تبليغاتX
ابرشهر
تارنگار اطلاع رساني نيشابور

 

 

Neyshabur

 

Borj-e Ăsiyăb-e Eshăq-ăbăd

* * *

برج آسياب اسحاق‌آباد نیشابور

 

 

موقعيت جغرافيايي:

در فاصله‌ي 1500 متري جنوب شرقي روستاي اسحاق ‌آباد و در كنار نهر آب خشكيده‌اي، برج بزرگ و زيبايي بنا شده كه از بهترين و زيباترين برج‌هاي راهنما در منطقه‌ي نيشابور مي‌باشد. اين برج، در مختصات 59درجه و 1دقيقه و 40ثانيه‌ي طول جغرافيايي و 36درجه و 1دقيقه و 22ثانيه‌ي عرض جغرافيايي قرار دارد.

 

مشخصات كلي:

برج آسياب اسحاق‌آباد نيشابور، كه قدمت آن به حدود 400 سال پيش مي‌رسد، در چهار طبقه و در دشت وسيعي كه از اطراف به وسيله‌ي اراضي و باغات و نيز زمين‌هاي لم‌يزرع احاطه شده، احداث گرديده است. مصالح برج از خشت خام و گل مي‌باشد كه تزئينات زيبايي در بدنه‌ي خارجي آن ديده مي‌شود. ارتفاع كامل برج در وضعيت فعلي، حدود 10 متر مي‌باشد. محيط بيروني برج در كف 21 متر مي‌باشد.

 

 

طبقه‌ي هم‌كف:

ورودي برج، از سمت شرقي مي‌باشد كه از طريق يك راهرو با يك سقف ضربي، وارد طبقه‌ي هم‌كف آن مي‌گردد. در ابتداي مدخل و در سمت راست، يك رديف پلكان باريك و كم عرض به سمت طبقات بالا ايجاد شده، عرض اين پلكان 70 سانتي‌متر است كه با 12 پله به طبقه‌ي دوم دسترسي پيدا مي‌كند. قطر داخلي طبقه‌ي هم‌كف 3/50 متر است كه در ديوار قسمت پي‌ آن، چينه و قلوه سنگ و گاهي آجر به‌كار رفته، و از ارتفاع 70 سانتي متري به بالا،  با خشت خام كار شده است. ديوار برج، دوجداره مي‌باشد كه از طريق دريچه‌هايي ميان اين دو جداره مشهود است. عرض ورودي طبقه‌ي هم‌كف، 120 سانتي‌متر و ارتفاع سقف تا كف، حدود 3متر است.

 

طبقه‌ي دوم:

ورودي طبقه‌ي دوم از سمت شمال غربي است كه با 120 سانتي‌متر عرض دهانه‌ي ورود، فضايي هشت ضلعي كه بر روي ديوارها تعداد 7 (طاق)تاق‌نما ايجاد شده. تاق‌نماها حالت تزئيني دارند ولي روي آنها هيچ‌گونه اندودي كار نشده است. عرض تاق‌نماها به‌طور يك در ميان 80 سانتي‌متر و 120 سانتي‌متر است و حالت يك هشت ضلعي را به وجود مي‌آورد. ارتفاع طبقه‌ي دوم از سقف تا كف، حدود 2/5 ‌متر مي‌باشد. طبقه‌ي دوم هيچ‌گونه روزنه‌اي به بيرون ندارد و فقط در مسير راه‌پله‌ها، تعداد زيادي روزنه‌ي ديدباني، به سمت خارج تعبيه شده است. پوشش سقف طبقه‌ي دوم، به صورت عرق‌چين (كلمبو) مي‌باشد و بالاي تاق‌نما، يك رديف تزئينات آجركاري دندان‌موشي به كار برده شده است. ابعاد اين اتاق 3 در 3 متر مي‌باشد.

 

طبقه‌ي سوم:

از طبقه‌ي دوم، پس از طي 10 پله به سمت بالا، وارد طبقه‌ي سوم مي‌شويم. ورودي طبقه‌ي سوم از سمت جنوب غربي است كه با 1 متر عرض دهانه و 130 سانتي‌متر ارتفاع به اتاقي مربع شكل، متصل مي‌شود. ابعاد اتاق 3 در 2/70 مي‌باشد. در اطراف اين اتاق، تعداد 8 تاق‌نماي كوچك به عرض  35 سانتي‌متر،  و نيز تعداد 3 پنجره‌ي كوچك، به عرض 1 متر، ايجاد شده كه اين پنجره‌ها از سه طرف به سمت اراضي مشرف است. ارتفاع طبقه‌ي سوم از سقف تا كف، 2 متر مي‌باشد. براي پوشش سقف در چهار طرف، گوشه‌سازي با خشت انجام شده و سقف بر روي آن قرار داده شده است. متاسفانه، سقف طبقه‌ي سوم به‌طور كامل تخريب شده و فرو ريخته و بر اثر سنگيني، قسمتي از سقف طبقه‌ي دوم نيز تخريب شده و به داخل طبقه‌ي دوم ريزش نموده است، اما ديوارها سالم‌اند. از داخل اتاق طبقه‌ي سوم و سمت غربي اتاق (سمت چپ ورودي اتاق)، پلكاني به سمت طبقه‌ي چهارم وجود داشته كه متاسفانه بر اثر تخريب سقف طبقه‌ي سوم، اين پلكان نيز از بين رفته است. ابعاد خشت‌ها 5*24*24 مي‌باشد.

 

بدنه‌ي بيروني:

تزيينات آجري بدنه‌ي بيروني برج در ارتفاع 5 متري، به صورت يك رديف آجر در قسمت زير و دو رديف آجر دندان موشي، بر بالا و مجددا يك رديف آجر بر بالاي آن مي‌باشد. ابعاد آجرها، 4/5*10*25 سانتي‌متر است.  در دور تا درو برج، در ارتفاع 3/5 و 4/5 متري، روزنه‌هايي مسدود شده، كه جنبه‌ي تزييني دارند، ديده مي‌شود.

 

بناهاي پيراموني:

در قسمت شمال شرقي برج، تاسيسات ساختمان يك آسياب آبي، به فاصله‌ي 5 متري از برج وجود دارد. اين آسياب قديمي كه در مسير نهر آب يك قنات قرار داشته از مصالح آجر با ملات ماسه و گچ و آهك ساخته شده است. قسمت تنوره‌ي آسياب سالم است، اما اتاق آسياب و فضاهاي ديگر، به‌طور كامل تخريب گرديده‌. ارتفاع تنوره، بيش از 5 متر مي‌باشد. ابعاد آجرهاي به‌كار رفته در تنوره، متفاوت و از آجرهايي در ابعاد 4/5*23*23 و يا 5*25*25 ساخته شده است. قدمت اين آسياب به اوايل دوره‌ي پهلوي مي‌رسد.

در قسمت شرقي برج آسياب اسحاق‌آباد، بقاياي معماري اتاق‌هاي درخت و گل وجود دارند كه به بدنه‌ي برج الحاق گرديده‌اند. فقط قسمتي از ديوارها باقي مانده، اما سقف به‌طور كامل تخريب شده است.

 

منبع:

اعتمادي، محمداسماعيل. «برج آسياب اسحاق‌آباد»، هفته‌نامه‌ي خيام‌نامه- ويژه‌نامه‌ي نوروزي، سه‌شنبه 28 اسفندماه 1386، ص 21. ]با برخي تغييرات نگارشي و جابجاي ‌در مطالب متن[

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 21:10  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

 

گنبد کلیدر نیشابور

 

گنبد کلیدر نیشابور

این بنا در داخل روستای کلیدر در بخش سرولایت نیشابور واقع شده است. این بنا از تخته سنگ های صاف ساخته شده و دارای گنبدی کم خیز می باشد. این اثر به صورت یک چهارطاقی بوده که ضلع شرقی آن دارای جلو آمدگی به صورت ایوان ورودی احداث شده است.

 

پلان بنا چهار ضلعی می باشد که توسط چهار فیلپوش و چهار طاقنما به هشت ضلعی تبدیل می شود. بنا چه در داخل و چه از خارج فاقد تزئینات می باشد. در حال حاضر از ورودی ایوان بنا فقط دیوار های جانبی باقی مانده و سقف آن از بین رفته است. به دلیل فرسایش خاک و بالا آمدن خاک زمین های اطراف در حال حاضر ارتفاع این بنا از کف زمین های اطراف در حدود یک متر پایین تر می باشد. در داخل بقعه یک سنگ قبر دیده می شود که به گفته اهالی روستا در گذشته در این محل دو سنگ بوده که یکی از آن ها به سرقت رفته است.

گنبد کلیدر نیشابور

 

در بخش شمالی بنا یک خانه از خانه های روستا به دیواره بقعه چسبیده است و دیواره این دو بنا با هم مشترک می باشند. از شواهد امر مشخص می باشد که در اطراف این بنا سازه هایی وجود داشته که از بین رفته اند و تنها آثاری از پی دیواره ها و قسمت پایین آن در ورودی های بنا مشهود می باشد. به طوری که در ایوان شرقی در نمای بیرونی، یک طاق نما دیده می شود که عنصر تزئینی اتاق جانبی محسوب می شود.

  

گنبد کلیدر نیشابور

 

در زیرگنبد دو سنگ قبر بزرگ وجود داشته که به موزه نیشابور منتقل گردیده تاریخ یکی از سنگ ها که 902 هجری و دیـگری 912 هجری می باشد که هر دو دارای تزئینات زیبا می باشـند. فضای زیر گنبد به ابعاد 25 / 4 × 25 / 4 با چهار دهانه بزرگ و رفیع با قوس خناقی می باشد که از داخل با ایجاد چهار طاقنما و ورودی ها کوچک تر در آن تعبیه شده و قوس ورودی ها به صورت قوس کلیل در آمده است. نمای سر در و ایوان آن با دهانه ای به عرض 5 / 2 متر و ارتفاع 35 / 4 سانتی متر که بالای ورودی بر پیشانی ایوان از داخل یک طاقنما ایجاد شده است. پلان بنا چهار گوش است و در ارتفاع 40 / 3 سانتی متری با ایجاد چهار فیلپوش و چهار طاقنما به ارتفاع 114 سانتی متر به هشت ضلعی و سپس به دایره تبدیل شده ودر انتها گنبد بر آن استوار شده است.

 

در گوشه ای از ضلع شمالی دیوار های جانبی باقی ماند ایوان ورودی، آثار لچکی باقی مانده و به نظر می رسد که سقف ایوان دارای تزئینات به شکل مقرنس و لچکی بوده است.این بنا به شماره 2378 و در تاریخ 23 / 5 / 1378 به ثبت رسیده است.

 

منبع:

محمد حسینی، احسان؛ کردی، فاطمه. « گزارش ایرانشناسی 87: گنبد کلیدر»، خبرگزاری حیات، سه شنبه 19/2/1385 ، (نسخه ذخیره شده در گوگل)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مرداد1385ساعت 8:48  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

 

محمد غفاری (کمال الملک) ار هنرمندان بنام عصر قاجار است که ظهور او در عرصه نگارگری با ابداعات و نوآوری‌های او در سبک و روش، فصل تازه ای را در بخش هنرهای تجسمی ایران گشود. وی با کشیدن تابلو تالار آیینه از سوی ناصر الدین شاه به کمال الملک ملقب شد. وی دوازده سال آخر عمر خود را در روستای حسین آباد نیشابور  گذراند و در سن ۹۵ سالگی درگذشت. اینک مقبره کمال الملک که در کنار آرامگاه شیخ فرید الدین عطار نیشابوری قرار دارد، میعاد و زیارتگاه هنردوستان است.

˜

محمد غفاری معروف به کمال‌المُلک نقاش ایرانی (حدود ۱۲۲۷ تا ۱۳۱۹ ش) یکی از مشهورترین و پرنفوذترین شخصیت‌های تاریخ هنر معاصر ایران به شمار می‌‌آید. با کار او جریان دویست‌سالهٔ تلفیق سنت‌های ایرانی و اروپایی به پایان می‌رسد و سنت طبیعت‌گرایی اروپایی در قالب نوعی هنر آکادمیک تثبیت می‌شود.

 

 

کمال ملک هنر

 

 محمد غفاری از کلده ی کاشان تا حسین آباد نیشابور

محمد غفاری، ملقب به کمال الملک، نقاش شهیر ایرانی در سال 1224 در کاشان به دنیا آمد و تعدادی از اعضای خانواده اش اهل هنر و نقاشی بودند. درچند ماهگی او را به«کلده» -دهی بسیار سرسبز و خوش آب و هوا در نزدیکی کاشان- بردند. طبع حساس و دل نازک محمد در روستای سرسبز که شکوه کوهستانش چشم را خیره میکرد پرورش می یافت و قلب او مالامال از عشقی سرشار به طبیعت می شد. از تنور تکه ذغالی بر می داشت و روی دیوارها، ورقهای حساب و کتاب پدر، زین اسب ها و گاهی دور از چشم پدر و مادرش بر روی دیوار سفید شده با گچ اتاق نقاشی می کرد. نقش های مختلفی می زد و بیشتر درخت صنوبر را می کشید که روی تپه کنار نهر روییده بود. محمد با آن سن کم از ده بیرون می رفت .کنار آن صنوبر می نشست و ساعت ها به آن خیره می شد، به رنگها و برگهای مختلفی که پیدا می کرد، به پوسته ضخیم و قهوه ای آن و به تصویر مواج درخت که بر سطح زلال نهر می افتاد، بعد سر می چرخاند و کوه را که می دید دلش از هیبتش می لرزید، به هیجان می آمد و چنان محو شکوه آن می شد که صدای مادرش را نمی شنید. محمد ...محمد جان ....کجایی؟ چرا جواب نمی دهی؟ مادر می دانست که پسرش مثل همیشه کنار درخت صنوبر محو تماشای طبیعت است. «خدای نکرده اگر اتفاقی بیفتد ... آن وقت من چه بکنم؟» و محمد هر بار به جای اینکه پاسخی به مادر بدهد، از کشف تازه ای که کرده بود سخن می گفت و خشم مادر به مباهاتی شیرین مبدل می شد. یکبار عقاب بزرگی را کشف کرده بود که بر فراز کوه پرواز می کرد، اوج می گرفت و یکباره به شتاب و بی آنکه بال بزند بسوی زمین تن رها می کرد و فرود می آمد .محمد اگر در خانواده ای معمولی بدنیا آمده بود، بی شک بخاطر نقاشی در دفتر حساب و کتاب پدرش تنبیه می شد. اما پدر دست نوازش بر سر او کشیده و با دادن یک دسته کاغذ و مداد خوب او را تشویق می کرد. در خانواده او هنر و بخصوص نقاشی از اهمیت ممتازی برخوردار بود .

 

استاد محمد غفاری: کمال الملک

 

تابلوهای او آنقدر جذاب بودند که بیننده ای را به تحسین وا می داشت. پدر محمد هم در کشیدن منظره و نقاشی و چاپ سنگی استاد بود و به همین علت استعداد محمد را به سرعت تشخیص داد و او را برای جدی گرفتن نقاشی، تشویق و راهنمایی کرد. پدرش نقاشی های او را با دقت بررسی می کرد و هرجا که لازم بود، نکته ای را به او می آموخت و راهنماییش می کرد. آموزشهای پدر متناسب با رشد محمد تنظیم می شد. پدر وقتی مطمئن شد که نقاشی جزئی از وجود پسرش شده و تا پایان عمر نمی تواند دل از آن بکند، نکاتی را به او گوشزد می کرد که تا پایان عمر آویزه گوش محمد شد:

«محمد جان اگر می خواهی نقاش خوبی شوی، باید مداوم کار کنی و تا می توانی طرح بزنی و نقاشی بکشی»، عمویش صنیع الملک از نقاشان بنام عصر خود بود.

 

کمال الملک در نوجوانی به تهران رفت و در سالهای اقامتش در تهران به سفارش ناصر الدین شاه چندین تابلو کشید. او چند سالی را در اروپا گذراند و نزد تعدادی از نقاشان اروپایی تحصیل کرد و در موزه های مختلف اروپا به مطالعه آثار نقاشان بزرگ اروپا پرداخت.

 

کمال الملک در بازگشت به ایران، مدرسه «صنایع مستظرفه» را تاسیس کرد و مدیریت آن را عهده دار شد.

 

او در سال ۱۳۰۷ به حسین آباد نیشابور رفت و دوازده سال آخر عمر خود را در این روستا در انزوا گذراند و در سال ۱۳۱۹ خورشیدی، در سن ۹۵ سالگی درگذشت.

 

مقبره کمال الملک در کنار آرامگاه شیخ فرید الدین عطار نیشابوری قرار دارد. از او آثار مشهوری مانند تالار آینه کاخ گلستان به جای مانده است.

 

آرامگاه کمال الملک

آرامگاه کمال الملک در جوار آرامگاه عطار نیشابوری و در میان باغی در حومه شهر نیشابور واقع است و در سمت غرب آرامگاه خیام و به فاصله دو کیلومتری از آن واقع است. طراح این بنای یادبود هوشنگ سیحون است.

 

آرامگاه استاد کمال الملک در جوار بقعه ی بزرگ عارف نیشابور عطار

 

این بنا در نقشه از دو مدول (پیمون) مربعی شکل تشکیل شده است و مستطیلی با تناسب 1 بر 2 را می‌سازند. اضلاع مربع در نما با یک قوس نیم دایره خود نمایی می کنند؛ حجم بنا از قوس‌هایی متقاطع که بر روی اقطار مربع زده شده اند پدید آمده که این فوسهای متقاطع، «تاق‌های چهاربخش» را که در معماری سنتی ایران بسیار دیده شده اند را تداعی می کنند و احتمالا منبع الهام طراح نیز بوده است. طراح با بهره‌گیری خلاقانه از قوس و با پیچشی که در ایده کلی آن ایجاد کرده، به نتیجه‌ای ظاهرا متفاوت با هندسه ای پیچیده دست یافته است. این طرح مبتکرانه به مدد سازه پوسته‌ای بتنی اجرا شده است.

 

در بنای یادبود کمال الملک دو نوع قوس به شرح زیر دیده می شود. شش قوس نیم دایره نما که نسبت دهانه به ارتفاع آنها 1 به 2/1 است، چهار قوس متقاطع که بر روی اقطار دیده می شوند .... لازم به ذکر است که در پایین قوس‌های اصلی نما از روبرو دو قوس کوتاه‌تر نیز وجود دارند که در واقع تلاقی قوس‌های متقاطع هستند. شاید بتوان گفت حجم کلی بنا از پوسته‌ای سه بعدی در فضا حاصل آمده است که در یک حرکت نرم دو نوع قوس یاد شده را به هم پیوند می دهند.

 

این قوسها و پوشش آنها در بالا، اشکال هندسی مخروطی شکلی را بوجود آورده‌اند که ابتکاری هندسی بوده، اوج خلاقیت معماری را در بهره‌گیری از عناصر معماری سنتی ایران در ترکیبی جدید و موزون نشان می‌دهد. در این بنا نیز همانند آرامگاه خیام هندسه نقشی شایان توجه دارد و پیوند عمیق این بنا را با نظام معماری ایرانی برقرار کرده است.

 

تزیینات استفاده شده برای آرامگاه کمال الملک کاشی معرق است که نقوش آنها بسیار هنرمندانه بر روی سطوح منحنی نما بکار گرفته شده‌اند و به سمت خط تقارن قوس‌ها این نقوش کوچک و کوچکتر می‌شوند. به گفته طراح، کاشی معرق، معماری کاشان یعنی محل زادگاه کمال الملک را یادآور می شود.

 

فرم کلی بنا و تزیینات و همچنین رنگ کاشی ها، هارمونی بس عجیب با بنای مجاور یعنی آرامگاه عطار دارد، بطوریکه شاید بازدید کننده در بدو ورود به باغ و در نگاه اول آن دو را دو جزء از یک بنا درک کند!

 

سنگ مزار کمال الملک همچون سایر سنگ‌های مزاری که سیحون در آرامگاه ظهیرالدوله تهران طراحی کرده است، یکپارچه از سنگ گرانیت و با بافت خشن بوده، در قسمت بالای سنگ که مرتفع و زاویه دار تراشیده شده است، نقش برجسته‌ای از کمال الملک توسط شاگرد ایشان مرحوم استاد ابوالحسن صدیقی حجاری گردیده است.

 

استاد کمال الملک

 

زندگی و کار (نقل از ویکی پدیا-دانشنامه آزاد)

 

کمال الملک یا محمد غفاری در تهران زاده شد، ولی سال‌های کودکی خود را در کاشان گذراند. در نوجوانی به تهران رفت و در مدرسه دارالفنون زیر نظر علی اکبر خان مزین الدوله آغاز به هنرآموزی کرد. ناصر الدین شاه به هنگام بازدید از این مدرسه کار او را پسندید و وی را به دربار فراخواند. دیری نگذشت که شاه به او لقب «نقاش باشی و پیشخدمت حضور همایونی» داد. (۱۲۶۱ ش) فعالیت مستمر او در مقام نقاش دربار و معلم شاه بسیار مقبول افتاد و از این رو لقب «کمال الملک» گرفت. پرده معروف به تالار آینه از جمله مهم‌ترین آثاری بود که در این سال‌ها به وجود آورد. پس از کشته شدن ناصر الدین شاه، کمال الملک برای مطالعه به اروپا رفت. (۱۲۷۶ ش) مدتی بیش از سه سال را در فلورانس، رم و پاریس گذرانید؛ و در موزه‌ها به رونگاری از آثار استادانی چون رامبراند و تیسین پرداخت. در پاریس با فانتن لاتور آشنا شد. سفر اروپا تأثیری مثبت در اسلوب کار و حتی طرز دید او گذاشت. او به دستور مظفر الدین شاه به ایران بازگشت (۱۲۷۹ ش) و کار در دربار را ادامه داد، ولی عملاً نتوانست با خواست‌های شاه جدید کنار بیاید. به عراق رفت و چند سالی را در آنجا گذرانید. (۱۲۸۰ تا ۱۲۸۳ش) پرده‌های زرگر بغدادی (۱۲۸۰ ش) و میدان کربلا (۱۲۸۱ ش) را به هنگام اقامتش در عراق نقاشی کرد. او اگرچه به مشروطه خواهان متمایل بود (پرده علیقلی خان بختیاری (سردار اسعد) گواه آن است) در جنبش مشروطه مشارکت مستقیم نداشت. در سال‌های بعد مدیریت مدرسه صنایع مستظرفه را بر عهده گرفت. در این مدرسه با کوشش فراوان به پرورش شاگردان همت گماشت که زبده‌ترین شان خود استادانی در مکتب او شدند. سرانجام به دلیل اختلافاتی که با وزیران معارف بر سر استقلال مدرسه پیدا کرد، از کار تدریس و شغل دولتی دست کشید (۱۳۰۶ ش) و به ملک شخصی خود در حسین آباد نیشابور کوچید. (۱۳۰۷ ش) در آنجا بر اثر حادثه‌ای از یک چشم نابینا شد؛ اما تا سال‌های آخر زندگانی به نقاشی ادامه داد. کمال الملک از همان آغاز فعالیت هنری اش تمایلی قوی و آشکار به روش و اسلوب طبیعت گرایی اروپایی داشت. با ظهور کمال الملک وظیفه‌ای جدید برای نقاش دربار معین شد. او می‌‌بایست رویداد ها، اشخاص، ساختمان ها، باغ‌ها و غیره را همچون عکاسی دقیق ثبت کند تا به عادی‌ترین مظاهر زندگی و محیط درباری سندیت تاریخی بخشد. بی سبب نیست که کمال الملک در این دوره اغلب پرده هایش را با افزودن شرحی درباره موضوع رقم می‌‌زد. (مثلاً: طبیعت بیجان با گلدان و پرنده شکار شده، ۱۲۷۳خ) با این زمینه فکری و هنری کمال الملک به اروپا رفت. هدف او شاید فقط ارتقای سطح دانش فنی اش بود. ولی در موزه‌ها آثار استادان رنسانس و باروک را دید و شیفته آنها شد. منطقاً او به لحاظ فرهنگی، ذهنی و سابقه هنری آمادگی رویارویی و احتمالاً بهره گیری از جنبش‌های دریافتگری (امپرسیونیسم) و پسا-دریافتگری را نداشت. اما زیبایی‌شناسی کلاسیسیسم رنسانس و سبک و اسلوب بغرنج هنرمندانی چون رامبراند را نیز به درستی درک نکرد (چنان که مثلاً در هیچ یک از نقاشی‌های کمال الملک و شاگردانش نشانی از آشنایی با اسلوب لعاب رنگ کاری به چشم نمی‌خورد.) با این حال آکادمی گرایی در او قوت گرفت؛ و هنگامی که به ایران بازگشت بیش از پیش به هنر دانشگاهی سده نوزدهم وابسته شده بود. حتی بعداً در بازنمایی موفقیت آمیز برخی موضوع‌های اجتماعی نیز از این وابستگی رهایی نیافت. او اساساً چهره نگار و منظره نگار بود؛ و در تک چهره‌هایی چون «سید نصرالله تقوی» قابلیت و مهارت خود را به حد کمال نمایان ساخت. کمال الملک با کوشش‌های خود در مقام نقاش و معلم پاسخی متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه اش به ضرورت تحول هنری جامعه داد. بازتاب این کوشش‌ها در ذهن مردم خصوصیات اخلاقی، نحوه زندگی و واقعه کور شدنش از او یک مرد افسانه‌ای ساخت. از جمله دیگر آثارش: دورنمای صفی آباد (۱۲۵۳ ش)؛ عمله طرب؛ حوضخانه صاحبقرانیه (۱۲۶۱ ش)؛ منظره آبشار دوقلو (۱۲۶۳ ش)؛ مرد مصری (۱۲۷۵ ش)؛ فالگیر یهودی؛ دهکده مغانک (۱۲۹۳ ش)؛ تک چهره خود هنرمند (۱۲۹۶ ش)؛ تک‌چهره صنیع الدوله؛ نیمرخ هنرمند (۱۳۰۰ ش)؛ منظره کوه شمیران (۱۳۰۱ ش). سرانجام محمد غفاری (کمال الملک) در ۲۷ مرداد سال ۱۳۱۹ درگذشت.

 

تالار آینه

 

آثار ماندگار کمال الملک

 

آثار کمال‌الملک از سال 1290 (هـ .ش) تا زمانی که چشمش آسیب دید:

1- مرد برهنه 2- دورنمای دماوند 3- دورنمای دیگری از دماوند 4- آخوند رمال 5- تصویر نیم‌تنه ناصرالدین شاه 6- تصویر مشهدی ناصر 7- زن پای چراغ 8- خانه سنگی 9- خانه دهاتی 10- دورنمای دیگری از باغ مهران 11- کپیه از تابلوی مزین‌الدوله (تابلو میوه) 12- سن ماتیو 13- کپیه تیسین 14- رمال بغدادی 15- تصویر عضدالملک 16- دورنمای مغانک 17- پیرمرد (ناتمام) 18- مصری 19- تصویر دیگر مصری 20- فانتن لاتور 21- کبک بی‌جان 22- تصویر نیم‌تنه اتابک 23- صورت جوانی کمال الملک 24- رمال 25- تصویر کمال‌الملک در حال تبسم 26- زرگر 27- صورت کمال‌الملک با کلاه 28- بن‌زور 29- پرتیه 30- صورت دیگری از کمال‌الملک با شنل 31- تصویر زن(مداد) 32- زری یراقی‌های جهود 33- صورت دیگری از جوانی کمال‌الملک 34- زنجیری 35- تصویر زن (که با همکاری گوردیجانی کشیده شده) 36- تصویر مرحوم ذکاء الملک 37- تصویر رامبراند 38- تصویر دیگری از کمال‌الملک 39- دورنمای چراغ‌برها 40- بازار مرغ فروش‌ها 41- صورت سردار اسعد 42- قالیچه صورت رامبراند 43- قالیچه صورت کمال الملک 44- قالیچه دورنمای منظره‌ای از شمیران 45- تصویر مرحوم حاج نصرالله تقوی 46- قالیچه دورنمای یاخچی‌آباد 47- کپیه رافائل 48- کپیه تابلوی دیگری از تیسین 49- کپیه ونوس 50- تصویر مظفرالدین شاه 51- تصویر احمد شاه 52- تصویر کمال‌الملک (آبرنگ) 53- تصویر مولانا (آبرنگ) 54- عرب خوابیده (آبرنگ) 55- حوض صاحبقرانیه 56- تکیه دولت 57- دورنمای پس قلعه 58- دورنمای زانوس 59- تالار آیینه 60- دورنمای لار 61- صورت ناصرالملک 62- تصویر پسر ناصرالملک 63- تصویر مشیرالدوله 64- تصویر وثوق‌الدوله 65- تصویر ضیع‌الدوله 66- پرنده الوان (آبرنگ) 67- دورنمای شهر از پشت‌بام صاحبقرانیه 68- دورنمای کوه شمیران از پشت‌بام مدرسه (ناتمام) 69- قالیچه منظره خیابان شمیران 70- زن 71- کپیه باسمه فرنگی (به دستور احمدشاه) 72- کپیه باسمه‌ای دیگر (به دستور احمدشاه) 73- نوازنده‌ها 74- تصویر ایستاده یکی از پیشخدمت‌های دربار 75- نیم‌تنه یکی از درباریان (آبرنگ) 76- بازار کربلا 77- منظره آبشار دوقلو 78- منظره حوض و فواره قصر گلستان 79- تصویر میرزاعلی‌اصغر خان اتابک (نیم تنه) 80- تصویر میرزا علی‌اصغرخان (تمام قد) 81- تصویر آقاعلی‌معین‌الحضور (آبرنگ)

 

حوزخانه

 

تاریخ نگار زندگی کمال الملک

1226: تولد کمال الملک در تهران

1226: سفر به کاشان در شش ماهگی

1234: سفر به تهران برای تحصیل

1235: ورود به مدرسه دارالفنون

1242: ورود به دربار به دستور ناصر‌الدین شاه

1255: گرفتن لقب نقاش‌باشی

1258: گرفتن لقب نقاش‌باشی خاصه

1262: ازدواج با زهرا خانم

1263: به دنیا آمدن دخترش نصرت

1267: متهم شدن به دزدی ، هنگام کشیدن تابلوی تالار آیینه

1269: گرفتن لقب کمال‌الملک از ناصر‌الدین شاه

1272: شروع به آموختن زبان فرانسه

1273: سفر به اروپا و اقامت در ایتالیا

1274: ورود به پاریس 1276: دیدار با مظفرالدین شاه در فرانسه

1277: چاپ زندگی‌نامه کمال‌الملک در روزنامه شرافت ، شماره شصت

1277: بازگشت به ایران و گرفتن نشان درجه اول و حمایل سبز مخصوص دربار

1278: سفر به عراق ، هم‌زمان با سفر مظفرالدین شاه به خارج

1280: بازگشت به ایران و تمارض مصلحتی به سکته

1285: مرگ مظفرالدین شاه و خوب شدن سکته استاد !

1287: پیشنهاد تأسیس مدرسه صنایع مستظرفه به دولت

1296: در گذشت پسرش حسینعلی خان

1297: در گذشت همسرش

1298: در گذشت مادرش حدود

1300 : نابینا شدن یک چشمش

1302 تا 1306 : درگیری کمال‌الملک با وزرای معارف دولت وقت

1306: استعفا و آغاز بازنشستگی و اقامت در حسین‌آباد نیشابور

1319: در گذشت کمال‌الملک

 

زرگر و شاگردش

 

یک خاطره از استاد

کمال الملک برای تحصیل به خارج می رود و در طی آن سالها استادی زبردست می شود. روزی مظفرالدین شاه به همراه اتابک (وزیر وقت) برای بازدید از کمال الملک به خارج سفر می کند و محو تماشای آثار بدیع استاد می شود. از وی درخواست می کند که به ایران بازگشته و برای وی تصویر زنان برهنه را ترسیم کند تا شاه را خوش آید که با مخالفت استاد روبرو می شود. اتابک در جهت تخریب استاد، به شاه می گوید که این آقا با خرج بیت المال تحصیل می کند و از اوامر شما سر پیچی می نماید. مظفرالدین شاه در جواب جمله ای می گوید. شاه می گوید: «اینها (خارجیها) صدر اعظمی مثل بیسمارک دارند باید نقاششان هم کمال الملک باشد ما که صدر اعظم احمقی مثل تو داریم باید نقاشمان هم از این آدم های پاپتی باشد.»

 

منابع:

- «استاد کمال الملک»، خداوندگار نقاشی ایران

- «کمال الملک»، ویکی پدیا

- «از نقاش باشی تا کمال الملک»، روزنامه اینترنتی ایران ما، دوشنبه 31 مرداد 1384

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 12:42  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

 

نیشابور در دشت همواری قرار گرفته است که از یک طرف به کوه های بینالود

و از سوی دیگر به ارتفاعات طاقانکوه محدود شده و مشهد در شرق،

سبزوار در قسمت غرب، قوچان و چناران از شمال

و از جنوب به تربت حیدریه و کاشمر متصل اند .

 

نمونه ای از سکه های ضرب نیشابور

 

کلمه نیشابور  از کلمه فارسی  قدیم «نیو شاپور» که به معنای «شهر شاه پور»  یا کار خوب یا جای  خوب شاه بوده، گرفته  شده است و به قولی نیشابور را به شاه پور اول یا دوم نسبت می دهند و عنوانی که در اوایل دولت اسلامی نیشابور بر سکه ها دیده  می شود ابر شهر است که به معنی «آپارنک» (Aparnak) یا آپارانی است که یکی از  سه قبیله  موسس پارت ها است و سلسله طاهریان  اولین سلسله ایرانی بعد از اسلام  است که در ایران پدید آمده است.

 

آثار تاریخی نیشابور  فراوان است، بجز خرابه های نیشابور قدیم و آتشکده نیشابور، مسجد جامع (دوره تیموری  899 ه.ق)، شیر های باستانی آلب ارسلان (غزنوی)، تپه سلطان میران(دوره اسلامی)، بنای گنبد های آجری مهر آباد ( گنبد بزرگ از دوره سلجوقی؛ گنبد کوچک از دوره ایلخانی)، کاروانسرای  شاه عباس (اواخر صفوی)، آب انبار بازار نیشابور (دوره صفویه)، را می توان  نام برد.

 

نمایی از بافت قدیمی شهر نیشابور

 

موزه نیشابور  که در آن کشفیاتی در تپه های تاریخی آلب ارسلان شادیاخ و آهنگران به علاوه مجموعه آثاری از دوران طاهریان، سامانیان و غزنویان رابه دست می دهد.

 

آرامگاه حکیم «ابولفتح عمربن ابراهیم» مشهور به خیام نیشابور، فیلسوف، ریاضیدان، منجم و شاعر ایرانی اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری است که در تاریخ جهان به عنوان ریاضیدان و عالم  هیات و شاعر و عارف نامی ایران مشهور است.

 

آرامگاه  «شیخ فخرالدین عطار نیشابوری» شاعر و عارف نامی ایرانی، این آرمگاه  از بنا های  دوره «امیر علیشرنوای» است و در قرن نهم هجری ساخته شده است. آرمگاه کمال الملک، مقبره محمد غفاری فرزند میرزا بزرگ کاشانی ملقب به کمال الملک که از سرآمدان نقاشی در ایران است، در ابتدا ی باغ شیخ عطار نیشابوری قرار  دارد و زیارتگاه فرهنگ دوستان ایرانی است.

 

باغ آرامگاه عطار نیشابور

 

از بناهای تاریخی دیگر این شهر کهن، مسجد جامع نیشابور است که یادگار «سلطان حسین بایقرا» آخرین  امیر تیموری است و پهلوان «کرخی»  فرزند «بایزید» که مقبره وی نیز در این مسجد است.

 

آرمگاه «نظام الملک بکروی»  در « کدکن» نیشابور  که مقبره  وی از آهک و  گچ ساخته شد و سقف آن به کاشی فیروزه ای مزین شده است.

 

«امام زاده محروق» از  فرزندان امام چهارم [که زیارتگاه او] با گنبد کاشی کاری شده و با ایوان های زیبا  در باغ مشجری قرار دارد و امام زاده  سید ابراهیم ( ع) درکنار بقعه «امام زاده محروق» دفن شده که یکی از اولاد حضرت موسی بن جعفر (ع) است.

 

 بقعه قدمگاه نیشابور، بنای زیبایی است که بنام قدمگاه از قرن یازدهم هجری در نزدیکی نیشابور بر جای مانده است و بصورت هشت گوش با ایوان های بلند و طاق نما های دو طبقه ساخته شده است.

 

 آرمگاه «فضل ابن شاذان» ، «چشمه خم ترکان»، «چشمه گرماب»، «طاقونکوه» از دیگر مکان های سیاحتی و زیارتی این شهر است. 

 

منبع:

«نيشابور؛ شهر قلمدان های مرصع و قدمگاه نور»، خبرگزاری اقتصادی ایران، 20 اردیبهشت 1385.

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 تیر1385ساعت 12:31  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

 

این بنا در 3 کیلومتری جنوب نیشابور، در کنار جاده نیشابور به کاشمر واقع شده است

و در این محل دو بنای گنبد دار آجری وجود دارد که به گنبدهای شادمهر معروف هستند.

گنبد بزرگتر مربوط به دوره سلجوقی بوده و گنبد کوچک، ایلخانی می باشد.

در کنار این دو بقعه قبرستان روستا واقع شده است.

                     

بنای آجری دوره ی ایلخانی در مهرآباد نیشابور

 

گنبد کوچک مهرآباد از داخل دارای پلان مربع و از خارج دارای هشت ضلع می باشد. به این ترتیب که اضلاع چهار جهت اصلی بزرگتر و جهات فرعی بسیار کوچکتر هستند. نمای این بنا از آجر بوده و تزئینات خاصی در آن دیده نمی شود. بنا دارای گنبدی ساده و با پوشش کاه گل می باشد. در دیواره ضلع غربی بنا نورگیر مشبک آجری وجود دارد. در طاق نمای دیواره های چهار طرف ورودی هایی وجود داشته که مسدود شده اند و تنها یکی از آن ها برای دخول به بنا باز است و آثار این ورودی ها در حال حاضر مشهود هستند.

 

در بالای ورودی فعلی یک نورگیر  بزرگ وجود دارد. پس از داخل شدن به بنا حالت چلیپایی آن جلب نظر کرده و حالت کلی یک چهار طاقی به بیننده القا می شود.

 

قاعده چهار ضلعی داخلی بنا در ارتفاع دو متری  به وسیله چهار فیلپوش به ارتفاع 180 سانتیمتر  و چهار نورگیر به هشت ضلعی و سپس به دایره تبدیل می شود. نمای داخل بنا از گچ بوده و تزئینات خاصی در آن مشهود نیست. در دیواره های داخلی هر ضلع در کنار هر در ورودی طاقچه مستطیل شکلی کار گذاشته شده است.

 

نکته قابل ذکر در این بنا بزرگی بیش از حد فیلپوش ها و نورگیر ها نسبت به دیواره های بنا  می باشد. لازم به ذکر است که نورگیر ها که در حال حاضر مشبک می باشند به تازگی و توسط آجر به این شکل در آمده اند و احتمالاً در اصل این گونه نبوده است.

 

یکی از نورگیرهای بنای آجری دوری ایلخانی مهرآباد نیشابور

 

پوشش زیر گنبد از گچ بوده و فاقد تزئینات می باشد. در بخش غربی زیر گنبد یک سکوی سیمانی وجود دارد که احتمالاً محل قبر شخص مدفون در این بقعه می باشد.  ابعاد آجر های به کار رفته در این بنا ، 27×27×6 سانتیمتر می باشد.

 

سبک معماری در این بنا متناسب بوده و از سایر سبک های موجود در معماری دوره ایلخانی پیروی می کند. بنا فاقد سرداب می باشد و تنها جنبه بقعه و تدفین عادی در آن اعمال شده است.

 

 به احتمال فراوان این بنا بر روی یک بنای دیگر که مصالح آن چینه و گل بوده است ساخته شده ، زیرا در ضلع شمالی از دیوار آجری بنا، بر روی آن کار گذاشته شده است. این مطلب در گوشه جنوب شرقی نیز صدق می کند.

 

آن طور که دیده می شود بنای کوچک مهرآباد چه از نظر شیوه های به کار رفته در معماری و چه از نظر تناسبات، اختلاف فاحشی با بنای بزرگ مهرآباد دارد. کشیدگی ورودی ها و کم عرض بودن دهانه و نوع فیلپوش ها گویای نوع خاص معماری در هر کدام از این بناها می باشد.

 

با توجه به کلیه شواهد معماری، می توان گفت که بنای کوچک مهرآباد یک یا یک و نیم قرن پس از بنای بزرگ مهرآباد ساخته شده است و شیوه معماری آن کاملاً ایلخانی است.

 

گنبد کوچک آجری مهرآباد نیشابور

 

این بنا هنوز ریزه کاری و ظرافت بناهای دوره تیموری را ندارد و با بنایی که در جوار بقعه جنوبی حمزه رضا در شیروان متعلق به دوره تیموری است کاملاً متفاوت است و مقایسه این دو بنا، تاریخ گذاری بنای کوچک مهرآباد را آسان تر می کند.

 

این بنا به شماره 1804 در تاریخ 25/9/1375 به ثبت رسیده است.