برهان الملک
Burhan-al-mulk
Sa'adat khan-e Neyshaburi
سعادت خان نیشابوری،
سردار ایرانی تبار هندی و بنیانگذار سلسلهی نوابهای اوده (1136 ـ 1272)
منابع هندی، او را «میرمحمد امین بن سیدنصیر موسوی» و اهل نیشابور معرفی میکنند که نسبش به امام موسی کاظم علیه السلام میرسد[1] و در منابع فارسی به «سعادت خان نیشابوری» مشهور است[2]
چگونگی و تاریخ دقیق ورود او به هند و دربار بابریان با ابهام همراه است. به گفتهی غلامعلی خان نقوی دهلوی[3]، میرزا نصیر -پدر برهان الملک- با پسر بزرگش –میرمحمدباقر- در 1118 از نیشابور به هند رفت و در عظیمآباد ساکن شد. دو سال بعد، میرمحمدامین در جستجوی آنان به هند رفت. پدرش درگذشته بود و او همراه برادرش به خدمت سربلندخان صوبه دار گجرات در آمد. محمد کاظم مروی[4] از سرگذشت او اطلاع بیشتری میدهد. زادگاهش را نیشابور و او را راهزن میداند که اموال کاروانی را که از عراق به مشهد میآمد تاراج کرد. پس از این واقعه ناگزیر از نیشابور به مشهد گریخت و از آنجا به هرات و سرانجام به قندهار رفت. در آنجا نیز پس از زد و خورد با داروغه و کشتن او مجبور به ترک شهر شد. سپس مدتی در غزنین و کابل به سر برد و سرانجام به لاهور رفت. به طور اتفاقی در جریان شکار جان رحمت الله خان حاکم لاهور را نجات داد و به دربار او راه یافت. پس از این ماجرا، سعادت خان چندین بار به دستور رحمت الله خان برای سرکوبی امیران افغانی که به تحریک قبادخان پسر عموی رحمت الله خان در آن حدود سرکشی میکردند فرستاده شد و آنان را شکست داد. اختلافات رحمت الله خان و قبادخان که داعیهی حکومت داشت سبب شد تا به صوابدید رحمت الله خان لاهور را ترک کند و به شاهجهان آباد (دهلی) برود. زیرا قبادخان صلح را در گرو تحویل او قرار داده بود.
در دهلی با سفارش محبتخان که از معتمدان فرخسیر (حک: 1124ـ1131) بود به دربار او راه یافت[5]. فرخ سیر به او منصب یکهزاری داد[6]. پس از آن با محبت خان برای سرکوبی راجپوتها عازم شمال هند شد اما محبت خان در راه در گذشت. سعادتخان از پراکندگی سپاه جلوگیری کرد و با سرکوب راجپوتها، فرخ سیر منصب هفتهزاری به او داد.[7]
پس از مرگ فرخ سیر محمدشاه (حک :1131ـ1161) با حمایت ساداتها که در هند قدرت بسیار یافته بودند به حکومت رسید. سلطهی سیدحسینعلی خان بارهه امیرالامرا و برادرش سیدعبدالله بر دربار هند موجب نارضایی محمدشاه بود. حمایت پنهان فرمانروا از چنگلیش خان (نظام الملک) و سعادت خان به درگیری آنان با حسینعلی خان بارهه انجامید که با مرگ سید حسینعلی خان تسلط ساداتها بر دربار دهلی پایان یافت.[8] محمدشاه به پاس خدمات سعادت خان، لقب بهادر جنگ و نشان «ماهی مراتب» به او داد.[9] برهان الملک در 1133 به حکومت اوده برگزیده شد و پس از چندی با سرکوبی شورش شیخ زادههای لکهنو، شهرهای بنارس، غازی پور، جونپور، چنارگره را هم تحت سلطهی خویش درآورد.[10] محمدشاه این بار نیز با اعطای لقب برهان الملک او را پاداش داد.[11]
در 1149 مراتههها از رود جمنا گذشتند و به اوده حمله بردند. برهان الملک، آنان را بهسختی شکست داد.[12] پس از این جنگ، خان دوران امیرالامرا و نظام الملک حاکم دکن به برهان الملک پیوستند و مراتهها را که به دهلی نزدیک شده بودند سرکوب کردند. با پیشنهاد فرمانبرداری مراتههها از دربار دهلی میان آنان و نظام الملک قرارداد صلح بسته شد. چون این کار بدون مشورت با برهان الملک انجام گرفته بود او رنجید و از رفتن به دربار خودداری کرد وبه اوده بازگشت.[13]
در 1151 که نادرشاه افشار به هندوستان حمله کرد محمدشاه از برهان الملک خواست تا برای مقابله با نادر به اردوی کرنال برود.[14] برهان الملک در 14 ذیقعده به اردوی محمدشاه پیوست اما سپاهیان نادر سیورسات لشکریانش را که در عقب حرکت میکرد به تاراج بردند.[15] ازینرو شتابزده به جنگ نادر رفت. در آن هنگام بسیاری از فرماندهان سپاه هند با آغاز جنگ موافق نبودند و تنها امیرالامرا خان دوران به یاریش آمد. نتیجهی نبرد شکست لشکریان هند و اسارت برهان الملک و زخمی و کشته شدن خان دوران بود.[16]
نظام الملک که پس از مرگ خان دوران فرماندهی کل سپاه هند را داشت برای مذاکرهی صلح به اردوی نادر آمد و با پرداخت پنج میلیون روپیه به نادرشاه صلح برقرار شد.[17] اما برهان الملک که به سبب کینهی دیرینهاش از قدرت گرفتن نظام الملک خشمگین بود نادر را تشویق کرد تا برای به دست آوردن غنایم بیشتر به دهلی برود و شاید این یکی از انگیزههای رفتن نادر به آن شهر بود.[18] از اینرو نادر نمایندهاش طهماسب خان جلایر را که از محمدشاه فرمانی برای تحویل کلیدهای شهر داشت به همراهی برهان الملک به دهلی روانه کرد.[19]
برهان الملک چند روز پس از ورود به دهلی در 10 ذیحجه 1151 درگذشت.[20] دربارهی علت مرگ او اختلاف نظر است. برخی از مورخان گفتهاند که چون قادر به پرداخت غرامت تعیین شده نبود و در نتیجه از نادر اهانت دید خودکشی کرد.[21] به نوشتهی منابع دیگر زخم کهنهای که برهان الملک در پایش داشت موجب مرگش شد.[22] روایت اخیر صحیحتر به نظر میرسد زیرا برهان الملک در کرنال نیز از درد پا بهشدت رنج میبرد.[23]
پس از مرگ به دستور نادر، دارایی او ضبط شد.[24] سلسلهی نوابهای اوده نزدیک به 130 سال در این ناحیه حکومت کردند و سرانجام واجدعلی خان آخرین حکمران اوده به دست انگلیسیها در 1272/1856 از حکومت برکنار شد.[25]
برهان الملک طبع شعر داشت و گاهی اشعار رزمی می سرود و «امین» تخلص می کرد. واله داغستانی -تذکرهنگار مشهور- در خانهی او اقامت داشت.[26]
[1] . نقوی دهلوی ص 5؛ آفتاب رای لکهنوی بخش 1 ص 76: میرزامحمدامین
[2] . مروی ج 2 ص 701
[3] . همانجا
[4] . ج 2، ص 701ـ 708
[5] . همان، ج 2، ص 706
[6] . همانجا؛ اورنگ آبادی، ج 1، قسمت 3، ص 463ـ464؛ انصاری، ص 269
[7] . مروی، ج 2، ص 707
[8] . نادرشاه و بازماندگانش، ص 391
[9] . د. اسلام، چاپ دوم، ذیل «برهان الملک»
[10] . انصاری، همانجا؛ د.اسلام، همانجا
[11] . د.اسلام، همانجا
[12] . فریزر، ص 44؛ هنوی، ص 173؛ اوتر، ص 146
[13] . فریزر، ص 44-47؛ اوتر؛ ص 146ـ147
[14] . مروی، ج 2، ص 711؛ کشمیری، ص 25ـ26
[15] . وارد، ص 159ـ160؛ مروی، ج 2، ص 718؛ فریزر، ص 105
[16] . نادرشاه از نظرخاورشناسان، ص 29؛ اوتر، ص 158ـ160؛ مروی، ج2، ص 725ـ 728؛ کشمیری، ص 27ـ31؛ وارد، ص 162ـ163 و 168- 173
[17] . لاکهارت، ص 184ـ186؛ فریزر، ص 108
[18] . اوتر، ص 162؛ لاکهارت، ص 186
[19] . اوتر، ص 164؛ لاکهارت، ص 187
[20] . کشمیری، ص 35؛ اوتر، ص 165
[21] . هنوی، ص 215؛ اوتر، همانجا
[22] . اورنگ آبادی، ج 1، قسمت 3، ص 464؛ کشمیری، همانجا
[23] . نیز رجوع کنید به کشمیری، همانجا؛ وارد، ص 52 و 122ـ123
[24] . استرآبادی، ص 333؛ هنوی، ص 226
[25] . نادرشاه و بازماندگانش، ص 392
[26] . انصاری، ص 269ـ270؛ آفتاب رای لکهنوی، ج 1، ص 76 و 205
فهرست منابع:
فهیمی، مهین. «برهانالملک»، وبگاه دانشنامه جهان اسلام وابسته به بنیاد دایرتالمعارف اسلامی