ابو حفص حداد نیشابوری
عارف و زاهد بزرگ قرن سوم هجری و از بزرگان طریقهی ملامتیهی نیشابور
Abu Hafs Had'dād -e Neyshaburi
The Mystic and Sufi of
(
عمرو بن سَلم، وفات: 270 هـ.ق
شیخ خراسان، اهل نیشابور و از بزرگان عارفان قرن سوم هجری، شغل او آهنگری (حدّاد) بود و نخستین کسی است که تصوف را در نیشابور ظاهر کرد. وی معاصر جنید بغدادی و رأس فرقهی ملامتیه بود. وی گاه به حالتی در میآمد که کسی توان نگاه کردن به او را نداشت. وفات او را به اختلاف در سالهای 264، 265، 266 و 270، ضبط کردهاند. (منبع: تهامی، غلامرضا، «فرهنگ اعلام تاریخ اسلام»، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1385، ص356)
اَبوحَفْصِ حَداد، عمرو سلمه نيشابوري
(وفات: دههی 7 سدهی 3 ق)، از مشايخ بزرگ تصوف خراسان.
ابوحفص حداد نیشابوری: زاد، خاندان، احوال، شاگردان و مصاحبان
برخي نام او را عمر، و نام پدرش را، سالم يا مسلم نيز آوردهاند [1]. زادگاه او، قريهی كورآباد، واقع بر دروازهی نيشابور به سوي بخارا بود [2]. دربارهی وجه تمسيهی او به حداد و چگونگي تغيير حال او گفتند كه شغل او آهنگري بود و رئزي به هنگام غلبه حال و يا بنا به قولي به منظور اظهار كرامت، دست بر كوره برده و آهني گداخته بيرون آورده و آهن در دست او سرد گشته و پس از آنكه به خود آمده دكان را به غارت داده و شغل خود را رها كرده است [3]. او، خواهرزادهی بشر حافي [4] و از شاگردان عبدالله بن مهدي ابيوردي (باوردي) و چندي نيز از مصاحبان علي نصرآبادي بود. ابوعثمان حيري، محفوظ بن محمود، ابو محمد مرتعش و يوسف محمد زجاجي از مريدان شاگردان او بودند ابوعبدالله سجزي، شاه شجاع كرماني، علي ابن شعيب سقا، عبدالله ابن محمد خراز، ابو جعفر احمد بن حمدان، ابوعلي ثقفي و حمدون قصار نيز با او مصاحبت داشتهاند [5]. او با جنيد بغدادي نيز ملاقات داشته و دربارهی جوانمردي، ميان آن دو گفت و گويي شده و تعريف او از جوانمردي، تحسين جنيد را برانگيخته است [6].
ابوحفص حداد نیشابوری: مرام و اندیشه
در كتاب «الفهرست» از شخصي به نام ابوحفص حداد ياد شده است كه از متعزله بوده و كتابي با عنوان «الجاروف في تكافو الادله» داشته است [7] و در برخي منابع ديگر به اين مطلب با دگرگونيها اشاراتي ديده ميشود و نيز نسبت تشيع به او داده شده است [8] و در «الرجال» كشي [9] روايتي از قول يونس بن الرحمن قمي، از طريق او آمده است ولي سيد مرتضي اين نسبت را مردود ميشمارد[10] اين شخص احتمالا غير از ابوحفض حداد -صوفي معروف- است و در هيچ يك از كتب تذكره و طبقات صوفيه به معتزلي بودن او اشاره نكردهاند و كتاب الجاروف مذكور هيچ كتاب ديگري را به او نسبت ندادند و از اقوال منقول از او چيزي كه دلالت بر معتزلي او كند بر نميآيد.
ابوحفض، آن چنان در زهد و ورع معروف بود كه بعضي از نويسندگان از او به عنوان زاهد ياد كردند [11]. اما او خود سخت از شهرت بيزار بود تا آنجا كه با داشتن مشرب تصوف، از پوشيدن لباس پشمين در ملأ عام امتناع داشت و همچون اهل بازار قبا بر تن ميكرد و چون به خانه ميرفت لباس پشمين ميپوشيد [12]. معمولا او را در شمار نخستين صوفيان ملامتيه قرار ميدهند و برخي از اقوالي كه از او نقل شده و نيز حكاياتي كه به او نسبت دادهاند از گرايش او به اين طريقه، حكايت دارد [13]. اما شيوهی او در اين طريقه در عين اجتناب از هر كاري كه بويي از ريا و رعونت در آن باشد، ترغيب مريدان به اعمال و مجاهدات بود كه با روش زاهدانهی او در تصوف نيز سازگاري داشت. اين شيوه، به ظاهر مغاير با شيوهی برخي ديگر از شيوخ ملامتيه، چون حمدون قصار بود كه به تحقير اعمال و اظهار سيئات و اخفاي حسنات توجه داشتند. اگر در حقيقت براي تربيت سالكان، اين دو شيوه مكمل يكديگرند شيوهی ميانه و كامل را نزد ابو عثمان حيري كه برگزيدهی مريدان ابوحفض بود با وضوح بيشتري ميتوان مشاهده نمود [14]. او چنان بر لزوم رعايت آداب تكيه داشت كه تصوف را مجموعهاي از آداب تعريف ميكرد [15]. گفتهاند وقتي جنيد (يا شبلي) به او اعتراض كرد كه چرا تو اصحاب خويش را آدب پادشاهان آموختهاي؟ پاسخ داد كه حسن ادب ظاهر، نشانهی ادب باطن است[16] . او مانند اكثر مشايخ صوفيه، سخت پايبند شريعت بود و معتقد بود كه سالك همواره بايد افعال احوال خود را با كتاب و سنت بسنجد[17] . هجويري، او را در زمرهی مشايخ معرفي ميكند كه حضور را مقدم بر غيبت ميانستند [18].
ابو حفص حداد نیشابوری:
حسن ادب ظاهر، نشانهی ادب باطن است
ابوحفص حداد نیشابوری: وفات
سال وفات او به درستي معلوم نيست و سالهاي 265، 267 و 270ق. را به عنوان تاريخ وفات او ذكر كردند [19] قبرش در نيشابور واقع در شارع ادك بوده و محفوظ ابن محمود نيز در كنار او دفن شده است. وصيت سلمي نيز اين بود كه در حال وفات سر من بر پاي ابوحفظ نهيد [20].
پانوشتها:
1. سلمي، طبقات، 105؛ خطيب، ج.2، ص.220؛ انصاري، ص. 95؛ سمعاني، ج. 4، ص. 78
2. سلمي، همانجا؛ انصاري، ص. 96
3. سراج، صص. 328- 329؛ ابو نعيم، ج.10، ص.230؛ سمعاني، ج. 4، صص.78- 79؛ عطار، ص. 391
4. سلمي، «جوامع آداب»، ص. 5
5. همو، طبقات، ص.103،105،183،251،269،336،356،370؛ انصاري، ص. 102، 104، 239، 330.
6. عطار، ص. 394
7. ابن نديم، ص. 216
8. نك: خياط، ص. 152,150,142,97
9. ص. 258
10. ج.1، ص.89
11. نك: ابن جوزي، ج. 5، ص.35؛ ذهبي، ج.12، ص.510؛ انصاري، ص.95
12. سلمي، رساله ملامتيه، ص. 108
13. نك: عفيفي، ص. 15، جم
14. سلمي، همان، ص.103
15. هجويري، ص. 47
16. مستعملي، ج.1،ص. 100؛ عطار، 395؛ كاشاني، ص. 204
17. ابونعيم، همانجا
18. ص. 321
19. سلمي، طبقات، صص. 105_106؛ سمعاني، ج. 4، ص. 79
20. خليفه نيشابوري،ص. 153,157؛ سلمي، همانجا؛ عطار، ص. 400؛ سمعاني، همانجا.
مآخذ:
- ابن جوزي، عبدالرحمن بن علي، «المنتظم»، حيدر آباد دكن: 1357ق.
- ابن نديم، «الفهرست».
- ابونعيم، احمد ابن عبدالله، «حليه الاوليا»، قاهره: 1357ق.
- انصاري هروي، جواجه عبدالله، «طبقات صوفيه»، به كوشش عبدالحي حبيبي، كابل: 1341ش.
- خطيب بغدادي، احمد ابن علي، «تاريخ بغداد»، قاهره: 1350.
- خليفه نيشابوري، احمد ابن محمد، «ترجمه و تلخيص تاريخ نيشابور حاكم نيشابوري»، به كوشش بهمن كريمي، تهران: 1339 ش.
- خياط، عبدالرحيم بن محمد، «الانتصار»، به كوشش نيبرگ، قاهره: 1344ق/1925م.
- ذهبي، محمد بن احمد، «سير اعلام النبلا»، به كوشش شعيب ارنووط و صالح سمر، بيروت: 1404ق.
- سراج، عبدالله ابن علي، «اللمع في التصوف»، به كوشش نيكلسون، لندن: 1914م.
- سلمي، محمد بن حسين، «جوامع الاداب صوفيه» مجموعه آثار ابو عبدالرحمن سلمي، به كوشش نصر الله پور جوادي، تهران: 1369ش.
- همو، «رساله الملامتيه»، الملاميته (نك: هم، عفيفي)
- همو «طبقات الصوفیه»، به كوشش پدرسونليدن، 1960م.
- سمعاني، عبدالكريم ابن محمد، «الانساب»، به كوشش عبدالرحمن معلمي يماني، حيدر آباد دكن: 1384ق.
- سيد مرتضي، علي بن الحسين، «الشافي في الامامه»، به كوشش عبدالزهراحسيني خطيب و فاضل ميلاني، تهران: 1407ق.
- عطار، فريد الدين، «تذكره الاوليا»، به كوشش محمد استعلامي، تهران: 1360.
- عفيفي، ابوالعلا، «الملامتيه و الصوفيه و اهل الفتوه»، قاهره: 1364ق/1945.
- مكاشاني، محمود بن علي، «مصباح الهدايه»، به كوشش جلال الدين همايي، تهران: 1325ش.
- كشي، محمد، «معرفه الرجال اختيار طوسي»، به كوشش حسن مصطفوي، مشهد: 1348ش.
- مستعملي بخاري، اسماعيل ابن محمد، «شرح التعرف»، به كوشش محمد روشن، تهران: 1363ش.
- هجويري، علي بن عثمان، «كشف المحجوب»، به كوشش ژوكوسكي، تهران: 1979م.
منبع این نوشتار:
- لاشیء، حسین، «ابوحفص حداد»، وبگاه «دایرةالمعارف بزرگ اسلامی». (تاریخ مشاهده: 17/02/1388)
KNOWLEDGE
Neyshabur or Nishapur
The
The
BorzinMehr FireTemple