تبليغاتX
ابرشهر
تارنگار اطلاع رساني نيشابور

اميرالشعرا ابوعبدالله محمد، فرزند عبدالملك برهاني، معروف به معزي نيشابوري، از معاريف و مشاهير سخت پارسي، در روزگار سلجوقيان است كه در زمان سلطان ابراهيم فرزند مسعود غزنوي ديده به جهان گشوده و مدارج كمال و فضل را پيموده تا آنجا كه در عهد جلال الدين ملكشاه و سلطان معزالدين سنجر، ملك الشعرا و اميرالامرا شد. وي از بزرگان به شمار مي آمد، گفته اند در دربار سلجوقيان  مرتبه اي و پايگاهي را داشت كه عنصري نزد غزنويان و رودكي نزد سامانيان يافته بودند وي در شعر سرآمد شاعران زمان خويش بود كه در قصيده سازي دستي گشاده داشت.

 

 او را بيشتر تذكره نويسان ستوده اند عوفي وي را «لشگركش امراي سلطان جهان بيان» و «شهسوار ميدان فصاحت» قلمداد كرده است. انوري وي را مدح گفته و بسياري از عظماي شعر پارسي شاگرد او بودند. سخن امير معزي نيازي به توصيف و تعريف ندارد و كمتر كسي است كه الفباي شعر پارسي را بداند و نام وي و شعري چند از او نشنيده باشد. مرحوم عباس اقبال، مورخ و محقق و دانشمند معاصر، ديوان وي را تصحيح و تنقيح كرده است.

 

عکس تزئینی است> ابرشهر؛ تارنگار اطلاع رسانی نیشابور

 

وفات وي را در هرات بر اثر تير اتفاقي سنجر بود. بقول محمد قدرت الله گوپاموي 542 هـ.ق و با تحقيقات قاسم تويسركاني و دكتر محمد محجوب حدود سال 520 پايان عمر وي مي دانند.

بهرحال سبب وفات وي آن بود كه روزي سنجر در خرگاه تير مي انداخت و معزي بيرون خرگاه ايستاده بود ناگاه تيري از كمال شاه رها شد و جاده هدف به خطا رفت و بر سينه معزي فرونشست و چندي بعد نه به فاصله يكسال در مرو وفات يافت.

 

معزي تخلص خويش را از لقب ملكشاه (معزالديناوالدين) گرفت. ديوان شعرش نزديك به 18500 بيت دارد كه  بيشتر آن قصيده و تعدادي تركيب بند و ترجيع بند و مسمط و غزل و قطعه است.

وي را به حق بايد اميرالشعراي زمان دانست و قصيده معروف زير كه در مدح شرف الدين ابوطاهر سعد فرزند علي مستوفي به رشته نظم درآمده، نمونه اي از قدرت شعري اوست كه قسمتي از آن نقل مي شود:

اي ساربان منزل مكن جز در ديار من

تا يك زمان زاري كنم بر ربع و اطلال و دمن

ربع از دلم پرخون كنم خاك دمن گلگون كنم

اطلال را جيحون كنم از آب چشم خويشتن

از روي يار خرگهي ايوان همي بينم تهي

وزد قد آن سرو سهي حالي همه بينم چمن

بر جال رطل و جام مي گوران نهاديستند پي

بر جاي چنگ و ناي و ني آواز زاغست وزغن

از خيمه تا سعدي بشد وزحجره تا سلمي بشد

وز حجله تا ليلي بشد، گويي بشد جانم زتن

آنجا كه بودآن دلستان  با دوستان  در بوستان

شد گرگ و روبه را مكان شد گوروكركس راوطن

ابرست بر جاي قمر زهرست بر جاي شكر

سنگست برجاي گهر خارست برجاي سمن

....

 

منبع:

(گرايلي، فريدون.«نيشابور شهر فيروزه»، ص370- ص 372)

 

نقل از:

سایت اطلاع رسانی نیشابور

(نسخه اصلی در حال حاضر در دسترس نیست، نسخه ذخیره شده در گوگل)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 بهمن1384ساعت 13:23  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

بی بی شطیطه؛ پیرزنی از تبار خوبیها

«شطيطه زني از قبيله قديسان و هم تبار با پرواپيشگان كه به پايمردي خلوص و ناب انديشي و دينمندانه زيستن در نيشابور قرن دوم هجري، به عنايت و كرامت ويژه هفتمين خورشيد امامت حضرت امام موسي كاظم جاودان ياد شد. از ميان انبوه وجوه و كالاي سنگين و رنگين كه به عنوان سهم امام به مدينه فرستاده شد، تنها نقدينه يك درهمي و دسترشت چهار درهمي شطيطه نيشابوري شرف قبول يافت و نيكنامي و خوش فرجامي او را كه هم اينك در زير سقف اين بقعه در شمال غرب نيشابور آرميده است در تاريخ روزگار رقم زد».(www.irvani.com)

 

آرامگاه بی بی شطیطه

آرامگاه بی بی شطیطه (عکس از سایت ایروانی دات کام)

 

بقعه و بناي آرامگاه بي بي (بانو) شطيطه

«بانو شطيطه، يكي از زنان فاضل نيشابوري و مورد عنايت خاص امام موسي كاظم (ع) در قرن دوم هجري بوده كه اكنون بناي آرامگاهش در ميداني به نام همين بانو، در انتهاي غربي خيابان امام خميني در غرب شهر نيشابور واقع شده است.

از تاريخ اولين بنا يا آرامگاه ساخته شده بر مزار بانو اطلاع دقيقي در دست نيست، ولي احتمال مي رود پس از تجديد حيات شهر در بعد از زلزله ي ويرانگر سال 808 هـ .ق، بناي يادبود ديگري بر مزار بانو احداث گرديده و آن نيز در طي سال هاي بعد مسلما بارها تعمير و بازسازي شده است.

آخرين بنا، بنايي چهار گوش، مسقف (خانه) و كوچك از خشت و گل بوده كه در گوشه ي يك قبرستان قديمي واقع شده و قدمتي حدود 200 تا 300سال داشته است. در قسمت مركزي آن بنا، يك سنگ لوح كوچك، كه احتمالا نام بانو برآن حك بوده ـ و بر بالاي آن يك ديوار (احتمالي) عمودي سفيد رنگ به شكل طاق نما وجود داشته است.

آن بناي چهار گوش تا سال 1359 هـ . ش باقي بود تا اين كه بقعه ي كنوني بانو شطيطه، در همان سال به همت مرحوم حاج عباس ترقي و جمعي از خيرين منطقه و شهرستان ساخته شد. قبرستان قديمي اطراف بقعه نيز در سال 1372 با اجراي طرح ساماندهي شهري (در محله ي رسولي ـ سرآب كوشك) به يك فضاي سبز عمومي يا ميدان شهري تبديل شد. كه با توجه به قرار گرفتن آرامگاه بانو در مركز آن، به ميدان بي بي شطيطه معروف گرديد.

بناي فعلي آرامگاه شطيطه داراي پلان (طرح) 6 ضلعي با 12 غرفه ي كوچك در طرفين آن است، در ورودي اصلي، با اتصال دو غرفه، به آرامگاه از جانب جنوب غربي و مصالح به كار رفته در آن شامل آجر، خشت قالبي تراش، گچ، سيمان و آهن و روكار نماي بيروني بنا از سنگ مرمر و آجر سفال مي باشد. مهم ترين تزئينات آرامگاه نيز شامل آينه كاري نماي داخلي گنبد و دو كتيبه ي كاشيكاري شده در دو طر در ورودي اصلي، در جنوب غربي، به آرامگاه است. در كتيبه ي جانب شرقي، سمت راست، تاريخ تولد و در كتيبه جانب غربي، تاريخ وفات يا شهادت چهارده معصوم (ع) به تاريخ هجري قمري نوشته شده است».

 

بانو پسندیده

«... در فاصله ي حدود 70 متري شمال آرامگاه بانو شطيطه، آرامگاه يكي ديگر از زنان فاضل و رستگار نيشابور به نام بانو پسنديده واقع شده است.

براساس برخي روايات، در سفر تاريخي حضرت ثامن الحجج، امام رضا (ع)، به جانب مرو، زماني كه قدوم مبارك آن حضرت به نيشابور رسيد، سعادت ميزباني توقف كوتاه آن امام همام، نصيب بانويي شد كه از آن پس به جهت آن انتخاب يا پسند خوش يمن، به بانو پسنديده يا پسنده معروف گرديد. آرامگاه اين بانوي رستگار، در بنايي چهار گوش، مسقف و كوچك قرار گرفته و بارگاه، گنبد و يا تزئينات خاصي در آن وجود ندارد».(www.neyshabour.org)

 

امانت شطيطه

«خلاصه شده قضاياي بي بي شطيطه»، به استناد متن صفحه 260 جلد 2 منتهي الآمال

«شيعيان نيشابور، محمد بن علي نيشابوري را كه عازم مدينه منوره بود 30 هزار دينار و پنجاه هزار درهم و 3 هزار پاره جامه دادند كه به نزد امام زمانشان حضرت موسي الكاظم (ع) تقديم كند و شطيطه كه زن مومنه اي بود يك درهم صحيح و پاره اي از خام كه خود رشته بود و 4 درهم ارزش داشت آورد و گفت «ان الله لا يستحيي من الحق» از دادن حق امام اگر كم هم باشد نبايد حيا كرد. و علماء شهر هم جزوه اي مشتمل بر 70 صفحه، كه 70 سوال علمي بر صدر هر صفحه نوشته بودند تا در ذيل آن پاسخ نوشته شود به حامل دادند و به او گفتند امام برحق آن است كه اين سوالات بسته و لاك و مهر شده را بدون اينكه باز شود پاسخ نويسند.

محمد نيشابوري با وسائل نقليه آن زمان كه كجاوه يا شتر بوده طي طريق كرد و پس از ماهها با محموله ها وارد مدينه شد و با خود زمزمه مي كرد «رب اهدني الي سواء الصراط» ناگاه پسري را پيش روي خود ديد كه مي گويد اجابت كن كسي را كه مي خواهي، و هدايت نمود او را به خانه حضرت موسي ابن جعفر (ع)، محمد نيشابوري با عرض سلام وارد شد. حضرت ضمن پاسخ سلام و اكرام فرمود: اي محمد بن علي نيشابوري جواب سوالات 70 جزوه اي كه نزد تو است نوشته ايم پس بياور امانت شطيطه را كه وزن آن يك درهم و دو دانق است و بياور پاره خام او را كه در پشتواره 2 برادري است كه اهل بلخ اند، محمد نيشابوري گفت از شنيدن فرمايشات امام، عقل از سرم پريد و امر حضرت را فوراً اطاعت كردم، پس حضرت امانات شطيطه را قبول و فرمودند: « ان الله يستحيي من الحق»، و امر فرمود برسان به شطيطه سلام مرا او بده به او اين امانات و هميان را كه در آن 40 درهم است و بگو براي تو شقه اي از گفته هاي خودم را كه پنبه اش از قريه صيداء متعلق به بي بي فاطمه زهرا (س) است و خواهرم حليمه دختر حضرت صادق (ع) آنرا رشته است و بگو به شطيطه كه تو زنده مي باشي 19روز پس وصول شقه و دراهم، پس 16 درهم آنرا خرج خودت كن و 24 درهم آنرا صدقه خودت و آنچه لازم شود و من نماز تو را خواهم خواند بر جنازه تو، و به محمد نيشابوري فرمود در آن هنگام كه مرا به نماز ديدي كتمان كن كه بهتر نگاه مي دارد ترا.

حضرت فرمودند: برگردان بقيه مالها را به صاحبان آن و مرا رخصت دادند، محمد نيشابوري كه خود را تنها يافت فوراً حواسش متوجه سوالات لاك و مهر شده شد، ديد لاك و مهر آنها سالم است يكي را براي نمونه باز كرد و جواب آنرا نوشته يافت، خواند: نوشته بود مردي نبش قبر كرده و سر مرده را بريد و كفن و بدزديد حكم چيست ج. دست آن مرد به جهت دزدي بريده شود سپس لازم مي شود او را صد اشرفي براي بريدن سر ميت زيرا كه ما قرار داديم مرده را به منزله بچه در شكم مادر قبل از دميدن روح. محمد نيشابوري در بازگشت نيشابور، هنگام پس دادن اموال به صاحبان آن دريافت كه آنها فتحي مذهب شده اند؟ لذا امانات شطيطه را به او رسانيد و در فاصله 19روز رخ داد  آنچه حضرت فرموده بودند».

(www.neyshabour.org)

 

منابع

«آرامگاه بی بی شطیطه»، سایت اطلاع رسانی نیشابور (نسخه اصلی در دسترس نیست،

نسخه ذخیره شده در گوگل)

«آرامگاه های نیشابور»، ایروانی دات کام

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 بهمن1384ساعت 8:52  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  |