سدهي ششم و تفسير ابوالفتوح:
در نگاهي كلي، سدهي ششم هجري، پايان دورهاي است كه تمدن اسلامي در آن به اوج شكوفايي و بالندگي خود رسيده است، از سويي ديگر، اين قرن، دورهي برازندگي و كماليافتگي زبان دري و اوج و اعتلاي شعر و نثر پارسي است و در واقع دوراني است كه در آن مذهب جعفري، دستكم، در چشم و دل ايرانيان مسلمان به چنان پايگاهي رسيده كه خود را به داشتن تفسيري بر مبناي فقاهت خاص خويش نيازمند ميبيند.
مهمترين تفسيري كه در اين دورهي خاص تاريخي، سامان يافته، تفسير گرانقدر رَوضُالجِنان و رَوحُالجَنان، مشهور به تفسير ابوالفتوح رازي است كه در نخستين دهههاي سدهي مزبور، بر مشرب فقه جعفري در ري بر دست دانشمندي فقيه، متكلم و پارسيدان با نام حسين بن عليّبن محمدبن احمد خزاعي النّيشابوري الاصل معروف به ابوالفتوح رازي نوشته شده است[1].
خاك نيشابور را نازم كه از هر خشت او شاعري خيزد توانا يا هنرمندي بنام
نيمهي اول سدهي ششم هجري
«روضالجنان و روحالجنان في تفسيرالقرآن»
Ravzo-l Jenăn va Ravho-l Janăn Fi Tafsir-el-Qoran
کهنترین و مشروحترین تفسیر شیعی به فارسی
تاليف
حسينبن عليبن احمد الخزاعي النيشابوري
مشهور به ابوالفتوح رازي
Abul-Fotuh-e Răzi -ye Neyshaburi
روض الجنان و روح الجنان في التفسير القرآن:
مؤلف آن ابوالفتوح رازی از متکلمان امامیه در سدهي ششم است که اجدادش از نیشابور به ری کوچیده و در آن شهر ساکن شده بودند. او این تفسیر را در سالهای 510 تا 533، یا اندکی پس از آن نوشته که چون سال وفاتش بنا بر تحقیق مصححان چاپ اخیر کتاب 554 بوده نگارش این اثر در میانسالی او بوده است[2]. در متن کتاب به نام تفسیر اشارهای نشده است اما بنا بر اجماع دستنویسها و منابع همروزگار مؤلف از جمله فهرست منتجبالدین رازي[3] که شاگرد شیخ بوده همه جا نام کتاب «روض الجنان و روح الجنان» آمده است. تنها در «معالم العلما»ی ابنشهرآشوب[4]، «روح الجنان و روح الجنان» ثبت شده که قطعا کلمهي «روح» در آغاز آن محرف «روض» است چرا که خود ابن شهرآشوب در کتاب دیگرش مناقب[5] گفته است: «ابوالفتوح روایت روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن را به من اجازه داده است». نام محرف «روح الجنان و روح الجنان» به یکی از چاپهای کتاب یعنی طبع میرزا ابوالحسن شعرانی نیز راه یافته است. در ایران و بهویژه در زبان و قلم عموم این کتاب به نام کلی آن «تفسیر ابوالفتوح رازی» شهرت یافته است.
شيوهي تنظيم تفسير ابوالفتوح رازي:
شیوهي تنظیم تفسیر ابوالفتوح رازی، اصولا کلامی-روایی است، اما از آنجا که بر جنبههای ادبی واژههای قرآنی، مانند مباحث لغوی و زبانی و استشهاد به اشعار عربی برای روشن شدن معانی کلمات و جنبههای صرف و نحوی نیز تأکید دارد، خصوصیت ادبی را هم میتوان بر آن افزود. روش کار مؤلف پس از ذکر مقدمهای کوتاه در معانی و اقسام قرآن و بحثی در معنای تفسیر و تأویل و استعاذه این است که آیه یا آیاتی از هر سوره را بترتیب از فاتحه تا ناس آورده و به صورت زیرنویس و لفظ به لفظ به فارسی استوار و پاکیزهای ترجمه کرده است، آنگاه از ابتدا پس از ذکر بخشهای کوتاهی از آیات به تفسیر و شرح لغوی و صرفی و نحوی و فقهی و کلامی آن پرداخته و در هر مورد اقوال و آرای مفسران و نحویان و لغویان و فقها و متکلمان را با استفاده از منابع متقدم ذکر کرده است. اشارههای تاریخی و قصص و حکایات و تمثیلات و مباحث فقهی نیز در کتاب آمده است. مباحث تکراری در آیات به موارد قبلی ارجاع شده است و خود مؤلف نیز به این نکته اشاره دارد[6]. مباحث ذوقی و ادبی و عرفانی هم بیش و کم در خلال بخشهای تفسیری مطرح شده است.
مشخصات زباني تفسير ابوالفتوح رازي:
زبان تفسیر، چه در بخشهای ترجمه و چه در بخشهای تفسیری استوار و ادبی و در عین حال ساده است و جز در بخشهای اندکی از مقدمه و پارهای مباحث ذوقی و عرفانی از شیوهي نثر مرسل پیروی میکند. ترجمهي آیات در نسخههای کهن یا نزدیک به زمان مؤلف اصیل و حاوی مفردات و تعبیرات کهن و لهجهای است و از جهات متعدد زبانی با زیرنویس آیات در ترجمهي تفسیر طبری* قابل مقایسه است[7]. اما این ترجمهها در نسخههای متأخر، بهویژه از سدههای نهم و دهم به بعد دستخوش تغییر و تحریف شده و به نثر و زبان روزگار کاتبان نزدیک گردیده است. جنبههای ادبی و زبانی تفسیر ابوالفتوح از جهات متعدد سزاوار توجه است[8]. برخی مختصات زبانی و گویشی کم نظیر و مشخص که احتمالا متعلق به گویش قدیم ری باشد در کتاب دیده میشود که از نظر زبانشناسی اهمیت دارد[9].
پيشينهي تفسير ابوالفتوح رازي:
تفسیر روضالجنان، نزدیک به دویست سال تفسیرنویسی فارسی و نزدیک به پانصد سال تفسیرنویسی عربی را پشت سر دارد، بنابراین طبیعی است که از منابع تفسیر پیش از خود سود برده باشد با این حال کوچکترین نشانهای حاکی از استفادهي او از تفاسیر فارسی پیش از خود از قبیل ترجمهي تفسیر طبری، تاجالتراجم سورآبادی، قرآن پاک، تفسیر قرآن مجید معروف به تفسیر کیمبریج در دست نیست. شاید او با وجود میراث تفاسیر عربی خود را از رجوع به تفسیرهای فارسی بینیاز میدیده است. ابوالفتوح رازی، از تفاسیر فارسی و عربی زمان خود نامی نبرده است فقط چندین بار از زمخشری مؤلف «الکشاف عن حقایق التنزیل» با احترام یاد کرده و اشعاری از او نقل کرده اما از کشاف نامی نبرده است. نشانههایی چون تصریح به نام و نقل آشکار مطالب استفادي ابوالفتوح رازی از اهم تفسیرهای عربی پیشین اعم از شیعه و سنی را اثبات میکند. او در تفسیر خود از بسیاری مفسران پیشین از قبیل امام حسن عسکری علیه السلام، ابوالقاسم کعبی، ابومسلم محمدبن بحراصفهانی، ابوعلی جبایی و پسرش ابوهاشم جبایی، ابوبکر اصم، ابوالحسن رمانی زجاج، حسین بن فضل بجلی، ابواسحاق ثعلبی، فتال نیشابوری و بهویژه محمدبن جریر طبری نام برده و از تفسیرهای آنان و بهطور خاص از تفسیر طبری* استفاده کرده است[10].
در برتري تفسير ابوالفتوح رازي:
ابوالفتوح، هنگام بحث فقهی و کلامی در آیات اقوال مفسران اهل سنت را تقریبا با بیطرفی کامل ذکر کرده و نظر خود را بر مبنای فقه و کلام شیعه تحت عنوان «مذهب ما» بیان داشته است. تفسیر ابوالفتوح در میان امهات تفاسیر شیعی پیشین حتی در مباحث لغوی و معانی واژههای قرآنی و استشهاد به اشعار عربی با «التبیان فی تفسیر القرآن»* شیخ طوسی و «مجمعالبیان فی تفسیر القرآن»* طبرسی قابل مقایسه است و از این نظر ظاهرا بر دو تفسیر دیگر رجحان دارد[11]. ابوالفتوح، ظاهرا از التبیان به طور مستقیم استفاده کرده اما به سبب قرب زمان تألیف از وجود مجمع البیان بیخبر بوده است و مشابهت این دو میتواند از اشتراک منابع و نزدیکی مشرب فقهی و کلامی دو مؤلف ناشی شده باشد. استفادهي وسیع ابوالفتوح از منابع فقهی و کلامی فرق مختلف و مباحث تاریخی و قصص و حتی اسرائیلیات اهمیت آن را از این جهات نیز در میان آثار همگن سزاوار تحقیق کرده است[12].
تاثير تفسير ابوالفتوح رازي بر ساير تفاسير:
تفسیر ابوالفتوح رازی، بر تفسیرهای عربی و فارسی بعد از خود اثر نهاده است. قاضی نورالله شوشتری[13] ضمن ستایش از این تفسیر اظهارنظر کرده که فخرالدین رازی اساس «تفسیر کبیر»* خود را از این کتاب گرفته و برای دفع انتحال بعضی از تشکیکات خود را بر آن افزوده است. از میان تفسیرهای فارسی که از ابوالفتوح متأثر بوده و بهوضوح و گاه به عین عبارت از آن نقل قول کردهاند میتوان به دو تفسیر پر آوازهي شیعه، «جلاء الاذهان و جلاء الاحزان» معروف به «تفسیر گازر»* تألیف ابوالمحاسن حسین بن حسن جرجانی و «منهج الصادقین» ملافتح الله کاشانی اشاره کرد. متن این دو کتاب بهویژه تفسیر گازر با روض الجنان، اغلب یکسان و سزاوار سنجشهای دقیق است[14].
نسخههاي تفسير ابوالفتوح رازي:
تفسیر ابوالفتوح، تقریبا از زمان حیات مؤلف مورد توجه بوده و مرتب استنساخ و رونویسی شده است. تاکنون 53 نسخهي ناقص و کامل از این تفسیر در کتابخانههای ایران و دیگر کشورها شناسایی شده[15] که کهنترین آنها دستنویس شمارهي 1336 آستان قدس رضوی، مورخ ربیع الاول 556 است که تنها مجلدات 16 و 17 تفسیر را شامل میشود. نسخهای از این کتاب متعلق به کتابخانهي شخصی جلالالدین محدث ارموی، مورخ دوم صفر 579، صریحا نشان میدهد که از روی نسخهای به تاریخ 533 کتابت شده است[16]. از میان 53 دستنویس شناختهشدهي این اثر، تنها چهار نسخه است که دو دورهي کامل تفسیر (هر دوره در دو نسخه) را تشکیل میدهد و مابقی تنها بخشی از این تفسیر است. تفسیر روض الجنان، بر اساس تقسیمبندی خود مؤلف و تصریح برخی از همروزگاران او مانند منتجبالدین رازی[17] و عبدالجلیل قزوینی[18] و اتفاق همهي دستنویسها، بیست جلد بوده که فراهمآورندگان سه چاپ اول کتاب تقسیمبندی را مراعات نکردهاند.
تفسير ابوالفتوح رازي در كسوت چاپ و انتشار:
تفسیر ابوالفتوح را نخستین بار، تنی چند از فضلا از جمله ملک الشعرا صبوری در 1307 و 1309 در پنج مجلد آمادهي چاپ کردند که دو مجلد آن در 1323 به فرمان مظفرالدین شاه و سه جلد باقی مانده در 1313ـ 1315ش به دستور علی اصغر حکمت -وزیر معارف وقت- به چاپ رسید[19]. چاپ دیگری از این کتاب در ده جلد در 1320 ش با تصحیح و حواشی مهدی الهی قمشهای منتشر شد. چاپ سوم این کتاب در 1382 با تصحیح و حواشی میرزاابوالحسن شعرانی در سیزده مجلد با نام روح الجنان و روح الجنان سامان یافت که بارها به طریق افست تجدید طبع شده است. آخرین چاپ آن در بیست جلد با تصحیح و مقابله با 38 نسخهي کهن و ذکر نسخه بدلها و با مقدمهای مبسوط به کوشش و تصحیح محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح در سالهای 1365 تا 1376ش از سوی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی منتشر شده است.
فهرست منابع:
· ابن شهر آشوب. «معالم العلماء»، نجف: 1380/1961.
· ابن شهر آشوب. «مناقب آل ابیطالب»، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم: بیتا.
· ابوالفتوح رازی. «روضالجنان و روحالجنان فی تفسیرالقرآن»، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد: 1365ـ1376ش.
· بینش، تقی. «نفائس کتابخانه آستان قدس رضوی: دوتکه از تفسیر ابوالفتوح رازی»، نامه آستان قدس، ش5، اردیبهشت 1340.
· حسینبن حسن جرجانی. «تفسیر گازر»، چاپ جلالالدین حسینی ارموی، تهران: 1337ـ 1341ش.
· حقوقی، عسکر. «ارزش ادبی تفسیر ابوالفتوح»، در مجموعه خطابههای نخستین کنگره تحقیقات ایرانی، به کوشش غلامرضا ستوده، تهران: 1353ش.
· خزاعی، محمدحسن. «دقت ابوالفتوح رازی در معانی واژه ها و مقایسه آنها با تبیان شیخ طوسی و مجمعالبیان طبرسی (ره)»، مشکوة، ش48، پاییز 1374.
· ساغروانیان، جلیل. «دستور باش: تفسیر ساختی ویژه در روضالجنان و روحالجنان»، مشکوة، ش27، تابستان 1369.
· نوراللهبن شریفالدین شوشتری، «مجالس المؤمنین»، تهران: 1354ش.
· قزوینی، عبدالجلیل. «نقض»، چاپ جلالالدین محدث ارموی، تهران: 1358ش.
· علیبن عبیدالله منتجبالدین رازی. «فهرست اسماء علماء الشیعة و مصنفیهم»، چاپ عبدالعزیز طباطبائی، بیروت: 1406/1986.
· ناصح، محمدمهدی. «ترجمه آیات تفسیر طبری و ابوالفتوح رازی»، در یادنامه طبری، ویرایش محمد قاسم زاده، تهران: 1369ش.
· ياحقي، محمدجعفر. «اصلی در تصحیح انتقادی تفسیر ابوالفتوح رازی» مشکوة، ش6، زمستان 1363.
· ياحقي، محمدجعفر. «دستنویسی نفیس از تفسیر ابوالفتوح رازی»، مشکوة، ش 6، زمستان 1363.
· ياحقي، محمدجعفر. «دستنویسی نفیس از تفسیرابوالفتوح رازی»، مشکوة، ش 3، تابستان 1362.
· ياحقي، محمدجعفر. «طبری و ابوالفتوح» در یادنامه طبری، ویرایش محمد قاسم زاده، تهران: 1369ش.
پانويسها: [1] . برگرفته از: «روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن»، به كوشش و تصحيح محمدجعفر ياحقي، محمدمهدي ناصح، مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهشهاي اسلامي، 1377، ص بيست. [2] . ابوالفتوح رازی، ج1، مقدمه یاحقی و ناصح، ص پنجاه و نه- شصت و دو. [3] . فهرست اسماء علماء الشیعة و مصنفیهم، ص 45. [4] . معالم العلماء، ص 141. [5] . مناقب آل ابیطالب، ج1، ص12. [6] . روضالجنان و روحالجنان فی تفسیرالقرآن، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، ج1، ص 159. [7] . رجوع کنید به ناصح،ص 303ـ 311. [8] . رجوع کنید به حقوقی، ج 2، ص 100ـ125. [9] . رجوع کنید به حقوقی، ج 2، ص 100ـ125. [10] . ابوالفتوح رازی، جاهای متعدد؛ یاحقی 1369ش، ص 327ـ332. [11] . خزاعی، ص 205ـ 216. [12] . برای نمونه رجوع کنید به: عسکر حقوقی. «تحقیق در تفسیر ابوالفتوح رازی»، 1346ش، 3 ج. [13] . مجالس المؤمنین ،ج1، ص490. [14] . جرجانی، ج 1، مقدمه حسینی ارموی، ص ی ـ یا، لز ـ لح. [15] . ابوالفتوح رازی، ج 1، مقدمه یاحقی و ناصح، ص هفتاد و شش ـ هشتاد و یک. [16] . برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به: بینش، ص 44ـ51؛ یاحقی، 1362ش، ص 160ـ 188. [17]. همان [18]. قزويني، ص 212. [19] . همین چاپ که در پایان مجلد پنجم حاوی مؤخرهای به قلم محمد قزوینی در بارهي مؤلف و تفسیر اوست در 1404 در قم به صورت افست منتشر شده است.
منبع اين نوشتار:
· ياحقي، محمدجعفر. «تفسیر ابوالفتوح رازی»، وبگاه دانشنامهي جهان اسلام، وابسته به بنیاد دايرةالمعارف اسلامی
بسمالله الرحمن الرحيم
«سپاس خداي را كه بردارندهي اين ايوان است و گسترندهي اين شادروان است،
آرايندهي آن به آفتاب و ماه و ستارگان است و دارندهي اين پيغمبران و امامان است.
و درود بر رسول او كه سيد پيغمبران و ختم مرسلان است و بر اهل بيت او كه ستارگان زمين و پيشوايان ديناند،
و بر ياران او، بزرگان و اخيار از مهاجر و انصار».
و اين بود نخستين بند تفسير ابوالفتوح رازي ...
شايد گشايشي باشد بر ما، در مرور كهنترين تفسير شيعه به زبان پارسي دري ...
والحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد صلي الله عليه و آله وسلم