تبليغاتX
ابرشهر
تارنگار اطلاع رساني نيشابور

  

نیشابور از دیدگاه یک شاعر؛

این شعر، چندی پیش به دستم رسید. در نیشابور، گویی قدمتی چندین ساله دارد.

از شاعر –کمال الدین فراهانی- اطلاعی در دست ندارم، اما مصطفی ارشادنیا – فریاد نیشابوری- که این شعر به وی تقدیم شده، یک از شاعران امروز شهر شعر و شعور است. که چندین دفتر شعر از وی به چاپ رسیده است و نام آخرین دفترش هم، «سکوت، پاسخ من نیست» ... .

 

 

نيشابور؛ شهر شعر و شعور

 

سلام من به نيشابور و جمله اوتـادش

به لاله هاي به خون خفته روانشـادش

سلام من به گل پرپر از حريق جفــــــا

امامزاده محروق و آل امجـــــــــــــادش

سلام من به مه همجوارش ابراهيــــم

سليل موسي كاظم جليـــــــل اولادش

سلام من به شطيطه، ستوده معصوم

همانكه موسي جعفر كفن فرستادش

سلام من به بلنداي كوه بينــــــــــالود

كه برده از نظرم بيستون و فرهــــادش

سلام من به مي معنوي آن خيـــــــام

به عطر تربت عطار و شعر و انشـادش

سلام من به كمالي كه ملك نقاشــي

قلمروي بود از پنجه ي هنـــــــــرزادش

سلام من به سرايندگـــــــان اين وادي

نه بر تمام، كه تنها بر گــــــــروه آزادش

از اين ميانه، سلام و ادب خواهــــــــان

به سالكي كه بود عشق اصل ايجادش

به مصطفي كه به هنگام سير روحاني

هزار هاتف غيبي كند امـــــــــــــدادش

ز آل «موسي كاظم» تخلصش «فرياد»

كه اين خصيصه بود يادگار اجــــــدادش

سروده اش كه به نام حضرت مولاست

بس است روز قيامت ز توشــه و زادش

بگوش تن نرسد بانگ او «كمال الدين»

برو به ميكده بنگر طنين فريــــــــــادش

 

از كمال‌الدين فراهاني

تقديم به سيد مصطفي ارشاد نيا(فرياد)

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 8:11  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  |