تبليغاتX
ابرشهر
تارنگار اطلاع رساني نيشابور

 

بعلت ويرانی های پی در پی و نيز فقدان اسناد تاريخی دقيقی که ساخت شهر نيشابور را در يک دوره ي معين بويژه عصر مورد نظر ما، توصيف کند، به دشواری می توان در باب ساخت شهری نيشابور سخن گفت.

 

آنچه مسلم است اين است که نيشابور عصر بوسعيد يکی از بزرگترين شهرهای مشرق زمين بوده و به گفته ي خليفه ي نيشابوری 47 محله داشته و محله ي جولاهگان که يکی از محلات متوسط آن بوده است، خود دارای سيصد کوچه بوده است و اگر وصف نيشابور مقارن دوران جوانی بوسعيد را به روايت مقدس در نظر بگيريم، 44 محله داشته که بعضی از محلات آن مانند محله جور و محله حيره هر کدام برابر نيمی از شيراز همان روزگار بوده است و معتقد بوده اند که اگرمحله جور جدا از نيشابور باشد نياز به طبل و علم و حاکمی مستقل دارد. دراين شهر، مجموعه ي ويژگيهای يک شهر بزرگ از قبيل بازارها و ميدان ها و مدارس و مساجد و خانقاه ها و گورستان ها و کتابخانه ها و حتی کليسيا و کنشت وجود داشته است.

 

ميدان هاي شهر نيشابور

ميدان های اصلی شهر، آنها که نامش باقی مانده، عبارت بوده است از ميدان زياد منسوب به زيادبن عبدالرحمن و ميدان حسين بن معاذ دو مربعه ي اصلی (يعنی چهار سوی مرکزی و عمده) به نام مربعه ي بزرگ و مربعه ي کوچک در شهر وجود داشته که همه ي قسمت اعظم بازارها بدان متصل می شده است و چهار سوی کرمانيان يکی از مربعه های ديگر شهر بوده است.

 

محلات نيشابور

آنچه از محلات نيشابور اين عصر نام برده اند عبارت از محله ي شاهنبر در بالای شهر و محله ي فزو و محله ي نصر آباد و محله ي ملقاباد و محله ي رمجار که در بالای آن مسکن مسلم بن حجاج  قشيری بوده است و محله ي باغ الرازيين و محله ي باب ابی الاسود در قسمت بالای شهر به طرف کوه و محله ي دارابجرد که پيوسته ي صحرا بوده است در بالای شهر و محله ي جوری و حايط سلمه و نيز محله ي تلاجرد که مزار امام الحرمين جوينی و امامزاده  محروق در آنجا قرار داشته است. از مهم ترين محلات شهر يکی همان محله ي حيره بوده و کهن ديز يا قهندز که جای  قبر دقاق و قشيری و محمد بن يحيی را در قبله آن تعيين کرده اند. محله ي ديگر محله ي شادياخ بوده که بعد ها قبر عطار و به روايتی قبر مجدالدين بغدادی نيز در آنجا بوده است و گويا تلاجرد و شادياخ بسيار نزديک به هم بوده است و در داخل همين شادياخ محله ي محمد آباد قرار داشته است. ديگر از محلات مهم شهر محله ي باب عزره است که سکه ي خدام در آن قرار داشته و محله ي سحور.

 

كوچه هاي نيشابور

آنچه از سکه های (کوچه ها) نيشابور اين عصر نامش برای ما باقی مانده است عبارت است از سكه ي طرخان و سكه ي صرامين (يا صرافين) و سكه ي يحيی بن محمد بن يحيی وسکه ي خر گوش و سکه ي عمار که اين سکه ي اخير خود در داخل سکه ي سعياباد قرار داشته است و سکه ي عيسی بن ماسرجس و سکه ي باذان که در دارالترک قرار داشته است و سکه ي شکش و کوی عدنی کويان و سکه ي بالويه و سکه ي ابوبکر صبغی و سکه ي سيار و سکه ي عبدالسلام و سکه ي قصارين و سکه ي مسلم و سکه ي حرب که گويا آراسته ترين بازارهای شهر بوده است، پر از دکان های ميوه فروشی و گلفروشی و سکه ي مسيب و سکه ي معاد و سکه ي هشام و سکه ي مفتی.

 

كاروانسراها، خان ها و تيم هاي نيشابور

نيشابور اين عصر يکی از بزرگترين مراکز تجاری عالم  اسلامی آن روزگار بوده است و کاروانسراها و «خان» ها و «تيم» ها در آن قرار داشته از قبيل سرای ميکاليان که متعلق به خاندان بسيار معروف ميکالی بوده و خان طرائفيين که بازار اسباب بازی فروش ها و تجار لوازم تزيينی بوده است و ديگر کاروانسرای معمروخان محمش که محل تجارت مسلم بن حجاج قشيری بوده است و خان ابوعمروحسکويه و خان الفرس که کاروانسرای شيرازی ها بوده و از مراکز تجاری آنان در اين شهر و خان حسين و خان عبدالکريم.

 

سقف بندي بازارهاي نيشابور

در اين عهد بازار نيشابور به صورت سر پوشيده در آمده بوده است. يعنی از عهد ابو علی حسن بن محمد ميکالی (دوره ي محمود غزنوی) که در دوران رياست او نيشابور نظم و انضباطی خاص يافت، اين کار آغاز شد و به گفته ي يمينی «شوارع و بازارهای نيشابور در ايام قديم پوشيده نبود و اثارت (برانگيزاندن) غبار و تزاحم امطار (باران ها) متسوققه (بازاريان) و اهل معاملات متاذی می شدند، در عهد رياست او بفرمود تا سر بازارها فراهم آوردند و در مدت دو ماه سراسر شهر به تعريشات (جوب بست ها) پاکيزه و تسقيفات (سقف بندی) رايق بپوشيدند و هر جايی فرجه ای از بهر نفوذ شعله ي آفتاب باز گذاشتند و قرب صد هزار دينار . . . بر عمارت بازارها خرج کردند و شهر چنان معمور شد که چشم از تصاوير و تعاريج (تزيينات ساختمانی) آن سير نگشتی» و هر صنفی بازار خاص خود را داشته اند از قبيل بازار دستار فروشان (سوق المناد يليين) نام بعضی از گورستان های نيشابور آن روزگار در کتب رجال و تاريخ باقی است که خود نشان دهنده ي وسعت عجيب شهر است.

 

The bazaar at Nishapur

تابلوی مجلس العشاق - ابوسعید در بازار نیشابور 

توضیح: نسخه اصلی تابلوی مینیاتور مجلس العشاق متعلق به قرن شانزدهم میلادی که ابوسعید ابوالخیر را در بازار نیشابور نشان می دهد. ('The Assemblies of the Lovers')

نام اثر: مجلس العشاق (Majalis al-'ushshaq)

به قلم: کمال الدین حسین گازرگاهی

تصویرگر: ؟

مربوط به: ایران، شیراز، 1560 میلادی

 

 

 

مساجد نيشابور

علاوه بر مسجد عتيق نيشابور و جامع منيعی که جامع جديد شهر بوده است، مساجد بسيار  ديگری در اين شهر بوده است که نام آنها را بر حسب تصادف در خلال متون رجالی و تاريخی می توان يافت از قبيل مسجد مطرز و مسجد ابوالحسن نوقانی نيشابوری در محله ي رمجار و مسجد چارسوی بزرگ و مسجد ابوالحسن و مسجد عقيل و مسجد ابو عبدالله مقری و مسجد ابوعبدالرحمن سلمی و مسجد صراقين معروف به مسجد اصفهانی و مسجد ابوعبدالله خبازی و مسجد خان الفرس و مسجد ابوعبدالله خبازی و سکه ي معاذبن معاويه.

 

خانقاه ها ودويره هاي نيشابور

خانقاء های بسياری نيز در اين شهر بوده است که گاه از آن به خانقاه و زمانی به «دويره» تعبير می شده است و گويا هر دو کلمه در يک معنی به کار می رفته است از جمله خانقاه ها و دويره ها که نامش از اين عصر باقی است: خانقاء صندوقی، خانقاء طرسوسی و خانقاء محمود و خانقاء سلمی است و دويره ي ابو سعيد ابوالخير و دويره ي سلمی، که قبر وی هم در آنجا بوده و بسيار مشهور بوده است و دويره ي محمود طوسی و دويره ي بيهقی، که در مجاروت منزل امام قشيری قرار داشته است.

 

مدارس نيشابور

مدارس نيشابور، در اين عصر، يعنی قبل از تاسيس نظاميه ها، شهرت بسيار داشته و نام عده ي زيادی از اين مدارس در کتب تاريخ باقی است، از قبيل مدرسه ي سراجان و مدرسه ي ميان دهيه که از قديم ترين مدارس شهر بوده است و مدرسه ي صبغی و مدرسه ي ابوالوليد قرشی و مدرسه ابواسحاق بسطامی و مدرسه ي ابن فورک نو، مدرسه ي دارالسنه و مدرسه ابوعلی دقاق يا مدرسه ي قشيريه و مدرسه ي ابومنصور حمشادی و مدرسه ي سعيديه و مدرسه ي صاعديه و مدرسه ي ابواسحاق اسفراينی و مدرسه ي کوی سيار يا مدرسه ي بيهقی و مدرسه ي ابوسعد خرکوشتی و مدرسه ي ابوسعد استرآبادی و مدرسه ي ابو عثمان صابونی و مدرسه ي سوری و مدرسه ي مشطی و مدرسه ي سلطانيه و مدرسه ي سرهنگ و مدرسه ي ابوالحسن علی صندلی که آقای بولت آن را جزء مدارس شافعيه دانسته و مدرسه ي شحامی و مدرسه ي سهل صعلوکی و مدرسه ي صاعد بن محمدحيری در محله ي رمجار که آقای بولت، آن را حبيری خوانده است، و مدرسه ي محمد بن اسحاق خطيبی از علمای کراميه که در چارسوی کرمانيان آن را ساخته بوده  است و مدرسه  ي بيشکی و مدرسه ي ابوالحسن قطان در سوق الحضرتين و مدرسه ي حداد و مدرسه ي ناصح الدوله و مدرسه ي سمرقندی و مدرسه ي فريابادی و مدرسه ي مطوعی و مدرسه ي عبادی و مدرسه ي صوفيه که در کوچه ي بريد واقع بوده است و مدرسه ي زعفرانی و مدرسه ي ابو سعيد بسطامی. اينها مدارس آن روزگار نيشابور است که نشانه هايی است از گسترش شهر و پيشرفت علم و فرهنگ در آن روزگار و آوردن نام آنها فقط و فقط برای تاکيد بر گسترش حيات شهری و مدنی نيشابور عصر بوسعيد است.

 

مركزيت عجيب فرهنگي نيشابور

در هر يک از آن مدارس چندين عالم درجه ي اول عصر، از صاحبان مهم ترين تاليفات در زمينه های ادب و فقه و حديث و اصول (کلام) و ديگر علوم عصر، به تدريس اشتغال داشته اند که فهرستی از نام مدرسين اين مدارس خود کتابی خواهد شد پهناور و نام بعضی از اين مدرسان را در آثار سمعانی و سياق عبدالغافر و کتب رجال و حديث و تاريخ و ادب می توان يافت. و اگر به نام و نشان عده ي بی شماری از اين دانشمندان توجه شود که منسوب به شهرها و نواحی ديگر عالم اسلامی هستند از سمرقند و فارس و غزنين و اصفهان و ری و گرگان و تفليس و نخجوان و دربند و گنجه و شروان و بيلقان نو مرو رود و بغداد و هرات و سيستان و همدان و کرمان و کوفه و طبرستان و ساوه و فراغانه و چاج و مصر و کاشغر نو اسروشنه و اخسيکت و يزد و ميبد و کرج و صنعا و بخارا و نخشب و قزوين و مراغه و شوش و شوشتر و مغرب و ميافارقين و کازرون و اهواز و جوزجان و خجند و هند و ختلان، می توان به مرکزيت عجيب نيشابور، به لحاظ فرهنگی پی برد، و ديد که چگونه از دورترين اقصای مغرب و مصر تا کاشغر و از تفليس و نخجوان تا هرات و سيستان و هند، خيل دانشجويان علوم به اين شهر سرازير بوده است و ما نام اين شهر ها را از نسبت اشخاصی که عبدالغافر فارسی در سياق خويش، به شرح حال آنها پرداخته، استخراج کرديم تا نشان دهيم که حوزه مهاجرت علماء و دانشجويان از کجا تا کجا، متوجه نيشابور بوده است بگذريم از انبوه بی شمار دانشجويان و علمايی که از شهر های نزديک حوزه ي خراسان بوده اند و ما از آوردن نام آن شهر ها پرهيز کرديم.

دکتر محمد رضا شفيعی کدکنی

منبع:

تصویر:

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 آبان1385ساعت 14:34  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

 

بافت شهري نيشابور در قرن حاضر

در آغاز سده ي چهاردهم هجري، شهر نيشابور به شكل مربع مستطيلي بود كه پيرامون آن به 3300 گز (3432 متر) مي رسيد. دو خيابان، يكي از مشرق به مغرب و ديگري از جنوب به شمال امتداد مي يافت كه اين دو، تقريبا وسط شهر، يكديگر را قطع مي كردند و نقطه ي تقاطع اين دو، چهار بازار نيشابور خوانده مي شد. اين چهار بازار از هر سمت به دروازه اي منتهي مي گرديد كه به ترتيب عبارت بود: از شرق به دروازه ي مشهد، از جنوب به دروازه ي عراق، از غرب به دروازه ي پاي چنار و از شمال به دروازه ي ارگ. در حدود ده هزار نفر ساكنان شهر در چهار كوي سرتلخ، بالا گودال، سرسنگ، و سعدشاه زندگي مي كردند.

صرف نظر از سادات قديمي شهر كه به حكم سنت ديرينه، مستمري خاص داشتند و مشمول تخفيف هايي از طرف دولت بودند، اكثريت نزديك به اتفاق نيشابوريان از راه كشاورزي و كار در معادن فيروزه و نمك امرار معاش مي كردند.

حدود چهارصد و پنجاه دكان نيازمنديهاي شهر را فراهم مي ساخت و اين شهر در اين زمان داراي يازده گرمابه، دو دبستان و دو كاروانسرا بوده است.

 

محلات، مراكز اقتصادي و دروازه هاي شهر نيشابور در اوايل قرن حاضر 

محلات، مراكز اقتصادي و دروازه هاي شهر نيشابور در اوايل قرن حاضر

 

در اوايل قرن حاضر، حصار و باروي شهر در هم شكسته و دروازه هايش برداشته شد و شهر خارج از خندق به سمت شمال و شمال غرب توسعه يافت. در اين زمان، شهر داراي بازار، محلات متعدد و دو خيابان اصلي متقاطع، يكي جنوب شرقي-شمال غربي (خيابان امام خميني فعلي) و ديگري با جهتي شمال شرقي- جنوب غربي (فردوسي شمالي و جنوبي فعلي) بوده است.

عامل جداگزيني محلات در اين شهر برخلاف ساير شهرها، اختلافات شغلي و وضعيت اقتصادي نبوده بلكه عمل قومي، نژادي و مذهبي تاثير فراوان در شكل گيري محلات شهر داشته است، به طوري كه اكثر فاميل ها در يك محله زندگي مي كردند. نوع معيشت مردم شهر، از طريق زراعت و كشاورزي در زمين هاي اطراف و باغ هاي ميوه در غرب و شرق شهر و اشتغال به امر تجارت و صنعت تامبن مي شد و اكثر ارامنه ي شهر در بخش تجارت و صنعت سرمايه گذاري مي كردند.

در دهه هاي اوليه ي قرن چهاردهم هـ.ق‌ (1313 هـ.ش) همچنين با تعريض خيابان امام از ميدان باغات تا دروازه ي مشهد، سه ميدان به نام هاي: ميدان خيام، ميدان ايران، و ميدان حافظ ايجاد گرديد.[1] به موازت توسعه ي خيابان هاي شهر، ساختمان هاي دولتي به سبك نوين توسط آلماني ها در خارج از محدوده ي مسكوني شهر ساخته شد كه شامل شهرداري و فرمانداري فعلي مي باشد. همچنين دو كارخانه ي پنبه پاك كني توسط ارامنه ايجاد گرديد كه نشانگر فعاليت هاي صنعتي در اين مقطع زماني مي باشد. بعد از سال 1335 هـ.ش روند توسعه ي شهر شدت يافت. تا اين زمان به علت عدم دسترسي به آب، توسعه ي شهر در جهت مجاري آب يا قنوات ميسر بوده، ولي پس از اين كه آب لوله كشي در اختيار مردم قرار گرفت امكان سكونت در هر نقطه از شهر ممكن گشت و پس از افتتاح راه آهن سراسري تهران-مشهد نيز برخلاف شهرهاي كشورهاي غربي، توسعه ي شهر به سمت جنوب محدود شد.

بعد از اصلاحات ارضي و سياست هاي خاصي كه در اين مقطع از طرف دولت اعمال شد، تعدا زيادي از كشاورزان روستاهاي اطراف شهرها، روانه ي شهرهاي مشهد و يا ساير شهرهاي استان مازندران شدند و تعدادي نيز جذب شهر نيشابور شده و در مناطق غرب، شرق و جنوب شرقي شهر مسكن گزيدند و در بخش هاي خدمات، صنعت و ساختمان به كار مشغول شدند.

اساس طرح جامع شهر از سال 1350 هـ.ش مطرح و پس از چند سال به مرحله ي اجرا درآمد. طبق طرح جامع، خيابان هاي جديدي مثل ارگ جنوبي، شريعتي، 15 خرداد[2]  و 17 شهريور كه بافت قديم و جديد شهر را به يكديگر متصل مي كرد، احداث شد. خيابان كمربندي نيز در شمال شهر جهت محدود كردن توسعه ي شهر به طرف شمال به اجرا درآمد.

تا سال 1350 اكثر منازل مسكوني در سطح شهر يك طبقه و به ندرت دو طبقه ساخته مي شد و بادگيرها بر فراز منازل، چهره ي خاصي به اين واحدها مي داده كه بعد از سال 1350 با تشديد سرمايه گذاري دولت در امر توسعه ي شهرها، چهره و بافت اين شهر نيز دگرگون و ساختمان هاي دو و سه طبقه در شهر ساخته شد.

بعد از انقلاب اسلامي روند توسعه ي شهر در جهت شمال و شمال غربي ادامه مي يابد به طوري كه شهرك هاي متعددي در اين منطقه كه اكثر ساكنان آن ها را كارمندان دولت تشكيل مي دادند به وجود آمد.

 

مقر شهر

شهرنيشابور در شمال دشت حاصلخيز نيشابور در دامنه ي جنوبي كوه هاي بينالود واقع شده است. اين شهر در عرض جغرافيايي 36 درجه و 12 دقيقه و طول جغرافيايي 58 درجه و 47 دقيقه از نصف التهار مبدأ قرار گرفته و ارتفاع متوسط ان از سطح دريا حدود 1250 متر است.

شهر نيشابور به واسطه ي قرار گرفتن در مسير يكي از شاهراه هاي اصلي ايران (تهران - مشهد) و همچنين برخورداري از ايستگاه حمل و نقل ريلي (راه آهن) در استان، داراي موقعيت ارتباطي ممتازي است. فاصله اش تا مشهد 120 كيلومتر، تا شهر تربت حيدريه 170 كيلومتر، تا شهر كاشمر 142 كيلومتر، تا شهر چناران 196 كيلومتر، تا شهر سبزوار كه نزديك ترين شهر به آن مي باشد 115 كيلومتر و تا تهران 768 كيلومتر است.

اين شهر در فاصله ي تقريبي 15 كيلومتري جنوب ارتفاعات بينالود قرار گرفته، اراضي اطراف آن داراي هيچ گونه پستي و بلندي خاصي نيست و بافت فيزيكي شهر داراي يك شيب عمومي حدود يك در صد، از شرق به غرب و از شمال شرق به جنوب غرب مي باشد.

 

تقسيمات درون شهر

هسته ي مركزي شهر نيشابور كه در واقع همان بافت قديمي شهر مي باشد در اطراف تقاطع خيابان شرقي – غربي امام خميني و شمالي – جنوبي خيابان 15 خرداد، شهيد جعفري  و خيابان فردوسي شمالي قرار دارد كه به ميدان فردوسي در جنوب و  ميدان هاي آزادي و بسيج[3] در شمال منتهي مي گردد. (نقشه)

عناصر شهري اصلي و جديد نيشابور در دو طرف خيابان هاي اصلي شهر استقرار يافته اند كه عبارتند از:

-          محور خيابان امام خميني

محور شرقي – غربي خيابان امام خميني از ميدان خيام در شرق آغاز و تا ميدان حافظ (و يا به عبارتي تا ميدان بيبي شطيطه) در غرب امتداد مي يابد و از درون قلب شهر قديم نيشابور عبور مي كند، در حاشيه ي جنوبي اين خيابان سه مركز با ارزش فرهنگي – تاريخي مسجد جامع، يك رباط قديمي و بازار سرپ.شيده قرار گرفته است. ارزش تجاري اين خيابان بسيار زياد است و سراسر طول ان به وسيله ي مراكز فعاليت هاي مختلف اداري، كسب، تجارت و بانك ها، هتل ها و مسافرخانه ها تجهيز شده است. علاوه بر اين، برخي ادارات دولتي و ديگر مراكز شهري نيز در آن تمركز يافته و در مجموع مهمترين محور فعال شهري را پديد آورده است.

محور خطي امام خميني با چندين محور مهم ديگر (شمالي - جنوبي) نظير خيابان هاي 17 شهريور، 15 خرداد، شهيد جعفري، فردوسي (شمالي و جنوبي)، سيد جمال الدين اسدآبادي و مدرس برخورد كرده و در اين تقاطع ها اهميت و ارزش خيابان امام خميني تشديد شده است.

-          محور خيابان فردوسي

اين محور در امتداد شمالي – جنوبي از درون بافت قديمي شهر عبور كرده و محور امام خميني را قطع مي كند. نقش اصلي اين خيابان نيز تجارت و كسب و كار مي باشد. بازار سرپوشيده ي نيشابور از خيابان امام خميني تقريبا به موازات خيابان فردوسي (جنوبي) ادامه مي يابد ودر 500 متري جنوب  تقاطع امام خميني و فردوسي (چهارراه انقلاب) داراي يك دهانه ي اصلي ديگردر خيابان فردوسي جنوبي است. ادامه ي خيابان فردوسي از شمال به بزرگراه كمربندي تهران – مشهد منتهي ميشود[4] و از جنوب در محل ميدان فردوسي با خيابان هاي 30 متري و 35 متري طالقاني برخورد پيدا مي كند.

ديگر مراكز جديد فعاليت هاي شهري همچون محورهاي 17 شهريور، بلوار شهيد بهشتي، بلوار شهيد هاشمي نژاد (بنياد شهيد)، خيابان شريعتي و خيابان هاي منتهي به كوي ها و شهرك هاي اطراف شهر از اهميت محورهاي فوق الذكر برخوردار نيستند؛ گرچه در اطراف محور قديم سبزوار – نيشابور – مشهد (خيابان هاي 30 و 35 متري طالقاني) فروشگاه هاي لوازم اتومبيل و ااكثر بنگاه هاي حمل و نقل و خدماتي شكل گرفته اند ولي اين محور نيز علي رغم قدمتي كه دارد محبوبيت محمرهاي اصلي شهر را ندارد.

 

شهرك ها و كوي هاي پيرامون شهر اصلي

در يك تقسيم بندي كالبدي از شهر نيشابور، مي توان 9 ناحيه با شهرك ها و كوي هاي اطرافشان را مشخص نمود كه عبارتند از:

ناحيه ي 1 (مسكوني - تجاري): شامل بخش هاي بازار و محلات اطراف مسجد جامع و ميدان باغات (پاچنار) بوده و در قسمت جنوب ان بخشي از تأسيسات صنعتي و راه آهن قرار دارد.

ناحيه ي 2 (مسكوني): شامل دو محله ي بزرگ حاج مهدي و دهنو است كه در طول حاشيه ي شمالي راه آهن و بخش صنعتي و نيز جاده ي قديم نيشابور – مشهد (در شرق شهر) قرار گرفته است.

ناحيه ي 3 (مسكوني - تجاري): اين ناحيه كه مشرق شهر را تشكيل مي دهد، شامل محلات نجف آباد، فضل و ارگ مي باشد.

ناحيه ي 4 (مسكوني): اين ناحيه شامل بخش هاي فردوسي شمالي، فرحبخش، مرتضي آباد و كوچه ي باقري بوده و بخشي از منطقه ي مركزي و شمال آن را شامل مي گردد.

- چهرا ناحيه ي فوق الذكر (1 تا 4) در حقيقت بخش عمده ي همان بافت قديمي شهر را تشكيل مي دهد.

ناحيه ي 5 (مسكوني): اين ناحيه در قسمت غربي شهر قرار گرفته  و شامل محلات چهل ريزه، نگارستان، فيض آباد و كاشفي است.

ناحيه ي 6 (مسكوني): اين ناحيه نيز در غرب شهر و شمال بخش صنعتي قرار داشته و شامل بخش هاي: عيدگاه، پل خانه، مختار، كاظم آباد، دهنو و سر آب كوشك (رسولي) مي باشد.

ناحيه ي 7 (مسكوني – پارك صنايع و راه آهن): اين ناحيه كه در جوار ايستگاه راه آهن در جنوب شهر واقع است، محلات احمد آباد، كفكدك، حصار، كشتارگاه، چهارده معصوم، كريم آباد، شهرك و فيض اباد بوده كه عملكردهاي انبار داري، كارگاه ها، صنايع سبك و ساختمان هاي مربوط به راه آهن را نيز دارا مي باشد.

ناحيه ي 8 (مسكوني – فرهنگي و توريستي): اين ناحيه در قسمت جنوب شرقي و شرق شهر  و شامل محلات مسكوني ابراهيمي و كوي امامزاده، مركز تفريحي ترياپارك و همچنين مجموعه هاي با ارزش تاريخي – مذهبي نظير آرامگاه هاي حكيم عمر خيام، شيخ عطار، كمال الملك، تپه هاي باستاني نيشابور و زيارتگاه هاي امامزادگان محمد محروق و ابراهيم و آرامگاه هاي فضل بن شاذان و سعيد بن سلام (ابوعثمان مغربي) است.

ناحيه ي 9 (قسمت توسعه ي جديد): اين ناحيه كه در شمال جاده ي آسيايي تهران – مشهد و شمال غربي شهر نيشابور واقع شده، شامل شهرك هاي فرهنگيان، بهداري، قدس، بسيج، آزادگان و شهرك مسكوني مجتمع فولاد خراسان مي باشد.

 

موقعيت نواحي نه گانه و توزيع جغرافيايي خدمات در شهر نيشابور 

موقعيت نواحي نه گانه و توزيع جغرافيايي خدمات در شهر نيشابور

 

عناصر كالبدي شهر نيشابور

مهمترين اين عناصر شامل:

·          بافت قديمي شهر

بافت قديم (منظور بافت شهري كه پس از ويراني ناشي از حمله مغول و زلزله ي سال 808 هـ.ق ساخته شد) شامل بافت منطقه ي دو طرف خيابان امام خميني و خيابان فردوسي بوده كه وجود گذرگاه هاي  پر پيچ و خم و كم عرض 2 تا 3 متري و همچنين نداشتن و يا سختي امكان دسترسي ماشين به مراكز اين بافت از ويژگي هاي عمده ي آن است.

·          مسجد جامع شهر

اين مسجد تاريخي در حاشيه ي جنوبي خيابان امام خميني (نزديك چهارراه انقلاب) و تقريبا در قسمت مركزي بافت قديمي شهر قرار دارد. تاريخ بناي مسجد به سال 899 هـ.ق، يعني از دوره ي حكمروايي سلطان حسين بايقرا، آخرين امير تيموري مي باشد و آن را بزرگوار مردي به نام پهلوان علي كرخي فرزند بايزيد – كه مقبره ي وي نيز در اين مسجد مي باشد- ساخته است. مساحت كل اين مسجد 5/7320 متر مربع است كه 4595 متر مربع آن زير بناست.

·          بازارها و مراكز تجاري و خدماتي

مهم ترين و قديمي ترين بازار موجود در شهرف بازار سرپوشيده (مربوط به دوره ي صفوي) است كه دهانه س اصلي آن در خيابان امام خميني بوده و به موازات خيابان فردوسي جنوبي ، حدود 200 متر طول دارد؛ علاوه براين بازار ، در بازار روزف چند بازار كوچك محلي (چهارشنبه بازار) و ميدان بار در بخش هاي مركزي، جنوبي و غربي در خيابان هاي امام خميني،فردوسي،بلوار طالقاني و خيابان كاشمر واقع شده اند و ضمن اينكه در حاشيه ي اين خيابان ها و خيابان هاي 15 خرداد و 17 شهريور ساير مراكز تجاري، خدماتي، سياسي و اداري نيشابور نيز استقرار يافته اند؛ توزيع ديگر عناصر كالبدي شهر، شامل بافت مسكوني (قديم و جديد)، مراكز فرهنگي، تفريحي، يادمان هاي مذهبي – تاريخي، پايانه هاي مسافربري و حمل و نقل و ساير امكانات و خدمات و تجهيزات شهري در نقشه زیر مشخص شده اند.

توزيع جغرافيايي امكانات و خدمات در نيشابور 

توزيع جغرافيايي امكانات و خدمات در نيشابور

 

سمت توسعه ي شهر در دهه هاي اخير

طي دو قرن گذشته و بخصوص 70 سال اخير، توسعه ي شهر نيشابور پيرامون هسته ي مركزي شهر (همان بافت قديمي)؛ يعني اطراف تقاطع خيابان شرقي – غربي امام خميني و شمالي – جنوبي خيابان هاي فردوسي، پانزده خرداد و شهيد جعفري تحقق يافته است.

با يك نظر كلي مي توان گفت: جهت توسعه ي فضاي شهر از سمت جنوب شرقي به سمت شمال غربي بوده و طي سال هاي اخير ميزان اين توسعه در جهات مختلف به شرح ذيل بوده است.

-     در جهات غرب، شمال و شمال غربي، كه بيشترين ميزان توسعه ي شهري ديده مي شود و به  طور متوسط نسبت به حد بافت قديمي نيشابور به شعاع 2000 متر تا 3000 متر، شهر  گسترش يافته است.

-          ميزان توسعه به سوي شرق، نسبت به حد بافت قديمي در حدود 2500 متر بوده است.

-          ميزان توسعه در جهت جنوب غربي نسبت به حد بافت قديمي به حدود 1500 متر مي رسد.

-          ميزان توسعه در جهت جنوب شرقي نسبتا كمتر بوده است.

در شرايط كنوني نيز اولويت نخستين توسعه ي شهري، به سمت اراضي شمال و شمال شرق شهر تعيين شده است. بخشي از اين اراضي، باير (غير قابل كشاورزي) و دراراي موقعيت مناسب توپوگرافيك (هموار و بدون پستي و بلندي خاص) مي باشد.

 

نقش و كاركرد عمده ي شهر نيشابور

با توجه به اين كه از جمعيت 38591 نفر شاغل 10 ساله و بيشتر شهر نيشابور در سال 1375، 43/60 درصد آن در بخش خدمات و 02/31 درصد در بخش صنعت و 40/7 درصد در بخش كشاورزي به كار اشتغال داشته اند و از سويي اين شهر با روستاهاي حوزه ي سياسي شهرستان (حوزه ي نفوذ خود)، مناسبات تجاري و بازرگاني و خدماتي داشته، بيشتر مازاد محصولات و توليدات روستايي، از طريق اين شهر مبادله شده و كالاها و خدمات مورد نياز روستائيان نيز بيشتر از طريق شهر نيشابور تأمين مي گردد.

بنابراين مي توان گفت: شهر نيشابور داراي كاركردي عمدتا خدماتي– صنعتي مي باشد و نقش واسطي را بين مراكز تجاري، خدماتي و بازرگاني منطقه با بازارهاي داخلي و خارجي ايفا مي نمايد.

 


[1] . نيشابوري ها در گويش خود، اين ميدان ها را با عنوان هاي فلكه خيام، فلكه ايران و فلكه حافظ مي نامند. (فلكه = ميدان)

[2] . خيابان 15خرداد در بين عامه ي مردم نيشابور به خيابان دارايي معروف است، در ابتداي اين خيابان از سمت جنوب (گوشه ي شمال شرقي فلكه ايران)، اداره ي امور اقتصادي و دارايي نيشابور واقع شده است. در امتداد خيابان دارايي، در ضلع جنوبي فلكه ايران، خيابان شهيد جعفري قرار دارد كه به ايستگاه راه آهن نيشابور منتهي مي شود و اين خيابان در بين عامه ي مردم نيشابور به خيابان ايسگا (ايستگاه) معروف است.

[3] . ميدان بسيج در بين عامه ي مردم نيشابور به فلكه باغرود نيز معروف است.

[4] . خيابان فردوسي (شمالي) در ميدان بسيج (باغرود) به كمربندي تهران مي رسد و در ادامه در سوي شمالي ميدان باغرود، جاده باغرود احداث شده است كه به كوه هاي بينالود منتهي مي شود، در سال هاي اخير در پي بهينه سازي اين مسير تحت عنوان پروژه ي آيلند باغرود، جاده ي باغرود در حال تبديل شدن به بلواري حدودا 12 كيلومتري است كه در لاين وسطي آن پياده رويي عريضي قرار گرفته، و در حال حاضر مردم نيشابور براي ورزش صبحگاهي و تفريح و ورزش در ساير اوقات روز به اين محل مي آيند.

-------------------------------------

منبع:

طاهري، علي.«درآمدي بر جغرافيا و تاريخ نيشابور»، نيشابور: ابرشهر، 1384، صص 68-71 و صص 34-42.

 


معرفي كتاب:

«درآمدي بر جغرافيا و تاريخ نيشابور» تاليف علي طاهري

 

کتاب درآمدی بر جغرافیا و تاریخ نیشابور

 

AN INTRODUCTION TO GEOGRAPHY AND HISTORY

OF NISHABOUR [NEYSHABUR]

By Ali Taheri

Abarshahr Publication

Neyshabur, 2006

 

زيباتر از صبح دشت نيشابور آيا ديده ايم؟

... اينك پگاه زيباي نيشابور.

 

«محمود دولت آبادي»

(رمان كليدر)

 

علي طاهري – كارشناس ارشد جغرافيا- در مقدمه ي كتاب خود –درآمدي بر جغرافيا و تاريخ نيشابور-، نوشته است: «نيشابور به عنوان شهري با پشتوانه ي برخورداري از عوامل مساعد طبيعي (وجود كوه هاي مرتفع، آب و هواي مناسب و خاك حاصلخيز) و موقعيت هاي ممتاز جغرافيايي- ارتباطي (بويژه در گذشته به واسطه ي قرارگيري در مسير جاده ابريشم و شاهراه هاي ارتباطي خراسان بزرگ) و سياسي – فرهنگي، به گفته ي جرج.ن كرزن و لارنس لكهارت دوتن از مورخين و سياحان بنام خارجي: همان تولد و ظهور اعجاب انگيز، افت و خيزهاي فراوان و ويراني هاي بي شمار تاريخي را بيش از هر شهر ديگري در ايران زمين تجربه كرده است.

موقعيت و سوابق تاريخي، علمي و فرهنگي اين شهر گرانقدر به قدري درخشان است كه شعاع آن از ديد هيچ انسان منصفي پنهان نمانده و انبوهي از توصيف ها و نقل قول هاي شخصيت هاي مهمي موجود است كه گويا همان پيشينه ي درخشان و سيماي زرين اين شهر بوده و از سويي گويندگان اغلب اين توصيف ها با اين شهر، نسبتي نداشته پس، از تهمت حس زادگاه پرستي ديگران نيز مصون مي باشند.» (صص1-2)

نويسنده در جايي ديگر از هدف تاليف خود مي گويد: «در اين كتاب سعي شده است اطلاعات و معلوماتي مختصر از موقعيت ها ي جغرافيايي، اقتصادي، اجتماعي، سيماي شهري و پيشينه ي تاريخي نيشابور ارائه گردد ... ناگفته پيداست، بررسي كامل و جامع جايگاه و شأن واقعي اين شهر گرانقدر نياز به نگارش چندين جلد كتاب و رساله ي گسترده ي تحقيقي و پژوهشي داشته، كه اميد است در آينده اي نزديك شاهد تحقق چنين امر مهمي باشيم.» (ص4)

كتاب «درآمدي بر جغرافيا و تاريخ نيشابور»، در چاپ دوم در 146 صفحه و توسط انتشارات ابرشهر در بهار 1384در نيشابور منتشر شده است. اين كتاب از ديدگاه هاي مختلف جغرافيايي و جغرافياي تاريخي به بررسي و شناسايي نيشابور پرداخته و در هفت فصل، اطلاعاتي را درباره ي نيشابور ارايه مي دهد:

فصل اول: جايگاه جغرافيايي و طبيعي شهرستان نيشابور

فصل دوم: ويژگي هاي جمعيتي و اقتصادي شهر نيشابور

فصل سوم: جغرافياي شهري نيشابور

فصل چهارم: جغرافياي تاريخي نيشابور

فصل پنجم: رجال و مشاهير نيشابور

فصل ششم: ويژگي هاي قومي و فرهنگي شهرستان نيشابور

فصل هفتم: جاذبه هاي گردشگري، نقاط ديدني و سوغات نيشابور

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 7:35  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  |