR old road, NEYSHABUR, IRAN

 

 

خط توليد فولاد 

 

مجتمع فولاد خراسان بزرگترين مجتمع فولادسازي در شرق كشور

در فاطله 15 كيلومتري شمال غرب نيشابور  و در زميني به مساحت 1400 هكتار استقرار يافته است

و حدود 32 هزار تن انواع ماشين آلات و تجهيزات را در خود جاي داده است.

ظرفيت اسمي توليد سالانه اين مجتمع در فاز اول 550 هزار تن انواع مقاطع سبك ساختماني

شامل انواع ميلگرد (ساده و آجدار)، نبشي، ناوداني و تسمه( چهارگوش و شش گوش) مي باشد

و با اجراي فازهاي بعدي تا  1.8 ميليون تن قابل توسعه خواهد بود

و با توجه به فن آوري پيشرفته توليد

قادر است سريعا تفيير محصول داده و خود را با نياز بازار هماهنگ كند.

 

مطالعه اوليه احداث واحد فولادسازي در خراسان در دهه 1350 توسط بخش خصوصي انجام شد و موافقت اصولي براي احداث يك واحد نورد مقاطع ساختماني در سال 1356 صادر گرديد، ليكن با ملي شدن صنعت فولاد، زمينه فعاليت بخش خصوصي نيز متوقف شد، تا اينكه مجداً در سال 1362 وزارت معادن و فلزات احداث يك واحد فولاد سازي را در دستور كار خود قرار داد و مطالعات اوليه احداث آن را به شركت ايريتك واگذار كرد. نتيجه اين مطالعات كه مجددا توسط شركت كوبه استيل ژاپن در سال 1370 مورد بازنگري قرار گرفت‚ احداث يك مجتمع فولادسازي را با ظرفيت سالانه 8/1 ميليون تن محصولات طويل ساختماني به روش احياي مستقيم در خراسان توجيه مي‌نمود. پس از كامل شدن مطالعات مكان يابي و توجيه فني و اقتصادي در سال 1368 فعاليت‌هاي آماده سازي سايت و تجهيز كارگاه توسط شركت ملي فولاد ايران شروع شد و در آبان ماه سال 1375 قرارداد خريد تجهيزات خارجي پروژه با شركت ايتاليايي دانيلي منعقد گرديد و فعاليت هاي ساختماني خط توليد مجتمع در خرداد ماه 1376 با حضور رئيس جمهور آغاز شد. در ادامه بخش نورد مجتمع در خرداد ماه 1380 و بخش فولاد سازي در بهمن ماه همان سال به بهره‌برداري رسيد.

شركت فولاد خراسان از چندين واحد مختلف تشكيل شده است كه دو واحد نورد و ذوب و ريخته گري به عنوان واحد اصلي و بقيه واحدها جنبي و پشتيباني محسوب مي گردند. ماشين آلات نصب شده در اين واحدها همگي اتوماتيك بوده و از مدرن ترين تكنولوژي روز دنيا برخوردار مي باشند.

 

 

اين واحدها عبارتند از:

 

  • واحد قراضه: در اين واحد انواع قراضه براساس سنگيني و سبكي و ميزان ناخالصي درجه بندي شده و براساس درجه اختصاص يافته در محل هاي مخصوص نگهداري مي شود و سپس به وسيله سه دستگاه جرثقيل سقفي به باكت حمل قراضه انتقال داده شده و براي انجام عمليات ذوب حمل مي گردد.
  • واحد فولاد سازي: قراضه انتقال يافته به وسيله ماشين حمل قراضه، در واحد فولادسازي با استفاده از جريان الكتريسيته در كوره قوس الكتريكي 110 تني به مذاب تبديل مي‌شود. در اين قسمت انواع مواد افزودني به ذوب اضافه شده تا خواص مورد نظر را پيدا نمايد. اين واحد توانايي استفاده از آهن قراضه يا آهن اسفنجي به عنوان ماده اوليه دارد و ظرفيت توليد سالانه آن 650هزار تن فولاد مي باشد كه از ذوب 750 هزار تن آهن قراضه استحصال مي شود.
  • واحد ريخته گري مداوم: فولاد مذاب آماده ريحته گري، با استفاده از 6 خط ريخته‌گري مداوم به شمش هاي فولادي استاندارد با مقطع 180*180، 150*150 و 130*130 ميليمتر و در طول هاي مختلف قابل تبديل است. در اين واحد سالانه 650 هزار تن فولاد مذاب به 630 هزار تن شمش فولادي تبديل مي‌شود.
  • واحد نورد: شمش‌هاي توليدي در واحد ريخته‌گري پس از شارژ در كوره پيش‌گرم و رسيدن دماي مورد نظر با گذشتن از 20 قفسه قلتك كه به صورت افقي و عمودي در يك راستا نصب شده به انواع محصولات فولادي تبديل مي گردند. از عمده ويژگي‌هاي اين واحد استفاده از پيشرفته ترين فناوري روز مي‌باشد كه سرعت زياد و تغيير مقطع محصول را در كمترين مدت امكان پذير ساخته است. ظرفيت توليد سالانه واحد 550هزار تن انواع مقاطع ساختماني شامل انواع ميلگرد ساده و آج دار، نبشي، ناوداني و تسمه ، چهارگوش و شش گوش مي‌باشد كه بعد از انجام آزمايشات نمونه‌اي كنترل كيفي به صورت استاندارد بسته بندي و به بازار عرضه مي‌گردد.
  • واحد تصفيه دود: گرد و غبار حاصل از كوره قوس الكتريكي و كوره پاتيلي، جهت غبار زدايي به اين واحد هدايت مي‌شود و با توجه به نوع تجهيزات نصب شده حجم بالايي از گرد و غبار ايحاد شده جذب مي‌شود و از انتشار آن در داخل سالن و محيط اطراف جلوگيري مي‌نمايد.
  • واحد حمل مواد افزودني: اين واحد جهت آماده سازي و انبار مواد افزودني واحد ذوب ايجاد شده و با توجه به مجهز بودن به وسايل مكانيكي و نوار نقاله، حمل مواد افزودني به كوره ذوب بسيار سريع و دقيق صورت مي‌گيرد و تمام مراحل به صورت خودكار انجام مي‌شود.
  • واحد تصفيه آب: آب‌هاي مصرفي واحد نورد واحد ذوب بعد از مصرف در واحد توليد جهت جداسازي روغن و ذرات جامد محلول در آب به اين قسمت وارد شده و بعد از انجام عمليات جداسازي و تصفيه‌هاي لازم به چرخه توليد برمي‌گردد كه كاهش مصرف آب و جلوگيري از آسيب‌ديدگي تجهيزات را به دنبال دارد.
  • واحد اكسيژن: اين واحد با ظرفيت 4700متر مكعب بر ساعت، جهت تامين اكسيژن مورد نياز واحدهاي نورد و ذوب، احداث شده است كه علاوه بر اين، اكسيژن مورد نياز جهت برشكاري واحدهاي مختلف از اين قسمت تأمين مي‌شود. افزون براين، استحصال 400 متر مكعب بر ساعت نيتروژن كه جهت واحد ذوب و همچنين تميزكاري در قسمت‌هاي مختلف استفاده مي‌شود از جمله كارآيي‌هاي اين واحد مي‌باشد.
  • واحد پست برق 400 كيلو ولت: پست برق 400 كيلو ولت و شبكه انتقال و توزيع برق، جزء اولين واحدهاي احداث شده مي‌باشد در اين قسمت برق 400 كيلو ولت پس از تبديل 33 كيلو ولت براي مصارف مختلف توزيع مي‌گردد. ظرفيت اسمي اين واحد 200 مگا وات است.
  • واحد پست گاز: در اين واحد فشار گاز ورودي به سايت از 63 بار به 12 بار كاهش مي‌يابد و به وسيله شبكه گاز با ظرفيت 50 هزار نرمال متر مكعب براي مصرف در واحدهاي ذوب و نورد و ساير قسمت‌هاي توليدي و خدماتي انتقال مي يابد. با توجه به آينده نگري انجام شده جهت اجراي فازهاي توسعه خط انتقال گاز تا ورودي مجتمع 150 هزار نرمال متر مكعب در ساعت اجرا شده است.
  • واحد مخابرات: سرويس‌هاي ارتباط مخابراتي مجتمع با استفاده از مركز تلفن 256 شماره‌اي، با كانال ارتباطي مي‌باشد، خطوط تلكس، فكس و ديتا در سراسر مجتمع انجام مي‌پذيرد و همچنين سيستم‌هاي داخلي پيج و شبكه بي‌سيم در داخل سايت برقرار مي‌باشد.

در طرح فولاد خراسان 3 فاز اجرايي پيش بيني شده است به طوري كه بعد از تكميل طرح توسعه مي‌تواند انواع مقاطع ساختماني از جمله تيرآهن را نيز توليد نمايد. در اجراي قسمتي از فاز اول انواع ميلگرد(ساده و آج دار) ،نبشي، ناوداني و تسمه( چهار گوش و شش گوش ) توليد مي‌شود كه ميلگردهاي ساده با قطرهاي مختلف مطابق با استانداردهاي بين‌المللي DIN1013 معادل شماره استاندارد ايران 3132 و ميلگردهاي آج دار مطابق با استاندارد بين‌المللي DIN488 معادل شماره استاندارد ايراني 3132 توليد مي‌شوند. انواع تسمه، نبشي ، ناوداني ، در اندازه هاي مختلف مطابق استانداردها بين‌المللي DIN1017، DIN1028، DIN1026 با معادل شماره استاندارد ايران 4477 توليد مي‌شود.

 دلايل اصلي انتخاب نيشابور براي استقرار اين مجتمع عبارتند از:

  • نزديكي به شبكه هاي اصلي راه و راه آهن سراسري
  • وجود منابع آب هاي سطحي و زير زميني (از قبيل سد بار)
  • نزديكي به مركز استان و كشورهاي آسياي ميانه
  • سهولت جذب متخصص و فراواني نيروي كار
  • وجود نيروگاه 1000 مگاواتي
  • موقعيت بهينه محل استقرار با معدن سنگ آهن سنگان خواف و منابع انرژي مورد نياز گاز سرخس

منبع:

«مجتمع فولاد خراسان»، ماهنامه جاده ابريشم، ضميمه شماره 57، مرداد 1382، ص89-91

 

 لينك هاي سودمند:

و

معرفي يك مقاله كه به بررسي عوارض زيست محيطي مجتمع فولاد خراسان پرداخته؛

بررسي آلودگي هوا و ارائه سيستم پيشنهادي کنترل مجتمع فولاد خراسان،

نويسنده : جعفر نوري، حسين اميربيگي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 15:27  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

 

 

موزه:

نقش حياتي موزه ها در جوامع بشري نقشي بديع، ماندگار و مروج ناب ترين پديده هاي فرهنگي است. موزه ها از معدود مراكز حافظ يادگاران نسل گذشته و در حقيقت فرزندان هنر و تاريخ هستند. هر يك از اين اشيا در عين بي زباني به هزار زبان سخن مي گويند زيرا اسناد معتبري از هنر، فرهنگ و تاريخ را ارايه مي دهند.

موزه (Museum) كلمه اي يوناني است كه از «موزه يون» به معناي مجلس فرشتگان الهام گرفته است. به طور كلي موزه به مجموعه اي از آثار و اشيايي اتلاق مي شود كه در محل يا عمارتي نگه داري و در معرض نمايش گذاشته شوند.

روزنامه شرف موزه را اينگونه تعريف مي كند : «موزه به اصطلاح اهالي فرنگ عبارت است از مكان يا محلي كه مخزن آثار قديمه و اشياي بديعه و نقايس و مستظرفات دنياست و از هر تحفه و يادگاري كه در آن مخزون و موضوع است اهل علم و اطلاع، كسب فايدتي و كشف سري مي نمايند و از احوال و اوضاع هر زمان و صنايع و حرف آن و رسوم و آداب معموله آن ايام و عواطف انام با خبر مي گردند. مي توان گفت كه موزه مقياس شعور و ميزان عقول و درجه افهام، اصناف و مرآت ادراك سلاسل است. مشكلات لاينحل در اينجا حل مي شود و بر معلومات تاريخي شهود اقامه مي نمايد».

در يونان قديم به محلي موزه گفته مي شد كه در آنجا به مطالعه صنايع و علوم مي پرداختند. «ايكوم» شوراي جهاني موزه ها، موزه را موسسه اي دايمي دانسته كه اهداف مادي ندارد و در آن به روي همگان گشوده است و براي خدمت به جامعه و پيشرفت آن فعاليت مي كند. هدف موزه ها، گرد آوري و نگه داري، تحقيق، انتقال و نمايش شواهد بر جاي مانده از انسان و محيط زيست او به منظور بررسي، آموزش و بهره برداري معنوي است. تعريفي ديگر موزه را بنيادي دانسته كه سه وظيفه اصلي جمع آوري، نگه داشت و نمايش اشيا را بر عهده دارد. اين اشيا ممكن است نمونه هاي از طبيعت و مربوط به رمين شناسي و ستاره شناسي يا زيست شناسي باشد. يا آن كه آفرينش هاي هنري و علمي انسان را در طول تاريخ به نمايش بگذارد.

 

وظايف موزه :

وب سايت موزه ملي تاريخ طبيعي ايران، وظايف موزه ها را شامل موارد زير دانسته است:

نقش اجتماعي

نقش فرهنگي

نقش آموزشي و پژوهشي

نقش تحقيقات و انتشارات

 

انواع موزه ها:

موزه ها به انواع زير تقسيم مي گردند:

1. هنري

2. تاريخي

3. علوم

4. موزه هاي تخصصي


موزه هاي تاريخ طبيعي:

از انواع موزه هاي علوم، موزه تاريخ طبيعي است. موزه تاريخ طبيعي موسسه اي است علمي و آموزشي براي بررسي و بيان روند تكامل حيات روي آكاتي و هر آنچه در اين رابطه مؤثر بوده است.

وظيفه موزه تاريخ طبيعي جمع آوري و شناسايي طبقه بندي نگهداري، مطالعه و نمايش نمونه هاي انواع ماهيان، جا نوران، پلنگها و سنگواره ها و نيز بررسي چگونگي ارتباط آنها با يكديگر نحوه زيست و محيط طبيعي آنها و در نهايت ارتباط انسان يا طبيعت و ميزان دخالت او در طبيعت است.

 

‏بخش هاي‌ اصلي يك‌ موزه‌ تاريخ‌ طبيعي‌ عبارتند از:

  • جانورشناسي (نرم‌تنان‌،پرندگان، پستانداران، خزندگان‌، ماهيان، سخت‌پوستان، كرم‌ها و حشرات)
  • زمين‌شناسي‌ و ديرينه‌شناسي‌‏
  • گياه‌شـناسي‌‏
  • انسان‌شناسي‌‏
  • آموزش‌ و تحقيقات

 در سال هـاي‌ اخير كـارگـاه‌هاي‌ گوناگون مانند كارگاه ‌اكولوژي‌ وكارگاه‌ بازيافت‌ زبالـه‌‏نـيـز بـه‌ عـنـوان‌ بخش‌هاي‌ دائمي‌ موزه‌ها درآمده‌اند.‏ (مجله طبيعت و حيات وحش ايران،شماره اول، شهريور 1377)

  

موزه حيات وحش

 

موزه حيات وحش نيشابور

موزه حيات وحش (شكار در طبيعت) نيشابور كه در زمره موزه هاي تاريخ طبيعي به شمار مي آيد، در 28 ارديبهشت سال 1382، همزمان با روز جهاني موزه ها، به همت حسين حصاري، در محل رباط شاه عباسي نيشابور(خيابان امام خميني، فلكه خيام، كاروانسراي شاه عباسي) افتتاح شد.

اين مجموعه ارزشمند كه نخستين موزه خصوصي ايران است، نمونه هاي زير را در خود جاي داده است؛

  • پرندگان و ساير جانوران تاكسيدرمي شده (گردآوري اين مجموعه، حدود 31 سال طول كشيده است)
  • موش هاي آزمايشگاهي (كاربرد در امور آموزشي محصلين)
  • ماهي هاي زينتي و ماهي هاي گوشت خوار
  • مارهاي نيمه سمي (منبع غذايي آنها موش و مارمولك و گنجشك است، اين تغذيه به صورت زنده انجام مي گيرد و مارها به شكار آنها مي پردازند)

در سايت خبرگزاري ميراث فرهنگي آمده است؛ «موزه حيات وحش نيشابور در حال حاضر داراي 8 غرفه است كه هر بخش آن مربوط به فصول مختلف و 1 منطقه دست نخورده را نشان مي دهد.
زيربناي اين موزه ششصد متر است اما حصاري آرزو دارد 350 متر ديگر براي دو غرفه ماهي و مار اضافه كند.

تمام اين غرفه ها محل زندگي هر حيواني را به طور طبيعي نشان مي دهند و حيوانات تاكسي درمي شده را در مكان آب و هواي مخصوص همان جانوران به نمايش گذاشته شده اند».

به گزارش خبرگزاري ميراث فرهنگي، حصاري مي گويد: «20 درصد اين نمونه ها منقرض شده اند و بخشي از آنها نيز در حال انقراض اند. بيشتر حيوانات از نقاط مختلف ايران و بخش كوچكي نيز از خارج از به اين موزه آورده شده است.»

حسين حصاري در بخش تاريخچه وب سايت «موزه حيات وحش (شكار در طبيعت) نيشابور»، درباره خود، فعاليت هايش و چگونگي تاسيس اولين موزه خصوصي ايران،چنين نوشته است؛

«اينجانب حسين حصاري متولد 1336(هـ) در مشهد به دنيا آمدم، من از همان كودكي علاقه شديدي به جمع آوري حيوانات وحشي و طبيعت داشتم، در همان زمان بود كه يك تير كمان با چوب و كش درست كردم و تا پانزده سالگي از همان تير و كمان استفاده مي كردم، از همين سالها بود كه كار شكار را بيشتر ادامه دادم، هر حيواني را كه شكار مي كردم آنها را نگهداري و بعد به تاكسيدرمي آنها اقدام مي كردم.

حدودا هجده ساله بودم كه از طريق خانواده ام با شخصي به نام خانم مريم اشراقي آشنا و با او ازدواج كردم. بعد از اينكه با خانم اشراقی ازدواج كردم، همراه هم به كوه و شكار مي رفتيم و در همان زمان بود كه طريقه تاكسيدرمي حيوانات كوچكتر را كاملا ياد گرفته بودم و هر حيوان كوچكي را كه شكار مي كرديم با كمك همسرم به تاكسيدرمي آنها مي پرداختيم و نيز زماني كه من با خانم اشراقی ازدواج كردم يك عدد تفنگ بادي نيز خريداري كرديم، ما داراي دو فرزند پسر بوديم كه جنگ تحميلي شروع شد و من براي دفاع از دين و مملكت خود به جنگ رفتم در طول اين هشت سال بود كه خانم اشراقی و دو فرزند پسرم تنها زندگي مي كردند و همسرم هم نقش پدر را براي فرزندانم داشت و هم نقش مادر را. بعد از تمام شدن جنگ من به آغوش خانواده ام بازگشتم و كم كم شروع به گرفتن جواز براي حيوانات شكاري و چهارپايان اقدام كردم كه من پروانه براي رفتن به شكار را گرفتم.

در فصل شكار كه اكثر اوقات زمستان مي باشد، ما و شكارچيان ديگر همراه هم به شكار حيوانات در نقاط مختلف ايران سفر مي كرديم، حيواناتي را كه شكار مي كرديم به منزل آورده و با گذشت 48 ساعت به تاکسيدرمی آن حيوانات اقدام مي كردم تا جايي اين كار ادامه داشت كه مي توان گفت تمام حيواناتي كه شكار كرده بوديم تاكسيدرمي و در منزل خود و اقوام نگه داري مي كرديم و ديگر جايي براي نگهداري از اين حيوانات وجود نداشت.

تصميم بر اين شد كه موزه اي علمي فرهنگي تفريحي براي هموطنان خود برپاكنيم و نيز هر حيواني كه در يكي از مناطق ايران شكار شده بود در اين محل نگهداری شود. در نتيجه با استانداري مشهد مشورت و تصميم بر اين شد كه اين موزه را در شهر باستاني نيشابور برپا كنيم، براي برپا كردن چنين موزه اي هزينه گزافي پرداخت شد تا جايي كه من مجبور شدم تمام وسايل شخصي خود را از قبيل وسيله نقليه و مسكنهاي خود را فروخته، تا چنين كاري را با موفقيت تمام كنيم، من مسئوليت اين موزه شخصي را به همسرم واگذار كردم، چون اين زن همانند مردي پر تلاش همراه من در تمام زمينه ها بود و يك لحظه هم مرا تنها نگذاشت و براي قدرداني از زحمات همسرم اين موزه را به نام ايشان به ثبت رسانده ايم.  اين موزه در مورخ «بيست و هشتم دی ماه سال هزار و سيصد و هشتاد و يک» با همکاری اداره گردشگری و ميراث فرهنگی استان خراسان افتتاح گرديد ...». (ادامه)

 

وب گاه

موزه حيات وحش (شكار در طبيعت) نيشابور

 

Hunting in the nature wild world museum

 

 

در وب سايت (وب گاه) موزه حيات وحش نيشابور، شما مي توانيد علاوه بر مرور بيو گرافي حسين حصاري (در قسمت تاريخچه) و مشاهده ديدني هاي حيات وحش منطقه، از غرفه هاي (جلبك بهار، بهار، پاييز، زمستان، بركه، كوهستان، دريا و كوير) اين موزه بازديد نماييد.

 

منابع:

 لينك هاي سودمند:

كانون تخصصي حيات وحش ايران

(Iran Wildlife Experts Organization)

موزه آثار طبيعي و حيات وحش هفت چنار

((Haftchenar Natural Remains & Wildlife Museum

جامعه جهاني حمايت از حيوانات

(The World Society for The Protection of Animals: WSPA)

انجمن حمايت از حيوانات ايران

(The Iranian Society for the Prevention of Cruelty to Animals: IRAN S.P.C.A.)

بيمارستان دامپزشكي تهران

(Tehran Pet Hospital)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 دی1384ساعت 14:40  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

«شهرستان نيشابور و مهمترين وقايع تاريخ آن» عنوان مقاله اي است كه در شماره 55 فصلنامه مشكوة

به قلم «ابراهيم زنگنه» به رشته تحرير درآمده است، با اين مقاله مروري جامع، اما فشرده

بر آنچه كه در طول تاريخ بر «نيشابور» گذشته است، خواهيم داشت.

 

موقعيت نيشابور

 

شهرستان نيشابور به مركزيت ‏شهر نيشابور، 9308  (1) كيلومتر مربع وسعت دارد و جمعيت آن طبق سرشمارى سال 1370 هـ . ش، ‏287/399 نفر است. تراكم نسبى جمعيت اين شهرستان حدود 42 نفر در كيلومتر مربع مى‏باشد. 632 آبادى مسكون دارد و در قسمت مركزى استان خراسان واقع شده است. (2)

اين شهرستان با مختصات رياضى طبق نقشه زير با طول جغرافيايى بين 58 تا 59 درجه و عرض جغرافيايى بين 35 تا 37 درجه، محدود است از شمال به شهرستانهاى چناران و قوچان، از جنوب به شهرستانهاى كاشمر و تربت‏حيدريه، از مشرق به شهرستان مشهد و از مغرب به شهرستانهاى اسفراين و سبزوار. (3)

اين شهرستان داراى پنج ‏بخش است‏ به نامهاي:

  • تحت جلگه به مركزيت ‏بزغان و دهستانهاى تحت‏جلگه، طاغنكوه، فيروزه.
  • زبرخان به مركزيت قدمگاه و دهستانهاى اردوغش، اسحاق‏آباد، زبرخان.
  • سرولايت‏به مركزيت چكنه و دهستانهاى بينالود، سرولايت.
  • ميان جلگه به مركزيت عشق‏آباد و دهستانهاى غزالى، عشق‏آباد، بلهيرات.
  • مركزى به مركزيت‏شهر نيشابور و دهستانهاى دربقاضى، ريوند، فضل، مازول. (4)

دشت نيشابور در دامنه كوه بينالود قرار دارد، اين رشته كوه در دنباله رشته كوه البرز در جهت ‏شمال‏غربى و جنوب‏شرقى كشيده شده است. مرتفع‏ترين قله اين رشته كوه با 3400 متر در شمال نيشابور قرار دارد كه در همان حال بلندترين قله خراسان به‏شمار مى‏آيد.

دشت مرتفع نيشابور محصور بين كوههاى بينالود و كوه‏سرخ، فلات ايران را به دشتهاى آسياى مركزى مرتبط مى‏سازد و اين مسير در طى قرنهاى متمادى همواره يكى از مهمترين شاهراه ها بوده و جهت مسافرت و حمل و نقل و نيز لشكركشى‏ها مورد استفاده بوده است. متاسفانه طوايف مهاجم نيز از اين شاهراه به منظور يورشهاى ددمنشانه خود بهره برده‏اند.

در حال حاضر، اين دشت، مشهد را به وسيله جاده آسفالته درجه يك و راه‏آهن به تهران مربوط مى‏سازد. در طول زمان چنين موقعيت استثنايى برحسب اقتضا به نفع و يا به ضرر شهر نيشابور بوده است. در دوره‏هاى صلح و آرامش، آبادى، جمعيت و بازرگانى نيشابور به سبب داشتن منابع طبيعى مرغوب از قبيل معادن فيروزه و خاكهاى زراعتى وسيع، رو به گسترش نهاده و برعكس در زمان جنگ چون مورد طمع مهاجمان قرار داشته مورد حملات متعدد واقع شده و رو به ويرانى نهاده است. نشانه‏ها و شواهد امروزى كه عبارت از خرابه‏هاى متعدد در اطراف شهر است گستردگى اين شهر را در زمانهاى قديم بخوبى نشان مى‏دهد. (5)

وجه تسميه نيشابور

قديمترين سندى كه از نيشابور ياد مى‏كند اوستا است كه با واژه «رئونت‏» به معنى جلال و شكوه از آن نام مى‏برد. احتمالا اين واژه بعدها به كلمه ريوند تبديل شده كه اكنون نام دهستانى از توابع نيشابور است. (6) در برخى از متون دوره اسلامى نام ديگر نيشابور «ابرشهر» آمده است كه مسلما اين لفظ در دوره‏هاى قبل از اسلام به كار مى‏رفته است. سكه‏هاى مكشوفه، اين موضوع را مدلل مى‏سازد. براى نمونه در سكه‏اى كه تصوير قباد ساسانى را نشان مى‏دهد كلمه ابرشهر ديده مى‏شود. (7)

بحث درباره كلمه ابرشهر زياد است از آن جمله برخى «ابرشهر» را از ريشه «اپرناك» گرفته‏اند كه مربوط به قوم «پرنى‏» است كه اسلاف پارتيان مى‏باشند. (8) بعضى ابرشهر (با سكون ب) گويند كه مراد شهرى ابرى يا شهرى مرتفع كه به ابرها نزديك است. اين هر دو قول بدون مبنا و اصولا مردود است اگر چه براى سند اول هنوز جاى تامل باقى است اما اگر ابر را فارسى قديم «بر» به معنى بلند جايگاه و رفيع و بزرگ بدانيم كلمه ابرشهر مقبولتر مى‏نمايد. (9)

مسكوكاتى كه از دوران باكتريان در افغانستان به جاى مانده از پادشاهى به نام «نيكه‏فور» ياد مى‏كند كه دامنه فرمانروايى او تا نيشابور گسترش داشته و به روايتى اين شهر را وى بنا نهاده است كه بعدها به «نيسه‏فور» و «نيسافور» و نهايتا به «نيشابور» تبديل شده است. «نيسافور» در گويش عرب به معنى شى‏ء سايه‏دار است و شايد در آن جا درختهايى وجود داشته كه سايه‏گستر تارك خستگان بوده است. (10)

واژه نيشابور در دوره ساسانى همه جا به شكل «نيوشاپور» آمده است كه آن را به معنى كار خوب شاپور يا جاى خوب شاپور گرفته‏اند زيرا شاپور دوم اين شهر را تجديد بنا كرد ولى به روايت اغلب مورخان شاپور اول بانى آن بوده است. اگر مطلب بالا را در مورد نوسازى اين شهر قرين صحت ‏بدانيم، كلمه «نيو» مى‏توان به شكل امروزى آن «نو» تعبير كرد و معنى نيشابور چيزى جز شهر نوسازى شده شاپور نخواهد بود و ديگر دليلى براى بحث در مورد شاپور اول و دوم وجود نخواهد داشت. زيرا كه بعضى از مورخان در انتخاب هر يك از آن دو دچار شك شده‏اند ولى قدر مسلم بانى اوليه بايد شاپور اول باشد و پس از وقوع زلزله‏اى شاپور دوم امر به ترميم و بازسازى آن كرده است و اين به هر حال كار نيك شاپور دوم بوده است كه به لفظ «نيوشاپور» از آن ياد كرده‏اند. (11)

نيشابور در اوايل اسلام به «ابرشهر» معروف بود كه در سكه‏هاى دوره‏هاى اموى و عباسى به همين نام آمده است. «ايران‏شهر» هم گفته‏اند كه شايد عنوانى افتخارى براى اين شهر بوده است. البته چون يكى از چهار شهر كرسى‏نشين خراسان بود لقب «ام‏البلاد» هم براى خود كسب كرده است. (12)

نيشابور در دوران پيش از اسلام

گفتار فردوسى، قدمت نيشابور را به دورانهاى باستان مى‏برد و شعر وى گواه بر وجود اين شهر در اساطير ملى ايران است. درباره به سلطنت رسيدن كيكاوس مى‏گويد: بيامد سوى پارس كاووس كى

جهانى به شادى نو افكند پى

فرستاد هر سو يكى پهلوان

جهان‏دار و بيدار و روشن‏روان

به مرو و نشابور و بلخ و هرى

فرستاد هر سو يكى لشكرى

يا در هنگامى كه كيخسرو از توران‏زمين به ايران مراجعت مى‏كند، فردوسى با اين سخن زيبا از نيشابور ياد مى‏كند:

از آن پس به راه نشاپور شاه

بياورد پيلان و گنج و سپاه

همه شهر يكسر بياراستند

مى و رود و رامشگران خواستند (13)

در ذكر احوالات اردشير ساسانى، طبرى مى‏گويد كه: «اردشير بابكان از سواد عازم استخر شد و از آن جا نخست ‏به سكستان و سپس گرگان، ابرشهر، مرو، بلخ، خوارزم و تا انتهاى سرزمين خراسان رفت. او بسيارى از مردمان را كشت و همه مرزهاى شرقى را به اطاعت آورد.»(14)

از گفته فوق احتمالا دو نتيجه به دست مى‏آيد. يكى اين كه ابرشهر در واقع نام اوليه و اصلى نيشابور است، چنان كه در صفحات قبل بيان شد و ديگر اين كه اردشير همانند ديگر جهانگشايان مردمان بسيارى كشته كه لاجرم ابرشهر مستثنا نبوده است و شايد در اثر خرابيهايى كه در دوران وى به وجود آمد مردم به نقطه ديگرى در همان نزديكى پناه بردند و در زمان شاپور اول اين محل جديد به نام شاه ايران‏زمين نامگذارى شد.

كتيبه شاپور اول كه ويژه پيروزى او در مناطق شرقى ايران است و از مناطق «پرثو»، «مرو»، «هرات‏»، «سغد»، «ابرشهر» نام مى‏برد، دليل واضحى بر وجود ابرشهر مى‏باشد كه به هر حال همانند شهرهاى ديگر يا كاملا به فرمان شاپور درآمد و يا خراجگزار وى شد. (15) حركت‏شاپور ب