تبليغاتX
ابرشهر
:::: دانشنامه نیشابور ::::

 

ابوریحان بیرونی در فهرست کتاب‌های محمد بن زکریای رازی [1] از کتابی نام می‌برد که به صورت «فی ان للطین المنتقل به منافع» ضبط شده است [2]. دانشمندانی که درباره‌ی آثار رازی به تحقیق پرداخته‌اند، کلمه‌ی «المنتقل» را از نقل و انتقال گرفته‌اند و معنی مناسب با آن کرده‌اند؛ از جمله رانکینگ [3] در مقاله‌ای که تحت عنوان «زندگی و آثار رازی» نوشته و نام کتاب‌های او را به زبان لاتین ترجمه کرده، نام این کتاب را چنین ترجمه کرده است:

Dissertatio quod Lutum translatum Contineat Utilitates [4]

و روسکا [5] در مقاله‌ای که تحت عنوان «بیرونی، منبع حیات رازی» نوشته و نام کتاب‌های رازی را از روی فهرست ابوریحان، به زبان آلمانی ترجمه نموده، از این کتاب چنین تعبیر کرده است:

Daruber, dass in dem von ihm Eingefubrten Ton nutzliche Eigensch aften enthaleten sind [6]

آقای دکتر محمود نجم‌آبادی در هر دو کتاب خود، یعنی «شرح حال و مقام محمد بن زکریای رازی» [7] و «مولفات و مصنفات  ابوبکر محمد بن زکریای رازی» [8]، درباره‌ی این کتاب، چنین نوشته‌اند:

«این کتاب، در منافع انتقال گل که از جایی به جایی دیگر به عمل می‌آید، می‌باشد»

به طوری که پس از این ملاحظه می‌شود، کلمه‌ی مورد بحث، «متنقل» است و از «نقل» می‌آید و ارتباطی به نقل و انتقال ندارد [9].

ابومنصور ثعالبی نیشابوری، در کتاب «ثمار القلوب فی المضاف و المنسوب»، در ذیل «طین نیسابور»، چنین می‌گوید:

«آن گل خوردنی (- طین الاکل) است که مانند آن در روی زمین یافت نمی‌شود و آن را به بلاد دور و نزدیک حمل می‌کنند و به رسم تحفه، به پادشاهان بزرگ، تقدیم می‌دارند و گاهی یک رطل آن، به یک دینار فروخته می‌شود و محمد بن زکریا، کتابی تالیف کرده و در آن منافع این گل را بیان کرده است و ابوطالب مامونی [10] در وصف آن چنین گفته:

جدلی من النقل بذالک الذی

منه خلقنا و الیه نصیر

ذالک الذی یحسب فی شکله

احجار کافور علیها عبیر [11]

از کلمه‌ی «نقل» در شعر ابوطالب مأمونی، می‌توان پی برد که آن کلمه که در نام کتاب رازی «منتقل» ضبط شده، «متنقل» است، یعنی در منافع گلی که آن را به صورت نُقل درمی‌آورند و مصرف می‌کنند و خوشبختانه این مطلب را کتاب‌های داروشناسی نیز تایید می‌کند.

غافقی در کتاب «مفردات الادویة» می‌گوید: «طین الاکل هو الطین المتنقل به النیشابوری» [12]، یعنی «گل خوردنی که گل نیشابوری است و از آن نقل می‌سازند».

در کتاب‌های جغرافیایی و تاریخی و اسلامی، اشاره به این «گل خوردنی» که در نیشابور است، شده است؛ از جمله مقدسی، هنگام یاد کردن معادن خراسان می‌گوید:

در نیشابور، در روستای ریوند؛ معدن فیروزه، در روستای ...؛ معدن شبه، در روستای بیهق؛ معدن رخام، و در طوس؛ برام، و در زوزن؛ طین الاکل. [13]

نویری، هنگام یاد کردن از نیشابور و مختصات آن می‌گوید:

از عمرو لیث صفار روایت شده که گفته است: «چگونه دفاع از بلده‌ای نکنم که گیاه آن ریواس، و خاک آن «نُقل» و سنگ آن فیروزه است» و مقصود او از «ترابها النُقل»، گل خوردنی است که مانند آن در روی زمین یافت نمی‌شود. [14]

در کتاب‌های داروشناسی اسلامی در ذیل کلمه‌ی «طین»، اشاره به «طین الاکل» و «الطین النیسابوری»، یعنی همین نوع از گل که رازی کتابی درباره‌ی آن نوشته شده و خواص آن به ترتیب یاد گردیده است و برای نمونه می‌توان از «مفردات لادویه»ی غافقی [15] و «جامع» ابن بیطار [16] و «شرح اسماء العقار» اسرائیلی [17] نام برد.

نامبردگان از مقاله‌ی رازی، یعنی همان کتاب «فی الطین المتنقل به منافع»، فقراتی را نقل کرده‌اند و ابن بیطار، علاوه بر این، به کتاب «دفع مضار الاغذیة»‌ او نیز ارجاع داده است، خوشبختانه کتاب اخیر در دسترس است و  می‌توان به تفصیل از خواص «گل نیشابوری» یا «گل خوردنی» آگاهی یافت، اکنون چند سطری از آن کتاب را در خواص گل خوردنی در این‌جا نقل می‌کنیم:

 

طین خراسانی: خوردن آن حالت قی و استفراق را بهبود می‌بخشد و چون بعد از غذا کمی از آن بخورند؛ جلوی ناسازگاری بعضی از غذاهای شیرین و چرب را می‌گیرد، خاصه اگر آن را دو اشتان و گل سرخ و سعداذ خرو کبابه و قاقله پرورده باشند. این گل، بخصوص خاصیت تولید سده و تشکیل سنگ در کلیه را ندارد، در صورتی که این خاصیت در سایر گل‌ها موجود است [18].

 

در کتاب‌های گذشته، از گل خراسانی که همان «گل نیشابوری» یا «گل خوردنی» است از گل‌های دیگری نام برده شده است از جمله:

گل مهر شده (- الطین المخترم)، که بهترین انواع گل است که در طب استعمال می‌شود و آن را گل کاهنه نیز گویند؛ زیرا پنداشته‌اند که نخستین کسی که آن را در زمان کشف کرده زنی کاهنه، موسوم به ارطاس، بوده است.

گل ساموس، و این نام جزیره است.

گل قیمولاغی، که گلی حار است.

گل حناقی، که رنگ آن شبیه گلی است که آن را اراطوناس گویند.

گل بلادقو.

گل کرمی، که آن را امیالیطس گویند و برخی آن را قومافیطس نامند.

گل ارمنی، که خشک است و رنگ آن به زردی می‌زند و به آسانی خرد می‌گردد و آن را گل رومی یا گل قبرسی نیز می‌گویند.

گل خوزی .[19]

 

از میان گل‌های نامبرده، گل مختوم، بیش‌تر مورد توجه بوده است و در میان کتب تاریخ طب، نام آن بسیار به چشم می‌خورد و بهترین مرجع از برای آن مقاله‌ی محققانه‌ی تامپسون [20] است که تحت عنوان "Terra Sigillata, A Famous Medicament of Ancient Times" در مجموعه مقالات بیست و هفتمین کنگره بین‌المللی طب (لندن: 1913) منتشر گشته است [21].

منظور از نوشتن این مقاله، این بود که؛ اولا نام کتاب رازی را اصلاح کند و ثانیا شمه‌ای از خواص طبی خاک نیشابور را که یازده قرن پیش دانشمند گرامی ما – رازی- درباره‌ی آن، کتاب نوشته، بیان نماید.

اکنون بر دانشمندان علم پزشکی و داروشناسی است که درباره‌ی گل نیشابوری و خواص آن مقاله‌ها بنویسند و آن را بر مجامع طبی بین‌المللی عرضه دارند.

 

یادداشت‌ها:

1.    ابوریحان، محمد بن احمد بیرونی، متوفی 440، دانشمند و منجم معروف ایرانی، بنا به خواهش شخصی که نزد او بسیار محترم بوده، فهرستی از کتاب‌های رازی، چه آن کتاب‌هایی که خود مشاهده کرده است و چه آنهایی که رازی در میان آثار خود از آن‌ها نام برده، ترتیب می‌دهد و از 184 کتاب، در علوم و فنون مختلف نام می‌برد. و در ضمن نام 113 کتاب از خود را که تا سال 427 نوشته بود، ضمیمه‌ی فهرست کتاب‌های رازی کرده است. نسخه‌ای منحصر به فرد از این فهرست در کتابخانه لیدن وجود داشته که در سال 1936، به وسیله‌ی پول کراوس در پاریس به طبع رسیده است.

2.       بیرونی، رساله فی فهرست کتب الرازی، ص 9.

3.       George A.S. Ranking

4.       مجموعه سخنرانی‌های بیست و هفتمین کنگره بین‌المللی پزشکی، لندن: 1913، قسمت 23 (تاریخ طب)، ص 237-268.

5.       J. Ruska

6.       مجله ایزیس، ج 5، ص  37.

7.       چاپ تهران، 1318، ص 199.

8.       انتشارات دانشگاه تهران، ص 124.

9.       «النقل ما یتنقل به علی الشراب» (لسان العرب)

10.   برای آگاهی از اخبار و اشعار ابوطالب مأمونی رجوع شود به: ثعالبی، «یتیمة الدهر»، قاهره: 1379، ج 4، ص 149-179.

11.   و نیز رجوع شود به: ثعالبی، «لطائف المعارف»، قاهره: 1379، ص 193.

12.   نسخه‌ی خطی کتابخانه اسلر (Osler Library)، دانشکده پزشکی دانشگاه مک گیل، شماره MS.7508، ورق 224.

13.   «احسن التفاسیم فی معرفة الاقالیم»،  لیدن: 1936، ص 331.

14.  «نهایة الارب»، قاهره: 1342، ج 1، ص 363. این داستان و همچنین دو بیت ابوطالب مأمونی در: «آثار البلاد و اخبار العباد»، قزوینی، بیروت: 1380، ص 473 نقل شده، متاسفانه همه جا کلمه‌ی «نقل» به کلمه‌ی «بقل»، تحریف گردیده است.

15.   ماخذ پیشین.

16.   ج3، ص 113.

17.   قاهره: 1940، ص 20.

18.  بهداشت غذایی (ترجمه «دفع مضار الاغذیه» رازی به وسیله‌ی دکتر عبدالعلی علوی نائینیف متن عربی کتاب در سال 1305 در قاهره چاپ شده است)، ص 180.

19.   غافقی، ماخذ پیشین، ورق 221-225.

20.   C.J.S Thompson

21.  پیش از اوف ووتون (wootton) در کتاب Chronicle of Pharmacy (لندن: 1910) چند صفحه‌ای (53-55) در باره‌ی گل مختوم (Terra Sigillata) بحث کرده است.

 

منبع این نوشتار:

محقق، مهدی، «خاک نیشابور»، ماهنامه یغما، شهریور 1347، شماره 240، ص 321-323.

 

ABARSHAHR

Neyshabur Encyclopedia

ابرشهر: دانشنامه نیشابور

Neyshabur or Nishapur, The Phoenix of The East,

The Land of Philosophy, Mathematics, Mysticism,

 Poem, Pottery, Turquoise, Rhubarb and

BorzinMehr FireTemple

+ نوشته شده در  جمعه 23 مرداد1388ساعت 10:37  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

 

بنا به مستندات تاریخی، پس از ورود اسلام به ایران،  تا به قدرت رسیدن حکومت‌های ایرانی و تجلی تعالیم اسلام بر نقوش، دست‌ساخته‌ها و معماری در ایرانشهر، چند صباحی چرخ جنبش‌های هنری چون قلمزنی، نقاشی دیواری، معماری‌های عظیم و نقش‌برجسته‌های واقع‌گرایانه‌ی بزمی و رزمی در عهد اشکانی و ساسانی از حرکت باز ایستاد. اما در خلال این سکوت سهمگین، هنرمندان خوش‌نویس و سفالینه‌ساز نیشابور در کنار هنرمندان سایر بلاد، همچون کاشان و ری، با مقاومت‌ها و انعطاف‌های زیرکانه و گاه حیرت‌برانگیز خود، بر امواج خروشان موانع، مسلط شدند، آن را در اختیار گرفتند و  آرام آرام به بسترهای حاصلخیز زیبایی‌شناسی قوم ایرانی، رهنمون شدند. تغییرات صورت پذیرفته در خط کوفی –صرف‌نظر از وجود خطی به نام «پیرآموز» در این مرز و بوم -، باعث تکامل این خط و سیر آن به سوی قله‌های درخشش و جاودانگی شد. چنان‌که برجسته‌ترین نمونه‌های این خط را می‌توان در آثار این بلاد یافت.

آن‌چه در این مجال مورد بررسی قرار می‌گیرد، تاثیر موسیقی مقامی خراسان بر نقوش مورد استفاده در تزیین ظروف سفالی نیشابور، در سده‌های 4 و 5 هجری است، تاثیر متقابل هنرها بر یکدیگر، اجتماع، علوم و بالعکس،  در سرتاسر تاریخ بشری به اشکال متنوع در جریان بوده است.

برای اشاره؛ در سده‌های اخیر، می‌توان از تاثیرات اختراع دوربین عکاس، نظریه‌ی «هیوم» درباره ادراک و تاثیر یافته‌های جدید درباره نور بر جریان‌های رئالیسم، امپرسیونیسم و نئوامپرسیونیسم یاد کرد. بررسی و کشف تاثیرات کهن از این دست، می‌تواند ما را در شناخت پیشینه‌ی تاریخی، گوشه‌های کشف نشده از توانایی‌های این قوم و عظمت فرهنگی این ملت یاریگر باشد.

 

 

ادامه نوشتار ... کلیک کنید

 

فهرست ادامه نوشتار:

کاوش‌های باستان‌شناسی در منطقه

درباب موسیقی نیشابور

تقسیم‌بندی گونه‌های ضربه‌نوازی

سفالینه‌های نیشابور

دسته‌بندی نقوش سفالینه‌ها

پی‌نوشت‌ها

منبع این نوشتار

 

 

 

KNOWLEDGE

 

Neyshabur or Nishapur

The Phoenix of The East

The Land of Mysticsm, Philosophy, Poem, Pottery, Turquoise, Rhubarb and

 BorzinMehr FireTemple

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 19:20  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

 

عمرو لیث صفار، هنگامه‌ای که بر نیشابور دست یافت، گفت:

«شهري را گرفته‌ام كه گِل آن خوردني، بوته‌ي آن ريواس و سنگ‌هاي آن فيروزه است»

 

ريواس و پيدايش انسان            

اعتقادات ديني ايراني در خلقت انسان مبني بر اين است كه:

«كيومرث[1] را اهورامزدا بيافريد و او مدت سي سال در كوه‌ها به تنهايي زندگي كرد، و هنگام مرگ نطفه‌اي بداد كه آن را به نيروي خورشيد بپروردند و در خاك نگه‌داشتند. پس از چهل سال از محل آن نطفه، گياه ريواس دو‌شاخه روييد كه در مهرگان‌روز (شانزدهم مهر) از آن دوشاخه‌ي ريواس، ميهري و ميهريانه (اولين زوج) به‌وجود آمد كه پس از چهل سال با ‌يكديگر ازدواج كردند و ثمره‌ي آن توليد يك جفت نر و ماده شد كه از آنان هفت پسر و هفت دختر متولد شدند ….‌». و بدین سان انسان بر روی زمین پای گذاشت و گام‌های او بر گستره‌ی کره‌ی خاکی گسترانیده شد.

 

ریواس، ریوند و آریایی‌ها

  • ریواس (] Rhubarbبه انگلیسی[) از تيره ي ترشك‌ها (‌هفت‌بندها[Polygonaceae] ) گياهي است پايا و داراي ساقه‌ی خزنده‌ي زيرزميني و گل‌هاي نر و ماده كه در انتهاي ساقه مجتمع می‌شوند و ساقه‌ي خزنده‌ي آن به نام ريشه‌ي ريوند موسوم است، نام‏های مختلفی چون ريباس، ريوند چيني، ريوند، اشغرق، اشطياله و ... را به خود گرفته است. بطور خاص غده‎‎‎ای را که (به شکل شلغم) در زیر زمین در اطراف ریشه‌‌ی ریواس تولید می‌‌‌شود ریوند گویند که به عنوان دارو در طب کاربرد دارد.

 

  • ریوند نیز نام یکی از ربع‌ها (بخش‌های چهارگانه)ی ابرشهر باستانی (نیشابور[2]) است. و نام کوهی است در ایالت نیشابور (باستان) که آتشکده‌‌ی آذربرزین‌مهر بر آن بنا شده بود. برزین‌مهر یکی از سه آتشكده‌ي مهم دوران ساسانيان است كه به طبقه كشاورزان و دهگانان اختصاص داشته است.

 

  • در دوره‌ی آريايي‌ها (هزاره‌‌ی اول تا سوم قبل از ميلاد) از ریواس، شرابي بنام هوم درست مي‌شد و در مراسم ديني و مذهبي آنان مورد استفاده قرار مي‌گرفت. در برهان قاطع به زبان سانسكريت نيز از اين افشرده به نام صوم ياد شده است كه آن را با تركه‌ی انار مخلوط مي‌كردند و بر روي آتش مي‌پاشيدند.

 

پيشينه و پراكنش ريواس

ريواس نامي براي گونه‌هاي مختلف گياهان جنس «Rheum» است، منشاء اين گياه، آسياي شرقي است و به صورت وحشي در كوهپايه‌هاي جنوب و شمالي چين، حوالي مرز تبت و در بسياري از مناطق كوهستاني و سرد نيمكره‌ي شمالي و جود دارد. در حدود سه هزار سال قبل از ميلاد مسيح در يكي از كتب گياهي چين، درباره‌ي ريواس و خواص دارويي آن بحث شده است. در حدود 600 سال قبل از تولد مسيح، وجود اين گياه در اسپانيا گزارش شده است. در قرن هجدهم، ريواس به شكل كنوني در فرانسه پرورش مي يافته و پس از ان در هلند و بلژيك و نيز اين پرورش اين گياه آغاز شده است. اين گياه در قرن نوزدهم از انگلستان به آلمان برده شد و مورد كشت و كار قرار گرفت. ريواس در ايران از دير زمان شناخته شده و در منطقه‌ي نيشابور، توسط كوهپايه‌نشينان پرورش مي‌يافته است و به نظر مي‌رسد كه ريشه‌ي اين گياه در قديم از نيشابور به ساير مناطق دنيا تجارت مي‌شده است، مناطق عمده‌ي رويش ريواس در ايران عبارتند از:

دامنه هاي البرز: دره‌ي توچل، شهرستانك، كرج، حصاربندي، اعتضاديه

غرب: ارتفاعات اراك، راجرز بين سلفچگان و اراك، ارتفاعات رامسوند، گودال دره‌‌چاه و گاله رستم و ارتفاعات اشترانكوه درچكاب، هزاره نزديك اراك، كوه پارو، گنج‌نامه در همدان، كردستان، تراران در تفرش

شرق: خراسان

آذربايجان: ارتفاعات سير در اروميه، دره‌ي برده‌سو، نواحي اطراف افشار، ارتفاعات تخت بلقيس

جنوب: ارتفاعات بونجي در دشت ارژن

جنوب شرقي، ارتفاعات تفتان در بلوچستان

 

اهميت اقتصادي ريواس

در زمان‌هاي قديم ريواس را در ابتدا به منظور اثر دارويي ساقه‌ي زير زميني آن مورد توجه قرار دادند و استفاده از آن به عنوان سبزي به دليل و طعم و مزه، در مراحل بعدي مورد توجه قرار گرفت. در حال حاضر بعضي از انواع ريواس، زينتي بوده و دم‌برگ جوان بعضي از آنها نظير «Rheum Ribes»، به مصرف تغذيه و مربا مي‌رسد و گروهي داراي مصارف درماني در پزشكي مي‌باشند. از اين گروه مي‌توان به «Rh. Plamatum» و «Rh. Officinale» اشاره كرد. اين گياه به دليل دارا بودن تركيبات آنتراكينوني و اسيدهاي اگزاليك داراي اثرات دارويي براي انسان مي‌باشد. از عصاره‌ي اين گياه به دليل اثرات ضد ويروسي  در كنترل هپاتيت B استفاده مي‌شده است. در درمان بيماري‌هاي قارچي گياهان نيز گزارسي مبني بر كنترل سفيدك پودري خيار (Powdery Mildew) توسط عصاره بدست‌آمده از ريواس در دسترس است.

 

علاوه بر اين به دليل جلوگيري از فعاليت آنزيم تيروزيناز، از بيوسنتز ملانين در زير پوست جلوگيري مي‌كند. بنابراين مي‌توان از آن در ساخت داروهاي آرايشي استفاده كرد. دمبرگ خوراكي ريواس، پايين‌آورنده‌‍ي ميزان كلسترول و فشار خون است. ترشي اگزاليكي ريواس داراي اثر صاف كنندگي خون است. مصرف مقدار زياد ريواس باعث تجمع اسيد اگزاليك در بدن مي‌گردد.‌ بنابراين مصرف زياد ريواس مي‌بايد توام با مواد خوراكي داراي كلسيم كافي باشد. ساقه‌هاي جوان داراي مقدار كمتري از اسيداگزاليك نسبت به  ساقه‌هاي مسن‌تر مي‌باشند. مقدار ويتامين و مواد معدني موجود در ريواس به استثناء پتاسيم ناچيز است. برگ‌هاي ريواس به دليل دارا بودن مقادير بالايي از نوعي هيدروكربور و اسيدهاي اگزاليك سمي‌اند.

 

دمبرگ ريواس علاوه بر مصرف تازه‌خوري، بصورت پخته و براي تهيه‌ي كمپوت و شربت نيز استفاده مي‌شود. جوانه‌هاي تازه روييده‌ي ريواس به عنوان سبزي نيز قابل‌استفاده‌اند. در برخي از مناطق رويش ريواس، دامداران در اواخر فصل اقدام به جمع‌آوري برگ‌هاي ريواس و ذخيره‌ي آن براي آذوقه‌ي زمستان مي‌كنند. در شرايط خشكسالي كه تهيه‌ي علوفه براي دام مشكل است، برگ‌هاي ريواس به صورت تازه به مصرف تغذيه‌ي دام مي‌رسد. از ريواس به دليل داشتن ريشه‌هاي عميق مي‌توان در جلوگيري از فرسايش خاك در مناطق كوهستاني استفاده كرد. از زمان‌هاي قديم بذر ريواس در صنايع رنگرزي و براي رنگ نمودن نخ و چرم استفاده مي‌شده است، و ريشه‌ي آن جزء رنگ‌كننده‌هاست. گل ريواس داراي خاصيت ضد انگلي است و ريزوم خشك شده‌ي بعضي از انواع ريواس به عنوان مسهل و اشتهاآور به كار مي‌رود. ريواس به عنوان سبزي، داراي مزه‌ي بي‌نظيري است كه از ان در تهيه‌ي چندين نوع نوشابه و دسر استفاده مي‌شود. دمبرگ اين گياه منبع ويتامين ث و فيبرهاي غذايي است.

 

گياه شناسي ريواس

ريواس نامي براي گونه‌هاي مختلف گياهان جنس «Rheum» از خانواده‌ي علف هفت بند  «Polygonacase» است كه به صورت وحشي در بسياري از مناطق نيمكره‌ي شمالي رشد مي‌كند و در بعضي از مناطق اروپا و ايالات متحده بصورت پرورشي وجود دارد.

 

پرورش ريواس

در ايران، ريواس بصورت خود رو در مناطق كوهستاني و بعضي از دشت‌هاي خشك روئيده و در برخي مناطق نسبت به پرورش آن اقدام مي‌شود، اما در بعضي از كشورهاي اروپايي و آمريكا نسبت به كاشت آن در شرايط كنترل شده اقدام شده است و رقم‌هاي  مختلفي از ريواس در دسترس توليدكنندگان قرار دارد. در منطقه‌ي نيشابور، كوهپايه‌نشينان، نسبت به پرورش ريواس خود رو اقدام مي‌نمايند، قسمت قابل برداشت آن از روي يقه ريزوم‌هاي گوشتي و جوانه‌هاي سطحي آن منشاء مي‌گيرد و همان دمبرگ‌هاي سفيد و گياه مي‌باشد.

 

اقليم و مناطق پرورش ريواس

ريواس، سبزي فصل سرد و گياهي چند ساله است كه در برابر سرماي سخت زمستان و خشكي تابستان مقاوم است. پس از يك فصل رشد، قسمت يقه به خواب (دورمانسي) مي‌رود. به منظور شكستن خواب جوانه‌ها و تحريك رشد گياه به درجه حرارت كمتر از 4 درجه‌ي سانتي‌گراد نياز است و براي بدست آوردن رشد رويشي مناسب، ميانگين درجه حرارت تابستاني كمتر از 21 درجه سانتيگراد ضروري است، به همين دليل اين گياه در مناطق سردسير و كوهستاني پرورش مي‌يابد و نمي‌تواند در مناطق گرمسيري رشد مناسبي داشته باشد هرچند كه استثناهايي در اين زمينه وجود دارد. در اين‌‌گونه مناطق، ريواس به عنوان سبزي يك ساله پرورش مي‌يابد در حالي كه در مناطق مساعدتر براي رشد گياه به مدت 8 تا 15 سال در زمين باقي مي‌مانده در مناطق نامساعد توليد محصول كافي نبوده و دمبرگ‎هاي باريك و بي‌رنگي را به وجود خواهد ‌آورد.

 

اين گياه در روزهاي گرم خيلي زود پژمرده مي‌شود. همزمان با افزايش دما، رشد قسمت‌هاي هوايي كم شده و رشد آنها تحت تاثير ردجه حرارت قرار مي‌گيرد و حتي اگر درجه حرارات محيط خيلي بالا رود، حالت خواب ظاهر مي شود. وقتي كه در پايان تابستان حرارت محيط كاهش مي‌يابد، گياه رشد رويشي خود را از سر مي‌گيرد.

 

نوع خاك مورد نياز براي رشد گياه ريواس

ريواس به بيشتر خاك‌ها مقاوم است اما در خاك‌هاي حاصلخيز كه داراي زهكشي مناسب و مقدار كافي مواد آلي‌اند، رشد بهتري دارد. براي زراعت ريواس، وجود سطحي عاري از علف‌هاي هرز ضروري است، زيرا هيچ نوع علف‌كشي براي استفاده در كشت ريواس معرفي نشده است. اين گياه تاحدودي به اسيديته‌ي خاك مقاوم است اما در خاك‌هاي با اسيديته‌ي ملايم و كمي اسيدي، عملكرد بهتري دارد. اين گياه مي‌تواند در PH خاك كمتر از 5 مقاومت نمايد ولي حداكثر محصولدر PH بين 6 تا 8/6 بدست مي‌آيد. ريواس، واكنش مناسبي به كودها نشان مي‌دهد. كيفيت محصول برداشت شده، به مقدار كود و حفاظت ئ نگهداري از گياه مرتبط است. مقدار كود مصرفي بر اساس آزمايشات خاك براي مناطق مختلف تعيين مي‌شود. كودهاي دامي منبع ارزشمندي از مواد هوموسي‌اند كه به حفظ زطوبت و ثبات ساختمان خاك كمك مي‎كنند و در ضمن مواد غذايي را به مرور زمان در اختيار گياه قرار مي‌دهند.

 

عمليات داشت در ريواس

ريواس، به حفاظت خوب و آبياري واكنش نشان مي‌دهد. حذف ساقه‌هاي گل‌دهنده ضروري به نظر مي‌رسد. در طي اولين سال كاشت نبايد اقدام به برداشت محصول نمود چون مواد غذايي ساخته شده توسط برگ براي تغذيه‌ي ريشه و در سال آينده ضروري است. ريواس براي رشد مناسب به نور نور كافي نيازمند است، اما براي تهيه‌ي محصول بايستي از رسيدن نور به دمبرگ گياه جلوگيري كرد. اين كار به روش‌هاي مختلفي انجام مي‌شود. در بعضي مناطق پرورش ريواس، با گسترانيدن پلاستيك‌هاي سياه بر روي بوته‌ها از برخورد نور به گياه جلوگيري مي‌شود اما خاك‌دهي پاي بوته‌ها قبل از آغاز رشد يا در اولين مراحل رشد گياه متداول‌تر است. معمولا در اواخر زمستان و يا اوايل بهار، اقدام به خاك‌دهي پاي بوته‌ها مي‌نمايند.

 

ساقه‌هاي گل دهنده در زمان بلوغ طبيعي گياه ظاهر مي‌شوند. گل‌دهي باعث مي‌شود تا مواد ذخيره‌اي موجود در برگ‌ها و ساير اندام‌هاي گياه به ساقه‌هاي گل‌دهنده منتقل گردد در حالي كه براي پرورش مناسب ريواس، بايستي اين مواد در ريشه‌ها ذخيره شوند تا صرف رشد مجدد در سال آينده گردد. بنابراين ضروري است تا در طي دوره‌ي رشد نسبت به حذف آنها اقدام شود.

 

برداشت ريواس

پس از خاك‌دهي بر روي بوته‌هاي ريواس، گياه با استفاده از ذخيره‌ي غذايي موجود در اندام زيرزميني رشد مي‌كند. به دليل دريافت نكردن نور، دمبرگ‌ها طويل شده و ضمنا به رنگ سفيد يا سفيد مايل به زرد در مي‌آيند. در زمان برداشت، با كمك چاقوي  مخصوص، ريواس را از روي يقه بريده و بلافاصله به بازار عرضه مي كنند.

 

در مناطق پرورش ريواس، پس از پايان فصل برداشت، با مراجعه به رويش‌گاه‌ها بوته‌هايي را كه در سال قبل مورد بهره‌برداري قرار نگرفته‌اند را شناسايي و اگر از رشد كافي برخوردار باشند با گذاشتن سنگ بر روي برگهاي آن، بوته را علامت‌گذاري مي‌كنند تا در سال‌هاي آينده براي برداشت محصول، خاك‌دهي گردد.

 

 سرمازده شدن گياه ريواس موجب تشكيل كريستال‌هاي اسيد اگزاليك در برگ‌ها و سپس حركت آنها به دمبرگ مي‌شود، بنابراين مصرف غذايي ريواس سرمازده احتمال بروز برخي مشكلات ناشي از مسموميت‌هاي اگزاليكي را افزايش مي‌‎دهد. بنابراين بهتر است كه از مصرف ريواس سرمازده خودداري شود.

 

خواص درمانی ریواس

ريواس، طبيعتی سرد دارد و داراي ويتامين‌ها و املاح معدني گوناگوني است. براي تمامي اعضاي بدن، ماده ي غذايي بسيار ممتازي به شمار می‌رود و اثر شگفت‌انگيز و معجزه‌آسايي دارد. قابض است و براي تقويت معده و کبد مفيد مي‌باشد. خوردن ريواس براي بيماران تب‌دار و بي‌اشتها مفيد بوده و يرقان، وسواس، سستي را درمان مي‌نمايد. در اين گونه موارد مي‌توان 100 گرم از آب ريواس يا رب ريواس را ميل کرد. صفرا و دل به هم‌خوردگي را رفع مي‌کند و براي حصبه  و اسهال گرم صفراوي مفيد بوده و کرم کُش است. ريواس را براي تهيه‌ي خورش، کمپوت، مربا و شربت مورد استفاده قرار مي‌دهند.

 

مفيدترين طريقه‌ی مصرف آن، مصرف آب ريواس همراه با آب هويج، کرفس، خيار و سيب مي‌باشد که يک سوم آب ريواس و دو سوم بقيه مواد است.

 

ريواس اثر ملين داشته و اشتها‌آور است و براي افزايش اشتها و يبوست مفيد مي‌باشد. مصرف ريواس براي مبتلايان به سنگ کليه و ناراحتي‌هاي مثانه خطرناک است.

 

شير مادراني که ريواس مي خورند، در نوزادان توليد اسهال مي‌کند. ريواس، مقوي قلب و اعصاب بوده و براي درمان بواسير مفيد است.

 

ريواس به عنوان فعال کننده‌ي عملکرد دستگاه گوارش، ناقل نمک‌هاي صفراوي و محرک ترشح کبد شناخته شده است. نخستين کار کرد آن در دهان اين است که با تحريک جوانه‌هاي چشايي به واسطه ي مزه‌ي تلخ خوشايندش، موجب پاک شدن حفره‌ي دهان شده و دهان را براي چشيدن غذاي بعدي آماده مي‌سازد. اين گياه در معده سبب افزايش ترشح معدي و تحريک آن مي‌شود. در نتيجه به طور کلي باعث بهبود عملکرد معده مي‌گردد. علاوه بر اين با تحريک ترشح نمک‌هاي صفراوي از کبد، به تنظيم جذب چربي از روده کمک مي‌کند.

 

ريواس خاصيت مسهلي، ضد التهابي و متعادل کننده‌ي عملکرد روده‌ها (درمان يبوست و اسهال) را داشته و در درمان يرقان، خونريزي معدي- روده اي، اختلال قاعدگي، ورم ملتحمه‌ي چشم، جراحات ناشي از ضربات و صدمات جسماني، زخم‌هاي چرکي سطحي و سوختگي‌هاي حاصل از حرارت کاربرد دارد.

 

 

سایر موارد مصرف ریواس

ريواس، به علت خاصيت اسيدي، براي پاک کردن ظروفي که آثار سوختگي مواد غذايي در آنها به جاي مانده باشد، مورد استفاده قرار مي‎گيرد.

 

افرادي که موي آنها قهوه اي کم رنگ است، با استفاده از ريشه ي اين گياه مي‌توانند به رنگ موي طلايي دست يابند. برگ هاي ريواس را مي‌توان به عنوان حشره‌کش موثر براي دفع حشرات به کار برد.

ريواس با طعم منحصر به فرد خود، در بيشتر پس غذاهادسرها( و شيريني‌ها استفاده مي‌شود. تا پيش از سده‌ي 18 کاربردي در پخت غذا نداشت.

 

این گياه يکي دو روز در يخچال قابل نگهداري است. براي نگهداري طولاني‌تر ريواس، پس از بريدن ساقه‌ها، آن را منجمد مي‌کنند. اگر ساقه‌هاي ريواس به طور خام مصرف شود، به شدت ترش خواهد بود. به طور معمول آن را با شکر يا عسل مي‌پزند و يا در کيک‌ها استفاده می‌شود.

 

همچنين به تنهايي يا همراه با توت‌فرنگي در تهيه ي ژله و مرباها به کار مي‌رود. چاشني‌هايي که با ريواس مصرف مي‌شوند، عبارتند از ليمو، دارچين و زنجبيل.

 

ریواس در نیشابور: شهر ريواس

این گیاه از زمان‌های بسیار دور در نیشابور به عمل می‎آمده به طوری که در بندهش – یکی از متون کهن آریایی- به این گیاه با دید اساطیری اشاره شده و در کتب برخی مورخین و سیاحان ایرانی و خارجی نیز از طعم و طراوت ریواس نیشابور توصیف‌ها شده است. بينالود، بام خراسان، مشرف بر نيشابور است، و اگر ريواس، همزاد بينالود[3] است و بهترين و مرغوب‌ترين نوع آن در ايران، در نيشابور، توليد مي‌شده و مي‌شود  نيشابور را مي‌توان ريواسشهر ايران‌زمين ناميد.

 

در كوهپايه‌هاي نيشابور، كار داشت ريواس بسته به دماي هوا معمولا از ماه آخر زمستان شروع شده و در نيمه‌هاي ارديبهشت تا خردادماه، محصول برداشت مي‌شود. در اين ميان اصطلاحاتي در ميان ريواس‌كاران نيشابور رايج است كه برخي از آنها به شرح زير مي‌باشد:

 

  • رواس‌كنه /rewăs-kona/: قلمرو رشد گياه ريواس؛ اصطلاحا به منطقه‌اي گفته مي‌شود كه تراكم رويش گياه ريواس در حد و اندازه‌اي است كه اجراي عمليات داشت و برداشت ريواس اقتصادي و به صرفه به نظر مي‌رسد.

 

  • سنگ‌چل /sang-čel/: ناحيه‌اي كه هر ريواس‌كار با برجاي گذاشتن نشان سنگ براي عمليات پرورش ريواس قرق مي‌كند.

 

  • سنقوف (سنگوف) /s,nquf/ يا /s,nguf/: ريواس‌كار در اواخر زمستان ضمن مشخص كردن ناحيه‌ي كار خود، گياهاني را كه قابليت بازدهي و كار كردن دارند شناسايي مي‌كند (به گفته‌ي يكي از ريواس‌كاران، ريواس مناسب براي كار، گلي زرد رنگ دارد) و بر روي بلك ققرو با سنگ نشان مي‌گذارد تا مراحل بعدي كار بر روي گياه انجام گيرد. به اين عمل سنقوف گفته مي‌شود.

 

  • بلك ققرو (ققوري) /balk, qaqoru/ يا /qaquri/: به بالايي‌ترين قسمت گياه ريواس (برگ يا اصطلاحا تاج ريواس) گفته مي‌شود.

 

  • توخمورغه /teuxmurqa/: به غده‌ي زير زميني گياه ريواس (شبيه شلغم) گفته مي‌شود و در مراحل اوليه‌ي داشت ريواس، بر روي اين قسمت مقداري خاك نرم قرار مي‌گيرد تا شرايط رشد بهتر گياه فراهم شود و در واقع اين كار مقدمه‌اي براي ايجاد كرگا يا كارگاه ريواس مي‌باشد.

 

  • كرگا /kargă/: با خاك‌دهي گياه از ناحيه‌ي توخمورغه تا ارتفاعي نزديك به 50 و حتي گاهي تا 80 سانتيمتر و سنگ‌چين كردن دور آن، كرگا يا كارگاه ريواس شكل مي گيرد. گياه ريواس در شرايط رشد طبيعي دمبرگي بسيار كوتاه و باريك دارد، در كارگاه است كه دمبرگ(ساقه)‌هاي اين گياه رشد زياد طولي و قطري مي‌نمايد.
  • در فصل برداشت (ارديبهشت و خرداد) ريواس پرورش يافته را از كارگاه خارج مي‌كنند )اصطلاحا به اين عمل «خراب كيدن كرگا» [x,răb kidan, kargă] گفته مي‌شود) و محصول را پس از برش در كيسه‌هايي قرار داده و روانه‌ي بازار ‌مي‌كنند.

 

  • كونكرگا /kunkargă/: در برخي از كارگاه‌هاي كار شده و رها شده در سال‌هاي قبل معمولا بصورت خودرو، محصولي بدست مي‌آيد كه كيفيت و مرغوبيتي پايين‌تر دارد. اين محصول ريواس را كه معمولا مورد استفاده‎‌ي خانگي ريواس‌كاران قرار مي‌گيرد، كونكرگا مي‌گويند.

 

ريواس‌كاران نيشابور در كنار برداشت ريواس گياهان خود روي ديگري را نيز برداشت مي‌كنند كه برخي از آنها عبارتند از: نوعي سبزي كوهي بنام ملر [maler]، سبزي سريش (كه خاصيت چسبندگي دارد و در پخت نوعي تافتون نيز استفاده مي‌شود)، قرنه [qorna] يا كنگر و چاي كوهي (گياهي كه مانند چاي آن را دم مي‌كنند و خاصيتي دارويي دارد).

 

مرغوب‌ترين گونه‌ي ريواس در ايران از كوهپايه‌‌هاي نيشابور بدست مي‌آيد و يكي از محصولات بومي و سوغات نيشابور است. از عصاره‌ي ساقه‌ي اين گياه نوعي نوشيدني تهيه مي‌شود كه «شربت ريواس» نام دارد و در حال حاضر چند كارگاه در نيشابور، اين شربت را توليد و به بازار ارايه مي‌نمايند. «اشكيني رواس» [aškinay revăs]، غذايي محلي است كه با با تركيبات ريواس، روغن خوراكي، آب، نعناع، تخم مرغ و ساير افزودني‌ها تهيه مي‌شود كه داراي مزه‌اي مطبوع ذائقه‌هاي ترش و شيرين مي‌باشد.

مرغوبترين ريواس نيشابور در مناطقي چون ميرآباد، خرو، بوژان و ... بدست مي‌‌آيد.

 


پا‌نوشت‌ها:

[1] . كيومرث: در زبان اوستايي، gaya-mareta است كه از دو قسمت تشكيل شده است كه بخش اول آن،«گَ‌يَ»، به معني زندگي و جان است و بخش دوم آن،«مرٍت»، به معني مردن است كه صفت جان باشد. اين اسم كه در پهلوي گيومرت (gayomart) خوانده شده و در فارسي دري آن را كيومرث مي‌گوييم.

[2] . نام اين شهر در اوستا «رئونت» آمده و به معني دارنده‌ی شكوه و جلال است. اين واژه در گذر زمان و دگرگوني زبان اوستايي به پهلوي به «راي‌اومند» تبديل شد. در نبشته هاي پهلوي، اين واژه به عنوان صفتي براي خداوند آمده است و در سر آغاز بيش‌تر نامه‌هاي پهلوي به چشم مي‌خورد. از اين رو مي‌توان دريافت كه این شهر باستاني تا چه پايه نزد ايرانيان ارجمند بوده است، كه با چنين صفتي از آن ياد مي‌كنند. هم اكنون نيز بخش باختري نيشابور تا مرز سبزوار «ريوند» نام دارد و در دوران اسلامي نيز بزرگاني از آن برخاسته‌اند، كه در آثار اسلامي، از آن ياد شده است. اين نام، در شاهنامه به گونه «ريونيز»‌ به عنوان محلي که در يكي از نبردهاي ميان ايرانيان و تورانيان ويران گشته، آمده است.

[3] . اشاره به مقاله‌ی: «ریواس، همزاد بینالود»،ماهنامه‌ی جاده‌ی ابریشم، ش 14، ص64.

 


 فهرست منابع:

  • طاهري، قدير.«ريواس»، ماهنامه جاده ابريشم، ضميمه شماره 57، مرداد 1382، ص110-111.
  • جنيدي، فريدون. «زندگي و مهاجرت آريائيان»، تهران: نشر بلخ (وابسته به بنياد نيشابور)، 1385، ص 31-32. (به نقل از فرهنگ پهلوي/بهرام فره‌وشي، 1352)
  • «ریوند».  فرهنگ فارسی عمید.
  • «ريواس و خواص آن»، وب‌گاه تبيان
  • «ريوند»، دانشنامه‌ي آزاد ويكي پديا
  • طاهری، علی. «درآمدی بر جغرافیا و تاریخ نیشابور»، نیشابور: ابرشهر، 1384، ص 130.
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 19:36  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

 

KHORASAN STEEL COMPLEX

3rd Pole Of Steel Production in Iran

 

Producer of

Bars, Rebars, Equal Angles, Channels,Flats, Squares, Hexagons

 

Km 15 SABZEVAR old road, NEYSHABUR, IRAN

 

 

خط توليد فولاد 

 

مجتمع فولاد خراسان بزرگترين مجتمع فولادسازي در شرق كشور

در فاطله 15 كيلومتري شمال غرب نيشابور  و در زميني به مساحت 1400 هكتار استقرار يافته است

و حدود 32 هزار تن انواع ماشين آلات و تجهيزات را در خود جاي داده است.

ظرفيت اسمي توليد سالانه اين مجتمع در فاز اول 550 هزار تن انواع مقاطع سبك ساختماني

شامل انواع ميلگرد (ساده و آجدار)، نبشي، ناوداني و تسمه( چهارگوش و شش گوش) مي باشد

و با اجراي فازهاي بعدي تا  1.8 ميليون تن قابل توسعه خواهد بود

و با توجه به فن آوري پيشرفته توليد

قادر است سريعا تفيير محصول داده و خود را با نياز بازار هماهنگ كند.

 

مطالعه اوليه احداث واحد فولادسازي در خراسان در دهه 1350 توسط بخش خصوصي انجام شد و موافقت اصولي براي احداث يك واحد نورد مقاطع ساختماني در سال 1356 صادر گرديد، ليكن با ملي شدن صنعت فولاد، زمينه فعاليت بخش خصوصي نيز متوقف شد، تا اينكه مجداً در سال 1362 وزارت معادن و فلزات احداث يك واحد فولاد سازي را در دستور كار خود قرار داد و مطالعات اوليه احداث آن را به شركت ايريتك واگذار كرد. نتيجه اين مطالعات كه مجددا توسط شركت كوبه استيل ژاپن در سال 1370 مورد بازنگري قرار گرفت‚ احداث يك مجتمع فولادسازي را با ظرفيت سالانه 8/1 ميليون تن محصولات طويل ساختماني به روش احياي مستقيم در خراسان توجيه مي‌نمود. پس از كامل شدن مطالعات مكان يابي و توجيه فني و اقتصادي در سال 1368 فعاليت‌هاي آماده سازي سايت و تجهيز كارگاه توسط شركت ملي فولاد ايران شروع شد و در آبان ماه سال 1375 قرارداد خريد تجهيزات خارجي پروژه با شركت ايتاليايي دانيلي منعقد گرديد و فعاليت هاي ساختماني خط توليد مجتمع در خرداد ماه 1376 با حضور رئيس جمهور آغاز شد. در ادامه بخش نورد مجتمع در خرداد ماه 1380 و بخش فولاد سازي در بهمن ماه همان سال به بهره‌برداري رسيد.

شركت فولاد خراسان از چندين واحد مختلف تشكيل شده است كه دو واحد نورد و ذوب و ريخته گري به عنوان واحد اصلي و بقيه واحدها جنبي و پشتيباني محسوب مي گردند. ماشين آلات نصب شده در اين واحدها همگي اتوماتيك بوده و از مدرن ترين تكنولوژي روز دنيا برخوردار مي باشند.

 

 

اين واحدها عبارتند از:

 

  • واحد قراضه: در اين واحد انواع قراضه براساس سنگيني و سبكي و ميزان ناخالصي درجه بندي شده و براساس درجه اختصاص يافته در محل هاي مخصوص نگهداري مي شود و سپس به وسيله سه دستگاه جرثقيل سقفي به باكت حمل قراضه انتقال داده شده و براي انجام عمليات ذوب حمل مي گردد.
  • واحد فولاد سازي: قراضه انتقال يافته به وسيله ماشين حمل قراضه، در واحد فولادسازي با استفاده از جريان الكتريسيته در كوره قوس الكتريكي 110 تني به مذاب تبديل مي‌شود. در اين قسمت انواع مواد افزودني به ذوب اضافه شده تا خواص مورد نظر را پيدا نمايد. اين واحد توانايي استفاده از آهن قراضه يا آهن اسفنجي به عنوان ماده اوليه دارد و ظرفيت توليد سالانه آن 650هزار تن فولاد مي باشد كه از ذوب 750 هزار تن آهن قراضه استحصال مي شود.
  • واحد ريخته گري مداوم: فولاد مذاب آماده ريحته گري، با استفاده از 6 خط ريخته‌گري مداوم به شمش هاي فولادي استاندارد با مقطع 180*180، 150*150 و 130*130 ميليمتر و در طول هاي مختلف قابل تبديل است. در اين واحد سالانه 650 هزار تن فولاد مذاب به 630 هزار تن شمش فولادي تبديل مي‌شود.
  • واحد نورد: شمش‌هاي توليدي در واحد ريخته‌گري پس از شارژ در كوره پيش‌گرم و رسيدن دماي مورد نظر با گذشتن از 20 قفسه قلتك كه به صورت افقي و عمودي در يك راستا نصب شده به انواع محصولات فولادي تبديل مي گردند. از عمده ويژگي‌هاي اين واحد استفاده از پيشرفته ترين فناوري روز مي‌باشد كه سرعت زياد و تغيير مقطع محصول را در كمترين مدت امكان پذير ساخته است. ظرفيت توليد سالانه واحد 550هزار تن انواع مقاطع ساختماني شامل انواع ميلگرد ساده و آج دار، نبشي، ناوداني و تسمه ، چهارگوش و شش گوش مي‌باشد كه بعد از انجام آزمايشات نمونه‌اي كنترل كيفي به صورت استاندارد بسته بندي و به بازار عرضه مي‌گردد.
  • واحد تصفيه دود: گرد و غبار حاصل از كوره قوس الكتريكي و كوره پاتيلي، جهت غبار زدايي به اين واحد هدايت مي‌شود و با توجه به نوع تجهيزات نصب شده حجم بالايي از گرد و غبار ايحاد شده جذب مي‌شود و از انتشار آن در داخل سالن و محيط اطراف جلوگيري مي‌نمايد.
  • واحد حمل مواد افزودني: اين واحد جهت آماده سازي و انبار مواد افزودني واحد ذوب ايجاد شده و با توجه به مجهز بودن به وسايل مكانيكي و نوار نقاله، حمل مواد افزودني به كوره ذوب بسيار سريع و دقيق صورت مي‌گيرد و تمام مراحل به صورت خودكار انجام مي‌شود.
  • واحد تصفيه آب: آب‌هاي مصرفي واحد نورد واحد ذوب بعد از مصرف در واحد توليد جهت جداسازي روغن و ذرات جامد محلول در آب به اين قسمت وارد شده و بعد از انجام عمليات جداسازي و تصفيه‌هاي لازم به چرخه توليد برمي‌گردد كه كاهش مصرف آب و جلوگيري از آسيب‌ديدگي تجهيزات را به دنبال دارد.
  • واحد اكسيژن: اين واحد با ظرفيت 4700متر مكعب بر ساعت، جهت تامين اكسيژن مورد نياز واحدهاي نورد و ذوب، احداث شده است كه علاوه بر اين، اكسيژن مورد نياز جهت برشكاري واحدهاي مختلف از اين قسمت تأمين مي‌شود. افزون براين، استحصال 400 متر مكعب بر ساعت نيتروژن كه جهت واحد ذوب و همچنين تميزكاري در قسمت‌هاي مختلف استفاده مي‌شود از جمله كارآيي‌هاي اين واحد مي‌باشد.
  • واحد پست برق 400 كيلو ولت: پست برق 400 كيلو ولت و شبكه انتقال و توزيع برق، جزء اولين واحدهاي احداث شده مي‌باشد در اين قسمت برق 400 كيلو ولت پس از تبديل 33 كيلو ولت براي مصارف مختلف توزيع مي‌گردد. ظرفيت اسمي اين واحد 200 مگا وات است.
  • واحد پست گاز: در اين واحد فشار گاز ورودي به سايت از 63 بار به 12 بار كاهش مي‌يابد و به وسيله شبكه گاز با ظرفيت 50 هزار نرمال متر مكعب براي مصرف در واحدهاي ذوب و نورد و ساير قسمت‌هاي توليدي و خدماتي انتقال مي يابد. با توجه به آينده نگري انجام شده جهت اجراي فازهاي توسعه خط انتقال گاز تا ورودي مجتمع 150 هزار نرمال متر مكعب در ساعت اجرا شده است.
  • واحد مخابرات: سرويس‌هاي ارتباط مخابراتي مجتمع با استفاده از مركز تلفن 256 شماره‌اي، با كانال ارتباطي مي‌باشد، خطوط تلكس، فكس و ديتا در سراسر مجتمع انجام مي‌پذيرد و همچنين سيستم‌هاي داخلي پيج و شبكه بي‌سيم در داخل سايت برقرار مي‌باشد.

در طرح فولاد خراسان 3 فاز اجرايي پيش بيني شده است به طوري كه بعد از تكميل طرح توسعه مي‌تواند انواع مقاطع ساختماني از جمله تيرآهن را نيز توليد نمايد. در اجراي قسمتي از فاز اول انواع ميلگرد(ساده و آج دار) ،نبشي، ناوداني و تسمه( چهار گوش و شش گوش ) توليد مي‌شود كه ميلگردهاي ساده با قطرهاي مختلف مطابق با استانداردهاي بين‌المللي DIN1013 معادل شماره استاندارد ايران 3132 و ميلگردهاي آج دار مطابق با استاندارد بين‌المللي DIN488 معادل شماره استاندارد ايراني 3132 توليد مي‌شوند. انواع تسمه، نبشي ، ناوداني ، در اندازه هاي مختلف مطابق استانداردها بين‌المللي DIN1017، DIN1028، DIN1026 با معادل شماره استاندارد ايران 4477 توليد مي‌شود.

 دلايل اصلي انتخاب نيشابور براي استقرار اين مجتمع عبارتند از:

  • نزديكي به شبكه هاي اصلي راه و راه آهن سراسري
  • وجود منابع آب هاي سطحي و زير زميني (از قبيل سد بار)
  • نزديكي به مركز استان و كشورهاي آسياي ميانه
  • سهولت جذب متخصص و فراواني نيروي كار
  • وجود نيروگاه 1000 مگاواتي
  • موقعيت بهينه محل استقرار با معدن سنگ آهن سنگان خواف و منابع انرژي مورد نياز گاز سرخس

منبع:

«مجتمع فولاد خراسان»، ماهنامه جاده ابريشم، ضميمه شماره 57، مرداد 1382، ص89-91

 

 لينك هاي سودمند:

و

معرفي يك مقاله كه به بررسي عوارض زيست محيطي مجتمع فولاد خراسان پرداخته؛

بررسي آلودگي هوا و ارائه سيستم پيشنهادي کنترل مجتمع فولاد خراسان،

نويسنده : جعفر نوري، حسين اميربيگي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 15:27  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

خلق الانسان من صلصال كالفخار

خداوند انسان را از گل كوزه گري آفريد

 

فن و هنر سفالگري ايران به علت جنبه هاي گوناگون اقتصادي، فرهنگي و تا حدودي مذهبي از گذشته بسيار دور مورد توجه قرار گرفته و در هر دوره با وضعيت سياسي منطقه و كشور تحول و توسعه يافته است. نمونه هاي سفالينه كه از محوطه هاي باستاني ايران كشف شده و ارتباط اين هنر را با فرهنگ، اقتصاد و مذهب از يك طرف و ذوق و سليقه شخصي و قومي سفالگران از طرف ديگر نشان مي دهد.

در هزاره پنجم (ق.م) اختراع چراغ سفالگري تحولي چشمگير در اين هنر و تاثير بسياري در جنبه اقتصادي بوجود آورد. يكي از مهمترين ابعاد فن و هنر سفالگري در آن زمان را مي توان بعد و جنبه فرهنگي و اجتماعي آن دانست، چه آشنايي ما از ارتباط موجود بين اقوام با يكديگر در آن روزگاران بيشتر از دست ساخته هاي هنري مانند سفالگري امكان پذير است.

 

سفال نيشابور

 

در قرون اوليه اسلام شيوه سفالگري كم و بيش همانند دوره قبل از اسلام  ادامه پيدا كرد بخصوص گروهي از  سفالينه هاي بي لعاب قرون اوليه اسلام شباهتي چشمگير به ظروف سفالين قبل از اسلام  و مخصوصا اواخر دوره ساساني دارند.

از قرن سوم هجري در هنر سفالگري دگرگوني و تحولي شگرف پديد آمد و هنر سفالگري از نظر لعاب دهي و تزيين نقوش به مرحله بسيار يشرفته اي رسيد و مراكز سفالگري متعددي در اكثر نقاط  مختلف ايران بويژه در شمال و شمال شرقي بوجود آمد. از جمله مراكز مهم سفالگري مي توان به شوش در جنوب غرب، استخر و سيراف در جنوب، نيشابور، جرجان، آمل و ساري در شمال اشاره كرد.

 همانطور كه گفته شد قرون سوم و چهرم هجري را مي توان به عبارتي اوج هنر سفالگري دانست، خصوصا در شهر نيشابور  كه مهمترين دوره سفالگري نيشابور در اين دو قرن بوده است.

مجموعه سفال هاي نيشابور بسيار جالب است و نمونه هاي مختلفي از هنر سفالسازي ايران را مشخص مي كند.

نمونه هاي كشف شده نشان مي دهد كه ظروف سفالين آن زمان را چگونه تزئين مي كرده اند.

موضوع نقوش اين ظروف بسيار قابل توجه بوده و  اين مطلب را روشن مي نمايد كه اگر چه از بعضي جهات كوزه گران نيشابور  احتمالا از چيني ها اقتباس كرده اند ولي بطور كلي هنر آنان دنباله رو هنر ساساني است.

 

Nishapur, Pottery bowl painted under a glaze with stylized representations of birds ,tenth–eleventh century

 

در ميان ظروف شناخته شده از نيشابور  ظرفي بي نظير بود كه در آرايش آن باز نمايي هاي پيكره اي داشت و از نظر سبك و رنگ به كار رفته  بسيار چشمگير بود. رنگهايي چون سياه براي خطوط پيكره ها، سبز، زرد، خردلي روشن و انواع قهوه اي سير به كار گرفته شده و چهره پيكره ها  اغلب شبيه پيكره هايي است كه روي سفالينه هاي لعابي بين النهرين به چشم مي خورد.

از نمونه هاي برجسته اين نوع سفالينه جامي در تهران (موزه باستانشناسي) و جامي با پيكر ايستاده مي باشد. پيكره ها در مقابل پس زمينه اي ايستاده اند كه با تصاوير حيوانات، گل ها، نخل ها، و كتيبه ها پوشيده شده است. تعدادي از سفالينه ها ي محلي نيشابور نيز وجود دارد كه از مشخصه هاي آن، پرندگان بزرگ كاكل سبز با رنگ سياه و اخرايي و حاشيه هايي از سفيد و سبز است.

درفاصله سال هاي 1318- 1315 خورشيدي، هيات باستان شناسي موزه مترو پليتن آمريكا در شهر نيشابور، حفرياتي انجام دادند و آثاري از دوران تمدن اسلامي بدست آودند كه بيشتر اين سفالينه ها شامل سفال هاي لعابدار عاجي رنگ مزين به خطوط كوفي و همچنين ظروف زرين فام و رنگارنگ با نقوش كنده، لعاب پاشيده و با نقوش قالب زده و همچنين ظروف يكرنگ بوده اند و معروفتر از همه نوعي سفالينه داراي نوشته قهوه اي كوفي تزييني است كه چگونگي و نحوه نگارش خطوط كوفي بر روي ظروف سفالين، ذهن بسياري از پژوهشگران را به خود معطوف كرده است. در اوايل اسفندماه 1343 آقاي سيف الله كامبخش فرد، در نيشابور حفرياتي در مورد مطالعه كوره هاي سفالپزي انجام داد. اين كاوش ها در دو محل شهر كهنه نيشابور يكي در شمال قريه (خرمك)  و ديگري در اراضي (لك لك آشيان)، چهار كوره سفالپزي عصر سلجوقي، حفاري و ساختمان هاي آنها مشخص شده است.

آقاي چارلز.ك.ويلكسون، موزه دار موزه مترو پليتن در طي حفاري هايي كه در منطقه نيشابور داشته است، در كتاب خود ظروف بدست آمده از تپه هاي باستاني نيشابور را اينگونه تقسيم كرده است؛

  1. ظروف نخودي رنگ
  2. ظروف رنگ پاشيده
  3. ظروف سياه رنگ بر زمينه سفيد
  4. ظروف رنگارنگ بر زمينه سفيد
  5. ظروف با پوشش دوغآبي هاي زمينه رنگي
  6. ظروف سفيد مات
  7. ظروف زرد رنگ مات
  8. ظروف سياه رنگ با لكه هاي زرد
  9. ظروف تك رنگ
  10. ظروف منسوب به كشور چين
  11. ظروف با لعاب قليايي و قابهاي آنها
  12. ظروف بدون لعاب

از مشخصات ظروفي كه مورد بررسي قرار گرفته اند، نقش براي تزيين اين ظروف استفاده شده، يعني نقش درصد مهمي از ظروف را چه بصورت مستقل و چه در كنار نوشته ها پوشانده است. ظرافت از مشخصات ويژه اين ظروف است كه شامل نقطه ها، حركت ها از قبيل خطوط صاف، مورب، تابدار، خميده و يا بصورت لكه هايي در ظرف پراكنده شده اند، مي باشد و بطور كلي تشكيل دهنده مجموعه اي مشتق از اشكال و طرح هايي ملموس كه به سادگي در اطراف ما ديده مي شوند، مي باشند. در تعداد بسيار زيادي از ظروف بررسي شده به نقوش هندسي و مجرد اكتفا شده كه اگر بيان كننده منظور خاص (نشانه و يا هنر) نباشند در مجموعه نقوش هندسي و انتزاعي طبقه بندي مي شوند.

از مهمترين تكنيك هاي تزيين ظروف در نيشابور؛

  1. سفال با پوشش گلي
  2. سفالينه با تزيين زرين فام
  3. سفالينه با لعاب پاشيده
  4. سفالينه با نقش كنده
  5. سفالينه با لعاب يكرنگ
  6. سفالينه با نقوش رنگارنگ

هستند، كه براي آشنايي بيشتر با اين تكنيك ها به توضيح مختصري از هر كدام مي پردازيم.

سفال با پوشش گلي: پوشش گلي در رنگ هاي مختلفي به كار برده مي شود ولي غالبا به رنگ سفيد و يا شيري بوده است اين ظروف بيشتر در شمال شرق ايران در مراكز سفالگري چون نيشابور، سمرقند، جرجان و لشگري بازار معمول بوده است و به همين جهت در گذشته اين گروه سفالينه به ظروف شمال شرقي معروف بوده است. ظرف سفالي را  با پوشش گلي پوشانده و سپس با نقوش سياه رنگ يا قهوهاي تيره، آرايش و با لعاب سرب بر روي آنها تزيين كامل شده است. تزيين اين نوع سفالينه شامل نقطه چين هاي مرتب، پرندگان، گل هاي سبك و مهمتر از همه نوشته به خط كوفي است كه عموما لبه و بدنه داخلي ظرف را فرا گرفته است. يكي از ويژگي هاي اين سبك عدم تراكم نقش و ايجاد فضاي خالي در تزيين زمينه مي باشد.

سفالينه با نقوش رنگارنگ: اين سفالينه زيبايي خاصي را داراست. رنگ هايي چون ارغواني تيره، سياه، زرد، قهوه اي تيره، اخرايي، بصورت ورقه اي نازك بر روي زمينه مات و پوشش گلي، آن را تزيين مي كند. نقوش متنوع و غالبا حيوان پرنده، بخصوص كبوترهاي مشبك، دايره هاي توپر و گل هاي مشبك مي باشد، كه گاه با نوشته كوفي تزيين شده است.

سفالينه با تزيين زرين فام: اين نوع سفالينه پس از آنكه با پوشش گلي پوشانده شد با لعابي رنگين كه با اكسيد فلزات مختلف تركيب يافته پوشش مي گيرد و در نتيجه پس از پخت داراي درخشندگي خاصي مي شود.

سفالينه با لعاب پوشيده:در ساخت اين نوع سفالينه، سفالگر، لعابي به رنگ هاي قهوه اي، زرد، سبز را به تنهايي يا توأماً بر روي سطجح داخلي يا خارجي ظروف مي پاشيده است.

سفاليه با نقش كنده: يكي از تزئينات متداول اوايل اسلام است كه بر روي ظروف لعابدار به كار مي رفته است، اين نقوش ساده شامل خطوط نا منظم درهم بوده كه بر روي بدنه داخلي ظروف تزيين گرديده و سپس با لعاب هايي  به رنگ هاي سبز و زرد پوشش مي گرديده است.

سفال با نقش كنده به چند دسته تقسيم مي شود كه عبارتند از:

  1. سفال كنده با نقش هندسي
  2. سفال كنده با نقش گياهي
  3. سفال كنده با نقش حيوان
  4. سفال كنده نوشته دار
  5. سفال كنده با نقش انسان

سفالينه با لعاب يكرنگ: در پوشش ظروف از رنگ هايي چون لاجوردي، آبي، سبز، زرد، قهوه اي، سفيد و بيشتر از همه با لعاب آبي يا فيروزه اي آرايش شده است. در اين تكنيك پس از تزيين ظرف با نقوش كنده يا خطوط هندسي بوسيله يكي از رنگ هاي نام برده شده، پوشش داده مي شده و شكل ظروف عموما

عموما كاسه، بشقاب، قدح با لبه صاف و گاه برگشته، بدنه كشيده و محدب و كف حلقه اي بوده است.

 

PLATTER ,Nishapur, Iran; 9th Century; Abbasid Period,Floriated scrolls with Kufic inscription along outer edge

 

اين بود مختصري درباره هنر ارزنده و شاخص سفالگري نيشابور

و ظروفي كه تا به امروز زينت بخش موزه هاي ايران و جهان مي باشند.

 

در پايان بايد توجه داشت كه سرگذشت تاريخ يك ملت همانا هويت، فرهنگ و عظمت و سنت هايي است كه همگي در اعصار مختلف پديد آمده و در شكل گيري يك تمدن سهيم هستند. نوع زندگي انسان ها، گذشته و فنآوري آنها قابل مطالعه و تامل است تابتوانيم از تجارب و پيشرفت هاي آنان در جهت بهتر كردن فنآوري هاي روز استفاده كنيم. مسلما ملتي كه از گذشته بسيار غني و پرفراز و نشيب برخوردار است بايد آنها را با اين گذشته بيشتر آشنا كرد. اين خود نيمي از راه است، يعني شناختن فرهنگ گذشته يكي از راه هاي شناخت آثاري است كه از آن برجاي مانده است خصوصا سفال هايي كه توسط زبده ترين هنرمندان ساخته شده و هر كدام شناسنامه اي تاريخي در جهت مطالعه بر روي اعتقادات و شرايط زيستي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي آن دوران مي باشند.

عباس شيخي كارشناس هنرهاي سنتي

 

منبع

شيخي، عباس.«سفال نيشابور؛ جلوه گاه زيبايي و خلاقيت»،

جاده ابريشم، ضميمه شماره 57، مرداد 1382. ص120-121.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آذر1384ساعت 15:43  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

نام شهرك : خيام(نيشابور)
تاريخ مصوب : 68/12/25
وضعيت : فعال

پلان شهرك صنعتي نيشابور

      شهرک صنعتی نيشابور در تاريخ 25/12/1368 به تصويب هيات وزيران رسيده و عمليات اجرايی آن در سال 1370 آغاز گرديد. اين شهرک با مساحت 246 هکتار و متراژ صنعتی 36/109 هکتار در کيلومتر 20 جاده نيشابور- مشهد قرار دارد.

 

      امتيازات شهرک

·          قرار گرفتن در مسير اتوبان مشهد- نيشابور

·          قرار گرفتن در مسير خط انتقال گاز مشهد- نيشابور

·          نزديک بودن به شهرستان نيشابور و امکان استفاده از امکانات شهرستان

·          دارای امکانات زير بنايی آب, برق, تلفن و فضای سبز

·          امکان پوشش تلفن همراه

·          واحدهای توليدی مستقر در اين شهرک از تاريخ شروع بهره برداری به ميزان 80% به مدت چهار سال از ماليات معاف می باشند.

 
ليست واحد هاي مستقر در شهرک صنعتی نيشابور
 

اطلاعات شهرك

- تاريخ شروع عمليات فيزيكي : 70

- مساحت كل : 246

- مساحت عملياتي : 246

- مساحت صنعتي : 167.8

- مساحت واگذاري : 91.87 

- تعداد كل قرارداد : 136

- طرحهاي راكد : 36

- در حال احداث : 29

- واحدهاي بهره برداري : 71

 

برآورد سرمايه گذاري

- برآورد سرمايه گذاري طرحهاي راكد : 358.61

- برآورد سرمايه گذاري طرحهاي در حال احداث : 3.89

- برآورد سرمايه گذاري طرحهاي واحدهاي بهره برداري : 136.7

- بر آورد سرمایه گذاری کل قرار داد ها : 499.2

 

برآورد اشتغال

- برآورد اشتغال طرحهاي راكد : 1143

- برآورد اشتغال طرحهاي در عمل احداث : 798

- برآورد اشتغال طرحهاي بهره برداري : 1496

 

امكانات شهرك

- آب تامين شده (ليتر بر ثانيه) : 22

- برق (مگاوات) : 12

- شهرك ارتباط تلفني : دارد

- متقاضيان ارتباط تلفني : دارد

- تحت پوشش تلفن همراه : دارد

- شبكه گازرساني : ندارد

- شبكه جمع آوري فاضلاب : دارد

- اتصال به شبكه گاز كشور : ندارد

- تصفيه خانه فاضلاب :

- اتصال به اينترنت با Dial-up : دارد

- اتصال به اينترنت با فيبر نوري :

 
 

پروژه هاي پيش بيني شده

  • تصفیه خانه فاضلاب (تاریخ قرارداد 10/3/83 - در حال اجرا)

  • آماده سازی توسعه (تاریخ قرارداد 29/5/84 - در حال اجرا)

برگرفته از سايت شركت شهرك هاي صنعتي استان خراسان رضوي

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آبان1384ساعت 12:45  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

صنايع دستي سنتی نيشابور، حوزه اي است كه به مجال و ميدانگاهي گسترده تر از آنچه كه در اين مقاله سعي دارد به آن بپردازد، نياز دارد. بنابر اين در نظر داشته باشيد كه اين مقاله گريزي  است كوتاه بر اين حوزه، و بابي است گشوده براي آشنايي با صنايع دستي نيشابور

 

در اين مقاله از منابع زير استفاده شده است:

1. صنايع دستي، پرتابل آفتاب

2. صنايع دستي، نيشابور، سازمان ميراث فرهنگي استان خراسان

 

سخن اول: صنايع دستي

صنايع دستي به آن گروه از صنايعي گفته مي شود كه مهارت، ذوق و بينش انسان در آن نقش اساسي دارد. در مجموع مي توان گفت صنايع دستي به آن گروه از صنايع گفته مي شود که تمام يا بخش اعظم مراحل ساخت فرآورده هاي آن با دست انجام گرفته و در چارچوب فرهنگ و بينش هر منطقـــــــه و با ديدگاه هاي قومي ساخته و پرداخته مي شود. صنايع دستي بازتابي از تاريخ تمدن هر ملت و قومي است و مي تواند انتشار مؤثري براي فرهنگ و سنن مناطق مختلف باشد.

  

سخن دوم: صنايع دستي نيشابور

 

پلاس بافی

 

 

دار پلاس بافی 

 

ريسندگی

ريسندگي از جمله وظايف زنان روستاي است كه با پشم گوسفند، موي بز و پنبه براي تهية بافتني ها نخ مي ريسند. وسايل كار در أين حرفه عبارتند از : 1- چرخ: دستگاه نخ ريسي براي تهيه و توليد نخهاي پنبه اي مورد استفاده قرار مي گيرد.2- دوگلوdoglu يا جلك jalak : جت پشم ريسي مورد استفاده قرار مي گيرد.

 

 

 

فيروزه تراشی

 

 

 

فرت بافی

 

 

قالی بافی

يكي از معمولترين صنايع دستي كه در گذشته به وفور در كليه مناطق بررسي شده رايج بوده قالي بافي است. قالي بافي كه در گذشته رايج بوده با قالي بافي امروزي تفاوت داشته است . در زمانهاي قبل دستگاههاي قالي بافي بصورت افقي و بر روي زمين داير مي شده كه متشكل از دو تير چوب بوده و در فاصله اي معين به چهار ميخ آهني بلندكه در چهار نقطه متقابل به زمين كوبيده مي شد مي بستند. مواد اوليه : در كليه مناطق مواد اوليه اين نوع قالي بافي را از پشم گوسفندان تهيه مي نمودند پشم را بعد از چيدن از بدن حيوانات شستشو مي دادند و بعد با رنگهاي گياهي آنرا رنگ مي زدند و بوسيله جلك و چرخ به نخ تبديل مي كردند و بدون اينكه نقشه اي بكار ببرند مي بافتند. ابزاري كه در قالي بافي گذشته و حال مورد استفاده قرار مي گيرد پاكي وسيله اي جهت بريدن رنگ يا نخ در موقع بافتن - افه يا به اصطلاح استاد استوك جهت ضربه زدن بر لبه قالي - قيچي يا مقراض. امروزه قالي بافي در تمام مناطق بوسيله دستگاههاي آهني عمودي انجام مي گيرد كه بر اساس نقشه اي از قبل در بازار شهر تهيه مي كنند مي بافند.

 

 

قالي بافي

قالي بافي در برخي روستاها و حتي شهر نيشابور رواج دارد. شركت تعاوني قالي بافي بافان مركز عمدة تهية نقشة قالي و منبع مالي براي خريد مواد اوليه مي باشد. ابزار قالي بافي عبارتند از: دار - دستوك dastuk - مقراض meqarahz - گله gola - چاقو – شيش shish

 

 

تارهاي كشيده شده بر قالي از جنس نخ است اما نخهاي رنگي از جنس پشم و يا ابريشم است. قالي در اغلب نقاط تركي بافي انجام مي شود. تارها آنقدر محكم كشيده مي شود كه قالي باف فقط توسط قلاب قادر به بافتن است. دراهاي قالي آهني و بصورت عمودي بر پا مي شود. طراحان نقش قالي در شهر نيشابور به طراحي انواع طرحهاي قالي مشغولند . نام چند طرح كه در ميان قاليبافان از عموميت برخوردار است عبارتند از : طرحهاي خراساني – برگ بيدي – دهانه اژدر – شاه عباسي – لچك ترنجافشان ترنج – زير خاكي – ليلي و مجنون ، پنجه – طرح نائين ، هله ، قرداش قو – دندان موش

 

مسگری

مس گران به ساخت انواع ظروف مسي از قبيل ديگ، طشت، كاسه ، سيني و … اشتغال دارند. چكش ابزار شكل دادن به مس است. سفيد گران كه در كنار مس گرها استقرار يافته اند به سفيدگري ظرف مسي مشغولند. سفيدگرها بوسيلة دم به ذغال حرارت لازم جهت داغ كردن مس را توليد مي كنند. انبرهاي مخصوص جهت گرفتن قطعات مسي در أين مرحله بكار مي آيند . پس از حرارت دادن به قطعات مسي مقداري قلع بر روي آن مي مالند و بوسيلة يك پنبه كه آغشته به نشادر شده است قلع را بر روي سطح ظروف پهن مي كند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 15:6  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

سيماي عمومي شهرستان نيشابور

سرزمين نيشابور، فراتر از 8 هزار و 925 كيلومتر مربع پهناوري دارد. كه از شمال، به رشته كوه بينالود، شهرستان قوچان و چناران، از مغرب، به اسفراين و سبزوار،  از جنوب، به كاشمر و تربت حيدريه و از مشرق، به شهر مشهد محدود مي‌شود كه تنها 20 كيلومتر مربع آن را شهر نيشابور فراگرفته است.

توابع نيشابور عبارت مي‌شود از پنج بخش، 15 دهستان و 609 روستاي داراي سكنه؛ اين بخش‌ها عبارتند از: مركزي، تحت جلگه، زبرخان، سرولايت و ميان جلگه.

برابر نتايج آخرين سرشماري همگاني نفوس و مسكن، اين شهرستان داراي 808 هزار و 809 خانوار با جمعيتي بالغ بر 412 هزار و 904 نفر كه از اين عده بيش از 51 هزار خانوار روستايي با تركيب 120 هزار و 74 نفر مرد و123 هزار زن گزارش شده است.

ميانگين دماي 15 ساله نيشابور، 9/13 درجه با حداكثر 67 درصد و حداقل 25 درصد رطوبت مي‌باشد.

گفتني است؛ نيشابور داراي پيشينه تاريخي ديرينه‌اي است كه شرح و بسط آن در اين مقال نمي‌گنجد؛ ضمن اين كه آرامگاه دانشمندان بزرگي همچون عطار و خيام نيشابوري كه آوازه‌اي جهاني دارند، در اين سامان مي‌باشد.

 

چهره كشاورزي (زراعت و باغباني)

كل سطح زيركشت اراضي زراعي ، باغي و آيش اين سرزمين ، در حدود 135 هزار هكتار است كه از اين مقدار 102 هزار هكتار آن به كشت محصولات زراعي عمده‌اي مانند سيب‌زميني، پياز، گوجه فرنگي، انواع سبزي و گياهان علوفه‌اي نظير يونجه، شبدر، ذرت و محصولات ديگري همچون زيره، هندوانه، خاكشير و به طور كلي 42 محصول اختصاص يافته است. شهرستان نيشابور سالانه در حدود 445 هزار تن توليدات زراعي دارد.

محصولات باغي نيز از سطحي در حدود 12 هزار هكتار به صورت ديم و آبي با تنوع 32 نوع محصول به دست مي‌آيد؛ كه عمده‌ترين اين محصولات: انار، انجير، هلو، سيب، گلابي، گيلاس و ديگر ميوه‌ها مانند عناب، توت، گل و گياه زينتي، زعفران، بادام، گردو و فندق مي‌باشد كه در مجموع در حدود 52 هزار تن در سال مي‌رسد. در مقايسه با كل محصولات توليدي استان كه 80 نوع مي‌باشد، در بيست محصول شهرستان نيشابور رتبه‌هاي اول تا سوم توليد استان را دارا است.

 

دام و طيور

 835 هزار رأس گوسفند و بره، 140 هزار بز و بزغاله، 145 نفر شتر، 16 هزار و 563 رأس تك سميان در كنار 81 هزار و 900 رأس گاو و گوساله و همچنين 165 هزار و 300 قطعه مرغ و خروس؛ 19 هزار و 90 قطعه ساير ماكيان، مجموعه دام و طيور شهرستان نيشابور را تشكيل مي‌دهند. البته نه هزار و 343 كندوي مدرن، 95 كندوي بومي، با 129 نفر زنبوردار و يك ايستگاه پرورش ملكه زنبور عسل با توليد بيش از يك هزار و 800 فروند در سال را نيز بايد بر اين مجموعه افزود. شايان يادآوريست كه از تعداد گاو و گوساله ياد شده ، 24 هزار و 783 رأس اصيل (نژاده) ، 51 هزار و 510 رأس دورگ و پنج هزار و 627 رأس بومي مي‌باشد. در اين شهرستان، 12 واحد گاوداري صنعتي پرواري با ظرفيت فعال دو هزار و 450 رأس، 110 واحد گاوداري نيمه صنعتي پرواري با ظرفيت فعال دو هزار و 765 رأس،  89 واحد گاوداري صنعتي شيري اصيل با ظرفيت 12 هزار و 815 رأس و 70 واحد گاوداري نيمه صنعتي شيري دو رگ با ظرفيت فعال يك هزار و 130 سر مشغول فعاليت هستند كه سالانه در حدود 134 هزار تن شير توليد مي‌گردد. افزون بر اين ، 11 واحد پرورابندي گوسفند صنعتي با ظرفيت هشت هزار و 900 رأس در اين بخش قرار مي‌گيرند. همچنين، 85 واحد پرواربندي صنعتي گوسفند و بز با ظرفيت 35 هزارو 700 رأس فعاليت دارد. در بخش پرورش مرغ گوشتي، 89 واحد با ظرفيت يك ميليون و 330 هزار و 700 قطعه، داراي پروانه بهره‌برداري و 261 واحد با ظرفيت يك ميليون و 270 هزار قطعه، داراي كارت شناسايي مي‌باشند. 11 واحد پرورش مرغ تخمگذار با ظرفيت 222 هزار قطعه، داراي پروانه بهره‌برداري و شش واحد با ظرفيت 79 هزار قطعه داراي كارت شناسايي هستند؛ ضمن اين كه 14 شركت تعاوني در زمينه دامپروري ، مرغداري صنعتي و زنبورداري در حوزه شهرستان نيشابور، اين واحدها را تحت پوشش خدمات خود دارند. علاوه بر اين تعداد 25 مركز پرورش ماهي گرمابي با ميزان توليد سالانه 42 تن گوشت ماهي و هشت مركز سردابي با ميزان توليد سالانه 37 تن مشغول فعاليت هستند. به طور كلي صنعت شيلات در شهرستان نيشابور با توجه به منابع آبي فراواني كه استعداد پرورش و توليد تا يك هزار تن ماهي در سال را دارد و هم اكنون به عنوان تنها مركز تكثير بچه ماهي فعاليت خود را با توليد پنج ميليون قطعه بچه ماهي ادامه مي‌دهد.

 

كارخانه‌ها ، صنايع تبديلي و اولويت هاي سرمايه‌گذاري

اين شهرستان، داراي 50 واحد صنعتي وابسته به وزارت جهادكشاورزي مي‌باشد كه 20 واحد آن در زمينه توليد و بسته‌بندي موادغذايي هفت واحد نساجي و سلولزي، هشت واحد فراورده‌هاي شيميايي، 11 واحد كاني و چهار واحد صنايع فلزي مي‌باشد. همچنين دو واحد كشتارگاه طيور صنعتي مشغول فعاليت‌‌اند، با وجود كارخانه‌ها و واحدهاي صنايع تبديلي ياد شده، باز هم ظرفيت سرمايه‌گذاري بيشتر در اين شهرستان احساس مي‌شود.

شايان ذكر است؛ تعداد پروانه‌هاي تأسيس كه تا پايان سال 1380 صادر شده 116 مورد مي‌باشد.

 

اولويت‌هاي سرمايه‌گذاري

اولويت‌هاي سرمايه‌گذاري در اين منطقه در زمينه توليد مصنوعات چرمي ، توليد اوّليه دارو از گياهان دارويي، بسته‌بندي سبزي، سورت و بسته‌بندي ميوه، كشت و صنعت، دامپروري صنعتي و صنايع وابسته، تصفيه نمك و ادوات كشاورزي فراهم مي‌باشد. شايان ذكر است، تعداد پروانه‌هاي تأسيس كه تا پايان سال 1380 صادر شده، به حدود 116 مورد مي‌باشد.

 

آب و هوا

از آنجا كه شهرستان نيشابور در ناحيه پرفشار و در جهت بادهاي شمالي - جنوبي واقع شده است؛ در فصل بهار و پاييز در مناطق جنوبي شهرستان مانند طلاعت‌كوه و عشق آباد كه در كناره شوره‌زار قرار گرفته‌اند، بادهاي شديد مي‌وزد كه گاه شن (ماسه) و خاك به همراه دارد . وزش باد از سوي شمال غربي قوچان همراه با باران است كه در پاييز، سبب افت دما و سردي هوا در نيشابور مي‌شود و از سوي جنوب غربي باد بلوكه در زمستان باعث بارندگي و ريزش برف و در تابستان، موجبات خشكي هوا را فراهم مي‌سازد. بر اساس گزارش اداره كل هواشناسي استان خراسان ، ميزان بارندگي شهرستان در يك سال به طور ميانگين ، 285 ميلي‌متر و متوسط درجه دما 9/13 درجه سانتي‌گراد است. حداكثر بارش در يك روز، 7/21 ميلي‌متر و تعداد روزهاي يخبندان اين شهرستان به حدود 100 روز مي‌رسد.

ناگفته نماند؛ اين شهرستان با ارتفاع يك هزار و 520 متر از سطح دريا ، حداكثر و حداقل رطوبت نسبي به ترتيب 67 درصد و 25 درصدي را داراست.

 

منابع آبي

دشت نيشابور جزو حوضه آبريز كالشور نيشابور است كه در دامنه جنوبي بلنديهاي بينالود و در شمال شرق كوير مركزي واقع شده است. طبق آمار سال 1378 تعداد رودخانه‌هايي كه دبي پايدار داشته عبارتند از: ديزباد، گرمنه، درود، خرو، پوران، فاروب، رومان، طاغون، بار، ماروسك، بقيع، قاسم آباد و گل چشمه كه در حدود 5/194 ميليون متر مكعب ميزان آبدهي دارند.

طبق آمار سال 1380 تعداد چاه‌هاي عميق و نيمه عميق يك هزار و 624 حلقه مي‌باشد كه در حدود 475 هزار و 200 متر مكعب ميزان سالانه هر حلقه چاه مي‌باشد و بر اساس آمار سال 1375 تعداد قنات شهرستان 667 رشته مي‌باشد كه حدود 315 هزار و 360 متر مكعب آبدهي سالانه آن است. در ضمن تعداد چشمه‌سار 101 رشته مي‌باشد كه حدود 31 هزار و 450 متر مكعب در سال ميزان آبدهي چشمه‌ها است. به طور كلي ميزان توليد آب شهرستان نيشابور بيش از يك ميليون و 179 هزار ميليون متر مكعب در سال مي‌باشد.

 

منابع طبيعي

از سطح 892 هزار و 500 هكتار مساحت كل شهرستان نيشابور 620 هزار هكتار به عنوان اراضي منابع ملي شهرستان (جنگل‌ها و مراتع) محسوب مي‌گردد كه ظرفيت توليدي مراتع شهرستان به طور ميانگين 60 هزار تن علوفه قابل بهره‌برداري مي‌باشد و از طرفي دام موجود شهرستان يك ميليون و 200 هزار رأس است كه علوفه موجود جوابگوي دام‌ها را نمي‌نمايد. لذا با اجراي طرح‌ها و پروژه‌هايي نظير طرح اصلاح و احيا مراتع با مشاركت مردم مي‌توان ظرفيت توليدي مراتع را افزايش داد كه نياز به سرمايه‌گذاري اعم از دولتي و مردمي مي‌باشد.

مساحت منابع‌طبيعي شهرستان به اين قرار است:

مساحت جنگل‌هاي طبيعي 20 هزار هكتار

مساحت جنگل‌هاي مصنوعي دست كاشت 18 هزار هكتار

مراتع خوب 35 هزار هكتار

مراتع متوسط 150 هزار هكتار

مراتع فقير 360 هكتار

اراضي بياباني و شن‌زار 55 هكتار

 

لينك ها مرتبط:

از سايت جهاد كشاورزي استان خراسان رضوي بازديد نماييد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 شهریور1384ساعت 13:29  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  |