نیشابور: مرکز خراسان
قدیم ترین پایگاه علوم اسلامی در ایران
نوشتاری که در پیش دیدگان شماست، بازخوانی و بازشناسی شهر نیشابور و موقعیت ممتاز علمی و تجاری آن در چهار قرن نخستین هجری است، که به قلم استاد عبدالحمید مولوی، در سال 1347 در نشریهی دانشکدهی علوم معقول و منقول مشهد منتشر شده. در نگاه استاد مولوی، نیشابور قرون اولیهی هجری را شهری مییابیم دارای محلات، مساجد، مدارس، کتابخانهها، بازارها، کویها و کاروانسارهای بسیار و موقعیت تجاری و علمی بزرگ و کمنظیر؛ شهری که در زمان اوج شکوفایی و آبادانی خود، بهترین محل برای کسب علوم و فنون زمان بوده و استادان بلندمرتبه و دانشمند، همواره محافل درس شهر نیشابور را به بهترین وضعی اداره میکردهاند و تدریس مدرسین به قدری قوی و اساسی بوده که در چهار قرن صدر اسلام، دوهزار و ششصد و هشتاد و پنج نفر را جزو اعلام و اشخاص سرشناس و مولفین و مصنفین و شعرا و لغویین و نحویین این شهر قرا داده است.
اما در پایان مقاله، به سال 618 هجری قمری میرسیم؛ «شهر نیشابور، به دست لشکر مغول قتل عام و غارت و خراب گردید و روی خرابههای شهر که تسطیح شده بود، زراعت کاشتند و بیشتر کتب و آثار بزرگان نیشابور، ضمن خرابی آنجا در زیر خاک مدفون شد و این هجوم و قتل عام لشکر مغول چنان ضربتی به نیشابور زد و چنان خرابی به بار آورد که مرکزیت علمی نیشابور را از بین برد و تا به حال که هفتصد و هفتاد سال از این واقعهی جانگداز خانهبرانداز میگذرد شهر نیشابور نتوانسته است قامت راست کند و موقعیت سابق خود را بازیابد».
آیا این نیشابور دیرپای و استوار، آن شکوه از دسترفتهی گذشتهی افسانهایاش را بازخواهد یافت؟
در پایان این نوشتار، به پاسخی برای این پرسش نخواهیم رسید،
اما شاید پس از خوانش این نوشتار، به درکی ژرفتر از درونمایهی این پرسش، رهنمون گردیم.
حبـــــذا شـــــــهر نشــاور کــــــــــه در روی زمین
گر بهشت هست همان است و گرنه خود نیست
در سواحل رودخانههاي بزرگ، از قبيل نيل، دجله، فرات، كارون، سند و امثال آن به واسطهي وجود آب فراوان، موجبات تمدن و شهرنشيني زودتر از جاهاي ديگر مهيا بوده است و اگر در محلي، رود بزرگ نبوده به ناچار، مردم در كنار رودهاي كوچك كوهستاني، طرح سكونت انداخته و شهرنشيني را پايهگذاري كردهاند و بعدا در دامنهي كوههاي بزرگ، كه آبريز وسيعتري دارد، به فكر تهيه و جريان آبهاي زيرزميني افتاده و مخصوصا ايرانيان كه فهم و درك بهتري داشتهاند به حفر كاريز پرداخته و با آبهاي زيرزميني متناسب با ادوات زمان، اراضي زيادي از دشتدامنهي كوهها را آباد و تحت كشت و زرع درآوردهاند.
دشت پهناور دامنهي كوه نيشابور ]بينالود[، كه از مخازن برفهاي كوه نيشابور بهرهمند است به واسطهي رودخانههاي «ديزباد»، «گرينه»، «دررود»، «خرو»، «بوژان»، «ميرآباد» و «خرسف رود»، زودتر از ديگر مناطق خراسان، جامهي تمصر به خود پوشيده و آباد و مردمنشين شده است.
- بناي نيشابور:
در موقعیت ممتاز اين دشت مقرون به هواي معتدل و سبزيهاي متنوع و اشجار گوناگون، سالها قبل از اسلام، شهري در دامنهي جبال موصوف، به وجود آمده كه بناي شهر را به شاپور -فرزند اردشير بابكان- منسوب ميدارند و شاپور دوم -پادشاه ساساني-، در تجديد بنا و گسترش شهر، اقدامات موثر به عمل آورده است [1].
اين شهر را نيشابور ناميدهاند زيرا كه كلمهي «نه» - به كسر نون و اظهار «هاء»-، به معني شهر است و نيشابور، در اصل، «نه شاپور» بوده و بعدا در تلفظ، «هاء» تبديل به «ياء» شده و آنجا را نيشابور گفتهاند [2].
- نامهاي ديگر نيشابور:
براي نيشابور، نامهاي ديگري چون ابرشهر، برشهر و سمنجور (سمنگور) ذكر كردهاند، و ليكن نام معروف اين شهر، همان «نيشابور» است كه اهل محل، در تلفظ، ياء را محذوف داشته و نشابور ميگويند و در بعضي از كتب تاريخ، نيز اين املاء ديده ميشود و اعراب، نيشابور را به «نيسابور» تعريب كردهاند.
- نام مزارع عرصهي شهر نيشابور قديم:
ابوعبدالله الحاكم -مولف تاريخ نيشابور، متوفاي سال چهارصد و پنج هجري قمري-، عرصهي شهر نيشابور قرون اوليهي اسلام را شامل شصت قريه دانسته و اسامي دهاتي كه در شهر نيشابور مستحيل گرديده، ذكر ميكند و محتمل است كه در قرن پنجم و ششم هجري، دهات ديگري هم در ضمن گسترش شهر نيشابور، ضميمهی آن بلد، شده باشد كه از نام آنها اطلاعي در دست نيست و نام قرائي كه نيشابور را در عهد مولف تاريخ، تشكيل ميداده به نقل از «تاريخ ابوعبدالله الحاكم» چنين است:
1) بويآباد يا زيق معرب ژيك يا جيك. 2) حنانه خشك. 3) شحنه عليا. 4) شحنه سفلي. 5) ماهكآباد. 6) سورين كوي. 7) دزدان؛ زندان دولتي نيشابور در اينجا بوده است. 8) زمجار سفلي. 9) زمجار عليا. 10) باغ كبار. 11) وينكآباد. 12) عارك آباد. 13) دوديه يهود. 14) باغك. 15) شهرستانه. 16) شاپور؛ كه بعدا «نصرآباد» ناميده شد. 17) لعانجي سفلي. 18) بشمان آباد [3]. 19) دارابجرد (دارابگرد). 20) حيره. 21) طبيرانه؛ اين كوي را «دزكان» هم ميگفتهاند. 22) وافكر سليط. 23) وافكر معاذ. 24) مناشك عليا. 25) مناشك سفلي. 26) خرقن عليآباد. 27) حافظ. 28) محفوظ. 29) باغ بهله. 30) زيركآباد. 31) محمدآباد. 32) فول. 33) خندروق. 34) كنار سفلي. 35) راقعه. 36) سيمجرد عليا. 37) سيمجرد سفلي (سيمگرد). 38) حفصآباد. 39) تلاجرد سفلی. 40) تلاجرد علیا. 41) جنجرود علیا (گنجرود). 42) جنجرود سفلی. 43) سهل. 44) تاشیش. 45) قباب (گنبدان). 46) خشانه. 47) قنات حمزه علیا. 48) خرکآباد. 49) عمرویآباد (عمرویهآباد). 50) قنات علیای جوری (گوری). 51) باب طاق (تاک). 52) مسجد. 53)جوری علیا. 54) جوری سفلی. 55) جوسق (کوشک). 56) سیستویه. 57) حافظ. 58) سلمسه. 59) سوانقادر علیا. 60) سوانقادر سفلی. [4]
اضافه بر شصت قریه فوق، نام فرات آباد، دستجرد، سهرامقان (سهرامگان)، قنات جهم از دستجرد، ماغین، کرم بکر، فازرشک و رقاب فارس را چون بر جوانب شهر واقع بوده، ذکر کرده است.
برخی از اسامی این دهات، نامهای بعد از اسلام را دارند و بعضی به همان لغات قدیمی، باقی بوه است و از این کیفیت میتوان حدس زد که شهر نیشابور، در موقعی که مسلمین وارد آنجا شدهاند، کوچکتر بوده و سپس، دهاتی از حومهی شهر، داخل آبادی شهر گردیده یا اینکه اسامی برخی دهات بعداً، به نام دیگر، مبدل شده است.
- محلات نیشابور:
شهر نیشابور، در عهد زندگی ابوعبدالله الحاکم که به سال 405 هجری قمری منتهی میشده، چهل و هفت محله داشته که اسامی آنها عینا از «تاریخ الحاکم» در اینجا نوشته میشود:
1. محلهي جولاهکان که سیصد کوچه زیادت داشته.
2. محلهي حیره که بازار نیشابور از سر حیره تا قرب روضه سلطان حسین به طول یک فرسنگ تمام سرپوشیده و مسقف بوده است.
3. محلهي جامعه.
4. محلهي بویآباد که اهم محلات نیشابور بوده و مواضع دیگر را با آن مثل میزدهاند و ابومسلم مروزی -صاحب الدعوه عباسی-، در ابتدای ورود به نیشابور در کاروانسرای این محله فرود آمده است.
5. محله ملق آباد (ملقآباد = ملکآباد) که در علیای محلهی حیره واقع بوده است.
6. محلهی میدان زیاد که به غایت بزرگ بوده است. [5]
7. محلهی نصرآباد (شاپور) که در علیای شهر واقع و مسکن علماء و تجار بوده.
8. محلهی حوض کسلان (آبانبار کسلان) که در آنجا مسجدی نیز بوده است.
9. محلهی زیق تعریب جیک یا ژیک [6] که در علیای شهر نیشابور بوده.
10. مناسک علیا
11. مناسک سفلی (در ضمن معرفی اعلام «تاریخ الحاکم»، مناشک ذکر شده و شاید مناسک معرب مناشک باشد).
12. محلهی دیز که صحابه در آنجا مسجدی ساختهاند.
13. محلهی نمدآباد که بزرگ بوده است.
14. محلهی باب (دروازه) ابیالاسود.
15. محلهی قباب (گنبدان).
16. محلهی خواست که متصل به شادیاخ بوده است.
17. محلهی شادیاخ که مکان عبدالله بن طاهر بوده و یعقوب لیث، آنجا را خراب کرده و بساتین قرار داده و بعد از آن جزو شهر شده است.
18. محلهی جلاباد (گلآباد) متصل به شادیاخ که بزرگ بوده. [7]
19. تلاجرد، متصل به جلاباد و خنجرود، و بزرگ بوده است.
20. محلهی خنجرود (گنجرود). [8]
21. محلهی حفصآباد.
22. محلهی حمزکآباد که محلهای بزرگ بوده.
23. محلهی محمدآباد که باغات و آبانبارها داشته است.
24. محلهی قز که بهترین محلات، از جهت آب و هوا بوده و در معجمالبلدان، این محله به نام «قز» ذکر شده و نام دیگر آن را «بوژگان» ذکر کرده است.
25. محلهی درباغ که باغ ابومسلم مروزی در آنجا بوده است.
26. محلهی باب عقیل (دروازهی عقیل).
27. محلهی باب عسکر که بازار آشپزها، طعامفروشان و علافان در آنجا بوده است.
28. محلهی باب عروه.
29. محلهی حرب.
30. محلهی باب معاذ.
31. محلهی بیدستان که درخت بید بسیار داشته است.
32. محلهي مرقعه كه شايد محلهي مربعه يعني چهارسو باشد كه در نوشتن، اسم آن را كاتب، تحريف كرده است.
33. محلهي سرپل.
34. محلهي دزدان (زندان دزدان در نزديكي دارالامارهي نيشابور وقوع داشته).
35. محلهي باب معمر.
36. محلهي در باغ تلاجرد (تلاگرد).
37. محلهي ميدان حسين.
38. محلهي سيمجرد (سيمگرد).
39. الرقيا.
40. محلهي جوري (گوري) عليا كه عيدگاه و مصلاي نيشابور در آنجا بوده.
41. محلهي جوري سفلي.
42. محلهي سنجد ستانه.
43. محلهي سركوي.
44. محلهي باغ رازيان كه اهل علم و تجار در آنجا بسيار بودهاند.
45. محلهي باغك -متصل به محلهي «قز»- كه عبدالله بن عامر، در موقع ورود به نيشابور، در آنجا منزل كرد و مسجد او در آنجا بوده است.
46. محلهي زمجار (شايد زمگار) و در مراصدالاطلاع زمجار را (رمجار) ضبط كرده است.
47. محلهي خركلآباد، كه متصل به «زمجار» بوده است.
در كتاب الحاكم در صفحهي 124، اضافه بر محلات چهل و هفت گانه، محلات ديگري به نام «سرواقه»، در طرف مغرب شهر نيشابور و محلهي «كرمانيان» را نيز ذكر كرده است.
در مراصدالاطلاع كه تلخيص «معجم البلدان» ياقوت حموي است، محلات ديگري براي نيشابور ذكر كرده كه محتمل است بعد از عهد ابوعبدالله الحاكم به وجود آمده باشد، به شرح ذيل:
1. جيزآباد. [9]
2. محلهي دارابجرد (دارابگرد). [10]
3. محلهي الرماده. [11]
4. محلهي سلش. [12]
5. محلهي فارويه. [13]
6. محلهي شاهنبر. [14]
7. محلهي عزره كه شايد تحريف «عروه» باشد. [15]
8. محلهي فولو. [16]
9. محلهي كلاغاستان. [17]
10. محلهي ميدان، كه شايد ميدان زياد يا ميدان حسين يا ميدان هاني باشد. [18]
11. محلهي ميان. [19]
اسامي محلاتي كه فوقاً ذكر شد عبارت است از آنچه ابو عبدالله الحاكم در كتاب «تاريخ نيشابور» نوشته و اسامي محلاتي كه مراصدالاطلاع و معجمالبلدان به نام محلات نيشابور در جغرافياهاي مذكور درج گرديده است.
- محلات ديگر نيشابور:
با مطابقهي دقيق نام بزرگان نيشابور كه الحاكم در تاريخ خود به تفصيل نوشته و مسكن آنها را در برخي از محلاتي ذكر كرده كه نام آن محلات در ضمن چهل و هفت محلهاي كه در آخر كتاب قلمداد كرده است، نيست. لذا نام محلات از قلم افتاده را استخراج كرده و در اينجا به دست ميدهيم و منظورم اين است كه نام محلات آتيالذكر در زمان الحاكم، وجود داشته و ليكن به جهتي كه بر نويسنده مجهول است، الحاكم نام آنها را در ضميمهي چهل و هفت محله قرار نداده است باري، اسامي محلات مذكور چنين است:
· محلهي قهندز (کهندژ)[21].
· محلهي سعیدبن الصباح [22].
· محلهي باغ سین [23].
· محلهي عمر آباد [24].
· محلهي دروان کوس [25].
· محلهي سر حوض ابی العنبر [26].
· محلهي میدان هانی [27].
· محلهي سلمة العنبی [28].
· محلهي باب الدیر [29].
· محلهي باب الاسود [30].
· محلهي قصر الجند [31].
بنا بر موارد معروض، محلات شهر نیشابور به شرج ذیل بوده است:
1- آنچه الحاکم در صفحه 123 تا 124 تاریخ ذکر کرده، با اضافه دو محله «سرواقه» و «کرمانیان»، چهل و نه محله.
2- یازده محله دیگر که الحاکم ضمن فهرست اعلام نیشابور، مسکن بعضی از اعلام را در آنجا ذکر کرده است.
3- محلاتی که در معجمالبلدان و مراصدالاطلاع است و تاریخ نیشابور، اسامی محلات مذکور را ندارد، دوازده محله، لذا جمع محلات معروض در صفحات این وجیزه، به هفتاد و دو محله، بالغ میگردد و این تعداد محلات، تا اندازهای وسعت و بزرگی شهر نیشابور قدیم را در نظر خوانندگان عظام مجسم میسازد.