تبليغاتX
ابرشهر - حدیث نویسان نیشابور
:::: دانشنامه نیشابور ::::

 

سرزمين رسالت خيز و جايگاه دانشي مردان بزرگ

نیشابور پیش از اسلام، همچون عروسی است آرمیده بر دامان پیروزه رنگ بینالود استوار و سرافراز که در فضایی مه آلود، اما جان دار و پر تپش، به حیات خود ادامه می دهد. بعد از این دوران، نام نیشابور را زینت بخش بُعد تاریخی و اساطیری شاهنامه ی حکیم طوس، می بینیم.

 

آب و هوای بهشت آسای این دامنه ی پر برکت، شاپور اول ساسانی را بر آن داشت تا اولین سنگ بنای تمدن تازه را بر آن نهد. پس از او و در عهد شاپور دوم، نیشابور گسترش یافته و سپس یزدگرد دوم، این شهر را برای زندگی برگزید.

 

ساسانیان برخلاف اسلاف خود، استبداد را شیوه ی حکومت خویش قرار دادند و یک آزادی خواه نیشابوری به نام «مزدک»، علیه بیدادگری های آنان قیام کرد.

 

اگر نیم نگاهی به بعضی آثار، درباره ی اَبرشهر داشته باشیم، با نام بزرگ دیگری چون «مانی» آشنا می شویم که بسیاری او را نیز از تخمه ی نیشابوریان، و از پدری دانشمند به نام «فاتک» می دانند. اگر محقق گردد که این دو اندیشمند، نیشابوری اند، می توان گفت این سرزمین، از دیرباز رسالت خیز، و جایگاه دانشی مردان بزرگ و نامبردار بوده است.

 

محدثين نيشابور

نوشته اند که اولین مسجد نیشابور به وسیله ی عبدالله بن عامر، دایی زاده ی عثمان خلیفه، ساخته شده است. پس از اینکه انوار تابناک اسلام بر سرزمین ایران و از آن جمله ابرشهر تابیدن گرفت، مردم نیشابور، با عشقی زاید الوصف، به خاندان رسوا خدا متمسک شدند.

 

طبق آنچه در کتاب فوائد الرضویه، از قول شیخ عباس آمده است: «چون امام رضا علیه السلام به نیشابور آمد، گروهی از محدثین نیشابور، در محل اقامت ایشان جمع شدند. البته در آن روزگار در نیشابور، سیصد هزار محدث وجود داشت، از خاصه و عامه، که تنی چند از آنان عبارتند از: ابواسحاق نعمانی، ابونصر سراج، میرجمال الدین عطاء اللهف یحی بن عبدالله نیشابوری، محمد بن عیسای ترمذی، حاکم محدث نیشابوری و تعداد زیادی دیگر».

 

محدثین از امام خود می خواستند که از دریای بی کران دانش خویش، گوهری به نقل، در دامان پر اشتیاق ذوقشان نثار فرمایند. این بود که امام رضا علیه السلام به خصوص به تقاضای ابوذراعه ی رازی و محمد اسلم طوسی پاسخ دادند و آن حدیث سرمدی را که به سلسلة الذهب مشهور است، بیان کردند.

 

از صدها نمونه و شاهد شبیه این، که در منابع برجا مانده می توان استنباط کرد که رکن مهم تاسیس و تدوین علوم اسلامی، ایران و به خصوص خراسان و نیشابور بوده، زیرا موقعیت جغرافیایی خراسان و نیشابور بعد از اسلام، از حیث مرکزیت علمی و سیاسی، بر دیگر شهرهای اسلامی برتری داشته است.

 

عبداللعه بن عمر، از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده که پیامبر پس از نقل خوابی مشعر بر گرایش ایرانیان به دین اسلام فرمود: لو کان العلم منوطا بالتریا، لتناوله رجال من فارس؛ یعنی: اگر دانش در ستاره ی پروین باشد، ایرانیان به آن دست خواهند یافت.

 

جالب اینجاست که هنوز کسانی که این فرموده ی رسول خدا را شنیده بودند در قید حیات بودند که فرمایش آن حضرت، به طور اعجاب انگیزی به حقیقت پیوست. از گفت و گوی هشام بن عبدالملک با شخصی که از احوال دانشمندان بلاد اسلامی آگاهی داشت، چنین بر می آید  که بیش از هشتاد درصد فقها و محدثین و علمای قرون اولیه ی اسلامی، ایرانی الاصل، و بعضا خراسانی و نیشابوری بوده اند. علت این امر آن است که در آغاز ظهور اسلام، در میان ملت عرب، به مقتضای بادیه نشینی و ابتدایی بودن سطح فرهنگ اجتماعی، دانش و صنعتی وجود نداشت، و آنان احکام شریعت را در سینه ی خود حفظ، و آن را نقل می کردند. آنان می دانستند مآخذ این احکام، کتاب و سنت است، زیرا آنها را از صاحب شرع و اصحاب وی فرا گرفته بودند. آنان به امر تعلیم و تألیف آشنایی نداشتند و بدان مبادرت نورزیده بودند زیرا هیچ نیازی ایجاب نکرده بود که بدان دست یازند. عصر صحابه و تابعین نیز همین گونه ادامه داشت. بنابراین، بیشتر دانندگان حدیث، که آنها را برای مسلمانان حفظ و یا ضبط کرده بودند، ایرانی و بعضی از علمای محدّث نیشابوری بودند، که البته بر اساس شواهد موجود، سهم محدثین نیشابوری نسبت به سایر بلاد بیشتر است.

 

برا اثبات این ادعا کافی است به تاریخ الحاکم نیشابوری مراجعه کنیم. خواهیم دید که نام صدها تن از مشایخ حدیث، که همگی در نیشابور می زیسته اند صفحات زیادی را به خود اختصاص داده است. پس اگر بخواهیم نام یکایک محدثین بزرگوار نیشابوری را ذکر کنیم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود و بهتر آن است که اهل تحقیق به تواریخ بلاد ایران، که هر کدام، نام چندین تن از محدثین نیشابوری را در خود دارند، رجوع کنند. برخی از این تواریخ عبارتند از: تاریخ بخارای نُرسخی، تاریخ قم، تاریخ بیهق (ابوالحسن بهقی)، فضائل بلخ (ترجمه ی عبدالله بن محمد حسینی بلخی)، انساب سمعانی، تهذیب التهذیب، لسان المیزام، تاریخ الحاکم نیشابوری و ... .

 

آرامگاه فضل بن شاذان نیشابوری، بزرگترین محدث نیشابور

 

از مشايخ حديث نيشابور

بزرگترین محدث نیشابور، فضل بن شاذان نیشابوری است که به روایتی، خود محضر چهار امام معصوم را درک کرده است. تنها کافی است بدانیم این بزرگمرد، یکصد و هشتاد کتاب بزرگ و کوچک در باب علوم اسلامی و من جمله حدیث، تدوین نموده است.

 

یکی دیگر از محدثین گرانمایه نیشابوری، ابراهیم بن عبده نیشابوری می باشد که امام حسن عسکری علیه السلام به وثوق آثار وی تصریح فرموده و در نامه ای که به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری فرستاده اند، بعد از ابلاغ سلام به ابراهیم، او را به عنوان وکیل خود در نیشابور  برگزیده اند.

 

دیگر از محدثین نامبردار ابرشهر، ابن راهویه ی مروزی است که از پیشوایان حدیث و فقه می باشد چنانکه نزدیک به هفتاد هزار حدیث از حفظ داشت. او اواخر عمر خود را در نیشابور گذراند و تالیف السنن را در همین شهر به پایان برد و در همین شهر نیز درگذشت.

 

 ابو جعفر احمدبن حمدان نیشابوری، یکی دیگر از محدثین نیشابوری بعد از فضل بن شاذان نیشابوری بوده که در اواخر قرن سوم درگذشته است. وی به فضل و علم و معروف و به جودت بیان و تصنیف و تالیف موصوف بوده؛ از تالیفات او الصحیح در علم حدیث و اسرار العرفا در احادیث نبوی می باشد.

 

از دیگر علمای اسلامی، حسن بن محمد ابوعلی دقاق نیشابوری است که مقامات طریقت و شریعت را با هم جمع نموده و در حدیث، یگانه ی عصر خود بوده است. شیخ ابوالقاسم قشیری، که از فحول عرفای اسلامی است شاگرد و داماد این عالم می باشد. ابو علی کتب زیادی دارد و من جمله کتابی در وعظ و کتابی در زهد و حدیث از او به یادگار مانده است.

 

محمد بن اسماعیل بخاری، نامی ترین محدث اهل سنت و صاحب الجامع الصحیح معروف به صحیح بخاری که بزرگترین و صحیح ترین کتاب از صحاح سته ی اهل سنت می باشد نیز ساکن نیشابور بوده است.

 

منبع:

پروانه مه ولاتی، محمد. «از یمن تا نیشابور: شرح احوال و آثار فضل بن شاذان بن خلیل ازدی نیشابوری»، تهران: لوح محفوظ، 1384، ص45-48.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 شهریور1385ساعت 6:57  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  |