Sheykh Farid-o-Din Attar- e Neyshaburi
The Poet and Mystic of
(
این شیخ نیشابور،
آن ناپيداي پيدايي است كه ذكرش همه جا هست و خود در ميان نيست
عطار نيشابوري، اين قديس، اين پير افسانهاي، روشنفكري متجدد و مقدس است كه با در هم پيچيدن تفكر اسطورهاي و آرزوهاي نوين، نمونهی والاي انديشمندي است كه پا در سنتها و اعماق، و سر به سوي جهانهاي تازه، كشيده است. عطار، عارفي پزشك است. تجربههاي عارفانه را چشيده و آن را به نوعي با علم طب و دانش مدرن آميخته است. از عرفان، شيفتگي و شيدايي، زهد و تقوا، عشق و محبت و علم دين را آموخته و از طبابت، تفكر و استدلال، عقل و خردگرايي و علم زمين را فراگرفته است. عطار، عارفي است كه در زمين ميزيد و عاشقي است كه با تجربههاي ملموس دنياي مادي و چشيدن عشق زميني، قصد پل زدن و رسيدن به عالم بالا را دارد. چهرهاش در اعماق تاريخ گم شده است. آن ناپيداي پيدايي است كه ذكرش همه جا هست و خود در ميان نيست.
فریدالدین محمد عطار نیشابوری:
فرید الدين محمد عطار، متولد كدكن نيشابور است و مدفون در همانجا. تاريخ تولد و وفاتش در هالهی مبهمي از قصهها و افسانهها پيچيده شده است. زندگي او را در طول قرن ششم رقم زدهاند و تاريخ وفاتش را با حمله مغولان به نيشابور يكي دانستهاند؛ و وفات نه، كه شهادتش را، كه به روايت تذكرهها به دست مغولان كشته شده است. او وارث گنجينههاي شعر سنايي و مولاناست. قلمش را در هر دو عرصهی نظم و نثر دوانده است و شيفتگياش را به زندگي زهاد و عباد با آثار عرفانيش نمايانده است. در عرصهی نثر تذكرةالاولياء را نوشت و دفتر زندگي صد عارف را با قلم شيرينش نگاشت. وي مجموعه- منظومههايش را در دو مثلث شمرده است: مثلث اول، الهينامه و اسرارنامه و مقامات طيور (منطق الطير) و مثلث دوم، مصيبتنامه، مختارنامه و ديوان [1]. ديوان عطار، شامل مجموعه غزليات، قصايد و ترجيعات اوست و مختارنامه، حاوي رباعيات وي ميباشد. به جز اسرارنامه، سه مثنوي الهينامه، مصيبتنامه و منطقالطير داراي روايت داستاني واحدي است كه با مجموعه حكايات و تمثيلهاي فراوان آراسته شده است.
مروری بر آثار عطار نیشابور:
طرح كلي «الهينامه» يا «خسرونامه»، عبارتست از مناظره خليفهاي با شش پسر خود، كه هر يك آرزو و خواهشي در دل دارد. پسر نخست طالب رسيدن به دختر شاه پريان است، دومي ميخواهد جادوگري بياموزد، سومين در جستجوي جام جم است. چهارمين، آرزو دارد چشمه آب حيات را بيابد. پنجمين انگشتر حضرت سليمان را ميجويد و ششمين در انديشه دست يافتن به علم كيمياست [2].
مشهورترين و عميقترين مثنوي عطار «منطقالطير» اوست كه در آن ضمن ذكر اجتماع مرغان و سؤال و جوابي كه بين آنها و هدهد پيش ميآيد، عطار از مقامات تَبَتُّل [3] تا فنا و از سلوك و سير الي الله و از هفت وادي و به تعبير مولوي هفت شهر عشق سخن گفته است [4]. منطقالطير عطار يكي از برجستهترين آثار عرفاني در ادبيات جهان است و شايد بعد از «مثنوي شريف» جلال الدين مولوي، هيچ اثري در ادبيات منظوم عرفاني در جهان اسلامي به پاي اين منظومه نرسد و آن توصيفي است از سفر مرغان به سوي سيمرغ و ماجراهايي كه در اين راه بر ايشان گذشته و دشواريهاي راه ايشان و انصراف بعضي از ايشان و هلاك شدن گروهي و سرانجام، رسيدن «سي مرغ» از آن جمع انبوه به زيارت «سيمرغ». در اين منظومه، لطيفترين بيان ممكن از رابطهی حق و خلق و دشواريهاي راه سلوك عرضه شده است [5].
«مصيبتنامه» هم از برجستهترين آثار عطار است. شايد پس از منطق الطير، مهمترين منظومهی او باشد و به لحاظ پختگي فكر و تنوع انديشهها در كمال اهميت است و ظاهراً به لحاظ تاريخي، آخرين منظومهی عطار بشمار ميآيد [6]. اين منظومه، مفصلترين منظومهی عطار نيز هست. مصيبتنامه، داستان سيري است روحاني كه در آن از روح به سالك فكرت تعبير شده است. اين سالك به راهنمايي پير به سير آفاق و انفس ميپردازد و سلوك خود را از عالم غيب آغاز ميكند. نخست نزد جبرئيل ميرود. سپس نزد ملائكه مقرب و حَمَلة عرش و آسمانها و عناصر اربعه و كوه و جماد و نبات و وحوش و طيور و جن و انس ميرود و ماجراي خود را بيان ميكند، اما هر بار نوميد به نزد پير باز ميگردد. پس از آن سالك فكرت سلوك خود را در مرتبه انبياء ادامه ميدهد و مشكل خويش را نزد حضرت آدم، نوح، ابراهيم، موسي، داود، عيسي و حضرت محمد (ص) ميبرد. حضرت محمد (ص) اسرار فقر را به او ميآموزد و او را به طي مراحل سير انفس يعني پنج وادي حس، خيال، عقل، دل و جان دلالت ميكند. بدين ترتيب طي مراحل آفاقي و انفسي سالك فكرت به پايان ميرسد [7].
«اسرارنامه» كوتاهترين منظومهی عطار است. مشتمل بر 98 حكايت كه در 22 مقاله بيان شده است. در اين منظومهی عطار، بر خلاف ساير مثنويهايش، حكايتهاي كوتاه فرعي را در ضمن يك حكايت جامع نياورده بلكه آنها را به صورت مقالهها و خطابههاي جداگانه تنظيم كرده است كه هر يك شامل حكايتها و تمثيلهايي است و از اين نظر بيشباهت به «حديقة الحقيقه»ی سنايي و «مخزن الاسرار» نظامي نيست [8].
زن در آثار عطار نیشابور:
در اينجا مجالي فراهم آمده است تا به زن و جايگاه او در زمانهی عطار بپردازيم و ببينيم ديدگاه اين شيخ روشنفكر قرن ششم در مورد زنان چه بوده است و در مجموعهی آثارش به كدام دسته از زنان توجه بيشتري داشته و تعبير او از زن و هويت انساني و نقش او در جامعه چگونه بوده است.
«عطار به احتمال قوي، همسر و فرزنداني داشته، اما اسناد مستقيم زندگي او در اين باره اطلاع روشني به دست نميدهد. [9]» بديهي است كه عطار با التفاتي كه به چهرههاي برتر زنان تاريخ ايران و اسلام و عرفان نشان ميدهد هويت انساني - اجتماعي زن را كاملاً پذيرفته است.
زنان آثار عطار، رسالتهاي چندگانهاي را ايفا ميكنند. زن در نقش همسر، زن در نقش مادر، زن مظهر عشق و دلدادگي، زن مظهر پارسايي و توكل، زن مظهر زهد و پرهيزكاري و زن مظهر خردمندی.
جدول زير نام چهرههاي شاخص زنان و شماره تعداد حكاياتي را كه نام آنها در آن ذكر شده نشان ميدهد.
|
|
منطقالطير |
الهینامه |
مصيبت نامه |
اسرارنامه |
|
زینالعرب |
- |
1 |
- |
- |
|
ام هانی |
- |
- |
1 |
- |
|
زبیده |
- |
2 |
- |
- |
|
عایشه |
1 |
1 |
1 |
- |
|
فاطمه |
- |
2 |
3 |
- |
|
حوا |
- |
1 |
- |
- |
|
مریم |
1 |
- |
- |
1 |
|
رابعه عدویه |
5 |
2 |
2 |
- |
|
زلیخا |
1 |
2 |
3 |
1 |
|
لیلی |
3 |
10 |
14 |
- |
همانگونه كه ملاحظه ميكنيد حكايات مربوط به ليلي؛ 27 مورد، رابعه عدويه؛ 9 مورد، زليخا؛ 6 مورد، فاطمه(س)؛ 5 مورد، مريم و زبيده و حوا و ام هاني و زينالعرب (رابعه قزداري) هم هر يك، يك يا دو حكايت را به خود اختصاص دادهاند.
از تكرار فراوان نام ليلي و رابعه و زليخا معلوم ميشود كه دو دسته زنان عارف و عاشق مهمترين گروههاي زنان مورد نظر عطار هستند. ليلي و زليخا، دو سمبل اسطورهای عشق و رابعه، چهرهی زاهدانه تقوي و پرهيزكاري.
ادامهی این نوشتار ... اینجا کلیک کنید
فهرست ادامهی نوشتار:
عشق و زن در آثار عطار نیشابور
زنان پارسا و پارسایی زنان در آثار عطار نیشابور
زن و نقش مادری در آثار عطار نیشابور
پیرزنان خردمند در آثار عطار نیشابور
فهرست منابع
منبع این نوشتار
****
بیشتر درباره شیخ عطار نیشابوری ... کلیک کنید
KNOWLEDGE
Neyshabur or Nishapur
The
The
BorzinMehr FireTemple
يکى از سرآمدان شعر و ادب فارسي، عطار نيشابورى است. مورخان و محققان، نام او را «محمد» و لقبش را «فريد الدين» و کنيهاش را «ابوحامد» نوشتهاند. در اشعارش بيشتر به «عطار» تخلص نموده و گاهى هم «فريد» را که بىگمان مخفف لقب اوست، براى تخلص شعرى خود برگزيده است. نام پدر عطار هم ابراهيم و کنيه او ابوبکر است و بعضى به اشتباه، جز اين نوشته اند. مادر او هم زنى اهل معنى و خلوتگزيده بوده است.

بنای آرامگاه عطار در نیشابور
زندگي و شرح احوالات شيخ نشابور
سال تولد شيخ را اکثر مورخان 512 يا 513 در «کدکن نيشابور» نگاشتهاند، که به دلايلى نادرست است. زيرا اگر قتل او را در سال 618 و در قتل عام نيشابور به دست مغول درست بدانيم به ناچار بايد مدت عمر او را يکصد و شش سال پنداشت که اين نظر، با اشعار شيخ که عمر خود را از سى سالگى تا هفتاد و اند سالگى ذکر کرده، سازگار نيست. آخرين سالى را که عطار براى عمر خود ذکر کرده است، «هفتاد و اند» است؛
مرگ در آورد پيش، وادى صد ساله راه عمر تو افکند شصت بر سر هفتاد واند
پس بنابراين شيخ بيش از هفتاد سال و کمتر از هشتاد سال عمر داشته است. و اگر بپذيريم عطار در سال 618 به دست مغولان به قتل رسيد، و در آن تاريخ نزديک به هشتاد سال سن داشته، پس فرض ولادت او در حدود سال 540 به واقع نزديکتر است.
شيخ عطار داروخانه اى داشته که در آن به کار طبابت مى پرداخته است؛
به داروخانه پانصد شخص بودند که در هر روز نبضـم مى نمودند
و در همان ايام، شعر هم مىسرود و دو کتاب معروف «مصيبت نامه» و «الهى نامه» را در داروخانه آغاز کرد؛
مصيبتنامه کانــــدوه جهان است
الهــــىنامه کاســـرار عيان است
به داروخانه کــــــردم هــر دو آغاز
چه گويم زود رستم زان و اين، باز
ظاهرا اشتغال به کار طبابت و اداره کردن داروخانهاى پر رونق که هر روز پانصد شخص در آنجا نبض مىنمودند، عطار را از هر کس بى نياز مىکرد؛
بحمدالله کـــــه در دين بالغــــــــــم من
به دنيا از همــــه کس فارغـــــــــم من
هر آن چيزى که بايد بيش از آن هست
چرا يازم به ســــــوى اين و آن دست؟
و به همين سبب است که شيخ زبان به مدح شاهان نيالود و قدر و منزلت سخن را نکاست و لطافت شعر خود را به دون همتى تيره نساخت؛
لاجرم اکنــــون سخـــــــن باقيمت است
مدح منسوخ است و دقت حکمت است
دل ز منســـــوخ و زممدوحــــــــم گرفت
ظلمت ممـــــــــدوح در روحـــــــم گرفت
تا ابد ممــــدوح مـــن حکمت بس است
در سر جـــــان من اين همت بس است
مذهب عطار
چنانکه از ظاهر آثار عطار بر مىآيد، او بر مذهب اهل سنت بوده است. اظهار ارادت فراوانى که عطار نسبت به خلفاى سهگانه و شافعى و ابوحنيفه در مثنوى خسرونامه و کتاب تذکرة الاوليا دارد، به نحوى است که ترديد در مذهب او را از بين مىبرد و جايى براى تاويل باقى نمىگذارد. با اين حال نسبت به خاندان اهل بيت خصوصا مولىالموحدين على بن ابى طالب(ع) اخلاص و ارادتى توام با صدق نيت و حسن اعتقاد دارد. عطار را بر هر مذهبى که بدانيم بايد او را مردى مخلص و مومن، خداشناس و خداترس، زاهد و عاشق و سالک و اصل دانست.

برگردان فرانسوی منطق الطیر عطار
آثار عطار
فهرست دقيقى از آثار عطار در دست نيست. تعداد کتابهايى را که به او نسبت دادهاند، از صد جلد متجاوز است. خود او هم به اين نکته اشاره داد؛
ز هـــــر در گفتـــــم و بســــيـار گفتم
چـــــــــو زير چنگ شعــــرى زار گفتم
کسى کو چون منى را عيب جويست
همين گـــــــويد که او بسيار گويست
اما انتساب مجموعه اى صد جلدى به او هم چندان درست نمى نمايد. خود او در خسرو نامه از مصيبت نامه، الهى نامه، اسرار نامه، مختار نامه، مقامات طيور يا منطق الطير و خسرو نامه و جواهر نامه و شرح القلب ياد کرده است. و ضمنا به قصايد و غزليات و قطعات سروده شدهي خود هم اشاره دارد. بنابراين آثار مسلم عطار را مى توان اين قرار دانست:
1- مصيبت نامه، 2- الهى نامه، 3- اسرار نامه، 4- مختارنامه، 5- مقامات طيور، 6- خسرو نامه، 7- جواهر نامه، 8- شرح القلب، 9- ديوان قصايد و غزليات.
و چون کتاب منثور تذکره الاوليا را هم بر اين مجموعه بيفزاييم تعداد آثار مسلم او به ده کتاب بالغ مىگردد. با اين حال نمىتوان همه آثار را يکدست دانست. از اين رو منطق الطير، الهىنامه، مصيبتنامه و اسرارنامه در يک سطح مىباشند و گويندهي او بىشک عطار است.
اما آثارى مانند خسرونامه، جواهرالذات، همچنين اشترنامه هم از جهت مضمون و هم از لحاظ شيوهي بيان، به سخن گوينده الهىنامه و منطقالطير نمىرسد و در صحت انتساب آنها به عطار جاى تامل است. چنانکه مظهرالعجايب، لسانالغيب، کنزالاسرار، مفتاحالفتوح و وصيتنامه، بىشک مدتها بعد از روزگار عطار به وصف آمدهاند و آثارى مانند هيلاجنامه، منصورنامه، خياطنامه، وصلتنامه و بيسرنامه بىگمان مجعول است و نمىتوان آنها را در شمار سخن عطار آورد.
منبع:
«طبيب شعر ايران»، روزنامهي رسالت، شماره 6118 ، پنجشنبه23/01/1386، صفحهي 7.

زندگی نامه
فريدالدين ابو حامد محمد بن ابو بكر ابراهيم بن اسحاق عطار نيشابوری يكی از شعرا و عارفان نام آور ايران در اواخر قرن ششم و اويل قرن هفتم هجری قمری است. بنابر آنچه كه تاريخ نويسان گفته اند بعضی از آنها سال ولادت او را ۵۱۳ و بعضی سال ولادتش را ۵۳۷ هجری.ق، می دانند. او در قري كدكن يا شادياخ كه در آن زمان از توابع شهر نيشابور بوده به دنيا آمد. از دوران كودكی او اطلاعی در دست نيست جز اينكه پدرش در شهر شادياخ به شغل عطاری كه همان دارو فروشی بود مشغول بوده كه بسيار هم در اين كار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فريدالدين كار پدر را ادامه می دهد و به شغل عطاری مشغول می شود .او در اين هنگام نيز طبابت می كرده و اطلاعی در دست نمی باشد كه نزد چه كسی طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی كه آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در اين مورد داستان های مختلفی بيان شده كه معروف ترين آنها، اين است كه روزی عطار در دكان خود مشغول به معامله بود كه درويشی به آنجا رسيد و چند بار با گفتن جمله چيزی برای خدا بدهيد از عطار كمك خواست ولی او به درويش چيزی نداد. درويش به او گفت: ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنيا بروی؟ عطار گفت: همانگونه كه تو از دنيا می روی. درويش گفت: تو مانند من می توانی بميری؟ عطار گفت: بله، درويش كاسه چوبی خود را زير سر نهاد و با گفتن كلمه الله از دنيا برفت. عطار چون اين را ديد شديدا" متغير شد و از دكان خارج شد و راه زندگی خود را برای هميشه تغيير داد. او بعد از مشاهده حال درويش دست از كسب و كار كشيد و به خدمت شيخ الشيوخ عارف ركن الدين اكاف رفت كه در آن زمان عارف معروفی بود و به دست او توبه كرد و به رياضت و مجاهدت با نفس مشغول شد و چند سال در خدمت اين عارف بود. عطار سپس قسمتی از عمر خود را به رسم سالكان طريقت در سفر گذراند و از مكه تا ماورالنهر به مسافرت پرداخت و در اين سفرها بسياری از مشايخ و بزرگان زمان خود را زيارت كرد و در همين سفرها بود كه به خدمت مجدالدين بغدادی رسيد. گفته شده در هنگامی كه شيخ به سن پيری رسيده بود بهاءالدين محمد پدر جلال الدين بلخی با پسر خود به عراق سفر می كرد كه در مسير خود به نيشابور رسيد و توانست به زيارت شيخ عطار برود، شيخ نسخه ای از اسرار نامه خود را به جلال الدين كه در آن زمان كودكی خردسال بود داد.
عطار مردی پر كار و فعال بوده چه در آن زمان كه به شغل عطاری و طبابت اشتغال داشته و چه در دوران پيری خود كه به گوشه گيری از خلق زمانه پرداخته و به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است. در مورد وفات او نيز گفته های مختلفی بيان شده و برخی از تاريخ نويسان سال وفات او را ۶۲۷ هجری.ق، دانسته اند و برخی ديگر سال وفات او را ۶۳۲ و ۶۱۶ دانسته اند ولی بنابر تحقيقاتی كه انجام گرفته بيشتر محققان سال وفات او را ۶۲۷ هجری.ق دانسته اند و در مورد چگونگی مرگ او نيز گفته شده كه او در هنگام يورش مغولان به شهر نيشابور توسط يك سرباز مغول به شهادت رسيده كه شيخ بهاءالدين در كتاب معروف خود كشكول اين واقعه را چنين تعريف می كند كه وقتی لشكر تاتار به نيشابور رسيد اهالی نيشابور را قتل عام كردند و ضربت شمشيری توسط يكی از مغولان بر دوش شيخ خورد كه شيخ با همان ضربت از دنيا رفت و نقل كرده اند كه چون خون از زخمش جاری شد شيخ بزرگ دانست كه مرگش نزديك است. با خون خود بر ديوار اين رباعی را نوشت:
در كوی تو رسم سرفـرازی اين است
مستان تو را كمينــه بــازی اين است
با اين همه رتبه هيچ نتــــــوانم گفت
شايد كه تو را بنــده نوازی اين است
مقبره شيخ عطار در نزديكی شهر نيشابور قرار دارد و چون در عهد تيموريان مقبره او خراب شده بود به فرمان امير عليشير نوايی وزير سلطان حسين بايقرا مرمت و تعمير شد .
ويژگی سخن
عطار يكی از شاعران بزرگ متصوفه و از مردان نام آور تاريخ ادبيات ايران است. سخن او ساده و گيراست. او برای بيان مقاصد عرفانی خود بهترين راه را كه همان آوردن كلام ساده و بی پيرايه و خالی از هرگونه آرايش است انتخاب كرده او اگر چه در ظاهر كلام و سخن خود آن وسعت اطلاع و استحكام سخن استادانی هم چون سنايی را ندارد ولی آن گفتار ساده كه از سوختگی دلی هم چون او باعث شده كه خواننده را مجذوب نمايد و همچنين كمك گرفتن او از تمثيلات و بيان داستان ها و حكايات مختلف يكی ديگر از جاذبه های آثار او می باشد و او سرمشق عرفای نامی بعد از خود همچون مولوی و جامی قرار گرفته و آن دو نيز به مدح و ثنای اين مرشد بزرگ پرداخته اند چنانكه مولوی گفته است:
عطار روح بود و سنايی دو چشم او
ما از پی سنــايی و عطــــــار آمديم

معرفی آثار
آثار شيخ به دو دسته منظوم و منثور تقسيم می شود.
آثار منظوم او عبارت است از:
۱- ديوان اشعار شامل غزليات و قصايد و رباعيات
۲- مثنويات او كه عبارتند از: الهی نامه، اسرار نامه، مصيبت نامه، وصلت نامه، بلبل نامه، بی سر نامه، منطق الطير، جواهر الذات، حيدر نامه، مختار نامه، خسرو نامه، اشتر نامه و مظهر العجايب. از ميان اين مثنوی های عرفانی بهترين و شيواترين آنها كه به نام تاج مثنوی های او به شمار می آيد منطق الطير است كه موضوع آن بحث پرندگان از يك پرنده داستانی به نام سيمرغ است كه منظور از پرندگان سالكان راه حق و مراد از سيمرغ وجود حق است كه عطار در اين منظومه با نيروی تخيل خود و به كار بردن رمزهای عرفانی به زيباترين وجه سخن می گويد كه اين منظومه يكی از شاهكارهای زبان فارسی است و منظومه مظهر العجايب و لسان الغيب است كه برخی از ادبا آنها را به عطار نسبت داده اند و برخی ديگرمعتقدند كه اين دو كتاب منسوب به عطار نيست.
آثار منثور: يكی از معروف ترين اثر منثور عطار تذكره الاولياء است كه در اين كتاب عطار به معرفی ۹۶ تن از اولياء و مشايخ و عرفای صوفيه پرداخته است .

بيشتر از عطار:
منابع:
نقل از پرتابل آفتاب

از آفتاب بازديد نماييد.