فریدون جنیدی
پژوهشگر برجسته در زمینه فرهنگ ایرانی
بنیانگذار سازمان پژوهش فرهنگ ایران
Fereydun –e Joneydi
(
استاد فریدون جنیدی (زاده 1318 نیشابور)، از سرآمدان و سرشناسان پژوهشگران و دلبستگان تاریخ، فرهنگ و آیین ایرانی است که پس از رویدادی در دوره جوانی و در دانشگاه، پیماندار گردید تا زندگی خویش را در راه پژوهش در فرهنگ ایران بیفشاند، و در این کارهای بسیار و درخوری به انجام رسانید که بنیانگذاری سازمان پژوهش فرهنگ ایران با نام «بنیاد نیشابور» از این دست کارهاست.
فرزند باورمند نيشابور، كسی كه با ايمان گفت: تا پايان زمان خود، زندگی خويش را در راه پژوهش در فرهنگ ايران خواهم افشاند و به اين اعتقاد جاودانگی بخشيد؛ مؤسس بنياد نيشابور.
استاد «فريدون جنيدی» فرزند شادروان «بکتاش ايرانی» بزرگمرد خراسانی، در سپيده دم20 فروردين ماه 1318 خورشيدی خيامی در کوهستان ريوند نيشابور، ديده به ديدار مام ميهن گشود. سالها کوشش او در راه خودباوری ايرانيان از سرآغازی شکوهمند در جوانیاش سرچشمه می گيرد ... و ياد آن لحظهی بزرگ و بشکوه، به سال 1345 در کلاس «درس تاريخ فرهنگ» (دکتر عيسی صديق)، هنگامی که استاد صديق، دربارهی اوستاخوانی و پهلویخوانی اروپاييان سخن میگفت و با ستايش بيش از اندازه از آنان، سخن را به خواندن سنگنوشتههای بيستون به کوشش راولينسون کشانيد، و با چنان بزرگداشت و شور و گرمی از کار او ياد میکرد که از چشمانش، درخش میجهيد و گفت: «يک اروپايی برای خواندن سنگنوشتهی ايرانی، 30 سال زمان نهاد، و شما که ايرانی هستيد آيا حاضريد برای کشور خودتان، سه سال از عمر خودتان را بگذاريد؟» چون اين سخن را گفت انگشتان دست راست را در جيب جليقه نهاد و به دانشجويان پشت کرد تا پشت ميز بنشيند. جنيدی در روند اين يادآوری چنين مینويسد:
«در اين هنگام، بر پای خاسته بودم، و چون استاد مرا ديد که ايستادهام، پرسيد «بله؟ آقا!» چنانکه آیين کلاسهای او بوده، نام خودم، کلاسم، رشتهام را ياد آور شدم و استاد گفت: «بفرماييد». من نيز با گرمايی که از نهاد جان و روانم برخاسته بود. گفتم: استاد مگر شما آن ايرانيان را که سی سال بر سر کار پژوهش، جان و زمان نهاده باشند نمیشناسيد؟ مگر فردوسی برای زنده نگاهداشتن انديشه و فرهنگ و زبان ايرانی، 30 سال زمان ننهاد، باز آنکه بارها گفته شده است که نان جو نیز بر سفره نداشته است؟ مگر استاد دهخدا، بيش از سی سال زمان بر سر فرهنگ ننهاد؟ هنوز که کفن دهخدا خشک نشده است! شما به جای آنکه جوانان را برانگيزيد تا 30 و 40 سال از زمان خود را بر سر فرهنگ ايران بنهند، آنان را کوچک میشماريد، تا در خود، ننگ ببينند و خويش را در خور و شايستهی سرزنش بشمارند؟ اکنون برای آنکه بدانيد جوانان ايرانی، 30 سال از زندگی خود را بر سر فرهنگ ايران مینهند. همين جا به شما میگويم: من! فريدون جنيدی! جوان ايرانی! تا پايان زمان خود، زندگی خويش را در راه پژوهش در فرهنگ ايران خواهم افشاند!»
اما بیگمان بنيانگذاری سازمان پژوهش فرهنگ ايران -بنياد نيشابور- را به وسيلهی استاد، در سال 1358 میبايست کانونی بزرگ در کارکرد و کوشش او در راه ماندگی ناپذيرش دانست. تنها جايگاهی برای ايرانيان که در آن به گونهای علمی و پژوهشی به ايران و فرهنگ ايرانی پرداخته میشود. تنها جايگاهی که به راستی با زندگی و سرنوشت و سرگذشت استاد توامان است. همان شاهراه و جایگاه شگفتی که بر فراز بلندای چکادهايش چنين ندا در داد: «برپای خيزيد و فرهنگ خويش باز شناسيد و جايگاه خويش و کشور خويش را در جهان بازيابيد و ارزش دستاوردهای بیشمار فرهنگی پدران و مادران خويش را در پهنه ميدان فرهنگ جهانی باز بينيد و در اين زمان که هياهويی خفيف، از جنبش آبخيزهای ژرفای دريای جان ايرانيان به گوش میرسد، و از همه سو، جنبشهای فرهنگی تازه را پديد میآورد ... اين زمان زرين را، که همهمه نهفته بيداری جان ايرانيان، نرم نرمک آشکار میشود از دست مدهيد! اين تپش، تپش دل فرهنگ ايران است، آن را دريابيد! اين دم، دم گرم جان نياکان است آن را فروبريد!»
و چه زيبا است نگرهی « فاتح عبدا...» (اردمهر) روزنامهنگار و استاد تاجيک، در روزنامهی صدای مردم (23 اکتبر 1992) که: «بنياد نيشابور، ذاتاً همان کارهايی را به سامان میرساند که به دوران ساسانيان؛ فرهنگستان گندیشاپور، و در ايام عباسيان؛ انجمن اخوان صفا در پيشگاه ملت ايران و مسلمان انجام داده بودند.»
و اکنون استاد فريدون جنيدی به همراهی ديگر ياران و استادان بنياد با سرافرازی بسيار در برابر روان نياکان، در بيست و پنجمين سال بنياد نهادن بنياد نيشابور با انبوهی از بیمانندترين پژوهشهای گرانسنگ در راستای فرهنگ ايران باستان و ايران پس از اسلام، اقوام ايرانی و گويششناسی، شاهنامهپژوهی، زبانهایباستانی و ... که از سوی نشر بلخ (وابسته به بنياد نيشابور) منتشر گشته و با برگزاری انجمنهای آموزش خط و زبانهای پهلوی و اوستايی و فارسی باستان و انجمنهای شاهنامهخوانی برای آگاهی مردمان ايرانی از چگونگی و چند و چون پرداختن به دانش ايرانشناسی، خويشکاری (مسئوليت) خويش را به ياری يزدان ادامه میدهد.
- منبع:
· «استاد فریدون جنیدی»، وبگاه بنیاد نیشابور، تاریخ مشاهده: 09/06/1384. به کوشش ققنوس شرق، «استاد فريدون جنيدي؛ زندگی در راه پژوهش در فرهنگ ایران»، ابرشهر: دانشنامه نیشابور، شهریورماه 1384.