:::: دانشنامه نیشابور ::::

ماهي سياه كوچولو در وبلاگ«نيشابور؛ شهر آناهيتا»، در مقاله اي كوتاه، موضوع پراهميت زمين لرزه هاي نيشابور را به رشته بررسي درآورده، و در پايان نيز نتايج و راهكارهايي را ارايه داده است، با هم مقاله مذكور را مي خوانيم:   «زلزلــه های ويران کننـده، همراه با نابــودی سازه ها و مردم، دگرريختی های زمين از جمله زمين لغزه، بطور متواتر بر اين گستره وارد آمده است. تمامی زلزله هايی که بر پيکره ی نيشابور وارد آمده، به دليل نبود دسترسی به اطلاعات و ثبت داده ها، در جدول و نوشتار نيامده است. برخی به خاطر اينکه خرابی به بار نياورده، به ثبت و ضبط نيامده است. بعضی از نواحی نيز به دليل نبود دسترسی و ضعف ارتباطات در ذهن تاريخ هم باقی نمانده  است.  چنانچه خليفه ی نيشابور، بر پای حاشيه نويسی نسخه ای از کتاب تاريخ يمينی که به سال حدود 400 هجری قمری نوشته شده، يعنی قرن پنجم هجری، نيشابور از ابتدای بنا تا اين تاريخ 18 بار به زلزله خراب شده  است. در صورتی که بررسی های حال حاضر از اين شمار تنها 7 زلزله به ثبت رسيده است و بقيه ی زلزله ها به دست فراموشی سپرده شده است. چنانچه از زلزله هايی که ثبت نشده و آخرين زلزله ای که بدون کشته و زخمی همراه بوده  است (آوريل 1949 ميلادی) صرف نظر شود و تنها به 11 زلزله ای که بين سال های 454 ميلادی تا 22 اوت 1928 ميلادی بر اين سرزمين وارد شده  است، اکتفا کنيم: از سال 454 ميلادی تا 1928 ميلادی، طی 1474 سال 11 زلزله ی مخرب يادداشت شده است که ميانگين اين رويداد در اين دوره ی تاريخی، برابر 134 سال می باشد. يعنی به طور ميانگين هر 134 سال يک زلزله ی تخريب کننده بر اين گستره، گذشته است. اگر اخبار وارده توسط خليفه ی نيشابور (حاشيه ی تاريخ يمينی) مبنی بر اينکه تا قرن يازدهم 18 بار، نيشابور به زلزله خراب شده است، درست باشد و ميانگين سالهای سلطنتی شاپور اول را سال 280 ميلادی در نظر بگيريم، نيشابور از ابتدای بنا تا اوت 1928 ميلادی 26 بار به زلزله خرابی کلی و يا باعث تخريب حداقل نيمی از شهر شده است. با اين وصف ميانگين تعداد زلزله ها طی 1648 سال (از قرن سوم ميلادی) 63 سال می باشد. يعنی نيشابور هر 63 سال يک بار، به زلزله خراب گرديده  است. چنانچه تعداد زلزله هايی که از ابتدای بنا ی نيشابور تا سال 1145 ميلادی اتفاق افتاده است، 18 بار در نظر گرفته شود، ميانگين تعداد زلزله ها از نظر فاصله ی زمانی 48 سال خواهد بود. بدين معنی که هر 48 سال يک بار اين شهر به زلزله خراب شده است.   جدول شماره ی(3-1-2) زمين لرزه های عمده در نيشابور     رديف   تاريخ وقوع زمين لرزه     اثرات زمين لرزه     فصل سال     ماه سال فاصله زمانی از زمين لرزه ی قبلی 1 25 ژوئيه 454 ميلادی آسيب به ساختمانها و نابودی بسياری از افراد زمستان بهمن از 280 ميلادی، 174 سال 2 مه 763 ميلادی کوهها از جای کنده شد، دگرريختی بهار ارديبهشت 309  سال 3 22 دسامبر 856 ميلادی تلفات مالی و جاني، نابودی عمارت ها پائيز دی 93 سال 4 1145 ميلادی تلفات مالی و جانی بسيار     289 سال 5 1209 ميلادی ويرانی کامل     64 سال 6 1251 ميلادی نابودی بخشی از شادياخ     42 سال 7 7 اکتبر 1270 ميلادی حومه شادياخ و نابودی چند روستا و 10000 کشته پاييز مهر 19 سال 8 فوريه 1389 ميلادی ويرانی تمام شهر، دگرريختی زمين، زمين لغزه زمستان بهمن 119 سال 9 23 نوامبر 1405 ميلادی ويرانی تمام شهر 30000 تن کشته پائيز آذر 16 سال 10 30 ژوئيه 1673 ميلادی نيمی از شهر فرو ريخت، 1600 تن کشته زمستان بهمن 268 سال 11 22 اوت 1928 ميلادی آسيب به ساختمانها و 10 نفر کشته تابستان شهريور 255 سال 12 23 آوريل 1949 ميلادی آسيب به ساختمانها، بدون کشته بهار ارديبهشت 21 سال                                                                           همانطور که در جدول شماره ی (3 – 2) مشاهده می گردد، از نظر فاصله ی زمانی بين دو زلزله، کمترين فاصله ی زمانی 16 سال می باشد که بين زلزله های 1389 و 1405 ميلادی روی داده است.  بيشترين فاصله ی زمانی ميان دو زلزله، متعلق به زلزله های 454 ميلادی و 763 ميلادی، 309 سال می باشد. از  آخرين زلزله ی تخريب کننده که همراه با نابودی تعدای از افراد اين شهر بوده است، از سال 1928 ميلادی تاکنون 76 سال می گذرد. از آخرين زلزله که نيمی از شهر را در هم کوبيده است، ژوئيه ی 1673 تا حال حاضر 331 سال می گذرد. ضمناً به اين مطلب نيز توجه داشته باشيم که بيشترين فاصله ی زمانی ميان دو  زمين لرزه 309 سال و بيشترين ميانگين سال های اين رويداد از قرن پنجم ميلادی 134 سال می باشد. از سال 1928 ميلادی که رويداد  زمين لرزه باعث تخريب برخی ساختمان ها و از بين رفتن تعداد 10 نفر از ساکنين نيشابور گرديد، تا حال حاضر زلزله ی ويرانگری اتفاق نيفتاده است. يعنی حدود 76 سال از اين واقعه می گذرد. اما از ژوئيه 1673 ميلادی که باعث ويرانی نيمی از شهر گرديد، تاکنون 331 سال می گذرد ويک دوره ی آرامش در حال سپری شدن است. با توجه به داده ها و بررسی هايی که انجام شده نشان از اين می باشد که دو  زمين لرزه بزرگ 1270 و 1405 در پهنـه ی باختـری نيشـابور روی داده  است و از ايـن رو گسله ی 55 کيلو متری فشاری نيشابور می تواند سرچشمه ی اين دو  زمين لرزه باشد. دو  زمين لرزه 1209 و 1389 ميلادی در پهنه ی خاوری نيشابور روی داده و از اين رو گسله ی 95 کيـلومتری فشاری بينالود می تواند سرچشمه ی اين دو  زمين لرزه باشد. اين بررسی پيشنهاد می کند که با رويداد هر يک از اين چهار زمين لـرزه ی بزرگ، هر يک از گسـله های بينـالود و نيـشابور در ازای خود جابه جا شده اند. از آنجا که اين دو گسله خود بخشی از گروه گسله هايی هستند که ديگر گسله هايی چون شمال نيشابور، اسفراين و بوژان را نيز در بر می گيرند، اين امکان نيز وجود دارد که يکی از اين گسله ها و يا گسله ی پوشيده در پهنه ی نيشابور نيز جابه جا شدگی داشته اند.   در هر صورت، لرزه خيزی سرزمين ايران در بسياری نقاط آن بر همگان روشن و واضح  است. از طرفی پهنه ی لرزه خيز نيشابور، با توجه به وجود گسل های کاری و فعالی که شرح آن گذشت و تاريخچه ی رويدادهای مخرب آن بيان گرديد، تنها فعاليتی که در اين راستا می توان انجام داد اين است که راه های پيش بينی و کاهش خطرهای ناشی از  زمين لرزه را در اين پهنه بررسی نمائيم. فجايع ناشی از زلزله در حقيقت نمونه ی روشنی از تأثيرات متقابل ميان دو پديده ی طبيعت و انسان است. واقعيت آن است که در زمان وقوع چنين حوادثی، به خاطر اينکه آشنايی درستی از محل سکونتی و فعاليتی خودمان نداريم، دچار چنين آسيب ديدگی های جدی می شويم. بنابراين بهتر است اين حقيقت روشن گردد که بازتاب های سازه های انسانی است که در مقابل اين سانحه ی طبيعی فاجعه می آفريند. شناخت همه جـانبه و سيستماتيک از محيـط طبيعی و محيطی که بـرای زندگی انتخاب می گردد، نخستين گام در برابر مقابله با چنين حوادثی می تواند باشد. در اين زمينه مکانيسم گسله های موجود در پهنه ی محـل سکونت و دیگر فعاليت های خويش، نظير طول گسل، دوره ی برگشت و ميزان بيشترين پتانسيل لرزه خيزی، بايستی مورد ارزيابی قرار گرفته و مطابق با آن به الگو سازی بناهای سکونتی، صنعتی، تجاری، حمل و نقل و ... بپردازيم.   آنچه در اين بحث به نظر می رسد آن است که فراتر از مقاوم سازی سازه ها، به طور کلی محيط شهريمان را متناسب با شناختی که از محيط داريم طراحی کنيم. از جمله آن که: مشخص کردن مکان استقرار، تراکم، ابعاد سکونتگاه ها اندازه ی شهر و عناصر تشکيل دهنده ی شهری مکان گزينی کاربری ها فرم شهر زيرساخت های شهری چگونگی رشد شهر و مديريت در توسعه ی شهری چگونگی و تعيين الگوهای ارتباطات داخلی و حمل و نقل اجباری کردن استاندارد مصالح و فراورده های ساختمانی نظارت جدي بر آئين نامه های لازم الاجرا به ويژه آئين نامه ی طراحي ساختمان ها در برابر زلزله به روز کردن شبکه های لرزه نگاری و تسريع در فرآيند صنعتی شدن ساختمان سازی ايجاد تفکر سبستمی در کشور»
برچسب‌ها: زلزله
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۸۴ساعت 9:42  توسط ققنوس شرق (فرزند نيشابور)  |