X
تبلیغات
ابرشهر - ابوالقاسم قشيري نيشابوري
:::: دانشنامه نیشابور ::::

 

 

ابوالقاسم قشیری نیشابوری

عارف بزرگ قرن پنجم هجری

376- 465 هـ.ق.

 

Abul-qāsem Gosheyri-ye Neyshaburi

Iran – Neyshabur))

 

زین الاسلام ابوالقاسم، عبدالکریم بن هوازان نیشابوری، زاهد و عارف بزرگ خراسان و از بزرگان اهل تصوف، وی شریعت و طریقت را با هم جمع داشت. در جوانی سوارکاری و شمشیرزنی آموخت، سپس به علم روی آورد و در فقه، کلام، تفسیر و عرفان، به استادی رسید. از آثار اویند: الرسالة القشیریه،آداب الصوفيه، الطايف الاشارات، التحبير في التذکير، الاربعين، الاتعبير في التفسير، التفسیر الکبیر، المؤتلف و المختلف، الضّّعفاء و المتروکون من رُواة‌الحدیث.

 

 

«ابوالقاسم عبدالکريم پسر هوازن پسر عبدالملک پسر طلحه پسر محمد قشيري نيشابوري، از عارفان بزرگ ايران در قرن پنجم هجري است.  تولد او در ربيع الاول سال 376 هجري در استواء نيشابور اتفاق افتاده است. خاندان وي بيش از سيصد سال در نيشابور سکونت داشته و از وجوه دهاقين ناحيه استواء بوده‌اند.

 

پدر وي، هنگامي که طفل بود، درگذشت و او در دوره‌ی کودکي در محضر درس ابوالقاسم يماني حاضر مي‌شد و درس ادب و قرائت را نزد آن استاد مي‌آموخت. نوشته‌اند چون خراج قريه‌اي که در آن سکونت داشت سنگين بود، به نيشابور رفت تا از مبلغ خراج کم کند و مردم قريه را از اين رنج برهاند.

 

نتيجه‌ی اين مسافرت، آن شد که در نيشابور رحل اقامت افکند و از ابوحسين خفاف و ابونعيم اسفرايني و ابوعبدالرحمن سلمي و ديگر اربات حديث و بزرگان صوفيه، حديث شنيده و فقه را از ابوبکر محمد بن بکر طوسي و علم کلام را از استاد ابوبکر بن فورک آموخته و تصوف را از ابوعلي دقاق نيشابوري فرا گيرد.

 

دختر ابوعلي دقاق –به نام فاطمه- همسر او بوده و از وي شش پسر داشته است. که اغلب از راويان او بوده‌اند و غير از آنان، عبدالوهاب شادياخي و عبدالجبار خواري و ديگر راويان معروف از قبيل ابوبکر خطيب -صاحب تاريخ بغداد- از او روايت کرده‌اند و در علوم تفسير و تصوف آن‌قدر شهرت يافته که «زين الاسلام» و «شيخ المشايخ»، «استاد جماعت» و «مقدم طايفه» لقب گرفت. پس از وفات ابوعلي دقاق با ابوعبدالرحمن سلمي معاشرت کرد و عاقبت استاد خراسان گرديد.

 

قبل از سال 410 هجري به تأليف «تفسير کبير» پرداخته و در مجالس وعظ به ارشاد مريدان و مردان راه حق اقدام کرده و در مصاحبت ابومحمد جويني و شيخ احمد بيهقي و جماعتي ديگر از مشاهير، به حج رفت و از مشايخ عصر در حجاز استماع حديث کرد و در سال 437 هجري براي املاء حديث، مجلس‌ها ترتيب داد. طريقه‌ی او در تصوف، به واسطه‌ی ابوعلي دقاق به جنيد و معروف کرخي مي‌رسد. وي با قائم بامرالله – خليفه‌ی بغداد- ملاقات کرده و در مجلس او وعظ نموده و با احترام فراوان به نيشابور برگشته است.

 

آخر عمر ابوالقاسم قشيري مصادف با حکومت آلب ارسلان سلجوقي بوده و با عزت و احترام فراوان و مرجعيت تمام عمر را به پايان برده و سرانجام در روز شانزدهم ربيع الاخر سال 465 هجري زندگي را بدرود گفته است. تأليفات او عبارتند از: آداب الصوفيه، الطايف الاشارات، التحبير في التذکير، الاربعين، الاتعبير في التفسير، و چند کتاب و رساله‌ی ديگر.»

 

منبع:

·          «ابوالقاسم قشیری نیشابوری»، وب‌گاه فرهنگسرا، تاریخ مشاهده: 05/07/1384.

 


برچسب‌ها: ابوالقاسم قشیری نیشابوری, عرفان, علوم قرآنی, فقه و کلام, تصوف
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 مهر1384ساعت 17:34  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  |