X
تبلیغات
ابرشهر - طاهریان
:::: دانشنامه نیشابور ::::

 

 

شادیاخ؛ دهلیز شرق

در بيش‌تر آثار برجاي مانده پس از قرن سوم هجري، هر جا سخن از نيشابور است، نام شادياخ نيز به ميان مي‌آيد. شادیاخ، شهرکی بود که عبدالله بن طاهر –سرسلسله‌ی طاهریان- برای استقرار سپاهیان، بنای آن را گذاشت. شادیاخ، به مرور زمان، به یکی از آبادترین محله‌های نیشابور تبدیل شد. و در دوره‌های بعدی، صفاریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان مرکز سیاسی حکومتی، و همچنین مقر امیر و سپهسالار خراسان بود و به آنچنان مرتبه از رشدیافتگی و بزرگی رسید که در سده ششم هجری بدان «دهلیز شرق»، می‌گفتند. «کاخ شادیاخ» یکی از نامورترین عمارت‌های محله شادیاخ نیشابور بوده است. این نوشتار به بازشناسی شادیاخ در گذر تاریخ، تا دوره حمله‌ی تاتار -که در این دروان شادیاخ، مانند ديگر مناطق و محله‌هاي نيشابور، ويران گرديد و از آن همه زيبايي و شكوه، هيچ باقي نماند- پرداخته است.

 

 

گفتني‌ها و ديدني‌هاي نيشابور: شادياخ و سبب بناي آن

گلین عابدین

 

در بيش‌تر آثار برجاي مانده پس از قرن سوم هجري، هر جا سخن از نيشابور است، نام شادياخ نيز به ميان مي‌آيد. شادياخ باغي بود در سمت راست نيشابور قديم كه رود فرخك در شمال غرب و غرب آن جريان داشت. قريه‌اي در بلخ نيز به همين نام بوده است.

الحاكم (متوفاي 405 هـ.ق) در تاريخ نيشابور مي‌نويسد: «شادياخ از مشهورترين محله‌هاي نيشابور و جايگاه عبدالله بن طاهر آن‌جا بود.»

صاحب آثارالبلاد از شادياخ چنين ياد مي‌كند: «شادياخ نام شهري بوده است در خراسان، نزديك نيشابور، در قديم بستاني از آن عبدالله بن طاهر بود.»

اعتمادالسلطنه كه در سفر دوم ناصرالدين ‌شاه به خراسان و مشهد (1300 هـ.ق) او را همراهي مي‌كرد، درباره‌ي مكان شهر جديد نيشابور در مطلع الشمس مي‌نويسد: «شهر شادياخ، در طرف جنوب شهر و در همانجايي كه باغ مقبره‌ي امامزاده محمد محروق قرار گرفته، واقع مي‌باشد.»

اين شهر جديد را نمازان خان در سال 695 هـ.ق در شمال شادياخ، تجديد بنا كرد.

اما در سبب بناي شادياخ گفته‌اند: «در زمان‌هاي گذشته، رسم بر اين بود كه وقتي سپاهيان در شهري توقف مي‌كردند، در خانه‌هاي مردم مهمان مي‌شدند. صاحب خانه مجبور بود لوازم آسايش اين ميهمان ناخوانده را فراهم سازد و ياراي نافرماني هم نداشت.

آنگاه كه عبدالله بن طاهر به حكومت خراسان منصوب شد (213-230 هـ.ق) در نيشابور استقرار يافت. روزي در شهر، زن جواني را ديد كه اسبي را آب مي‌داد. چون تناسبي در اين كار نمي‌يافت، شگفت‌زده شد. دستور داد شوي زن را حاضر كردند و سبب را پرسيد، مرد گفت اين ستمي كه امير بر ما روا داشته است. عبدالله گفت: چگونه؟ مرد گفت: يكي از سپاهيان تو در خانه‌ي من است. امروز از من خواست كه اسب او را آب دهم و مرا ياراي نافرماني نمود. مردد شدم كه اگر با اهل خانه بيرون مي‌رفتم و زن را در خانه مي‌گذاشتم، زنم را در امان نمي‌ديدم، ناگزير زن را فرمان دادم تا اسب را آب دهد و خود خانه نگاه داشتم.

عبدالله، غمين گشت و به انديشه فرو رفت، سپس دستور داد در بيرون شهر كه شادياخ نام داشت كاخي ساختند و خود در آن مستقر گرديد و سپاهيان را موظف نمود كه پيرامون آن زمين مورد نياز اختيار كنند و ساكن شوند به فرمان او در شهر ندا دادند كه از اين پس، هر سپاهي در خانه مردم مهمان شود، خونش مباح است، به اين ترتيب سپاهيان همگي به شادياخ نقل مكان كردند و محدوده‌ي شادياخ آباد شد و به مرور، يكي از آبادترين و مشهورترين محله‌هاي نيشابور گشت. اين داستان را به ديگران، از جمله غازان خان نيز نسبت مي‌‌دهند.»

كاخ شادياخ كه عبدالله بن طاهر ساخته بود بسيار باشكوه بود، الودلف -يكي از از جهانگردان دروه ساماني- مي‌نويسد: «در نيشابور آثاري از ايرانيان و اعراب وجود ندارد فقط ساختماني شبيه به بناهاي قديمي ديده مي‌شود كه يكي از سلاطين آن طاهر برپا نموده است.»

كاخ شادياخ، مدت‌ها مركز و مقر حكمرانان خراسان بود و تا 618 كه شادياخ مانند ديگر محله‌هاي نيشابور در حمله‌ي مغول با خاك يكسان شد، محله‌اي آباد و زيبا بود.

يعقوب ليث كه در سال 295 هـ.ق وارد نيشابور شد، دستور داد تا باغ‌هاي بزرگي در شادياخ احداث كنند كه به مرور همه‌ي آن‌ها جاي خود را به خانه‌هاي مسكوني دادند.

در دوره‌ي سامانيان و غزنويان، نيشابور مركز و مقر سپهسالار خراسان بود و كاخ شادياخ، محل رسيدگي به امور بود و در اختيار سپهسالار قرار داشت.

سلطان مسعود، پس از مرگ پدرش -محمود- از اصفهان عازم خراسان شد و در كاخ شادياخ مستقر گرديد و بار عام داد. بيهقي مي‌نويسد: «چون امير رضي الله عنه (سلطان مسعود) به كرانه‌ي شهر رسيد، فرمود مردمي كه به استقبال آمده بودند، باز گردند و خود سوي باغ شادياخ رفت و به سعادت فرود آمد. بناهاي شادياخ را به فرش‌هاي گوناگون بياراستند كه همه، از آن وزير حسنك بود، و آن‌ها را از جهت آن بناها تهيه كرده بود و مانند آن را كس ياد نداشت.»

طغرل اول سلجوقي – پس از پيروزي بر سلطان مسعود- وارد نيشابور شد (429 هـ.ق) و در كاخ شادياخ تاجگذاري كرد. الب ارسلان – دومين سلطان سلجوقي و بردارزاده‌ي طغرل- نيز دستور داد تا كاخ شادياخ را تعمير كنند. وي جشن عروسي پسرش –سلطان محمد (ملكشاه)- با دختر خاقان را در همين كاخ برپا نمود.

سال 548 در اواخر سلطنت سنجر، بر اثر حمله‌ي تركان غز، به شهر نيشابور آسيب كلي وارد شد.

يكي از سرداران سنجر به نام مويد آي‌ابه‌به غزان را از نيشابور بيرون راند و اختلاف‌هاي محلي را فرو نشاند و مقر فرمانروايي خود را به شادياخ انتقال داد؛ دور شادياخ، خندق و برج و بارو احداث كرد و بر آباداني آن بسيار كوشيد. بسياري از مردم و كسبه نيز به شادياخ نقل مكان كردند. تا زمان حمله‌ي مغول كه حدود نيم قرن بعد اتفاق افتاد، از آبادترين و زيباترين شهرهاي خراسان بود و آن را «دهليز شرق» مي‌گفتند.

در حمله‌ي مغول، شادياخ –مانند ديگر مناطق و محله‌هاي نيشابور- ويران گرديد و از آن همه زيبايي و شكوه، هيچ چيز باقي نماند.

 

- منبع:

مقدم عابدين، گلين، «گفتني‌ها و ديدني‌هاي نيشابور: شادياخ و سبب بناي آن»، ماهنامه زائر، ش 47، ص 20. به کوشش ققنوس شرق، «شادیاخ و سبب بنای آن»، ابرشهر: دانشنامه نیشابور، فروردین‌ماه 1389.

 

 

Neyshabur or Nishapur: The Phoenix of The East

The Land of Mysticsm, Mathematics, Philisophy, Poem, Pottery, Turquoise, Rhubarb and

 BorzinMehr FireTemple

-----------------------------------------------

ABARSHAHR: Encyclopedia of Neyshabur

www.abarshahr.blogfa.com

 

 


برچسب‌ها: شادیاخ, عبدالله بن طاهر, طاهری, طاهریان, دهلیز شرق
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 فروردین1389ساعت 10:55  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  | 

 

 

نيشابور، شهري است كه در سير تاريخي ايران موقعيتي ويژه و ديرپاي داشته است؛ پيش از اسلام، يكي از سه مركز بزرگ زردشتيان و جايگاه آتشكده آذربرزين مهر بوده و پس از اسلام، طاهريان، اولين حكومت ايراني را در نيشابور تاسيس كردند. امام هشتم شيعيان، حديث معروف سلسلة الذهب را در اين شهر بيان نمودند و از اين روي به شهر قلمدان‌هاي مرصع معروف گرديد. نيشابور مركز دانش‌ورزي دوره‌ي اسلامي بوده است، نظاميه‌ي نيشابور سابق بر نظاميه بغداد است و در كنار آن، مراكز علمي، مدارس و دانشگاه‌هاي بسياري در اين شهر فعاليت علمي مي‌كرده‌اند. به هر تقدير، نيشابور شهري است كه در تكوين تمدن ايران و اسلام نقش زيربنايي و بنيادي داشته است.

 

 

تاريخ ايران، به لحاظ تناوب زماني، به دو بخش قبل و بعد از اسلام تقسيم مي‌شود و نيشابور، شهر ديرپايي است كه در هر دو بخشقبل و بعد از اسلام-  پايگاه و موقعيت ويژه‌اي داشته است.

پيش از اسلام، نيشابور، يكي از سه مركز بزرگ زرتشتيان بوده و آتشكده‌ي آذربرزين مهر كه امروز آثار اندكي از آن برجا مانده، يكي از سه معبد مهم اين آيين- دو معبد ديگر «آذرگشسب» و «آذر فرنبغ» بوده كه در فارس و آذربايجان قرار داشته است- مي‌باشد كه در نيشابور پذيراي پيروان آيين زرتشت بوده است. بعد از اسلام نيز نيشابور تا زمان يورش خانمان‌سوز مغول، در چندين دوره، پايتخت دولتهاي ايراني و اسلامي بوده است.

اولين حكومت ايراني در دوران پس از اسلام كه نيشابور را پايتخت قرار داد توسط طاهريان روي كار آمد. البته نيشابور آن زمان بعدها در اثر تطاول طبيعي و نظامي، تقريباً به‌طور كامل ويران و در طول زمان، مدفون گرديد اما شرق‌شناسان و باستان‌شناسان عصر جديد، كاوش‌هايي در خرابه‌هاي آن انجام داده و كار جستجوي حقايق تاريخي، در اين آثار ادامه دارد.

 پيش از آن و هنگامي كه امام رضا (ع)، هشتمين امام شيعيان، قصد هجرت به خراسان را نمود، در مسير بسيار طولاني اين سفر كه بلاد و شهرهاي مختلفي را در بر مي‌گرفت، نيشابور تنها شهري بود كه كاتبان و قلمداران دانشمندش- كه بنا به روايتي، عدد آنها به دوازده‌ هزار مي‌رسيد و اين خود نمايانگر جايگاه علمي و فرهنگي نيشابور در آن عصر مي‌باشد- افتخار ثبت و ضبط حديث معروف سلسلة‌الذهب را كه از سخنان قطعي و موثق آن امام همام مي‌باشد يافتند و عنوان «شهر قلمدانهاي مرصع» كه امروز بر نيشابور باقي مانده از يادگارهاي همين رويداد مبارك است.

بنا بر اسناد تاريخي، اولين مدارس و دانشگاههاي تمدن اسلام هم در اين شهر آغاز به فعاليت نمود. نظاميه نيشابور قبل از نظاميه بغداد در سال 456 در نيشابور تأسيس گرديد و بنا به قولي، اكثريت مدارس علمي و دانشگاههاي بلاد اسلامي، در نيشابور واقع بوده است. گفته شده كه در نظاميه‌ي نيشابور، روزانه سيصد طلبه،براي استماع درس امام‌الحرمين حاضر مي‌شدند و مشاهير نيشابور در شش قرن اول، آن هم فقط در بخش علوم انساني، بيش از چهارصد تن بوده‌اند. به هر تقدير، نيشابور شهري است كه در تكوين تمدن ايران و اسلام نقش زيربنايي و بنيادي داشته است.

 

منبع اين نوشتار:

·          «پيشينه‌ نيشابور»، وب‌گاه اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي.

 


برچسب‌ها: آذر برزین مهر, پایتخت ایران, علی بن موسی الرضا, نظامیه نیشابور, طاهریان
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 مهر1384ساعت 18:57  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  |