Neyshabur
Borj-e Ăsiyăb-e Eshăq-ăbăd
* * *
برج آسياب اسحاقآباد نیشابور
موقعيت جغرافيايي:
در فاصلهي 1500 متري جنوب شرقي روستاي اسحاق آباد و در كنار نهر آب خشكيدهاي، برج بزرگ و زيبايي بنا شده كه از بهترين و زيباترين برجهاي راهنما در منطقهي نيشابور ميباشد. اين برج، در مختصات 59درجه و 1دقيقه و 40ثانيهي طول جغرافيايي و 36درجه و 1دقيقه و 22ثانيهي عرض جغرافيايي قرار دارد.
مشخصات كلي:
برج آسياب اسحاقآباد نيشابور، كه قدمت آن به حدود 400 سال پيش ميرسد، در چهار طبقه و در دشت وسيعي كه از اطراف به وسيلهي اراضي و باغات و نيز زمينهاي لميزرع احاطه شده، احداث گرديده است. مصالح برج از خشت خام و گل ميباشد كه تزئينات زيبايي در بدنهي خارجي آن ديده ميشود. ارتفاع كامل برج در وضعيت فعلي، حدود 10 متر ميباشد. محيط بيروني برج در كف 21 متر ميباشد.
طبقهي همكف:
ورودي برج، از سمت شرقي ميباشد كه از طريق يك راهرو با يك سقف ضربي، وارد طبقهي همكف آن ميگردد. در ابتداي مدخل و در سمت راست، يك رديف پلكان باريك و كم عرض به سمت طبقات بالا ايجاد شده، عرض اين پلكان 70 سانتيمتر است كه با 12 پله به طبقهي دوم دسترسي پيدا ميكند. قطر داخلي طبقهي همكف 3/50 متر است كه در ديوار قسمت پي آن، چينه و قلوه سنگ و گاهي آجر بهكار رفته، و از ارتفاع 70 سانتي متري به بالا، با خشت خام كار شده است. ديوار برج، دوجداره ميباشد كه از طريق دريچههايي ميان اين دو جداره مشهود است. عرض ورودي طبقهي همكف، 120 سانتيمتر و ارتفاع سقف تا كف، حدود 3متر است.
طبقهي دوم:
ورودي طبقهي دوم از سمت شمال غربي است كه با 120 سانتيمتر عرض دهانهي ورود، فضايي هشت ضلعي كه بر روي ديوارها تعداد 7 (طاق)تاقنما ايجاد شده. تاقنماها حالت تزئيني دارند ولي روي آنها هيچگونه اندودي كار نشده است. عرض تاقنماها بهطور يك در ميان 80 سانتيمتر و 120 سانتيمتر است و حالت يك هشت ضلعي را به وجود ميآورد. ارتفاع طبقهي دوم از سقف تا كف، حدود 2/5 متر ميباشد. طبقهي دوم هيچگونه روزنهاي به بيرون ندارد و فقط در مسير راهپلهها، تعداد زيادي روزنهي ديدباني، به سمت خارج تعبيه شده است. پوشش سقف طبقهي دوم، به صورت عرقچين (كلمبو) ميباشد و بالاي تاقنما، يك رديف تزئينات آجركاري دندانموشي به كار برده شده است. ابعاد اين اتاق 3 در 3 متر ميباشد.
طبقهي سوم:
از طبقهي دوم، پس از طي 10 پله به سمت بالا، وارد طبقهي سوم ميشويم. ورودي طبقهي سوم از سمت جنوب غربي است كه با 1 متر عرض دهانه و 130 سانتيمتر ارتفاع به اتاقي مربع شكل، متصل ميشود. ابعاد اتاق 3 در 2/70 ميباشد. در اطراف اين اتاق، تعداد 8 تاقنماي كوچك به عرض 35 سانتيمتر، و نيز تعداد 3 پنجرهي كوچك، به عرض 1 متر، ايجاد شده كه اين پنجرهها از سه طرف به سمت اراضي مشرف است. ارتفاع طبقهي سوم از سقف تا كف، 2 متر ميباشد. براي پوشش سقف در چهار طرف، گوشهسازي با خشت انجام شده و سقف بر روي آن قرار داده شده است. متاسفانه، سقف طبقهي سوم بهطور كامل تخريب شده و فرو ريخته و بر اثر سنگيني، قسمتي از سقف طبقهي دوم نيز تخريب شده و به داخل طبقهي دوم ريزش نموده است، اما ديوارها سالماند. از داخل اتاق طبقهي سوم و سمت غربي اتاق (سمت چپ ورودي اتاق)، پلكاني به سمت طبقهي چهارم وجود داشته كه متاسفانه بر اثر تخريب سقف طبقهي سوم، اين پلكان نيز از بين رفته است. ابعاد خشتها 5*24*24 ميباشد.
بدنهي بيروني:
تزيينات آجري بدنهي بيروني برج در ارتفاع 5 متري، به صورت يك رديف آجر در قسمت زير و دو رديف آجر دندان موشي، بر بالا و مجددا يك رديف آجر بر بالاي آن ميباشد. ابعاد آجرها، 4/5*10*25 سانتيمتر است. در دور تا درو برج، در ارتفاع 3/5 و 4/5 متري، روزنههايي مسدود شده، كه جنبهي تزييني دارند، ديده ميشود.
بناهاي پيراموني:
در قسمت شمال شرقي برج، تاسيسات ساختمان يك آسياب آبي، به فاصلهي 5 متري از برج وجود دارد. اين آسياب قديمي كه در مسير نهر آب يك قنات قرار داشته از مصالح آجر با ملات ماسه و گچ و آهك ساخته شده است. قسمت تنورهي آسياب سالم است، اما اتاق آسياب و فضاهاي ديگر، بهطور كامل تخريب گرديده. ارتفاع تنوره، بيش از 5 متر ميباشد. ابعاد آجرهاي بهكار رفته در تنوره، متفاوت و از آجرهايي در ابعاد 4/5*23*23 و يا 5*25*25 ساخته شده است. قدمت اين آسياب به اوايل دورهي پهلوي ميرسد.
در قسمت شرقي برج آسياب اسحاقآباد، بقاياي معماري اتاقهاي درخت و گل وجود دارند كه به بدنهي برج الحاق گرديدهاند. فقط قسمتي از ديوارها باقي مانده، اما سقف بهطور كامل تخريب شده است.
منبع:
اعتمادي، محمداسماعيل. «برج آسياب اسحاقآباد»، هفتهنامهي خيامنامه- ويژهنامهي نوروزي، سهشنبه 28 اسفندماه 1386، ص 21. ]با برخي تغييرات نگارشي و جابجاي در مطالب متن[
شاعر آييني و مداح اهل بيت
استاد محمد حسن فرحبخشيان
متخلص به ژوليده نيشابوري (1320-1386هـ.ش)
Mohammad-Hassan Farahbakhshian
Zhulide-ye Neyshaburi
از سرزمين سپيده و صبح ...
محمدحسن فرحبخشیان، فرزند محمداسماعیل، در سال 1320 خیامی در منطقهی فرحبخش نیشابور دیده به جهان گشود و روزگار کودکی و نوجوانی را در دیار سپیده و صبح بالید. هر چند تحصیلات وی تا مقطع سیکل متوسطه، بیشتر، فرجام نیافت اما رویدادی در دورهی جوانیش، دریچهی دیگری از زندگی بر روی وی گشود ... خرداد سال 1342 –از این رویداد بیشتر خواهیم گفت- اما اکنون بازگشتي خواهیم داشت به رویش ریشههای شعر در نهاد کودکی محمد حسن فرحبخشیان ...
بارش شعر
وجود محمدحسن فرحبخشیان، از همان اوان کودکی و نوجوانی با دلبستگی به ائمه آمیخته شد، در جایی از آن زمان چنین میگوید: «اولين بار كه با مادرم در مجلس عزاداري امام حسين (ع) شركت كرده بودم، سخنران دربارهی حضرت فاطمه زهرا (س) و علت شهادت و محل دفن آن بانوي بزرگوار سخن ميگفت و در پايان مداحي به ذكر مصيبت ايشان پرداخت كه من زار زار گريه كردم و در آن هنگام در قلبم جرقهاي زد كه اي كاش ميتوانستم من هم در مدح و ثناي اين بانوي دو عالم شعر بگويم در همانجا از بيبيخانم فاطمه(س) خواستم مرا كمك كند و همان هم شد.» و سرانجام زلال باران شعر در یکی از روزهای 12 سالگی بر نهاد شیفتهی محمد حسن باریدن گرفت ... :«يك شب خوابيده بودم در خواب ديدم وارد مجلسي شدم كه بزرگان همه جمع بودند و در مدح اهل بيت شعر ميگفتند. در ميان آنها بشير و شهريار را ديدم كه مورد عنايت اهل بيت قرار گرفتند، خيلي ناراحت شدم كه چرا من نبايد شعر بگويم، در يك لحظه يكي از بزرگان مرا به اسم صدا زد و گفت، حسن كوچك هم شعر بخواند. صبح آن روز كه از خواب بيدار شدم، بياختيار شعر مثل باران از دهانم خارج ميشد و من كه در آن زمان 12 سال بيش نداشتم، شروع كردم به نوشتن اشعاري كه ميسرودم، روز به روز بيشتر از محبت اهل بيت (ع) به خصوص فاطمه زهرا (س) و سرور و سالار شهيدان امام حسين (ع) بهرهمند شدم.»
این ژولیده شوریده خاکی
اما نهاد شیفته و طوفانی فرحبخشیان بیست و دو ساله در امتزاج با یکی از بزرگترین وقایع تاریخ معاصر ایران، جوهرهای دیگر گرفت؛ وي همزمان با نخستین جرقههای انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی بود، با سرودن دو بیت شعر، که بهای آن، بازداشت و تحمل سه سال و هشت ماه حبس در زندان ساواک بود، با انقلاب ایران همراه شد:
پیــام رهبــر ایران در این جهــان این است سـکوت در برابر ظالم، خـلاف آییـــن است
چـو دید عکس خمینی، به خود گفتا شاه: کسی که کاخ مرا زیر و رو کند، این است!
«خرداد سال 42 در مدرسه فيضيه پاي منبر امام خميني(ره) دو بيت شعر درباره اهميت و ارزش ولايت فقيه سرودم و مجلس چنان متحول شد كه بعد از پايان سخنراني امام، مرا دستگير و به زندان ساواك قم بردند و تا 15 روز زير شكنجه دژخيمان در بدترين وضعيت اذيت و آزار و بعد از آن به بند يك زندان قصر منتقل شدم. بعد از چند روز در بين راه بند، تا محل بازپرسي، مرحوم آيتالله طالقاني را ملاقات كردم و همين برخورد باعث شد كه وي به دژخيمان گفت، اين ژوليدهی شوريدهی خاكي را از كجا آورديد. بعد از آن با اين مرد خدا چندين بار ديدار داشتم كه او نام ژوليده را بر من نهاد».
ژولیده پس از آزادی از زندان، تا سال 1357، دو بار دیگر و در جمع، 6 ماه دیگر زندان را تجربه کرد.
وی در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، نیز در جبهههای نبرد حضور یافت و برخی سرودههای حماسی وی به آن دوران برمیگردد.
سکونت در ورامین
ژولیدهی نیشابور، پس از رهایی از زندان قصر مدتی در ورامین ساکن شد، و سپس به وطن مراجعت نمود و در مرحلهی دوم از سال 1368 در ورامین سکونت گزید و در جوار احترام و مهماننوازی مردمان این دیار، تا واپسین لحظههای حیاتش را در این شهر پایید.
سرانجام، ژوليدهی نيشابور، در عصرگاه روز پنجشنبه، نوزدهم مهر 1386 خیامی، در بيمارستان سوم شعبان تهران بر اثر سكتهی قلبي، دیار خاکی را ترک گفت و پيكر شیداییاش، در گورستان ورامين -موسوم به گلزار شهداي حسين رضا- در کنار فرزند شهیدش، آرام گرفت.
آثار ژولیدهي نيشابور
درونمایهی اغلب سرودههای این شاعر آئینی و دغدغهمند، مذهب، مدح اهل بیت (ع)، انقلاب و دفاع مقدس میباشد. از این شاعر نازکاندیش و بدیههسرای نیشابوری تا کنون بالغ بر 30 اثر در قالب کتاب و جزوه مشتمل بر مجموعه آثاری از قبیل: «گلبانگ عشق»، «ای قلبها بسوزید»، «ای چشمها بگریید»، «چه کنم، دام میسوزد» و ... به زیور طبع آراسته گردیده که برخی از این آثار بیش از 15 بار تجدید چاپ شده است.
اما برخي شعرهاي ژوليدهي نيشابور، سالهاست كه همچون جوي روان بر زبان مردم، پوسترها و اعلاميهها و ساير جرايد و رسانهها جارياند، از آن جملهاند: «در بهار آزادی جای شهدا خالی» و «ای شهیدان وطن پر لاله گلزار شماست» و ... .
راز شعر عاشورايي
ژوليده، زيارت عاشورا را هم به زبان شعر درآورده است. وي در مصاحبهاي با روزنامهي كيهان، انگيزهي اين كار را چنين ترسيم مينمايد: «در يك شب جمعه، بعد از خواندن زيارت عاشورا، به خانم فاطمه زهرا (س) متوسل شدم. بعد از گريه و زاري به خواب رفتم ساعت 2 بعد از نيمه شب بود كه در خانه به صدا درآمد. وقتي رفتم دم در، يك آقاي بزرگواري با شال سبز مرا به اسم صدا زد و گفت، چرا زيارت جدم را به شعر نميگويي و سپس از نظر رفت و من آن شب تا صبح تمام زيارت عاشورا را به شعر درآوردم.»
با بازخواني قطعه شعري ژوليدهاي، حرمت انديشهاش را پاس مينهيم:
«لطف حق»
دلت را خانــهی مــا کـن، مصفّـا کردنش با من به ما درد دل افشـا کـن، مـــداوا کردنش با من
اگر گم کــــردهای ایدل، کلیـــد استجــابت را بیا یک لحظــه با ما باش، پیـــدا کردنش با من
بیفشان قطرهیاشکی که منهستم خریدارش بیاور قطــرهای اخـــلاص، دریـــا کردنش با من
اگر درهـا بهرویت بستـــه شـد دل برمکن بازآ درِ این خـانه دقالبــــاب کُـــن واکردنش با من
به من گــو حاجت خود را، اجـابت میکنم آنی طلبکن آنچه میخواهی،مهیّا کردنش با من
بیا قبل از وقـــوع مرگ روشـن کن حسابت را بیاور نیک و بد را، جمـع و منــها کردنش با من
چو خوردی روزی امـــروز ما را شـکر نعمت کن غم فــردا مخـور، تأمیـــن فـــردا کردنش با من
به قــرآن آیهیرحمت فــراوان است ای انسان بخـوان این آیه را، تفسیر و معنا کردنش با من
اگر عمـری گنـه کردی، مشو نومیــد از رحمت تو نام تـــوبه را بنویـس، امضـــا کردنش با من
فهرست منابع:
· «ژولیده نیشابوری به جوار رحمت خدا کوچید»، هفتهنامهي صبح نیشابور، سال نوزدهم، شماره 713، یکشنبه 22 مهر 1386، ص8.
· « گفت و گوي كيهان با استاد ژوليده در آخرين روزهاي زندگي لقب «ژوليده» را آيت الله طالقاني بر من نهاد »، روزنامه كيهان، سال شصت و ششم، پنجشنبه دهم آبان ماه 1386