شيخ فريدالدين عطار نيشابوري
وفات 627 هـ.ق.
از بزرگان اهل تصوف و شاعر نامور ايراني
Sheykh Farido-din Attār-e Neyshaburi
(
شيخ نيشابور -فريدالدين ابوحامد محمد بن ابو بكر ابراهيم بن اسحاق عطار نيشابوری-، يكی از شاعران و عارفان نامآور ايران در اواخر قرن ششم و اويل قرن هفتم هجری قمری است. او سرمشق عارفان نامی پس از خود، همچون مولوی و جامی قرار گرفته و آثار او از مهمترين منابع مطالعهي عرفان ايراني و اسلامي به شمار ميآيند. آثار وي عبارتند از: ديوان شعر، مثنويها (الهی نامه، اسرار نامه، مصيبت نامه، وصلت نامه، بلبل نامه، بی سر نامه، منطق الطير، جواهر الذات، حيدر نامه، مختار نامه، خسرو نامه، اشتر نامه، مظهر العجايب و لسان الغيب) و مهمترين اثر منثور وي «تذكرة الاولياء» است كه در اين كتاب، به معرفی ۹۶ تن از اولياء و مشايخ و عرفای صوفيه پرداخته است .شيخ نيشابور، يكي از قلههاي عرفان و تصوف است به گونهاي كه بزرگ عارفان –مولانا جلال الدين محمد بلخي- دربارهي وي ميگويد:
عطار روح بود و سنايی دو چشم او
ما از پی سنــايی و عطــــــار آمديم
- زندگی نامه
فريدالدين ابوحامد محمد بن ابو بكر ابراهيم بن اسحاق عطار نيشابوری، يكی از شعرا و عارفان نامآور ايران در اواخر قرن ششم و اويل قرن هفتم هجری قمری است. بنابر آنچه كه تاريخنويسان گفتهاند بعضی از آنها سال ولادت او را ۵۱۳ و بعضی سال ولادتش را ۵۳۷ هجری.ق، میدانند. او در قري كدكن يا شادياخ كه در آن زمان از توابع شهر نيشابور بوده به دنيا آمد. از دوران كودكی او اطلاعی در دست نيست جز اينكه پدرش در شهر شادياخ به شغل عطاری كه همان داروفروشی بود مشغول بوده كه بسيار هم در اين كار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فريدالدين كار پدر را ادامه میدهد و به شغل عطاری مشغول میشود .او در اين هنگام نيز طبابت میكرده و اطلاعی در دست نمیباشد كه نزد چه كسی طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی كه آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در اين مورد داستانهای مختلفی بيان شده كه معروفترين آنها، اين است كه روزی عطار در دكان خود مشغول به معامله بود كه درويشی به آنجا رسيد و چند بار با گفتن جمله چيزی برای خدا بدهيد از عطار كمك خواست ولی او به درويش چيزی نداد. درويش به او گفت: ای خواجه تو چگونه میخواهی از دنيا بروی؟ عطار گفت: همانگونه كه تو از دنيا میروی. درويش گفت: تو مانند من میتوانی بميری؟ عطار گفت: بله، درويش، كاسهي چوبی خود را زير سر نهاد و با گفتن كلمه الله از دنيا برفت. عطار چون اين را ديد شديداً متغير شد و از دكان خارج شد و راه زندگی خود را برای هميشه تغيير داد. او بعد از مشاهدهي حال درويش، دست از كسب و كار كشيد و به خدمت شيخ الشيوخ عارف -ركن الدين اكاف- رفت كه در آن زمان عارف معروفی بود و به دست او توبه كرد و به رياضت و مجاهدت با نفس مشغول شد و چند سال در خدمت اين عارف بود. عطار سپس قسمتی از عمر خود را به رسم سالكان طريقت در سفر گذراند و از مكه تا ماورالنهر به مسافرت پرداخت و در اين سفرها بسياری از مشايخ و بزرگان زمان خود را زيارت كرد و در همين سفرها بود كه به خدمت مجدالدين بغدادی رسيد. گفته شده در هنگامی كه شيخ به سن پيری رسيده بود بهاءالدين محمد پدر جلال الدين بلخی با پسر خود به عراق سفر میكرد كه در مسير خود به نيشابور رسيد و توانست به زيارت شيخ عطار برود، شيخ، نسخهای از اسرارنامه ي خود را به جلال الدين كه در آن زمان كودكی خردسال بود داد.
عطار، مردی پركار و فعال بوده چه در آن زمان كه به شغل عطاری و طبابت اشتغال داشته و چه در دوران پيری خود كه به گوشهگيری از خلق زمانه پرداخته و به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است. در مورد وفات او نيز گفتههای مختلفی بيان شده و برخی از تاريخنويسان سال وفات او را ۶۲۷ هجری.ق، دانستهاند و برخی ديگر سال وفات او را ۶۳۲ و ۶۱۶ دانستهاند ولی بنابر تحقيقاتی كه انجام گرفته بيشتر محققان، سال وفات او را ۶۲۷ هجری.ق. دانستهاند و در مورد چگونگی مرگ او نيز گفته شده كه او در هنگام يورش مغولان به شهر نيشابور توسط يك سرباز مغول به شهادت رسيده كه شيخ بهاءالدين در كتاب معروف خود كشكول اين واقعه را چنين تعريف میكند كه وقتی لشكر تاتار به نيشابور رسيد اهالی نيشابور را قتل عام كردند و ضربت شمشيری توسط يكی از مغولان بر دوش شيخ خورد كه شيخ با همان ضربت از دنيا رفت و نقل كردهاند كه چون خون از زخمش جاری شد شيخ بزرگ دانست كه مرگش نزديك است. با خون خود بر ديوار اين رباعی را نوشت:
در كوی تو رسم سرفـرازی اين است
مستان تو را كمينــه بــازی اين است
با اين همه رتبه هيچ نتــــــوانم گفت
شايد كه تو را بنــده نوازی اين است
مقبرهي شيخ عطار در نزديكی شهر نيشابور قرار دارد و چون در عهد تيموريان مقبرهي او خراب شده بود به فرمان امير عليشير نوايی وزير سلطان حسين بايقرا مرمت و تعمير شد .
- ويژگی سخن
عطار، يكی از شاعران بزرگ متصوفه و از مردان نامآور تاريخ ادبيات ايران است. سخن او ساده و گيراست. او برای بيان مقاصد عرفانی خود بهترين راه را كه همان آوردن كلام ساده و بیپيرايه و خالی از هرگونه آرايش است انتخاب كرده او اگر چه در ظاهر كلام و سخن خود آن وسعت اطلاع و استحكام سخن استادانی هم چون سنايی را ندارد ولی آن گفتار ساده كه از سوختگی دلی هم چون او باعث شده كه خواننده را مجذوب نمايد و همچنين كمك گرفتن او از تمثيلات و بيان داستانها و حكايات مختلف يكی ديگر از جاذبههای آثار او میباشد و او سرمشق عرفای نامی بعد از خود همچون مولوی و جامی قرار گرفته و آن دو نيز به مدح و ثنای اين مرشد بزرگ پرداختهاند چنانكه مولوی گفته است:
عطار روح بود و سنايی دو چشم او
ما از پی سنــايی و عطــــــار آمديم
- معرفی آثار
آثار شيخ به دو دسته منظوم و منثور تقسيم می شود.
-- آثار منظوم او عبارت است از:
1. ديوان اشعار شامل غزليات و قصايد و رباعيات
2. مثنويات او كه عبارتند از: الهی نامه، اسرار نامه، مصيبت نامه، وصلت نامه، بلبل نامه، بی سر نامه، منطق الطير، جواهر الذات، حيدر نامه، مختار نامه، خسرو نامه، اشتر نامه و مظهر العجايب. از ميان اين مثنویهای عرفانی بهترين و شيواترين آنها كه به نام تاج مثنویهای او به شمار میآيد منطق الطير است كه موضوع آن بحث پرندگان از يك پرنده داستانی به نام سيمرغ است كه منظور از پرندگان سالكان راه حق و مراد از سيمرغ وجود حق است كه عطار در اين منظومه با نيروی تخيل خود و به كار بردن رمزهای عرفانی به زيباترين وجه سخن میگويد كه اين منظومه يكی از شاهكارهای زبان فارسی است و منظومه مظهر العجايب و لسان الغيب است كه برخی از ادبا آنها را به عطار نسبت دادهاند و برخی ديگر معتقدند كه اين دو كتاب منسوب به عطار نيست.
-- آثار منثور: يكی از معروفترين اثر منثور عطار، تذكره الاولياء است كه در اين كتاب عطار به معرفی ۹۶ تن از اولياء و مشايخ و عرفای صوفيه پرداخته است .
- فهرست منابع:
«عطار نيشابوري، زندگينامه»، وبگاه پورتال آفتاب، تاریخ مشاهده، 22/06/1384.
«عطار نيشابوري، ويژگي سخن»، وبگاه پورتال آفتاب، تاریخ مشاهده، 22/06/1384.
- منبع:
· «عطار نيشابوری؛ زندگي، ويژگي سخن و آثار»، به کوشش ققنوس شرق، ابرشهر: دانشنامه نیشابور، شهریروماه 1384.