«من زان خودم هر آنچه هستم، هستم»

صادق هدايت دو كتاب دربارهي خيام دارد؛ «رباعيات عمر خيام» و «ترانههاي خيام» كه بهترتيب در سالهاي 1303 و 1313 منتشر شدهاند. او در اين كتابها علاوه بر ارايهي شعرهاي خيام، زندگينامهاي را از او ارايه داده و به «خيام شاعر» و «خيام فيلسوف» هم پرداخته است. به گزارش بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، هدايت در بخشي از زندگينامهاي كه از زندگي شاعر فيلسوف ايران ارايه ميدهد، مينويسد: اشخاصي كه در فلسفه و مشرب خيام تحقيقاتي نمودهاند، اغلب عقيده او را مخالف يكديگر اظهار داشتهاند و اين اختلاف آرا نه فقط منحصر به مستشرقين و خياميون جديد است، بلكه مابين قدما هم نيز وجود داشته؛ چنانكه مطابق رواياتي، علما و متصوفين خيام را گاهي صوفي و حنيف و زماني دهري و طبيعي تقلي نمودهاند و اين اشكالي است كه هميشه در اطراف افكار بزرگ روي ميدهد. مثلا نيكلا، خيام را صوفي دانسته، درصورتي كه فيتز جرالد او را طبيعي صرف معرفي ميكند. لكن فلسفه خيام با اين عقايد متفاوت است.
اما هدايت در بررسي «خيام شاعر»، در بخشهايي مينويسد: نفوذ فكر، آهنگ دلفريب، نظر موشكاف، وسعت قريحه، زيبايي بيان، صحت منطق، سرشاري تشبيهات ساده بيحشو و زوايد و مخصوصا فلسفه و طرز فكر خيام كه به آهنگهاي گوناگون گويا است و با روح هر كس حرف ميزند، در ميان فلاسفه و شعراي خيلي كمياب، مقام ارجمند و جداگانهاي براي او احراز ميكند. رباعي كوچكترين وزن شعري است كه انعكاس فكر شاعر را با معني تمام برساند. هر شاعري خودش را موظف داشته كه در جزو اشعارش كم و بيش رباعي بگويد. ولي خيام رباعي را به منتها درجه ی اعتبار و اهميت رسانيده و اين وزن مختصر را انتخاب كرده، در صورتيكه افكار خودش را در نهايت زبردستي در آن گنجانيده. ترانههاي خيام به قدري ساده، طبيعي و به زبان دلچسب ادبي و معمولي گفته شده كه هر كسي را شيفته آهنگ و تشبيهات قشنگ آن مينمايد، و از بهترين نمونههاي شعر فارسي به شمار ميآيد. قدرت اداي مطلب را به اندازهاي رسانيده كه گيرندگي و تأثير آن حتمي است و انسان به حيرت ميافتد كه يك عقيده فلسفي مهمي چگونه ممكن است در قالب يك رباعي بگنجد و چگونه ميتوان چند رباعي گفت كه از هر كدام يك فكر و فلسفه مستقل مشاهده بشود و در عين حال با هم، هماهنگ باشد. اين كشش و دلربايي فكر خيام است كه ترانههاي او را در دنيا مشهور كرده؛ وزن ساده و مختصر شعري خيام خواننده را خسته نميكند و به او فرصت فكر ميدهد. خيام در شعر پيروي از هيچكس نميكند. زبان ساده او به همه اسرار صنعت خودش كاملا آگاه است و با كمال ايجاز، به بهترين طرزي شرح ميدهد.

در ميان متفكرين و شعراي ايراني كه بعد از خيام آمدهاند، برخي از آنها به خيال افتادهاند كه سبك او را تعقيب بكنند و از مسلك او پیروي بنمايند. ولي هيچكدام از آنها نتوانستهاند به سادگي و گيرندگي و به بزرگي فكر خيام برسند. زيرا بيان ظريف و بيمانند او با آهنگ سليس مجازي كنايهدار او مخصوص به خودش است. خيام قادر است كه الفاظ را موافق فكر و مقصود خودش انتخاب بكند. شعرش با يك آهنگ لطيف و طبيعي جاري و بيتكلف است، تشبيهات و استعاراتش يك ظرافت ساده و طبيعي دارد. طرز بيان، مسلك و فلسفه خيام تاثير مهمي در ادبيات فارسي كرده و ميدان وسيعي براي جولان فكر ديگران تهيه نموده. حتا حافظ و سعدي در نشئات ذره، ناپايداري دنيا، غنيمت شمردن دم و ميپرستي اشعاري سرودهاند كه تقليد مستقيم از افكار خيام است. ولي هيچكدام نتوانستهاند در اين قسمت به مرتبه خيام برسند. حافظ و مولوي و بعضي از شعراي متفكر ديگر، اگر چه اين شورش و رشادت فكر خيام را حس كردهاند و گاهي شلتاق آوردهاند، ولي به قدري مطالب خودشان را زير جملات و تشبيهات و كنايات اغراقآميز پوشانيدهاند كه ممكن است آن را به صدگونه تعبير و تفسير كرد. مخصوصا حافظ كه خيلي از افكار خيام الهام شده و تشبيهات او را گرفته است و ميتوان گفت او يكي از بهترين و متفكرترين پيروان خيام است. اگر چه حافظ خيلي بيشتر از خيام، رؤيا، قوه تصور و الهام شاعرانه داشته است، ولي افكار او به پاي فلسفه مادي و منطقي خيام نميرسد و شراب را به صورت اسرارآميز صوفيان درآورده. ولي خيام احتياج به پردهپوشي و رمز و اشاره ندارد، افكارش را صاف و پوستكنده ميگويد. همين لحن ساده، بيپروا و صراحت لهجه، او را از ساير شعراي آزادفكر متمايز ميكند. شعراي ديگر نيز از خيام تبعيت كردهاند و حتا در اشعار صوفي كنايات خيام ديده ميشود.
از همه تأثيرات و نفوذ خيام در ادبيات فارسي چيزي كه مهمتر است، رشادت فكري و آزادي است كه ابداع كرده و گويا به قدرت قلم خودش آگاه بوده. چون در «نوروزنامه» در فصل «اندر ياد كردن قلم» حكايتي ميآورد كه قلم را از تيغ برهنه مؤثرتر ميداند و اينطور نتيجه ميگيرد: «... و تأثير قلم صلاح و فساد مملكت را كاري بزرگ است، و خداوندان قلم را كه معتمد باشند، عزيز بايد داشت. تأثير خيام در ادبيات انگليس و آمريكا، تأثير او در دنياي متمدن امروزه، همه اينها نشان ميدهد كه گفتههاي خيام با ديگران تا چه اندازه فرق دارد. خيام اگر چه سر و كار با رياضيات و نجوم داشته، ولي اين پيشه خشك مانع از تظاهر احساسات رقيق و لذت بردن از طبيعت و ذوق سرشار شعري او نشده، و اغلب هنگام فراغت را به تفريح و ادبيات ميگذرانيده. اگر چه مابين منجمين مانند خواجه نصير طوسي و غيره شاعر ديده شده و اشعاري به آنها منسوب است، ولي گفتههاي آنها با خيام، زمين تا آسمان فرق دارد. آنان تنها در الهيات و تصوف يا عشق و اخلاق و يا مسائل اجتماعي رباعي گفتهاند. يعني همان گفتههاي ديگران را تكرار كردهاند و ذوق شاعري در اشعار و قافيهپردازي آنها تقريبا وجود ندارد. شب مهتاب، ويرانه، مرغ حق، قبرستان، هواي نمناك بهاري در خيام خيلي مؤثر بوده. ولي به نظر ميآيد كه شكوه و طراوت بهار، رنگها و بوي گل، چمنزار، جويبار، نسيم ملايم و طبيعت افسونگر، يا آهنگ چنگ ساقيان ماهر كه فصل بهار و نوروز را تكميل ميكرده، در روح خيام تأثير فوقالعاده داشته. خيام با لطافت و ظرافت مخصوصي كه در نزد شعراي ديگر كمياب است، طبيعت را حس ميكرده و با يك دنيا استادي وصف آن را ميكند: روزي است خوش و هوا نه گرم است و نه سرد... بنگر ز صبا دامن گل چاك شده.. ابر آمد و زار بر سر سبزه گريست... چون ابر به نوروز رخ لاله بشست... مهتاب به نور دامن شب بشكافت... خيام در وصف طبيعت تا همان اندازه كه احتياج دارد، با چند كلمه محيط و وضع را مجسم و محسوس ميكند...
در نگارش اين مطلب از كتاب «خيام صادق» با گردآوري جهانگير هدايت، استفاده شده است.
روایت از:
ایسنا، «خيام به روايت صادق هدايت». پندار نت (سایت فرهنگی هنری پندار)، ۸۵/۲/۲۷